Kincsem

Kincsem

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Kincsem 2017 RETAiL 720p BluRay DD5 1 x264 HuN-HyperX
Kincsem 2017 RETAiL BDRiP x264 HuN-HyperX
Kincsem (2017) BluRay 720p Ganool
Kincsem (2017) BluRay 1080p Ganool
Kincsem 2017 RETAiL 720p BluRay DD5 1 x264 HuN-HyperX
Kincsem 2017 BRRip XviD AC3-XVID
Kincsem 2017 720p BluRay x264-Ganool ac
Kincsem 2017 720p BrRip 2CH x265 HEVC-PSA
Kincsem 2017 720p BluRay HEVC x265-RMTeam
The Shape of Water 2017 DVDSCR-MkvCage
A Commentary by ehsan2sh
Ehsan2sh

Tags

bdrip
bdr
x264
BDR
Published on: 2018-04-09
Downloads: 23
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫اميدوارم از تماشاي اين فيلم لذت ببريد

" ترجمه و زيرنويس از:"احسان شيرمحمدي و رضا بدیع زادگان

‫"کينسم"

‫آگوست 1849.

‫اتحاد ارتش هاي اتریش و روسيه در نهايت پس از

‫نبردی که 18ماه به درازا کشید،انقلاب قرمانانه مجارستان را .در هم کوبید

.و به زودی انتقام بي رحمانه شروع شد

‫اين از گياهان دارويي خاص ساخته شده.

.‫يک روز در مورد اين گياهان به تو خواهم گفت

‫ميشه کمکم کني؟ ‫بله

.‫ماهيچه هاي اسب خيلي حساسه

‫بايد احتياط کني.

‫عاليه،کارت خوبه.

.‫اين بار ديگه با اين پاي ورم کرده نميتونه مسابقه بده

‫"هسپ"

‫عرض يه هفته دوباره بهش آموزش ميدي.

.‫سرورم ،اونا دارن میان ‫

‫به اون ها رضايت نده

.‫مراقبش باش به دردت مي خوره

‫ميشه بري ساعت جيبي منو بياري؟

‫خدا به همراهت پسرم

‫پدر

‫پدر

‫پدر

‫پدر

‫پدر

‫پدر

‫پدر

‫"اتتو"

.‫پس اونا شما رو فرستادند

‫يا شما داوطلب شدید؟

‫"کنت بلاسکوويچ" .‫من شما را به جرم اغتشاش و پيمان شکني بازداشت ميکنم

‫آخرين باري ک شما آمدي ‫بعنوان مهمان آمديد.

.‫از اون زمان همه چي تغيير کرده

.‫شما نديمه امپراطور بوديد

.‫رئيس انجمن اسب هاي مجارستان

.دیگه کارت تمومه

‫به من دستور داده شده تا شما را .براي دادگاه نظامي دستگير کنم

‫پس اون ها مي تونن بدون يک محاکمه مناسب منو دار بزنن؟

‫شمشيرتون رو بديد به من

‫اگه اين چيزيه که شما مي خوايد،

‫ـ بيا و بگيرش ‫ـ شما محکوم به شکست هستيد،"بارتالان"

.‫تو مي ترسي با من رو در رو بشي

‫پدر

‫نه،پدر

‫پدر

‫پدر عزيزم

‫قاتل کثيف

‫پدرتو دفن کن

‫به چي زل زدي؟

‫ از این رو جاه و مقام امپراطوری او تصرف می شود

‫دارايي مرد خيانت کار،"کنت بارتالان بلاسکوويچ"

‫مالکيت ملک و زمين هاي اطرافش

.‫به "اتتو ون اوتينگون" واگذار می گردد

‫اين ملک به پدربزرگ مادریت تعلق داره

‫اونا نتونستن اين جا رو از تو بگيرن

فقط پنج مايله

‫ولي انگار يه قاره ديگه ست

‫وايسا،هي

.‫خب راستش اینجا مثل یه قصر نیست

‫ما يه جوري با هم اينجا رو ميچرخونيم.

