The first 30 lines.
قانون هایی بود که تو هیچ وقت بهم نگفتی
که هیچ وقت براشون نقشه نداشتیم
تمام داستان هایی که تو بهم فروختی
بهم کمک نکردن که بفهمم
اما من مجبور بودم روش کار کنم
هیچ کسی رو نداشتم که بهم کمک کنه
پس در اخرش برگشت
مجبور بودم خودم انجامش بدم
این یه بازیه که فقیر رو پولدار می کنه
سگای شکاری برای شهرت شکار می کنن
تا وقتی که بدونی از کدوم راه باید برگردی
روزم بساز با تمام تغییر ها
جادوی زن بد جنس جادوگر پروانه رو می سوزونه
مواظب باش چیزی که لمس می کنی می سوزونتت
چشم های کویینی چشم های کویینی کسی که توپ رو داره
من ندارمش تو جیبم نیس
تمام جادوها
بدون سایه ای بدون شک
اون می تونه بذاره
می شنوم که مردم داد می زنند
می شنوم که مردم داد می زنن
نقاش رو بازی می کنم
می خوام شانس بیارم
تمام رقصا شبیه همند
مهم نیست کدام رو انتخاب می کنی
هیچ وقت موقعیتی که داری رو مقصر ندون
با موقعیت های عشقی که پیش می اد
هیچ وقت جنگی که توش می بازی رو انتخاب نکن
چشم های کویینی چشم های کوییینی کسی که توپ رو داره
من ندارمش تو جیبم نیست
No comments yet. Be the first to leave one.