Golden Kamuy OVA: Shiton Animal Chronicles

Golden Kamuy OVA: Shiton Animal Chronicles

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Golden Kamuy OVA: Shiton Animal Chronicles (2020)
Golden Kamuy OVA (2018) E1-4 720p
Golden Kamuy OVA (2018) E1-4
Golden Kamuy OVA (2018) E1-4 480p
A Commentary by Only_overlord_anime
◄||🔻🔺 █████████████████ @otakumemes|| ------------------@otakumemes-----TRX-------🔻🔺 █ _____امتیاز یادت نره__ ||►

Tags

720p
720
480p
480
Published on: 2021-08-15
Downloads: 23
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 135 lines.

.این قسمت شامل چپتر های 113-108 مانگا میشود

!همین نزدیک هاست

تانیگاکی؟براش اتفاقی افتاده؟

.داره تعقیب میشه

!پرید توی رودخونه

به نظر میرسه یه کسی تو این منطقه دام ها و آهو های وحشی رو میکشته و به جنازه هاشون تجاوز میکرده

اون گفت که یه نفر به کامویی داره بی حرمتی میکنه

مردم محلی هم تانیگاکی رو به جای مجرم اشتباه گرفتن , و الان هم میخوان بکشنش

آشیریپا , اون آهویی که چند لحظه پیش دیدیم

تانیگاکی میخواست ما رو درگیر قضیه نکنه

!دست هات رو بالا بگیر

!تکون نخور

!من اون کار رو نکردم

!برام پاپوش دوختند

!من خودم میکشمت

اون مرده بهمون گفت اسمش آنه هاتا شیتون بود

گفت که یک پژوهشگره و داره درمورد گیاهان و جانوران هوکایدو تحقیق میکنه

.چیکاپسی و اون خیلی خوب باهم کنار اومدن,بخاطر همین گاردمون رو پایین آوردیم

شما خیلی درمورد حیوون ها میدونید ,آقای آنه هاتا,ازشون خوشتون میاد؟

البته...راستش رو بخوای,اینقدر دوستشون دارم !که بعضی مواقع نمیتونم خودم رو کنترل کنم

...اون روز باهم تو دشت کمپ کردیم,ولی صبح روز بعد

اون ناپدید شد.به همراه تفنگ و مهمات تانیگاکی

...چند دفعه باید به بقیه بگم که مراقب تفنگ هاشون باشن

یه شایعاتی شنیدم درباره اینکه یکی از زندانی های خالکوبی شده فراری تحصیل کرده بوده

در واقع ,برای این دستگیرش کردن که دام ها رو میکشته و صاحب های مزارع رو زخمی میکرده وقتی پیداش کردند

...پس اون یکی از زندانی های خالکوبی شده است

...آشیریپا,ما میریم مجرم اصلی رو بگیریم

!و اون آنی ماتاگی (شکارچی زمستانی) رو نجات بدیم

خیلی وقت بود که ندیده بودمت,سرباز یکم تانیگاکی

!سرباز ارشد اوگاتا

این رفیق تویه؟

این طرز احوالپرسی نیست.چطوره بگی "لطفا من رو نجات بدید جناب سرباز ارشد اوگاتا"

!تفنگت رو بنداز زمین

مطمعنم تنها راهی که میتونی من رو نجات بدی با کشتن همه این آدم هاست,مگه نه؟

پس لازم نکرده کاری بکنی!مطمعنا میتونیم این ! قضیه رو با صحبت و بدون خوشونت حل کنیم

تانیگاکی ,اینقدر تعارف نکن

!تفنگت رو بنداز زمین

.یبار دیگه تفنگت رو بگیری سمت من,میکشمت

تفنگت رو بیار پایین

...اکاسی

بیارینش به دهکده

...پروانه های سفید با رگه های سیاه,با هم تو گودال گلی

...رنگ طلایی چشم نوازه قارچ های صدفی

حتی سمندرهای شمالی که فقط تو ژاپن یافت میشن

!تالاب های کوشیرو تو تابستان خیلی جذاب هستند

تمام دنیا به این زیبایی هست

.اوه خدای من!از دو شاخک فرعی روی شاخ اصلیش معلومه که آهوی نره جوانیه

...نقطه های سفید رو کت تابستانی اش که با کتون در هم آمیخته شده !عجب منظره رویایی

!همشون رو...خیلی دوست دارم

!من چطور تونستم اینکار رو بکنم؟خیلی شرم آوره!این غیر قابل قبوله

بهش میگن کامویی نومی.داره با خدایان دعا میکنه

الان رفیقات به دنبال قاتل حیوانن؟

.مجرم رو گرفتنش,الان تو دهکده هست

کسی دیده این مرد دام ها رو کشته باشه؟

دو روز پیش, یه شخصی رو با تفنگه نیهی تتسوزو پیدا کردیم

تو نیهی رو میشناسی؟

خیلی وقت پیش ,باهم خرس های قهوه ای شکار میکردیم

به گفته های اون مرد,نیهی تو کوهستان مرده ,و تفنگش رو به اون سپرده بود

بعدش قضیه دو روز پیش,یک صدای شلیک شنیدم و تنها به سمتش دویدم

.و اونجا جنازه یه آهو رو پیدا کردم

...وقتی که بیدار شدم,با دقت آهو رو بررسی کردم,درست مثل آهوی نره قبلی

بهش تجاوز شده بود...

