The first 98 lines.
KARA
آیوفیلم تقدیم میکند
داشتن یه عالمه بچه باهم
.بهترین راه برای عمیق کردن رابطهمون به عنوان خانوادهست
!آ-آروم باش گوبکو
در مورد این فکر کن
.با قضاوت دودولش، باید بگم که داره انکارش میکنه
!اون تا زمانی که ما از هوش رفتیم صبر کرد
...انگار متوجه فرد جدید نمیشیم
!اه...هی، بچهها
ها؟
این چیه...؟
،میشه به من بگی که این زنا دقیقا کی هستن پیتر؟
...خ-خب، اونا
...یه گله زن داخل خونهت زندگی میکنن
...و به نظر میاد که اونا از آب تو مصرف میکنن
...هوم، کاملا واضحه
!که اوناهم اعضای خانوادهتن
!حتی نزدیک هم نگفتی
جناب پیتر؟
،حرف از خونواده شد ...به نظر این نامه از طرف خواهرته
!خواهرم؟
.بفرما
اهه، چی گفته؟
خب؟
...خدایا
جناب پیتر؟
...شیطان
!اون داره میاد
شیطان؟
:مترجم
KARA
آیوفیلم تقدیم میکند
واقعا؟ لوسی میاد اینجا؟
....درسته، و من هم باید
!...خداحافظی کنم
!چی؟
!یه لحظه صبر کن سنپای
چرا حضورش باعث چنین واکنشی میشه؟
!بذارید برم
ام، جناب پیتر؟
.من گیج شدم
دلیلی وجود داره که نمیخوای خواهر کوچیکتو ببینی؟
!یکم پیچیدهست
!شوخی میکنی
!خدااا نه
همین الان؟
!اون سریعه
قرار نبود اینطوری بشه! چطوری-؟
!یوهو! چه خبرا داداشی
!زودباش داداشی
!خواهر کوچولوت را درازی رو اومده مشکلت چیه؟
!درو باز کن
!درو باز کن
.این بده...من توی دردسر بزرگی افتادم
...اون باید دقیقا زمانی که اینا اینجان میومد
!اگه اونارو ببینه باید غزل خداحافظی رو بخونم
...باید یکم زمان بخره
!دقیقا همون کاری که میگم بکنید و قایم بشید
داداشی! میشه بذاری بیام تو؟
چی میشه اگه ببینتمون؟
...اون یه حیوونه
.در بدترین سناریو، ما میمیریم
اتفاقی بین تو و لوسی افتاده؟
...من دقیقا نمیدونم این یعنی چی اما
.حالا که اصرار میکنی جناب پیتر...
.اگه میخوایم جون سالم به در ببریم .باید سریع و محتاط عمل کنیم
...هیچ مدرکی رو جا نذارید
!و یه جایی برای قایم شدن پیدا کنید
!برید
خدایا، داشتی اینجا چیکار میکردی؟
.ه-هیچی
.فقط یکم تمیزکاری کردم .انتظار نداشتم انقدر زود بیای
...اوه، به همین خاطر یه نامه فرستادم
!بیا! سوغاتی
.جمجهی یه اژدهای باستانی که استخدامم کردن که بکشمش
!میگن آبگوشتش برای بواسیر خوبه
!واو، خوش به حالم
!م-ممنون
.اه، داشت یادم میرفت
.دوباره به خاطر نامزدیت با لولیا تبریک میگم
یه خواهر بزرگتر،ها؟
،ما زیاد باهم آشنا نیستیم ..اما به نظر مهربون و صادقه
!اون خیلی برای تو خوبه داداشی
!اوه، معذرت
.اجازه بده اینو بردارم
باید توی کمد بذارمش؟
...نه، اونجا نه
داداشی؟
.اونجا... اونجا پره، همش همین
...هومم
خب، باشه پس
...عجیب بنظر میرسه
...شاید بیاحترامی باشه، ولی
داداشی تو چیزی رو از من قایم نمیکنی مگه نه؟ ...
...برای مثال
یه رابطهی نامشروع؟
از کجا میدونه...؟
No comments yet. Be the first to leave one.