The first 200 lines.
وقتی زمان اومدنشون باشه اون باهاش تماس میگیره
یکی یکی,
قدیمی ترین کسی که اونجا بود.
راسی بود که پشت همه بزرگ شد.
حالا همه ازش متنفر شدن.
اون دوستیش رو شکست.
اون پسری که دختر رو دوست داشت برد.
اون چیزی برای از دست دادن نداشت
اما زندگی جدید تو وجودش رشد کرد.
و باعث شد چیزهایی تغییر کنه
بعد اون کاری رو که میتونست انجام داد
ذرت رو سوزوند.
راس که اونجا بود رو سوزوند.
گذشته رو سوزوند.
و فرار کرد.
هنوز نه
تو میتونی داشته باشیش تو میتونی داشته باشیش
تو میتونی داشته باشی
چکش کن
- شما چه قدر موندید؟ - نمیدونم. نیم ساعت؟
بجب راس. کار داریم
تو به من گفتی راس؟
اره خب که چی؟
چه اتفاقی برای مام افتاد؟
شبیه بچه ها حرف میزنی
من میکنم راس یکی از دییونه ها بود.
ما بیشتر توی ماشین و کامیون زندگی می کردیم
داشتم فکر میکردم برای این میتونم 50 تا بگیرم؟
اره
- خیلی قدیمیه. - ببرش اداره
خیلی خوشحالم که تو هتلیم
میدونی مادرها میتونن با دهنشون نفس بکشن؟
اوممم
- تو اب و هدر میدی میدونستی؟ - اره میدونم
این فوق العاده نیست
نه
نه
بهتره تمومش کنی. بجنب
ولم کن. بسه
من فقط جای اون زدم
لعنتی لعنتی لعنتی
شهوت انسانی
چیزی خلاف غیرت و روحه,
و روح چیزی خلاف شهوته.
من هنوز کسی نیست که شک داشته باشه
عاقبت این گناه ها مرگه
من از هرچی بحثه دینیه بدم میاد
دلت برای کسی تنگ نشده؟ دلت نمیخواد تمومش کنی؟
- دیدن مردم؟ - نه
دلم میخواد برم مدرسه. یه درسه واقعی
هرجا بری میام
و هر جا بمونی...
هرجا بمیری....,
هرجا زندگی کنی....
راس
تو دوباره روشنش کردی؟
ها؟
هیچی
لعنتی
مامان میشه لطفا اونو خاموش کنی؟
سر دستتون کجاست؟
جای خاصی نیست
من قرار نیست برات گوهاینامه و اسم نویس رو پک کنم
تو داشتی درستش میکردی
میشه ازش خواهش کنم بیرون بمونی؟
اینجا بمون
دنبالم کن تو فقط اینجا بمون پسر
- ما قراره برگردیم؟ - نمیدونم
شاید این دلیل خوبی باشه
واقعا؟ منظورت اینه؟
نمیدونم شاید
مثلا همیشگی؟
نه. مثلا چند هفته
تا اینکه ما برگردیم
اکی
گرفتمش
هی مامان
سلام؟
پشت اینجا
کمک تو؟
من راجب کار مکانیکی اینجام
تجربه داری؟
- تقریبا - مثلا؟
اوم...
- بیشتر پیاده کردن قطعات. - اها
ما اینجا ماشین درست میکنیم. قطعه بندی نمیکنیم
یه ماشین گرفتم که میلیوون مایل راه رفته
یه بار هم تو مکانیکی نرفته
- خیلی خوبه - نه یه بار
به پول نیاز دارم
گوش کن. من اینجا یه بیزینس دارم.
نه خیریه
امیدوارم به دردتون بخورم
متاسفم
این راه اینجاست. ما نمیتونم کمک کنیم.
راس بیرون رو نگاه.
مراقب باش اینجا پسر
تو نمیخوای حتی امتحانش کنی
وسایلت رو بذار و بیا
این...
