The first 200 lines.
به سی و هشتمین بازی خوش آمدید NBA ستارگان
از استادیوم شیکاگو
استادیوم مملو از جمعیت هست
یه توپ ربایی از جردن حالا میلمن را دور میزنه
باید یه وقت استراحت بگیرن
شانس های برگشت شان به بازی داره از دست میره
پرتاب از آگوئر
... من تا بحال چنین بازی مهیج و
... تماشایی
مثل این را ندیده بودم
دارن توپ را نگه میدارن بیلی
بهترین روش برای اداره بازی
میدونید ، الان من میخوام
بازی کنم NBA در
... این
رویای همیشگی من
هست NBA بازی در
اون داره کاری را می کنه که همیشه عاشقش بوده
واقعا عاشق اینه و من براش خوشحالم
... اگه کسی روش بازی ویلیام را درک کنه
این حال منو خیلی بهتر می کنه
چون روش بازی منو که خیلی درک نکردن
این شیکاگویی ، هفتمین حضورش در بازی ستارگان را داره تجربه می کنه
... از تیم دیترویت پیستون و قد 1.90
Isiah Thomas!
... برم NBA اگه به
... اولین کاری که می کنم
... میرم دیدن مادرم و براش یه خونه میخرم
بعد میرم اونجا تا مطمئن شم خواهرم و برادرام راحت هستن
حالا اگه راحت نبودیم چی
...شاید برای پدرم
... یه کادیلاک بخرم
تا بتونه بیاد و بازی ها را ببینه
حالا کو تا اون وقت
! دومنیک ! اووه
او رویاشو داره
.. به اون تبلیغات بسکتبال نگاه میکنه
کجا اون تبلیغات کفش نایک را انجام میدن ؟
... به داداش کوچیکش میگه
"جو ، جو . این منم "
توپ در اختیار تیم وست هست توماس سعی میکنه فاصله بگیره توپ را از دست میده
اصلا به اینکه نتونه موفق شه فکر هم نمی کنم
.. چرا که من
اطمینان دارم که موفق میشه
میدونم که موفق خواهد شد
... دارم میرم بطرف مرکز
و بزرگراه کنگره
یه پارکی اونجاست که بچه های خیلی با استعدادی داره
ارل اسمیت یه کارگزار بیمه در مرکز شهر هست
در روزهای تعطیل، استعداد یاب غیر رسمی مدارس هست
به این میگن "جستجوی سراسری"
... این کار اغلب مربیان تازه کار
و اشخاصی مثل من هست
که عاشق به موفقیت رساندن جوان های مستعد هستیم
! همینه
اِرل امروز، آرتور اِیجی را زیر نظر گرفته که تازه مقطع ابتدایی را تمام کرده
او سریعترین گام اول را داره که من توی این پنج سال دیدم
گام اولش
یه شام استیک شرط می بندم که تا چهار سال دیگه ازش بیشتر می شنوید
من اصلا هیچی هم دربارش نمیدونم
هفت روز بعد
ارل، آرتور و خانواده ش را
NBA به دبیرستانی برد که ستاره آیزا توماس بازی میکرد
تا مربیان سنت جوزف بتونن
بازی آرتور را ببینند
... عملکرد امروزت آرتور
مربیان را تحت تاثیر قرار داد
خیلی خیالبافی نکن
وقتی شانس پرتاب آزاد داری بزن
خوب دفاع کن و پاس های خوب بده
بقیه ش دیگه ، بازی خودتو بکن
امیدوارم برم دبیرستان سنت جوزف و بازی کنم
اما اول باید کتاب هام را بگیرم
... و
امیدوارم که مربیان را تحت تاثیر قرار بدم
یجورایی ترسناکه ؟
بله
تا حالا توی همچین مدرسه ای نبودم
مدرسه ای که بچه های متفاوت و از نژادهای متفاوت داره
میتونم دوستای جدید پیدا کنم
اگه آیزا امروز اونجا باشه چی ؟
... خب اگه اون اونجا باشه
... شوکه میشم
چون اولین باره که اونو
از نزدیک و در واقعیت می بینم
بسکتبال دومین مدرسه توئه
اگه نمره خوبی نیاری نمیتونی خوب بازی کنی
اگه برای نمرات خوب تلاش کنی و در بسکتبال، سخت کار کنی
اونوقت من میتونم تا موقعی که میری دانشگاه کمکت کنم
و اینو تضمین می کنم
من نمیتونم قول بدم که به کجا مرسی و یا اینکه ستاره بشی
اما تضمین می کنم در مدرسه ای هستی
که بهترین ها را برات انجام میده
... من بهت متعهد هستم
اگه تو هم تعهد بدی که بخشی از این برنامه باشی
از میان همه بچه های کمپ بسکتبال سنت جوزف
فقط چند نفر مثل آرتور را مربی پیناتور برمیداره
مثل این بود که یه میلیون نفر بخوان بهتر از بقیه باشن
اما من ... من از همه اونها بهتر بودم
بغیر از آیزیا
بسیار برام لذت بخشه که بهتون، فارغ التحصیل دبیرستان سنت جوزف
یک قهرمان ملی
از دانشگاه ایندیانا
