The first 200 lines.
تهیه، تنظیم و ترجمه زیرنویس ماهان ح
شاید بهترین راه برای شروع این داستان اینست که بگوییم چگونه این داستان برای ما اتفاق افتاد. یک روز از ماه اوت پارسال مردی وارد استودیو پارامونت هالیوود شد
میخوام آقای دوایت ساکسون رو ببینم
ساکسون؟
درحال فیلمبرداریه در فیلم من بال میخواستم در صحنه 5
اسمتون چیه؟
ایسکووسکو، ولی فکر نمیکنم اون منو یادش بیاد
باهاش قراری ندارید؟ نه
گوش کن آقای ساکسون در حین فیلمبرداریه موضوع خیلی مهمه
من نمیتونم الان صداش کنم براش نامه بنویس یا یه بار دیگه بیا، بعدی
آیا خانومها و آقایون از سیاتل کیوانیس اینجا هستند؟
آره مطمئنا هستند پس میتونیم تور خودمون رو در استودیو شروع کنیم
از اینطرف لطفا
خب بذارید اول از ساختمانهای متفاوت شروع کنیم
بعد آزمایشگاهها، اجزای دائمی و همینطور میریم جلوتر
بعد میریم به رستوران
که در اونجا چند تا از ستاره های زیبامون رو میبینیم
نمیشه برنامه رو برعکس کنی؟
هوراس من گرسنه ام
ساکت باشید، شروع میکنیم، آماده ای؟
بله آقا خوبه، شروع میکنیم
سرعت
اوکی آماده ای؟ اکشن
سلام جف، چرا زنگ نزدی؟
سرم شلوغ بود
نمیتونه اینقدر سرت شلوغ باشه. من شنیده ام که یه رقص امشب اون بیرونه
یه مهمونی کوچیکه، شب آخرمون توی رندولفه
میتونم زودتر بیام بیرون
من فکر کردم دیگه این داستان رو تموم کردیم
فکر کردم میتونیم باهوشانه در این مورد فکر کنیم
منظورت چیه؟ خداحافظ، موفق باشی، بهمون خوش گذشت؟
تو راه خودت رو بری منم راه خودم رو. سعی نکن منو به روتین زندگیت بفروشی جف
کاش میشد به پایان بهتری فکر کنم ولی نمیتونم
گوش کن آقای جف یانگ یا بعد از اون رقص میای خونه من
یا اینکه منم برنامه های خودم رو میریزم
من منتظرتم
اوکی کات، این یکی خوب بود
دومی و آخری رو بردار دومی و آخری
فیلمنامه ایناهاش
بعد چی کار میکنیم؟ اگه از من بپرسی ناهار
کی از تو پرسید؟
گولی ساعت یکه باشه میریم برای ناهار
اوکی ناهار، یکساعت بچه ها
ساعت 2 برگردید
آقای ساکسون؟ بله
میشه یه دقیقه باهاتون صحبت کنم؟ بله چی شده؟
ما همدیگه رو در نیس فرانسه دیدیم، توی پروکه، یادتونه؟
اوه آره، آره حالت چطوره؟
آقای ساکسون من به 500 دلار پول احتیاج دارم
تو چی؟ پانصد دلار باید داشته باشم
برای یه تماس یه کم زیاد نیست؟ این خیریه نیست
برای اون پول باید یه چیزایی رو بفروشم
آره؟ چی رو؟ یه داستان
ببین قسمت داستانها اون پایین جلوئه
تازه ما یه عالمه داستان هم داریم نه این یکی رو ندارید
ببین اون رو ببرش پایین و بذارش توی دفتر جلویی
و آدرست رو هم روی پاکتش بنویس
ولی آقای ساکسون من نویسنده نیستم
من حتی اگه پول لازم هم نبودم باز باید این داستان رو بهتون میگفتم
متوجهم ولی یه وقت دیگه نه اینو الان باید بگم
قبل از اینکه، قبل از اینکه پلیس فدرال منو بگیره
پلیس فدرال؟ اونا چی از تو میخوان؟
خب اینم یه قسمتی از داستانه