‫25 سال بعد

.‫ اون پسره خوش شانس سبقت گرفت

.‫فقط يه جوونک خرفت جلوش بود

‫که مث جادوگر يهو از نا کجا آباد پيداش شد

.‫و مث رعد و برق به سمت خط پايان پيش رفت

‫تو اصلا گوش ميدي؟

ـ ‫کي؟ ‫ـ تو فک ميکني کي رو ميگم؟

‫اوه ،خودمو ‫ادامه بده

.‫مهم نيست

‫اسبو بگير،هي

.‫بيا کمک کن،نگهش دار،اسبو نگه دار

‫بيا،يک طناب بيار.

‫اسمش چيه؟

"کینسم"

‫برو جلو،برو

‫نظرت چيه؟

‫خيلي وحشيه

.‫ماهيچه هاش ضعيفه

‫خوب بلدي کري بخوني ‫اگه راس ميگي برو بگيرش.

‫صبر کن

‫صبر کن

.‫نگاه کنيد اون مي لنگه

.‫اين جا ام همينطور

.‫مچ پاش آسيب ديده

.‫با اين پا نميتونه مسابقه بده

‫توام حرفشو قبول داري؟

‫جطورجنين يال هاي زيبامي تونه اين همه فهم و دانش روپنهان کنه؟

‫ـ حرف دهنتو بفهم ـ ‫چرا؟ مي خواي بهم شليک کني؟

‫نمي توني درست رفتار کني؟

‫چي رو مخفي ميکني؟ "هيدي"؟ ‫تو به اندازه کل روز استرس داري

‫مي خواي آبروريزي کني؟ .‫نه،من بهت علاقه دارم

‫مي ميرم اگه دوسم نداشته باشي.

‫مي دوني چي ميشه اگه اون برگرده؟

خدمتکار بهم خبر میده وقتی از آسایشگاه برگرده

.‫"فرانزي" ازم خواستگاري کرده

.‫جواب مثبت دادم

‫ستوان،ميتونم بهتون اطمينان بدم که .‫ از اين کار منظوري نداشتم

‫"فرانز ون وگل"

‫ من فرمانده هستم

‫ عزيزم

.‫سوء تفاهم شده

ـ ‫به چشماي خودمم اعتماد نداشته باشم؟ ‫ـ منظورم اين نبود

‫آقا

‫فاميليتونو بگيد

نميدوني چجوري باهاش مقابله کني

ـ خب فک کنم بدونم ـ ‫با "ون وگل دوئل" خواهم کرد

‫پس بايد براي بقيه عمرم ازت ممنون باشم؟

‫اون تو رو مي کشه

‫بعدش من از اين دخترا مي خوام کفنمو حمل کنن

‫دلت برام تنگ نشده؟

‫يه هفته اي شده از وقتي باهام بهم زدي

‫"ارنو"

