Release info

Nice Guy E04
A Commentary by aramesh
aryan translators

Tags

other
Published on: 2013-04-17
Downloads: 28
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

!تمامش کن، کانگ مارو

!تو يه دکتر قلابي هستي !گفتم تمومش کن

ايشون حريم خصوصي خانواده من رو تهديد کردن

و مبلغ 100،000،000 وون از من اخاذي کردن

کاري از تيم ترجمه مترجمين آريايي Farzane فرزانه Sh_rais شکوفه Mina_aramesh مينا

قسمت4

.ممنونم

ميخواستي اينطوري ازت تشکر کنم، نه؟

.ميبينمت

.بيا باز هم همديگر و ببينيم

.يهو درباره ات کنجکاو شدم

.بيا بازم همديگر و ببينيم

...فردا و پس فردا

اين يعني "آره" يا "نه" ؟

فردا چه ساعتي همديگر و ببينيم؟

تا از خواب پا شديم؟

وقتي بيدار بشي کجا ميري؟

به چي اينقدر سخت فکر ميکردي؟

بايد ميذاشتم عروسِ آينده بيفته و دماغش بشکنه؟

.اونوقت ديگه عروسي هم کنسل ميشد

.اشتباه کردم

.شانس از دستم در رفت

...من سنم خيلي زياد نيست، اما

...ميدوني، قضيه اينه که

،وقتي فکر کني که همه کارها خيلي آسونه

و همه چيز همونطوري که خودت ميخواي ميشه

... و با خوشحالي، لِي لِي کنان و سوت زنان به راهت ادامه بدي

يهو تلو تلو ميخوري و ميفهمي يه جاي کار ميلنگه

.به خصوص وقتي انگيزه هاي کثيف و خبيثي هم در ميون باشن

.به نظر مياد که انگار توي نيمه راه موفقيتي

دارم ميگم چون اوضاع بر وفق مرادتِ "...فکر نکن ديگه "همه چي آرومه من چقدر خوشبختم

فکر ميکني من سر جام ميشينم و هيچ کاري نميکنم؟

اون پسره رو چقدر ميشناسي؟

اون پسره که ديشب رسوندت خونه رو از کجا ميشناسي؟

اصلا ميدوني اون کيه؟

از کي تاحالا انقدر نگران زندگي خصوصي من شدي؟

از همين الان ميخواي "مامان"بازي دربياري؟

چقدر درمونده شدي؟

باهاش... تا کجا پيش رفتي؟

.خودت ديدي که

.هنوز دارم سعي ميکنم جذبش کنم

ميدوني اون چه جور ادميه؟

درباره اش چي ميدوني؟

از کجا و چقدر درباره اش ميدوني؟

هيچي نميدوني، نه؟

پس تو خوب ميشناسيش؟

...اونقدر خوب ميشناسيش که

اومدي اينجا داري سخت ورزش ميکني و کنترلت رو ازدست دادي

اوه نه، تو که ازش خوشت نيومده، نه؟

. اون جوونه و به طور غيرقابل انکاري خوشتيپه

.به نظر نميومد مرد خوبي باشه

آره؟

اون تو رو ... ميشناسه، نه؟

.اون ميدونه تو کي هستي و از قصد سعي داره بهت نزديک بشه

.من همچين آدمايي رو خوب ميشناسم

...همچين آدمايي

آهان، براي مثال... کسايي مثل خانم هان جه هي؟

نميخواي اين طعنه زدن هات رو تموم کني؟

.پس الان صورت جدي ام رو بهت نشون مي دم

حتي اگر به خاطر اينکه ميدونه من کي هستم، داره سعي ميکنه بهم نزديک بشه

.واسه ام مهم نيست

.تو هم همچين موقعيتي رو تجربه کردي

مثلا بايد از چي بترسم؟ .من سو ائون گي هستم

.من ديگه ميرم

،اين تويي که آخرش ضربه ميخوري

!ضربه ميخوري و به گريه ميفتي، نادون

!مارو - .بيا تو -

چيه؟

.ببخشيد

واسه چي؟

.نبايد به ديدن مامانم ميرفتم

.به خاطر من تو هم کتک خوردي و زخمي شدي

چرا من نبايد هيچ فايده براي تو، توي زندگيت داشته باشم؟

.خوبه گفتي

واقعاً من تو زندگيت برات هيچ فايده اي ندارم؟

.خودت گفتي - !عجب -

تو ديگه چه جور برادري هستي؟

چرا هيچ فايده اي ندارم؟

.بعضي وقتا لباسات رو ميشورم

.بعضي وقتا برات آشپزي ميکنم

.بعضي وقتا هم تميزکاري ميکنم

فکر ميکردم بيشتر لباس شستن و ...آشپزي و تميزکاري ها رو خودم انجام ميدم

."خوب منم واسه همين گفتم "بعضي وقتا ، "بعضي وقتا"

