The first 200 lines.
آنچه گذشت
کمک! يکي کمک کنه
من دکتر هستم
دارن برميگردن! مرد
سم، بيدار شو، يکي توي خونهست
ميخوايم بدونيم حالِ پسر کوچولو چطوره
آنتوان؟
فعلا، خوبه
ببخشيد شما؟- من کاراي " ايزي" رو براش انجام ميدم-
پدرِ آنتوان
،وقتي پدرت اينجا نيست وظيفهي منه که ازت مراقبت کنم
اون مرد رو ميبيني؟
اون يه دکتره. هواتو داره
ديگه بسمه، ديگه نميخوام جزئي از اين ماجرا باشم
...گوش کن، يه رستورانِ ساني
نبشِ خيابون ماريتا و هشتم هست
فردا ساعت 11 ظهر بيا اونجا، با هم حرف ميزنيم
يه بار ديگه بگو چه اتفاقي افتاد؟
از روي ايوون افتاد- بذار خودش جواب بده-
توي اين يک سال شش بار اومده اينجا
اون آخرش ميميره و ما هم فقط تماشا ميکنيم
اگه بتونيم کمکش کنيم چي؟ ميتونيم ببريمش توي ايزولاسيون
دور از دوستپسرش شايد بتونيم جونشو نجات بديم
هيلاري، تو نميتوني برگردي پيشِ دوستپسرت
.ميدونم اون ماشينمو گرفته، وسايلمو گرفته
من داغونم
چي شده؟
من رفتم خونهي دوستپسرِ هيلاري
...تا وسايلشو بگيرم و
يه اتفاقي افتاد
که تو خوشت نمياد
از چي حرف ميزني؟
تا کِي ميتوني اينجا باشي؟
"پانزده دقيقه قبل"
اين چه کاريه، "جِد" ؟ مگه بعدا نميخواي بري سرِ کار؟
ميخوام يکم فاز بگيرم مغزم به کار بيفته، ميدوني؟
ببين، من هنوزم ميگم بايد تفنگمو مياوردم
آره، راست ميگي بعد از اتفاقي که توي "داگلسويل" افتاد؟
باشه، بهت که گفتم گرچن اون تقصير من نبود
يارو اومد سمتم
طرف با عصا زير بغلش راه ميرفت و تو هم آبجوي اونو دزديدي؟
ببين، اون آشغالو اينجا در نيار
پس بايد چيکار کنم؟ همينجوري وايسم اينجا؟
جِد، آره، فقط اونجا وايسا ...و يه جوري رفتار کن که
انگار با کسي شوخي نداري
بيا انجامش بديم
صب بخير، سث
اينجا چه غلطي ميکني؟
کي بهت گفت من اينجا زندگي ميکنم؟- دوستدخترِ سابقت-
روزِ اسباب کشيه اومديم وسايلشو ببريم
نه
نه، اگه وسايلشو ميخواد ميتونه خودش بياد بگيره
بهش بگو من اينو گفتم
حالا قبل از اينکه با پليس تماس بگيرم گورتونو از ملکِ من گم کنين
اه، آره، مطمئنم که پليسا عاشقت هستن
...حالا برو کنار و- از اينجا برو بيرون-
باشه، هوي، آروم باش، سث
نه، آروم نميشم، ميدوني چرا؟
چون من اينجا زندگي ميکنم پس من قانون رو تعيين ميکنم
و الان ميگم که بايد بري
همين حالا- باشه، آروم باش-
الان ميريم، بيا، جِد
جِد، يالا- نه، گرچن-
ما امروز از اينجا نميريم- ...خفه شو، خفه-
جِد! جِد
تمومش کن، جد
بچه ها، بچه ها
ولم کن
بس کن
اه، خدا، انگشتمو شکوندي
نگرانِ انگشتت هستي؟
ميکشمت
بس کن، جد
بسه
... فقط ميخواستم- خفهش کني؟-
قرار بود فقط اونجا وايسي
آره، انگشتمو شکوند
سر جات بمون، و دهنتو ببند
کارمون خيلي طول نميکشه
گرچن، تموم نشد؟- يه دقيقه ديگه ميام-
خيلي خب جد،اين آخريشه بزن بريم
اون کيف مال منه- ديگه نيست-
اينو به عنوانِ مالياتِ عوضي بودن در نظر بگير
کسشعر نگو- کسشعر تويي-
جد، جد
بکش عقب، يا يه تير توي چشمت خالي ميکنم
تفنگو بذار کنار، جد. تفنگو بذار کنار
ديگه کارمون تموم شد، پس فقط چمدونو ببر تو ماشين، خب؟
تفنگو بذار زمين
فکر کردي منو شناختي حالا؟
فکر کردي هيلاري رو ميشناسي؟ چون نميشناسي
اه، فکر ميکني اين تقصيرِ من بود؟
اصلا برام مهم نيست زندگيِ خوبي داشته باشي، سث
باشه، بذار يه سوال ازت بپرسم
فکر ميکني چرا بعد از همهي ...حرفايي که زديم و کارايي که کرديم
اون ازم عذرخواهي کرد؟
آره، اونم دقيقا همينجا بود
دقيقا همينجايي که وايسادي زانو زده بود
بهم التماس ميکرد که ببخشمش
درسته، التماس ميکرد، در حالي که زانو زده بود
درست مثل هميشه
ترجمه و زيرنويس از Xenox
