The first 194 lines.
"خانه جغد"
با دقت ببین ، لوز
"هکسز هولدم" باحال ترین بازیه بویلینگ آیلزه
هر ساحره ای میدونه چطوری بازی کنه
اوه ، پسر ، کارت بازی
مستطیل های مقوایی که آدمای پیر فکر میکنن سرگرم کنندس
حالا ، وقتی که بنظر میرسه کل دسته ها بر علیه توئه
اینجاس که یه کارت خفن میذاری وسط
وهووو! من بردم
حال کردی یا نه جغد کوچولوی با نمک
حس پیروزی رو خیلی دوست دارم احساس...نرمی داره؟
اه ، ادا دوباره داره اتفاق می افته
چی دوباره اتفاق می افته؟
نفرینت داره برمیگرده
اوه ، پسر این وحشتناکه
دیگه اکسیر ندارم
آه ، آخرین بار که اونا رو نخوردی این شکلی شدی
میدونم که باید کنترلش کنم ولی وای عجب جیگری شدما
ادا - باشه باشه حق با توئه -
ما باید بریم بازار
منم هرچی که گذاشته بودن روی زمین برای فروش رو میدزدم
قبل اینکه بریم کی میاد یه دست دیگه هکسز هولدم بازی کنیم؟
هی ، پس کارتام کجان؟
اینارو بگیر و فقط برو اونوقت مجبور میشه که بیاد
برگرد اینجا ببینم جغد شیطون
کارتامو پس بده
هی ، باز کن ببینم مورتن
آه ، فقط...چند لحظه صبرکن
چیزی بهتر از اینم هست که بشینی اینجا این سرزمین رو تماشا کنی؟
!وایسا ، وایسا
عاو ، لعنتی
عاقبت پاهای کوچیکه
من درکش میکنم
وای! عجب رژه ی بدشگونی
این که رژه نیست اونا شکارچیای اهریمن هستن
یه سری عشایر خطرناک که هیولاهای قدرتمند رو میگیرن و میفروشن
که منم الان میگیرن
اگه این دره بی صاحابو باز نکنی مورتن
شرمنده ، ادا
تموم شب سَم پیچه داشتم نتونستم بخوابم
و حالا به هر دلیلی که هست اصلا حالم خوب نیست
شربتم تموم شده حاجی
اوه ، خدای من بذار ببینم چیکار میتونم بکنم
ویلو و گاس
سلام ، دوستان
وایسا. مشکل چیه؟ کی شما رو ناراحت کرده؟
اونا
امیتی امشب داره یه مهمونی جادوی مهتابی میگیره
و همه رو دعوت کرده غیر از من
و همشم تو پنستاگرامش ازش پست میذاره
"امشب شبه جادوئه ورود اسکل ها ممنوع؟"
!عجب بیشعوری
جادوی مهتابی چی هس؟
کل شبو توی خونه ی یکی میگذرونی
داستان میگید بازی میکنید
مثل یه مهمونی دورهمی؟ ما هم اینو داریم
و بعد با جادوی ماه یه موجود رو به زندگی میاریم
مثل مهمونی های دورهمیه عجیب که داریم
منو گاس تا حالا نرفتیم
...برای اینکار حداقل سه نفرو لازم داریم و
من سه نفرم یعنی باهم دیگه سه نفریم
و ما خیلی بهتر از اونا هستیم
ببخشید که تو به مهمونی دعوت نشدی ، ویلو
فقط ساحره های واقعی میتونن بیان
آه. ولش کنید بابا
تقصیر اون نیس که بدون استعداد بدنیا اومده که
نذار اونا با خورد کردن اعصابت وقتتو هدر بدن
چون ما هم قراره جادوی مهتابی داشته باشیم
داری جدی میگی؟ اینکار توی لیست سیاهه منه
که البته الان دیگه داره به واقعیت می پیونده
این خیلی عجیبه ولی از اشتیاقی که داری خیلی خوشم اومد
من میرم به ادا بگم
خبرای خوب و بد دارم
خبر بد اینکه تا هفته بعد اکسیر ندارم
خبر خوبم اینه که پر خیلی بهت میاد
!مورتن
خب خدای من ، ادا
چرا زودتر نیومدی بگیری؟
سرم خیلی شلوغ بود
آره ، چون همش داری هکسز هولدم بازی میکنی
معتادش شده
نخیرم نشدم
داری همین حالا بازی میکنی
دارم میبرم؟
میدونی من معمولا اینو به کسی پیشنهاد نمیدم
ولی اگه اکسیر تو میخوای باید شانس تو امشب امتحان کنی
توی بازار شب؟
یه نفره که اونجا یه دکه داره و بهش میگن گریم همر
اگه هرکسی اون چیزی که تو میخوای و داشته باشه اونه
ادا ، گاس و ویلو و من میخوایم امشب احضار مهتابی انجام بدیم
و نمیتونیم بریم پیش امیتی ...پس
امشب نه دارم میرم بیرون
تو باید حواست به خونه باشه