!صبر کن

تو دبيرستان با يه سگ ديوونه دعوات شده بود و داشتي ميمردي

.من هم براش يه سوسيش پرت کردم و تو رو نجاتت دادم

واقعاً؟ - فراموشي گرفتي؟ -

.بيشتر هم هست

وقتي تو دانشکده پزشکي درس ميخوندي

.يه دختر کم عقلي بود که درباره تو و جه هي ميدونست

ميخواست تو رو با خودش ببره ."تا دوتايي بپريد تو رودخونه "هان

منم با بليت مخصوص کنسرت شينوا منصرفش کردم

.درسته .اين يکي رو يادمه

اگه من بخوام همه فداکاري هايي که تو زندگيم براي تو کردم رو بگم

تا وقتي پسرت پير بشه بايد همينطوري بگم و بگم

!باشه !ازت ممنونم، کانگ چوکو

.من به خاطر تو، نجات پيدا کردم

.بعدا ميبينمت

.لطفا منُ انتخاب کنين .ممنونم

!شماره 96 - !بله -

سلام

.من کانگ چوکو از جونگرونگ هستم

چرا شروع نميکني؟

معذرت ميخوام يه بار ديگه از اول شروع ميکنم

،وقتي استرس ميگيرم، صدام خراب ميشه

.لطفا بذارين يه بار ديگه تلاش کنم، خواهش ميکنم

.بقيه شرکت کننده ها منتظرن

.فکر ميکنم کافي بود

بچه، ميخواي صداي منو بشنوي؟

.راستش من اصلاً نميتونم جلوي چند تا آدم آواز بخونم

.ولي من معروفم به "ماريا کريِ "شرقي

...فقط به خاطر اين بود که مسئولا نتونستن صبر کنن

،وقتي من آواز ميخونم .همه خشکشون ميزنه

ميخواي صدام رو بشنوي؟ - !آره -

.من شماره 96 هستم .کانگ چوکو از جونگونگ

ديدي؟ من جلوي تو خيلي خوب خوندم، نه؟

.نه، من ديوونه نيستم

.ببخشيد، خانم

با من بوديد؟

.بله، ميخواستم ازتون چند تا سوال بپرسم

.بفرماييد

چند وقته که توي اين محله زندگي ميکنيد؟

فکر ميکنم بيشتر از 20 سال باشه

چرا ميپرسيد؟ - !عاليه -

تا حالا اين خانم رو ديدين؟

.فکر نميکنم - ميشه يکم بيشتر بهش دقت کنيد؟ -

اون توي اين محله زندگي نميکرده؟

...با دقت نگاش کردم، ولي

.تا حالا اين خانم رو نديدم

.فکر نميکنم اينجا زندگي ميکرده

.متوجه شدم

،همونطور که حدس زده بوديد .وکيل پارک خودش دنبال اين قضيه است

.فکر نميکنم به من مشکوک شده باشه

ولي هنوز هم درباره قضيه کانگ مارو مشکوکه

.ميخواد خودش اين قضيه رو بررسي کنه

...من درباره محل به دنيا آمدن و آدرس سابقِ خانم

.يکسري مدارک جعلي درست کردم و بهش دادم

..با همسايه ها هم توافق کردم

.خوب بهشون پاداش دادم

.لازم نيست نگران اين قضيه باشيد

...از خيلي وقت پيش

.تو عاشق هان جه هي بودي .حتي قبل از رئيس

ميشه منم سوار بشم؟ اون يکي آسانسور پر بود

،خيلي متاسفم .ولي اين آسانسور مخصوص مدير عامل هاست

ميشه پياده بشيد و سوار يکي ديگه بشيد؟ - چرا نميذاريد سوار همين بشم؟ -

