Under the Sun of Satan (Sous le Soleil de Satan)

Under the Sun of Satan (Sous le Soleil de Satan)

Sous le soleil de Satan

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Under the Sun of Satan (Sous le Soleil de Satan) Blu-ray
A Commentary by daniiial
فرمت srt

Tags

Blu-ray
blu-ray
Blu-Ray
Published on: 2019-04-26
Downloads: 61
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

با تو همه چیز ساده به نظر میرسد

تنها، من بی ارزشم

ممانند عدد صفر هستم فقط با اعداد دیگر ارزش پیدا میکنم

کشیشها خیلی بدبختن

آن ها زندگیشون رو به دیدن اینکه خدا تحقیر شده سپری میکنند

مردم من رو مسخره میکنند

مانند دیواری میمانم که روش پر از حرفای رکیکه

تو درمانده ای

درماندگی انگاره ای شیطانی است

خب فعلا سرکشی هایت رو معلق کن

من بیشتر از نیکی ضرر میرسانم

ابتدا نمیدانستم شیطان چه بود

من او را از دهان گناهکاران آموختم

هیچکس بهتر از کشیش یکنواختی وحشتناک گناه را

نمیداند

نمیتونم باهاشون حرف بزنم

من تنها میتوانم ببخشم یا بگریم

اگر سی بار عفو یکنفر فایده داشت

جهان خیلی زود نگاهش به دین دگرگون میشد

استل امشب تو ساکتی

پدر دونیسون همچنان شبها قهوه نمیخورید؟

نه ممنون دین

من در اتاق بغلی مال خودم رو میخورم

منتظرت بوده ام

میدونم

من میخوام که اسقف من رو به صومعه برگردونه، لطفا هوامو داشته باش

چرا؟

من به اینجا تعلق ندارم کارای کلیسا برای من زیادیه

مافوق های من این نظر رو دارن تو هم همینطور

من مایلم تا برگرداندن‌ات را درخواست بدم ولی پیچیده است

اینجا بیش از حد مالیات میدی؟

بچه نباش. کلیسا فقیر تر از اینه که بخواد به یه آدم اضافی غذا بده

شاید...

