The first 200 lines.
...يک روز پرندهاي خستگي ناپذير، در حال پرواز بود
...يک روز پرندهاي خستگي ناپذير، در حال پرواز بود
دانهاي در نوک داشت
...روي درختي نشست
دانه از نوکش رها شد و به داخل تنهي درخت رفت
بنابراين، او به نزد نجار رفت
"اي نجار، خواهش ميکنم آن درخت بامبو را قطع کن"
"اي نجار، خواهش ميکنم آن درخت بامبو را قطع کن"
"دانهي من به داخل آن افتاده است"
"...پس من چه بخورم، چه بنوشم و چه چيزي"
"به خانه ببرم؟"
...نجار گفت
تو از من ميخواي به خاطر يک دانهي کوچک درخت بامبو رو قطع کنم؟
از اينجا برو
"...اي نجار، تو چه ميداني که زندگي من"
"حول محور"
"يک دانهي کوچک ميچرخد"
گنجشک قصهي ما با ناراحتي
به نزد پادشاه رفت
"پادشاه، اي پادشاه، لطفا آن نجار را مجازات کنيد"
"او نپذيرفت درختي که دانهي من در آن گير کرده را قطع کند"
پس من چه بخورم؟ چه بنوشم؟ " "و چه چيزي با خود به خانه ببرم؟
...پادشاه پاسخ داد
به خاطر يک دانه، بايد نجار را مجازات کنم؟
از اينجا برو...برو
...گنجشک ما، نا اميد نشد
و پس از آن
به نزد ملکه رفت
"...اي ملکه، لطفا با پادشاه صحبت کنيد"
"...او قبول نميکند نجاري را مجازات کند که"
" قبول نميکند درختي که دانهي من در آن است را قطع کند "
از من ميخواي به خاطر يک دانهي کوچيک با پادشاه صحبت کنم؟
پرندهي شيطون
برو، از اينجا برو
حالا گنجشک ما عصباني شده بود
او به نزد مار رفت
"...اي مار، برو ملکه رو نيش بزن"
او قبول نميکند با پادشاه صحبت کند" " تا پادشاه نجار را مجازات کند
که قبل نميکند درختي که" " دانهي من در آن است را قطع کند
که قبل نميکند درختي که" " دانهي من در آن است را قطع کند
مار درخواست اون رو ناديده گرفت
بعد او به نزد چماق رفت
چماق گفت: من به دنبال آرامشم
چماق گفت: من به دنبال آرامشم
"هي، تو هميشه دعوا ميکني"
"...و حالا"
"چون اسم دانهي من اومد، دنبال آرامش ميگردي؟"
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش: سميرا
بابا
بابا
بابا هي لاکنا
بابا بابا
هي بابا هي بابا-
بابا
چي شده؟
بلند شو بلند شو-
هي
درست صحبت کن اون عموته
بلند شو
مواظب باش
مواظب باش
يه کم آب بيار برام
مامان، بهش آب بده
مامان، بهش آب بده
آبجي، اون داستان رو برام بگو
...يه روز، گنجشکي خستگي ناپذير دانهاي به دهن گرفته بود و
داشت پرواز ميکرد
...ناگهان دانه از دهنش افتاد
و به داخل حفرهاي تو تنهي درخت افتاد
گنجشکه خيلي تلاش کرد اما نتونست دانه رو بياره بيرون
بعدش؟- ...بعدش اون-
...رفت پيش نجار و التماس کرد
...رفت پيش نجار و التماس کرد
"آقاي نجار، خواهش ميکنم اون درخت رو قطع کن"
"...دانهي من"
"افتاده داخلش"
"حالا چي بخورم؟ چي بنوشم؟ با خودم چي ببرم خونه؟"
"حالا چي بخورم؟ چي بنوشم؟ با خودم چي ببرم خونه؟"
نجار گفت: از من ميخواي
به خاطر يه دانهي کوچيک، اون درخت رو ببُرم؟ برو، از اينجا برو
درست بخارون ديگه
درست بخارون ديگه
بعدش گنجشکه رفت پيش ملکه
"ملکه خانم، لطفا به پادشاه بگيد"
"ملکه خانم، لطفا به پادشاه بگيد"
"...نجار رو مجازات کنه"
"اون قبول نميکنه درخته رو ببُره"
هي بچهها، من اينجام
هي بچهها، من اينجام
شکلات ميخوريد؟ شکلات
من شکلات ميخوام- منم ميخوام-
بفرماييد
بفرماييد
همه حالشون خوبه؟- آره خوبيم-
همه حالشون خوبه؟- آره خوبيم-
ما خوبيم آقاي رام پراساد شما چطورين؟
...آقا- بله-