.توي اين آسانسورِ بزرگتر، فقط شما دوتا هستيد

شما هم مدير عامليد؟ - بله -

،شنيده بودم توي شرکت ته سان کارمندها مثل صاحب شرکت ميمونن

چرند بوده؟

...حتي براي آسانسور سوار شدن هم تبعيض قائل ميشين؟

!عجب صاحب هايي، واقعا

...ببخشيد

،من هان جه هي، دانشجوي خبرنگاري از شبکه اچ بي اس هستم

.من با گروهم براي مصاحبه با رئيس امدم

...اين جريان آسانسور

به طور خيلي واضح دورويي، کوته فکري و دورنگي مديريت اينجا رو نشون ميده

اشکالي که نداره درباره اين قضيه خبري بنويسم، نه؟

گفتيد اسمتون چي بود؟

هان جه هي. دانشجوي خبرنگاري از شبکه اچ بي اس

...هان جه هي

.رئيس دارن ميان بيرون

.مدير سو و جه هي احتمالا الان توي هتل هستن

.اونا صبح زود براي ورزش کردن رفتن بيرون - .بله -

!مين يونگ

.بله، بفرماييد

...مادرِ ائون سوک

فکر ميکني اون چطور آدميه؟

.متوجه منظورتون نميشم

به نظرت قابل اعتماده؟

چرا يکدفعه چنين حرفي رو پيش کشيدين؟

.من به زنا... اعتماد ندارم

...تا حالا بيشتر از 30 درصد بهشون اعتماد نکردم

هان جه هي...بايد متفاوت باشه، نه؟

اون به من خيانت نميکنه، نه؟

من چطور جرئت ميکنم درباره ايشون قضاوت کنم؟

...ولي به نظر مياد عشقشون نسبت به شما

هيچ کسري اي از صميميت و وفاداري اي .که به شما دارن، نداره

.فکر نميکنم چيزي براي نگراني وجود داشته باشه

!ائون گي، يه لحظه صبر کن

خوب خوابيدي؟

واقعاً آمدي؟

مگه قرار نذاشتيم اولين کاري که صبح ميکنيم ديدن همديگه باشه؟

.از ديدنت خيلي خوشحال شدم

خيلي وقته منتظري؟

.نه اصلاً .فقط دو ساعته

.فکر ميکنم ديشب شما رو جلوي درِ ورودي ديدم

.ايشون قراره به زودي با پدرِ من ازدواج کنن

.من قبلا شما رو توي تلويزيون ديدم

درباره بي عدلاتي و تبعيض طبقاتي اي که ...در جامعه وجود داره صحبت ميکرديد

....همچنين ميگفتيد هرگز نبايد وجدان و اصول اخلاقي رو زير پا گذاشت

.يادمه خبرنگار خيلي پرحرارتي بودين

واقعاً همچين کارهايي ميکردي؟

شما همون خبرنگار، هان جه هي هستين، نه؟

!واو، چه جالب

تو چطور اسم يه خبرنگار قديمي يادت مونده؟

.من يکي از طرفداراي پر و پا قرصش بودم

...بايد از شنيدنش خوشحال باشي

.هنوزم هم يکي از طرفدارهات تو رو يادشه

.متشکرم

.ولي من ديگه طرفدارتون نيستم

The Innocent Man (Nice Guy / Sesang Eodiedo Eobneun Chakhan Namja / 세상 어디에도 없는 착한남) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Innocent Man (Nice Guy / Sesang Eodiedo Eobneun Chakhan Namja / 세상 어디에도 없는 착한남)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left