‫اوه،اوه ‫چقدر ناز شدی امشب

‫ـ ماريا ‫ـ تو از من فراري هستي

.‫همه دخترا عاشق تو ان

‫ـ اما من فقط عاشق تو ام ‫ـ قول ميدم ،قول ميدم

‫چه زمانی ازم خواستگاري ميکني؟

‫بعضي احساسات هستند با ازدواج کردن از بين ميرن

‫از کجا ميدوني ؟ تو که هيچوقت اقدام نکردي

‫يکم زمان بيشتري به من بده

‫تا الان خيلي بهت وقت دادم

‫سرورم 3 هفته پيش اينجا مهموني داشتي

‫بزا ببينم

‫4 جين صدف

‫ـ نصف صندوق مشروب فرانسوي ‫ـ آره

ـ ‫4 عدد خرچنگ ـ ‫کافیه

‫کافیه،بیش از اندازه س

‫حالا نميخوام بگم که يه قرون از اونم نديدم

‫ضمانت می کنم که "تالر" مسابقه فردا رو ميبره

‫همه صورت حسابام رو از جایزه ش پرداخت خواهم کرد

‫و اگه باخت چی ؟

‫ بعدش ‫ بعدش رفيقم اونا رو پرداخت مي کنه

‫و اگه "گرلوسي" نخواد قرض تو رو پرداخت کنه چي؟

‫بعدش من واقعا ازت خواستگاري ميکنم

‫اوضاع خوب پيش ميره

‫"تالر" رو فرمه امروز

‫خانم کلارا

مطئنی نمیخوای شرط بندی کنی؟‫

‫ديشب خواب شما رو ديدم

‫خواهش ميکنم وارد جزئيات نشو

‫اون يه کابوس بود

روي "تالر" شرط بندي کن تا یه عالمه پول ببری

‫وقتشه که از خوابت بيدار بشي

‫هر چي که داري از دست خواهي داد

.‫شرط بنديتو ميبازي ‫زندگي آينده تم همينطور.

‫ "فرانز ون وگل" حسابتو می رسه

‫چي باعث شده اين فکر رو بکني؟

‫از چشمات خوندم

‫تو بازنده به دنيا اومدي

امروزم اسب پدر من مورد توجه س

‫100کرون روي هامبورگ

‫50 کرون روي هامبورگ براي اینکه برنده بشم

‫چيه؟من مجبورم برنده بشم .‫اگه قراره بدهي ها تو بدم

‫تو برو ‫منم چند لحظه ديگه ميام

‫برو يه نوشيدني بخور

‫"آنتونیوس" تنها اسبيه که ميتونه شانس برنده شدن هامبورگو بگيره

‫اونا با يه اسب ديگه سرگرم خواهند شد

‫با "تالر" به اون ها نزدیک شو

‫اين تنها شانس ماست

‫ـ امپراطور اينجاست ‫ـ مرد لعنتي

‫خوبه

‫ادامه بده

‫تسليم نشو ‫هر چي داري رو کن

‫يالا،زود باش

‫اون کار برخلاف قوانينه

‫توام ديدي؟

‫داري چيکار ميکني؟ ‫اون داره چيکار ميکنه؟

‫هر دوي اونها رد ميشن

‫تندتر برو

‫يالا،"تالر"

‫همونجوري که من گفتم ‫بازي اونا پذيرفته نيست

‫يالا "تالر"،خودشه ‫يالا، آره

‫آره ،آره،آره،آره

‫ما انجامش دادیم

‫ما برديم،مي فهمي؟

‫تو بردي

‫چيه؟خوشحال نيستي؟

‫تو روي اسب "ون اوتينگون" شرط بستي؟

‫تو روی اسب اون مردک شرط بستي؟

‫چطور تونستي رو اسب اون شرط ببندي؟

‫تو خيلي احمقي،؛بلاسکوويچ؛

‫اگه روي "تالر" شرط ميبستي ‫الان 30،000 تا برده بودي

‫يه هفته بهم مهلت بده ‫قرضمو پرداخت مي کنم

‫ دلم ميخواد اينکار رو بکنم،اما طبق اين قرار داد

‫تو قرضتو بعد از اين مسابقه پرداخت خواهي کرد

‫و اگه بدهي تون رو نديد،اسب شما مال من ميشه

‫ـ من تمام پولو ميدم ـ ‫چطوري؟

‫همه ميدونن که "تالر" تنها چيزي بود که داشتي.

‫با اسب مسابقه مي خواي چيکار کني؟

.‫خوشبختانه خريدارشو دارم

‫تو ميخواي اسب منو به "ون اوتينگن" بفروشي؟

‫در خدمتيم، سرورم

‫500 کرون بهم قرض بده

.‫تو حراج فردا ميخوام يه اسب بخرم

‫اسب ها براي تو بچه بازیه فقط.

‫ميگم بهم 500 کرون قرض بده

‫تو به یه کشيش بيشتر احتياج داري تا به پول

Kincsem subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Kincsem

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left