...از پسرم لاهريا خبر ندارين؟
دو ساله نديدمش
پسرت اين راديو رو برات فرستاده
اين چيه ديگه؟-
...ببينيد پسرش
راديو فرستاده براش- واقعا؟-
آخه اين چه فايدهاي برام داره؟
...بزن بخونه بابا
ببين چطور براي پسرت دارن دست ميزنن
پسر من چي شد آقاي رام پراساد؟- ببينها، داشت يادم ميرفت-
پسر من چي شد آقاي رام پراساد؟- ببينها، داشت يادم ميرفت-
درش بيار
برات چراغ قوه فرستاده- واقعا؟-
برات چراغ قوه فرستاده- واقعا؟-
چراغ قوهي الاي دي- پسر من اين رو فرستاده؟-
دست بزنيد
آقاي رام پراساد، اين پسر منه
احترام بذار پسرم- خب؟-
اين بار ميخواد باهات بياد
اسم اين رو هم به ليست اضافه کن
بگير
بگير
خيلي خب، فردا قبل از طلوع آفتاب با قايق راه مياُفتيم
باشه
راس ساعت 5
توي قايق پيش پرداخت رو بهت ميدم
توي قايق پيش پرداخت رو بهت ميدم
باشه- باشه؟
خيلي خب، من بايد برم ...وسايلم رو بيار
خيلي خب، من بايد برم ...وسايلم رو بيار
وسايل رو بيار
آوردي؟
ارواح بردهي من هستند جادوگران، خدمتکاران من هستند
ارواح بردهي من هستند جادوگران، خدمتکاران من هستند
شعار من
شما رو ياد مادربزرگتون خواهد انداخت
برو و بذار توي راه آهن
قطار سکه رو صاف ميکنه
بعد بزنش به پيشوني برادرت ...و بعدش ببر بذارش توي معبد
به عنوان پيشکش، فهميدي؟
خب ديگه برو...برو
چي شده؟ به چي زل زدي؟
چي شده؟ به چي زل زدي؟
نميتوني ازش مواظبت کني؟
گريه نکن بچه- حالا چي شده؟-
گريه نکن عزيزم
گريه نکن جانم
گريه نکن کوچولو- هي، پولو-
چرا انقدر عصباني هستي؟
امروز يه کم پاکوراي خوشمزه درست کن
امروز يه کم پاکوراي خوشمزه درست کن
نه، نه گريه نکن- ...روغنمون تموم ميشه-
بخوام اون همه غذا رو سرخ کنم
خب که چي عزيز؟ براي داداشته ديگه
!!برادر من؟
خفه شو ديگه، تخم سگ
تو خونهي من نمياي، فهميدي؟
عجب-
مارهات رو مسموم ميکنم
هي جلکي، گوش کن
هي
اين چش شده؟
اين آتيش براي چيه؟
اين آتيش براي چيه؟
براي اينکه برگهاي درخت ماهوا سريع تر رشد کنن و بياُفتن
براي اينکه برگهاي درخت ماهوا سريع تر رشد کنن و بياُفتن
برگهاش رشد کنن و بياُفتن
جواني مست ماهوا
جواني مست ماهوا
اگه پول داشتم، هر روز ميرفتم برنامههاي رقص تماشا ميکردم
اگه پول داشتم، هر روز ميرفتم برنامههاي رقص تماشا ميکردم
چند بار بهت گفتم پسرت رو بفرست شهر تا کار کنه؟
چند بار بهت گفتم پسرت رو بفرست شهر تا کار کنه؟
پولدار ميشي
ببخشيد رئيس ...تو زن من، پولو، رو
آبجي صدا ميکني ديگه؟- خب؟-
آبجي صدا ميکني ديگه؟- خب؟-
حتي يه ساحره هم، حداقل از يک خانواده ميگذره
ساحرهي اصلي توي خونهي تو زندگي ميکنه
دخترت
بفروشش به يه فاحشه خونه و کلي پول به دست بيار
بفروشش به يه فاحشه خونه و کلي پول به دست بيار
حرامزاده
ميکشمت
ميخواي بچههاي من رو بفروشي؟
ميخواي بچههاي من رو بفروشي؟
ولت نميکنم
ميکشمت
وضعش خيلي خرابه ببريدش به بيمارستان شهر
وضعش خيلي خرابه ببريدش به بيمارستان شهر
سريع يه کم پول جور کنيد
پول؟ چقدر؟
حداقل پنج يا ده هزار
حداقل پنج يا ده هزار
بجنبيد، وقت رو تلف نکنيد
زود باشيد، من ماشين جور ميکنم
زود باشيد، من ماشين جور ميکنم
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
مراقب باشيد ببين، کلا چند نفرن؟-
هشت نفر قربان- هشت؟-
هشت نفر قربان- هشت؟-
آروم بشينيد- مامان-
بشينيد همهتون بشينيد
No comments yet. Be the first to leave one.