NBA با سابقه پنج بازی در تیم ستارگان را معرفی کنم
آیزیا توماس
سلام . حالتون چطوره ؟
در هر محله ای یه نفر هست که خوب بازی می کنه
که میتونه با توپ چراغها را خاموش کنه
و همیشه توی زمین خوب کار کنه
... بعد میره به دبیرستان سنت جوزف
و کنار گذاشته میشه
و شما میگید : تام که خیلی خوب بود چرا کنار موند؟
چون تام اصول بسکتبال گروهی را یاد نگرفت
اصولی که به شما یاد میده چطور بازی کنید
او به پدرم گفت که میدونه من میتونم بازی کنم
و باید بیشتر تلاش کنم
من توانایی و استعداد را در او می بینم
اما اطمینان را نه
میدونستم که آیزیا میتونه بازیکن بزرگی بشه
او ترکیبی از استعداد ، شخصیت اعتماد بنفس و هوش
را داشت
من اینو در بچه ای که به اینجا اومده می بینم
او اطمینان ، انعطاف و
استقامتی داره
که در هر بچه ای نمی بینید
اما او میتونست تبدیل به بازیکن بزرگی بشه
وقتی میخوای پرتاب کنی همیشه روش کار کن و مانعش نشو
! اوووه
من زدم و کبودش کردم
سعی کردم بهش بفهمونم که در بازی ضربه میخوری ، زمین میخوری
و صدمه می بینی پس بهتره از همین الان بهش عادت کنی
بسه . با یه دست بنداز
همه آرزوهایی که برای بسکتبال داشتم نقش بر آب شد
و الان همه رویاهام را در او می بینم
بد جور میخوام موفق بشه نمیدونم چکار کنم
اونها میخوان بسکتبال بازی کنن که همیشه خوب بوده
اما همیشه میخواستم مطمئن بشم که دبیرستان را تمام می کنند
دیپلم دبیرستان برام خیلی مهمه
مادرم برای من هم مادر بوده هم پدر
او بخاطر دسته های خلافکار نمیخواست که من
زیاد اینجا ول بگردم
حس کردم اگه برم به سنت جوزف
حداقل شانس خوبی برای رفتن به دانشگاه دارم
که برام خیلی خوبه
اون اولین پسرم بود
"می گفتم : "او مَرد باباس "و دیگه صداش میزدیم "مَرد
! حالا موقشه
من در دانشگاه بازیکن خوبی بودم
و اینو به خیلی ها ثابت کردم
اما میدونی ، پسرم
میدونستم که چیز خوبی ازش در میاد
استعدادم به او منتقل شده
"او بهم گفت : "از بزرگ شدن می ترسم گفتم چرا ؟
او گفت بزرگ شدن خیلی مشکلات داره "چیزهای زیادی توی سرم هست "
... از آرتور خواستم که بیشتر
میدونی ، زندگی بهتری از من داشته باشه
نمیخواستم تجربیات بدی که من داشتم را تجربه کنه
سال اول دبیرستان
ایستگاه بعدی بلوار آستن
درست شبیه آیزیا توماس
آرتور و ویلیام هم روزی 3 ساعت در مسیر
شهر و دبیرستان سنت جوزف بودند
رفتن به یه مدرسه دور برام عجیب بود
من قالی، گل ها و کریدورهای تمیزی می دیدم
که در یک مدرسه معمولی ندیده بودم
:ترجمه و زیرنویس @msa001
! حرکت کن ! حرکت کن
بیا
سه ، چهار ، پنج یا ده ؟ - ده -
گرفتی . سه ، چهار یا پنج ؟
آرتور در تیم سال اولی ها در پست گارد بازی میکرد
اِیجی ازت میخوام که شماره دو را پیدا کنی
براون ، شماره سه
اتمایر شماره 4
هی آرتور میدونی اگه ضربه آزاد را از دست بدی
باید 15 سنت جریمه بدی
و اگه ندی
باید 50 دور بدوی پول را هم بدی
هنوز میخوای پولو بدی ؟ - راهش همینه -
در ابتدای کار آرتور در سنت جوزف
او پسر خوبی بود
اما خیلی رفتار بچگانه داشت
او بلند حرف میزد ، نظم را بهم میزد
و رفتار بچگانه داشت
او عادت به نظم و دیسیپلین نداشت
او بر می گشت به محیطش و جایی که ازش آمده بود
هرگز بین افراد سفید پوست زیادی نبودم
فرق داره .. در مدرسه سیاه پوست ها با افراد بیشتری معاشرت داشتم
زبون همو می فهمیدیم
یه کم سخت بود اما خودمو وفق دادم
میتونستی استعداد را ببینی
از جایگاه تماشاگران می گفتیم ... توپ را بده به آرتور"
"چون داره برا تو این کارو میکنه
و میدونستیم اونها فورا توپ را بهش میدن
بعد از رفتنش به اونجا فورا متوجه تغییراتش شدم
با دیدن بالغ شدن بچت میگی "اوه ، این براش خوبه "
ویلیام سال اولش را در تیم اصلی سنت جوزف شروع کرد
بالاترین رده تیمی در ایالت
او نامه هایی از مدارس
منطقه یک مثل
No comments yet. Be the first to leave one.