این تخیل نیست اما خشکه
- همه چیز خوبه - ممنون
اون همه دوچرخه قدیمیه چیه بیرون؟
بچم...اون... میاوردش
من پیش هم میذاشتمشون
قرار ما بود
اون و مامانش مست، تا اخرین نفس دنبالش می دویدن
یادت نره تو طلوع خورشید بیرون از اینجایی
فهمیدم
و اگه من ببینم چیزی از دست رفته...
خرد کردن، کاشت، خون از دست دادن...
مام؟
خرد کردن، کاشت، خون از دست دادن...
دیدن و خوردن، خون اومدن و مردن.
خرد کردن. کاشتن...
- خون از دست دادن... - مامان
خرد کردن، کاشت، خون از دست دادن...
مامان
دیدن و خوردن، خون اومدن و مردن.
خون اومدن و مردن. خون اومدن و مردن
مامان
اه خدای من ارون
اه خدای من ببخشید
ارون چرا انقدر یهویی اومدی؟
یهویی نبود. داشتم حرف میزدم.
ببخشید نشنیدم
چیکار می کردی؟
من فقط...نتونستم بخوابم....
اشکال نداره. برو تو تختت
نمیتونم بخوابم
انصاف کافیه
برو اونور
سلام
اسمت چیه؟
اون عجیب بود
چی؟
میتونی بری .و حالا غذاتو بگیری
اه نه.. این.. ما خوبیم
هی هی ام....
جوسفین. روبه روی خیابون.
یه گوشت ذغالی خوبی داره
هممم
مرسی
اومدی؟
چیزی که میخوای و بگو مامانت کار داره
تو فکر میکنی ما روی عرشه تایتانیک یا همچین چیزی هستیم.
مخصوصا، اونها که روی وایت بردن
به جز برای مرغها
- و ما هم که خارج ازشیم - راجب مرغ چطور؟
- گرفتیم - چه قدر میتونی
مرغ سرخ شده داشته باشی؟
قراره مشکلی بشه یا چی؟
نونت داره میسوزه
من اشپزی نمیکنم
هی عروسک نظرت راجب 5 تای من چیه؟
بفرمایید عزیزم
اور ایزی با نون سوخته. خوبه
بیکن چطور؟ من همیشه بیکن دارم
خب
من یه برگر و مرغ
شکلات میخوام
خوبه
بفرمایید. تار عنکبوت ها قراره تمیز بشه
نه
- هی هی - اووو چه خبرته
چیکار کرد خانمه؟
ببخشید من...
گفتم که... ببخشید.
خوبی؟
اروم باش. برو بشین
ممنون که تمام کار های مزخرف و من باید انجام بدم
بسه. ببرش بیرون
ببخشید رالی اما تو این درهم برهمی،
ببخشید اواقعا من نمیخواستم این کار رو کنم
عذر میخوام
دیدی که چیکار کرد
حالا بشین رو اون باسن گندت بابا
هی رالی بسه
خوبی دختر؟
اره خوبم
تو دیگه لازم نیست دزدی کنی برام
اکی فهمیدم
تو مال این دور و اطراف نیستی
که به صورت اتوماتیک تو رو برام جذاب میکنه
دوباره لوکاس و شنیدی
هر وقت اون صدا رو شنیدی، اتفاق بعدی می افته
- این واقعی نیست - نه. میدونم
اما این زمان فرق میکرد
نمیدونم چرا
متفاوت مثله.. متفاوت مثل کی؟
متفاوت مثل تفاوت بین نقاش
و عکاس
تو بر میگردی تو و برگرت رو تموم میکنی
تو چطور؟
منم میرم سرکار. خوبم
- راس - برو
کی تو هست؟
پیدات میکنم
عوضی کوچولو
بیشتر یه سال گذشته از زمانی که پیرمرده زد
No comments yet. Be the first to leave one.