فکر نکنم بميره ولي اوضاعش خرابه
من و جد منتظرت ميمونيم- جد؟ جد ديگه کدوم خريه؟-
توي بايگانيِ ساماريتان کار ميکنه
مهم نيست، فقط بيا اينجا، خواهش ميکنم
دارم ميام
همه چي مرتبه؟
آره، فقط الان بايد برم قرار ملاقاتم افتاده جلو
فکر کردم قراره زنگ بزني به پيمانکار
تا بياد در رو تعمير کنه
اه، ميدونم، ميدونم ببخشيد، بعدا بهشون زنگ ميزنم
نه، ولش کن، اشکالي نداره
ميخواستم برم دفتر يکم کار داشتم
ولي فکر کنم بتونم همينجا تو خونه انجامشون بدم
باشه، مرسي، جبران ميکنم
باشه
هي، ميتوني وقتي برميگردي سرِ راهت يکم شير بگيري؟
آره، آره- باشه-
اين خيلي بده، گرچن داره همهجا خونريزي ميکنه
خفه شو و يه کمکي بکن
کمدِ ملحفه هارو پيدا کن
کمدِ ملحفه ديگه چه کوفتيه؟
يه تيکه پارچه برام بيار، جد
بيدار شو، سث بيدار شو کثافت
نبايد بميري بيفتي رو دستم
چه غلطي کردين؟- من دست بهش نزدم-
قرار نبود بيفته روي ميزِعسلي
اوضاع از کنترل خارج شد
هي، سث، صدا مو ميشنوي؟ ميتوني حرف بزني؟
هي به هوش مياد و بيهوش ميشه زخم هاش سطحي هستن
بدتر از چيزيه که به نظر ميرسه
راهِ تنفسش بسته شده- خيلي خب، اين که گفتي يعني چي؟-
داره ميميره؟- داره توي گلوش خونريزي ميکنه-
احتمالا خونِ لخته شده ناي ـشو بسته
من آزادي مشروط دارم، مرد نميتونم دوباره برم زندان
...فقط
سث، صدامو ميشنوي؟
ميخوام با انگشتام گلوتو باز کنم
دهنشو باز کن
هي...گاز نگيريا
بچرخونش به بغل
نذار تکون بخوره
باشه
من يه قرار اونورِ شهر دارم که ديرم شده
همين حالا بايد به 911 زنگ بزني
نه، همچين کاري نميکنم
گرچن، اون مرد همين حالا به مراقبتِ پزشکي نياز داره
نه بابا؟ پس فکر کردي براي چي به تو زنگ زدم؟
تو پزشکي برو ازش مراقبت کن
اگه تو زنگ نميزني خودم ميزنم
ديوونه شدي؟- اه، من، من ديوونم؟-
تو يارو رو تا سر حدِ مرگ زدي
باور کن دکتر، هر چي سرش اومد حقش بود
به هر حال، سث که جايي نميره
تا وقتي که عقلش سر جاش باشه
و بدونه که بايد دهنشو ببنده
ممکن بود بميره
و تو نگرانِ ايني که خودت تو دردسر نيفتي؟
نه فقط خودم. تو ميخواي که بعد از همهي اون کارايي که کرديم
اون بره با پليس حرف بزنه؟
خيلي خب، بذار رک بهت بگم
من يه دکترم، من سوگند خوردم
ازم ميخواي که بذارم اون مرد همينجوري اونجا زجر بکشه؟
ازت ميخوام که به بقيهي بيمارات فکر کني
که وقتي انداختنت زندان قراره زجر بکشن
جونِ مردم به تو بستهس
تو ازم ميخواي که يه جرم رو پوشش بدم من نميتونم همچين کاري بکنم
اگه اشتباه ميکنم بهم بگو
ولي فکر کنم اين تويي که با يه گنگستر قرار داري
...جان
کارِ هوشمندانه رو بکن
خيلي خب
خبري از بيمارستان نيست البته فعلا
زود برميگردم
...لحظهاي که به هوش اومد، بايد
باشه، باهاش حرف ميزنم
فقط اوضاع رو بدتر نکن
به اين رسيدگي کن- باشه-
هي، پيدات کردم
يه نفر توي اتاقِ انتظار دنبالت ميگرده
باشه، و اون يه نفر کيه؟
ويرجينيا مکسون
برادرش يکي از مريض هاتون بوده هنري مکسون
وضعيت آبي! وضعيت آبي يه پرستار اينجا ميخوام
مريض روي تختش اوردوز کرده
حالش خوب بود، من بهش سر زده بودم
به يارو گفتي که قراره پاشو قطع کني
و بعد تنهاش گذاشتي
...من
مطمئني؟ به من گفته بودن که هيچ خانوادهاي نداره
شايد خيلي به هم نزديک نبودن
ببخشيد، خانم مکسون من دکتر اونيل هستم
شما دکترِ هنري هستيد؟- بله، يکي از دکتراش-
ميتونم کمکتون کنم؟
دو سه روز پيش خبرِ مرگِ برادرمو بهم دادن
ولي بعدش وقتي زنگ زدم
گفتن که براي جراحي انتقالش دادن
براي هر دوتاش هم ...صورتحساب بود، و
اين ... من معذرت ميخوام
No comments yet. Be the first to leave one.