شاید چندوقت بتونم برم به ترپیست

!ترپیست! شما همه میخواید بریم اونجا !یه صومعه خونه استراحت نیست

باید چیکار کنم؟

حالا که داری معقول میشی

اگر نمیتونی بقیه رو راهنمایی کنی چطور میتونی خودت رو قضاوت کنی؟

بر تو یک پیشوا انتخاب شده: من

میدونم

تو اجازه داشتی که دستورات رو اجرا کنی

برخلاف شک های مافوق هایت

من کاملا ناتوان نیستم

که کارهای کلیسا رو انحام دهم البته تا جایی که بتوانم

...خوشبختانه، سلامت من

سلامت هدیه ی خدا است

من بهای این هدیه رو خوب میدونم

قابلیت تو و توانایی های جسمی ات

نشون میده که تو برای کارهای آسان تر مناسبی

هیچوقت برای قبول کردن یه اشتباه دیر نست

باید چیز دیگه ای رو امتحان کنی

یا برگردی سر زمین کشاورزی ات؟ سوال دارم میکنم، جواب نمیدم

این مدلی ارزیابی کردن آدمی برای من آسانه

شما خیلی دارید دین دارانه حرف میزنید

من متمایلم تا اطاعت کنم من رو در حال تعلیق نگذار

میدونم صبور نیستی

ولی چیزی که تو امید داری من بگم، شاید بیش از حده

تو حکم من رو میخوای اطاعتش خواهی کرد؟

من فقط یه کشیش ظالم و نادان نیستم

که قادر به عشق ورزی نباشه

من یه دانش آمیز علوم دینی فقیر بودم

یه معجزه رخ داد

که من به کشیشی تایید بشم

من کمبود هوش، حافظه و پشتکار داشتم

ولی همچنان نمیتوانم

بر کله شقی ام چیره بشم

مطیع بودن تو منو متاثر میکنه حتما ظالم بوده ام

قراره بدتر از این هم بشم

میدونی خودتو به دستان که واگذار کرده ای؟

لطفا

به دستان مردی که بهش احترام نمیذاری

من شبیه یه مرد غیر مذهبی سالم به نظر میام

تو از آسودگی من شرمساری قبول کن

تو میدونی احمقا تجربه ی من رو تحسین میکنند

تو فکر میکنی بی حاصل است برای هیچکس سودی ندارد

این گونه میبینی نه؟

...انگاره بدون نیت و قصد بود این عذری نمیتونه باشه

حالا تو ذهن شرور مرا میدونی

و حالا

پسر عزیزم

همین فکرو میکردم

پسرم، خدایمان از تو ناراحت نیست

این چیز شبطانی را فردا بسوزان ما چیز بهتری خواهیم یافت

ریاضت تو اشتباه شده است یک کشیش مناسب جامه زیر سفیدی به تن میکند

میدونی پسرم

...دیدگاه تو از من نگاه بسیار درستی است

ولی در یک نکته اشتباه است

من خودم را بشدت تند قضاوت میکنم

من دارم به انتهای سر خالی ام میرسم

تو خیلی با من فرق داری

تو مرا تغییر داده ای

با آمدنت من رویایی ساده را داشتم

از آوردن یک کشیش جواب نمرات ضعیف

که تهی از کیفیت هایی که من تحسین میکنم بود

و شکلش میدهیم

این بار سنگینی برای حمل بود

ولی تو داری مرا شکل میدهی

به تو نیازمندم

آن ها ندیدند هدیه روح الهی که به شما داده شد

آن ها هیچگاه هیچ چیز ندیدند

خدا را ما رو تعیین کرده است

روح مقاوت در درون تو است

هرکس جز من ادعا میکنه که اونو واضح دیده است

کسی جرات نمیکنه با تو اونجور که من باهات حرف میزنم حرف بزنه

پروای انسانی یک تله است

حقیقت آشکار میشود

!تقدیس و پرهیزکاری

نحوه تلفظ من از این کلمه تو رو اذیت میکنه میدونم

میدونی که کلمه یعنی چی یه احضار یه ندا

تو باید به جایی که خدا صدایت میکند بالا روی یا خود را گم کنی

هیچ کمک انسانی رو انتظار نکش

شک کردن به قدرت هایت و اهداف خدایت تو رو به یک سرزمین کور رهسپار میکند

من دارم تو رو دوباره به مسیرت باز میگردانم

من تو رو به آن هایی میدهم که روی به تو دعا خواهند کرد

باشد تا حدا تا رو بیامرزد

اجازه دهید حرف ام را پس بگیرم

با گوش کردن به تو من احساس غم کردم ولی الان دیگه نه

تنها تو خدا میتوانی مرا همانطور که هستم قضاوت کنی

یک مرد میداند در درونش چه چیزی در حال اتفاق است

این برای هرکس دیگری رازی فاش نشدنی است

پدر دونیسون

شما دیر خواهید کرد

مریض هستی؟

نه دین

یه دقیقه هم طول نمیکشه

این منم

عحب موقعیتی

تو امروز ساعت 1 آمدی بعد از ملاقات پدر

حقته یه تنبیه بشی

من خستم

افتادم تو گل ها، کاملا خیسم

گلویم از گریستن خشک است دیوانه شده بودم

فکر کنم آخرش با کشتن من تمام میکردند

عجب والدینی دیگر هیچوقت مرا نخواهند دید

چرنده

من پول دارم میتونم یه اتوبوبس به پاری سوار شم

عمه ام خانه ی خوبی دارد و یه مغازه

برایش کار خواهم کرد و خوشحال خواهم بود

به سن قانونی رسیدی؟

در طول زمان بهش میرسم

بگذار بمانم

بمونی؟ کجا؟

همشون میان سراغمون به خصوص گالت

اون قائم مقام لعنتی

من قرار بود فرا با پدرم ببینمش

موشت من به اندازه کافی مشکل دارم به زمان نیاز دارم

همه میگن وسایل خونه ات در تمام اینجا از همه بهتره

به من جواب میدهی؟

جواب به چی؟

!جواب به چی

نمیتونی بیای اینجا طوفان به پا میشه

دیروقته. تا یه جایی برت میگردونم

امشب به آنجا برنخواهم گشت

کجا قراره بخوابی؟

اینجا کنار جاده هرجایی، برام مهمه مگه؟

هرجایی بخواب تو باید به من زمان میدادی

در یک ماه من تمام این ها رو میفروختم ولی پدرت منو تهدید کرد

چون تو وراجی کردی مثل موقع اعتراف

گریه نکن، لطفا گریه نکن

چرا داری گریه میکنی؟

منظوری نداشتم

میتونم قلدر بودن پدرت رو متصور بشم شلاقت زد؟

من بهش هیچی نگفتم

- چرا به من گفته شد؟ - تو منو باور نمیکردی

بیخیال تموم شده

تو منو باور نداری؟

باورت ندارم؟

من در چند هفته اخیر بسیار فکر کرده ام

ولی همه چیز مشخص شده است

یعنی...زندگی

من حتی خودم را به سختی میشناختم من، ژرمن

من از هرچیزی که میدرخشد لذت میبرم و چیزی احمقانه

ولی در اعماق خواستار چیز دیگری هستم

ولی چه چیزی؟

چیزی باید داشته باشی چیز دیگری اهمیت نداره

:ما دخترا میگیم اون خوشگلترین ها رو صاخب مییشه

پس فکر کردم، من چرا نه؟ نوبت منه

و حالا پدر من تو رو ترسوند تو واقعا رقت انگیزی

چه کار اشتباهی کردم؟

گوش کن

اگر بتونم اون کارخونه تو برومکس رو بفروشم

سی هزار تا فرانک با حساب دادن بدهی هام دستم میاد

ده هزار تا برای تو و بیست تا هم برای من

پولت رو نگه دار، تو بیشتر از من بهش نیاز داری

خیلی خب پول من رو رد کن

ولی تحقیرم نکن من از فقر خجالت نمیکشم

من هم و من درخواست چیزی نکردم

...تو نکردی، ولی پدرت

اون چه ارتباطی با من داره؟

اون دروغ گفت اون تو رو ول نکرد

دیشب وقتی اونو گفت من عصبانی بودم

فقط برای اینکه نفرتم بهش رو نشون بدم حاضر بودم قیچی رو تو گلوم فرو ببرم

شما دو تا منو نمیشناسید مشکل فقط تازه شروع شده

من اشتباه میکنم که عصبانی میشم

منو به پاریس ببر...هرجایی

بعد از اینکه بچه به دنیا اومد

بچه! پدرم بهت دروغ گفت و تو هم باور کردی

خفه شو

اگر گفته، گردنش رو میشکنم

به محض اینکه همه چیز فروخته شد یه جا برای خودمون پیدا میکنم

Under the Sun of Satan (Sous le Soleil de Satan) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Under the Sun of Satan (Sous le Soleil de Satan)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left