لطفا آقای ساکسون من خیلی وقتم کمه
اوکی بشین
البته من اسم واقعی افراد دیگه رو بهتون نخواهم گفت
متوجه هستین دیگه؟ بله
اسم من جورجس ایسکووسکوئه
من در رومانی بدنیا اومده ام ولی بیشتر عمرم رو در پاریس و بیاریتز گذرونده ام
ممنون، در لیدو. در فصلهای مختلف
رفتن به جایی که آدمهای ثروتمند رفتند بطور دقیقتر زنهای ثروتمند
ممنون
مدارک من نشون میده که غلم رقاصه
که دقیقا همون روش معموله
زندگی ساده ای داشتم
اگه یه صدای عمیق داشتی و میدونستی چطوری باید به یه زن نگاه کنی دیگه حل بود
اما جنگ شروع شد
آدمهایی که پول داشتند رفتند به آمریکا
بدبختانه برای رفتن به آمریکا باید ویزا داشته باشی
و اونوقته که مدارک جعلی در مورد خودم
و یک زنی در نیوروک باعث رسوایی شد
فکر کردم بهتر باشه که برای ویزا اقدام نکنم چون ممکنه شناخته بشم
فکر کردم عاقلانه تره که با احتیاط عمل کنم
بخاطر همین رفتم به مکزیک
توی یه شهر کوچیک مرزی که پیاده میشد تا کالیفرنا اومد
اونجا در مرز سیم خارداره
و از پشتش میشه آمریکا رو دید
اگه آمریکایی باشی یا ویزا داشته باشی میتونی ازش رد شی
آره یه سیم خاردار
نذار بهت بگن فقط 12 پا ارتفاع داره
بلکه 1000 مایل ارتفاع داره
خیابون اصلی اسمش هست کاله روییز
درست شکل همون چیزیه که تصورش رو داری، یه شهر کوچیک خواب آلود که داره توی گرما میسوزه
فکر میکردم میتونی برای یک یا دو روز همه چیز رو داشته باشی
یه کنسولگری آمریکا هم هست که میتونی از اونجا درخواست ویزا بدی
میدونستم که اونجایه سری مقررات داره که باید انجام شه
قبل از اینکه از مرز رد شی، ولی مدارک من مرتب بودند
یه کم پول داشتم ولی خیالم خیلی راحت بود
از روی پرسشنامه ات مشخصه که
میخوای بطور دائم در آمریکا زندگی کنی
بله آقا
که نیاز به یک عدد سهمیه داره
میدونی سهمیه چیه؟ نه
هرسال آمریکا تنها به 150 هزار نفر مهاجر اجازه ورود میده
این تعداد در بین تمام کشورهای اروپایی تقسیم میشه
تو در بخارسا بدنیا اومدی پس تحت سهمیه رومانی قرار میگیری
خب
سهمیه رومانی خیلی کمه و خیلی هم تعداد درخواست بالا داره
معنیش اینه که باید صبر کنم؟
بین 5 تا 8 سال
آقای ایسکووسکو
بین 5 تا 8 سال؟
پنج تا 8 سال مثل دوران محکومیت یک نفر
هشت بار 365 روز با این مگسها و این گرما
و 8 بار 365 شب در این مکان
باید به ریتز و ساوی عادت میکردم
یکی از هتلهتی محلی اسمش بود اسپرانزا
قیمتش یک دلار در روز بود که اگه یک هفته میگرفتی ارزون تر هم میشد
ولی اگه میشد بهتر بود برای یکسال اجاره میکردی
همه اتاقها گرفته شده بود و پر بود از آدمهایی که انتظار میکشیدند
و انتظار میکشیدند
من اون روز یه شانس داشتم
باید بگم یک خروج غیرمترقبه از هتل اتفاق افتاد
مردی به اسم وکسلر
آقای فلورس، آقای فلورس
چی شده؟
اون مرده، اون مرده
آقای فلورس اون آلمانیه
لوپیتا چی شده؟
اون آلمانیه خودش رو کشت، مرد بیچاره