.تانیگاکی آدمی نیست که از این کار ها بکنه

پس با هم آشنایید؟

سوگیموتو چرا...چرا کسی باید همچین کاری رو انجام بده؟

اگه یه آدم و آهو با هم اوکوچانپکور(سکس به زبان آینو)بکنند نمیتونن بچه دار بشن

در ضمن چرا با یک بچه آهوی نر این کار رو انجام داده؟

سوگیموتو, چرا همچین کاری انجام داد؟

...اوکوچانپکورو

!نمیشه بکشیش

!ولی اگه بزاریم زنده بمونه ,بازدوباره انجامش میده

!اگه دام هامون رو بکشه ,ما از گشنگی میمیریم

!امکان داره بعد دام هامون بیافته دنبال بچه ها و ناموس مون

!حق با اونه!راست میگه

بیایید عدالت رو به روش آینو انجام بدیم!دماغ و !گوش هاش رو ببرید و تاندون های پاش رو قطع کنید

!آره ,همین کار رو می کنیم

!لطفا صبر کنید !اول به حرف هام گوش بدید

!یه لحظه صبر کن

تو هم رفیق این مرد هستی؟

!از سر راهم برو کنار

بیخیال...یکم آروم بگیر

!سوگیموتو

آشیریپا من مشکلی برام پیش نمیاد

مجرمی که دنبالش هستید اسمش آنه هاتا شیتونه.رو بدنش خالکوبی داره

...و این یارو ,تانیگاکی

وقتی که خواب بوده گذاشته تفنگ اش رو مجرم بدزده

.ما قسم میخوریم که آنه هاتا شیتون رو براتون بیاریم

.شما سه روز وقت دارید

قبل از سه روز این مجرم اصلی که ازش حرف میزنید رو بگیرید و بیارید اینجا

.تا اون موقع این مرد پیش ما میمونه

اگر موفق نشید ,مردم قبیله اون رو مجازات میکنند.

!لطفا آروم بگیر!هیچ مشکلی پیش نمیاد!همه چیز درست میشه

!...چون من دوست دارم

!!لطفا وایسا

...یدونه دیگه هم فرار کرد

!میدونستم باید از اون تفنگ استفاده کنم

...نه!زخمی کردنشون اصلا کار درستی نیست

!لذتی که از پیوند حقیقی با حیوانات بدست میاد,واقعا جایگزین ناپذیره

!صبر کن

!تسلیم نشو !آنه هاتا شیتون

شبی که با آنه هاتا شیتون ملاقات کردم یه چیزی بهم گفت

اه ,پس شما یه ماتاناگی در آکیتا بودید؟

تا به حال سرو (بز کوهی آسیای شرقی )شکار کردید؟

بله.ما بهشون"آوشیشی"میگفتیم

.گوشت شون از آهو های معمولی کمتر بو میده و راحتر خورده میشه

.آوشیشی...خیلی دلم میخواد مزه اش رو بچشم

اگر میخوای بر روی آهو ها تحیقیق کنی,تعداد زیادشون از کوه های این اطراف .به سمت تالاب ها تو این فصل کوچ میکنند

ولی تو این وقت از سال ,خرس های قهوه ای .هم این اطراف هستند بهتره مواظب باشی

پس میگین که کلی خرس قهوه ای هم میتونم پیدا کنم؟

درمورد خرس های قهوه ای هم تحقیق میکنی؟

!بسیار بهشون علاقه مند هستم

...چنین موجودات قدرتمند و باشکوهی خیلی دوست دارم که بیشتر بشناسمشون

!یا حضرت خرس!این بده! خیلی بده

!اگه بخواد به یه خرس تجاوز کنه,ممکنه خالکوبی هاش رو بخوره

باید آنه هاتا شیتون رو قبل از اینکه به یه خرس برخورد کنه ...و قبل از اینکه باهاش اکوچانپکور کنه

!!دستگیر کنیم

من و سوگیموتو سه روز فرصت داریم.اگه موفق نشدیم مجرم رو تا اون موقع دستگیر کنیم

.اوگاتا ,میخوام از تانیگاکی محافظت کنی

با محافظت کردن از اون بچه خرس گنده چی نصیب من میشه؟

...اگه کاری که آشیریپا ازت خواست رو انجام ندی

ازت متنفر میشه و دیگه نمیتونی مغز حیوون بخوری

,فقط محظ اطلاعتون بگم که اگه میخواین من نجاتش بدم ...راه های من برا نجاتش خیلی محدوده

!باید عجله کنیم

!آآه,پس اینجا هستند

آهو ها حتما این موقع از سال میان پایین کوه تا بچه هاشون رو به دنیا بیارن و خرس های قهوه ای بعدشون میان

!وای چقدر نازن,بسیار باشکوهند!به راستی که زیبا هستند

!عاشقتونم!

!آخ آخ!درد میگیره!لطفا بس کن

آخه ,چرا همیشه این اتفاق برای من میوفته؟

!!تسلیم نشو,آنه هاتا شیتون

اوپکر های (قصه های عامیانه)متفاوت زیادی از کامویی و ازدواج بین مردم و حیوانات هست

قصه هایی درمورد مرد هایی هست که با گرگ ها یا خرس ها ازدواج کردن و حتی مردی که با یه پرنده فاخته کاموی ازدواج کرده و بچه دار شده

ژاپنی ها هم یه افسانه مثل اون دارن به اسم "همسر لک لکی

این لک لک به یه زن تبدیل میشه تا به مردی که بهش کمک کرده ,محبتش رو جبران کنه .ولی وقتی مرده شکل حقیقی اش رو دید ,لک لکه فرار کرد

در همه این قصه ها وقتی یه حیوون و انسان باهم ازدواج میکنن حیوونه باید به شکل یه انسان دربیاد

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left