من چیزای باارزشی اونجا دارم
!مثل من. وای
توئم با من میای
من دوتا چشم اضافی برای جیب بری نیاز دارم
و دوتا دست اضافه برای اینکه بتونم جیب بری کنم
!جیب بری
...پس شاید اونا بیان به خونه و
نه! درضمن احضار ها خیلی مسخرن
اینکه حلقه بزنید و دستای همو بگیرید. زرشک
اینکار مال بچه مچه هاس
...ولی
لوز. ادا چی گفت؟
...خب ، بچه ها
اوه ، ببین
ماه دقیقا داره میاد سر جاش
و این قدرتهای آسمونی فقط یکبار در سال بوجود میان
اوه باورم نمیشه دارم با دوستام مراسم احضار مهتابی رو اجرا میکنم
ممنونم ، لوز
پس ادا گفت اوکیه دیگه؟
آم ، آره. اون قبول کرد میتونیم توی خانه جغد انجام بدیم
تا وقتی که به چیزی دست نزنیم و یا بهم ریختش نکنیم
و اصلا بروی خودمون نیاریم که اینکارو کردیم
اوه تو بهترینی - ایول -
لوز
وقتی من نیستم تو مسئول اینجایی
مطمئن شو که هودی تو دردسر نمیوفته
هود! هود! من به پرستار بچه نیاز ندارم
من مرد بزرگ این خونم
میتونی روی من حساب کنی اصلا به اعتماد سخت بدست اومده ی تو خیانت نمیکنم
داری مشکوک میزنی
وقتی اینکارو میکنی توی کلاهت قایم میشی
میو. نخیرم
آه...اوه، پادشاه کجاس؟
اون درست اینجاس
اون وقتی اینجوری میخوابه خیلی بامزه میشه
اینجارو ببین
عخی. چقدر گوگولیه
خب دیگه ، باید برم
...و لوز
اگه خونه رو بهم بریزی
دیگه هیچوقت بهت اعتماد نمیکنم
دیگه سفارش نمیکنم. خداحافظ
واقعا باید اینکارو انجام بدم؟
نه ، نه ویلو روی تو حساب میکنه
خیله خب ، اون رفته
!آزاد شو
من یه استتار کننده ی حرفه ایم
من تو شلورام برگ دارم و خیلیم دوسش دارم
مهمون. هورا بلاخره یکی میخواد به قصه هام گوش کنه
خیله خب ، روزی روزگاری یه پرستو رفت توی دهنم ...بعدشم من
!هی
به هال ما خوش اومدید
بهش میگیم هال چون از لحاظ فنی حال هم داره
دیوار ها نفس میکشن...ببینید
!چه جالب
این گنجینه های انسانی رو ببین
و انسان های واقعیشو
خوراکی داریم موسیقی عجیب هم داریم
ما یه سطلم داریم
اره ، رفیق خودمی
و بهتر از همه ما دوستای واقعی داریم که میتونیم باهم مراسم احضار رو انجام بدیم
این خیلی هیجان انگیزه
خب ، این احضار چجوری کار میکنه؟
خب ، اول باید یه چیزی پیدا کنیم که بهش جون بدیم
چون اولین بارمونه باید یه چیز پر معنی انتخاب کنیم
یه چیز قشنگ
مثل این مرد هیکلیه کوچولو؟
من نصف عضله ، نصف بابم
آره ، اون عالیه
دقیقا منظورم از قشنگ این نبود
خیله خب ، پس شد همین مرد عضله ای
ایول
امشب اون برمیخیزه
بر اساس کتابایی که از احضار خوندم
ما یه وِرد باهم میخونیم تا با عروسک ارتباط داشته باشیم
آدمکه کوچولو
مهتاب زیبا ما صدا میزنیم ، ما میخوانیم
مهتاب زیبا این فرصت را در اختیار بگذار
مهتاب زیبا روح را به آن گره بزن
و من کلماتشو نمیدونم
اینم ازشانست آدمک کوچولو
بچه ها؟
الان کل خونه از جاش بلند شد؟
مرد عضله ای تو چیکار کردی؟
یه مرد واقعی کاریو که نمیتونه به عهده نمیگیره
نه ، من فکر کنم ، ما اشتباهی خونه رو بهش جون دادیم
خونه؟
!هودی ، باید تمومش کنی
با قدرت مهتاب من برخاستم هود هود
اون الان توی یه حالت بی هوشیه
!گاس
جادوی ما بجای عروسکه توی خونه پخش شده
ای آدمکه کوچولو
!هودی تمومش کن
چجوری اینکارو کردیم؟
ویلو ، گاس دستای همو بگیرید
ما داریم با قدرت دوستی کنترلش میکنیم
آه ، و قدرت مهتاب احتمالا همونه قدرته ماهه فقط
این خیلی باحاله حالا چیکار کنیم؟
خیلی زود خونه رو برگردونیم سر جاش
از طرفی دیگه ما یه خونهی غول آسای متحرک داریم
No comments yet. Be the first to leave one.