چی شده؟ چطور اتفاق افتاد؟
آلمانیه خودش رو کشت آقا، آلمانیه اتاق 27
آقای فلورس زود بیاد
آلمانیه خودش رو کشت
شاید بتونی بهم یه جای دیگه رو پیشنهاد بدی که یه اتاق بگیرم
یک دقیقه
خانوم پلیس رو بگیر
بهشون بگو یه آمبولانس بفرستند پایین سمت هتل
یه حادثه اتفاق افتاده بله، بله
من برات یه اتاق دارم فقط صبر کن
به این ترتیب آلمانیه از اتاق 27 اومد بیرون و من رفتم داخل
انتظار نداشتم طولانی بمونم
فکر میکردم باید یه شانسی سر راه من قرار بگیره
یه جوری یه طناب از اونطرف مرز بهم برسه و منو رد کنه
ولی 5 ماه بعد هم من هنوز در اتاق 27 بودم
وضعیت اعصابم به شکلی دراومده بود
که اون قلاب روی سقف بنظر میومد که داره بهم اشاره میکنه
آقای ایسکووسکو
آقای ایسکووسکو
آقای ایسکووسکو بله؟
اگه به ما ملحق بشید مایه خوشحالی ما میشه
ما توی اتاقمون یه جشن کوچیک گرفته ایم
جشن چی؟
روز استقلال از آمریکاییها روز 4 جولای
من فکر نمیکنم بیام چون چیزی برای جشن گرفتن ندارم
ما تمام غذاهای آمریکایی رو سرو میکنیم، لوبیای پخته بوستون با دونات
ممنون با دونات
ممنون لطف دارید ولی نه
بابا کتت بله
هرلحظه میرسند
و اینجا چه خبره؟ ببخشید؟
اسمم هموک هستش
از اداره مهاجرت واشینگتون
بابا حالتون چطوره؟
اسم شما چیه؟ ون دن لوکن
پروفسور ون دن لوکن هستم و اینها هم دختران من هستند
شما منتظر سهمیه تون هستین؟ من 8 ماهه که منتظرم
من فکر کردم جدید اومده اید وگرنه منو میشناختین
من سالی یکی دوبار میام اینجا تا وضعیت رو بررسی کنم
متوجهم
لوبیای پخته شده بوستون؟ بهمون اجازه داده شده تا در اتاقمون پخت و پز کنیم
شاید حق نداریم پرچم آویزون کنیم
با یه تکه گوشت خوک نمک زده؟ البته
میدونستید که من همیشه عاشق لوبیا پخته های بوستون بوده ام؟
پس شاید شما هم به ما ملحق شید
خانوم کورتز حالتون چطوره؟
یه کم وزن گرفته اید
موقتیه آقای هوموک، این دوست داشتنی نیست؟
تبریک میگم به هردوتون ممنون
خیلی ممنون و ما بهش میگیم اوپوس شماره یک
آقای هموک کی اومدید اینجا؟
درست امروز رسیدم داشتم دنبالتون میگشتم
خبری در مورد مهاجرت من دارید؟ نه من نیاز به اصلاح مو و شامپو دارم
بخاطر همینه که منو این طرف مرز نگه میداره
تا من موهاشو بزنم میشه شروع کنیم؟
در این چهارم جولای
بذار هممون بگیم رحمت خدا بوده
برای چیزی که میخوایم بخوریم
بهتره آرام بمانیم
برای کشور بزرگی که بزودی ما را خواهد پذیرفت
خداوند ما را مورد مرحمت خودش قرار بده
و برای مکزیک پدر، که پناهگاهی در دوران انتظار ما بود
و برای مکزیک
نذارید بی حوصله بشیم
همیشه لغاتی که روی مجسمه آزادی هست رو به یاد بیارید
زندگی، آزادی و جستجوی خوشبختی
نه شما به جملات توماس جفرسون اشاره میکنین
در اعلامیه استقلال
چیزی که منظور من بود شعر ساده ای بود که در پایین اون مجسمه نوشته شده
لوبیا پدر لطفا
No comments yet. Be the first to leave one.