The first 200 lines.
فقط مطمئن شو که این اتفاق عمدی نبوده
تو نمیدونی چرا جینو از مدرسه استعفا داد؟
یا چرا سعی کرد یهویی باهات بهم بزنه؟
میخوای بگی که...
مرگ پسر من....
به کاری که جینو کرده ربط داره؟
نه. تو داری منو تو دردسر میندازی من کِی این حرفو زدم؟
این همون چیزیه که من شنیدم
فقط می خواستم بدونم چرا جینو یهویی استعفا داد و باهات بهم زد
یونسو دردسر ساز بوده پس ممکنه این یه جورایی مربوط به گذشته باشه؟
نمیخواد نقش بازی کنی، فقط حرفی رو که میخوای بگی رو بزن
چیزی که میخوام بگم؟ قبلا بهت گفتم که
من مثل چویی هونگران نیستم
منظورت چیه؟
تو واقعا آدم ترسناکی هستی
چی؟
سعی داری محض احتیاط اگه بعدا پدر چیزی فهمید رو کارات سرپوش بذاری
اصلا نمی دونم چی داری میگی
صحبت کردن با تو مُشکله، باید بخاطر این باشه که قبلا پلیس بودی
ناه ایونسو
من هیچی نگفتم، دردسر درست نکن
وقتی شماره مهمونا رو برای مراسم نامزدی گرفتی بهم زنگ بزن
بهتره قبل از اینکه دوباره مُتهمم کنی زود برم
مامان! مامان
مامان
اومدی بیرون
کجا رفته بودی؟
رفته بودم دیدن دوکین، چون مادر ازم خواسته بود در مورد نامزدی باهاش حرف بزنم
داری هوا میخوری؟ الان برات چایی میارم
همونطور که قبلا گفتم...
خواهشاً سعی نکن مراسم نامزدی جینو رو بهم بزنی
من هیچکاری نمی کنم
ایونسو
جونگ دوکین رو دیدی؟
آره
راجبِ چی حرف زدید؟
راجبِ نامزدی
فقط همین؟
آره چرا؟
من دیگه نااُمید شدم
چی؟
سِنم بالا رفته، دیگه نمی تونم مثل قدیما سریع فکر کنم
منظورت چیه؟
تو مگه با جونگ دوکین حرف نزدی که یه سَرنخی راجب پسرش پیدا کنی؟
دیوونه شدی؟ اگه پدر بفهمه چی؟
فکر کردی اون میره به پدر میگه که چیکار کردی؟
نه، فکر کردم به پدر میگی من بودم که به جونگ دوکین گفتم
چی؟
چیه؟ دستپاچه شدی؟
تو فقط می خواستی از من استفاده کنی که بعدش بری منو به پدر لو بدی چیکار کردم
چطور می تونی اینطوری منو مُتهم کنی؟
ما همدیگه رو خوب می شناسیم، ما نمی تونیم یه تیم باشیم
شوهرم چیزی بهت گفته؟
می بینی؟ فقط کافیه تو رو سین جین کنم، همه چی معلوم میشه
چی؟
تو احمق نیستی، تو حیله گری
چی؟
به جین میونگ چی گفتی؟ که ازم استفاده می کنی و بعدش بهم خیانت می کنی؟
ایونسو
دقیقا این چیزیه که خودت گفتی
تو ازم پرسیدی چی از جین میونگ شنیدم
من اینو گفتم؟
امیدوارم تا روزی که ازم استفاده می کنی بتونم زنده بمونم
همچین روزی میرسه...
به ایونسو گفتی که من اونُ به پدر لو میدم؟
من که مثل تو نیستم
پس چطوری فهمیده؟
اون که مثل تو نیست. نیازی نداره کَسی بهش بگه
چی؟ اون منو گول زده آشغالِ گستاخ
تو هیچوقت نمی تونی اونُ شکست بدی
چی؟
اگه سعی کنی شکستش بدی، در عوض اون ازت استفاده میکنه
حالا تو نگران منی؟
نظرتو عوض کن و جلوی ایونسو رو بگیر
فکر میکنی من می تونم جلوشو بگیرم؟
نمیدونم باید چیکار کنم
تو تنها کسی هستی که میتونی اونُ نابود کنی
فقط به پدر بگو که اون بخاطر پول تو این خانواده اومده
که اون باعث شد برادرا به جون هم بیُفتن و همدیگه رو نابود کنند
اگه خودم بهشون بگم، آخرش کارم به تیمارستان میکشه
چی؟
تو واقعا میخوای بهش اجازه بدی که اینکارو کنه؟
تو آدم دیوونه ای هستی...
من مادر بچه تَم، چطور تونستی اینکارو کنی؟
چطور میتونی اینقدر احمق باشی؟
من و ایونسو اینکارو نمی کنیم، فقط پدر و مادرم کسایی هستن که تو رو از خونه میندازن بیرون
چی؟
بخاطرِ آبروی خانواده مون، نمی تونی اینو بفهمی؟
پس مواظب حرفا و کارایی که میکنی باش
پس تو اینکارو کن. اگه من بگم، فکر می کنند دیوونه ام
اما اگه تو بگی اونا حرفت رو قبول می کنند
چطور میتونم خودم اون حرفُ بزنم؟
اگه تو اونُ به حال خودش بذاری، خانواده مون رو نابود میکنه
مادرایی که بچه یِ مریض دارن ترسناک ترین آدما تو دنیا هستن
یه بچه ی مُرده رو میشه دفن کرد
اما دیدن بچه ای که درد میکشه،
آه، مردا نمیتونن این حِس رو درک کنند
پس اونا کسایی هستند که بچه هاشون رو از دست دادن
و اون دو نفر دارن با هم رقابت می کنند
اگه نمی خوای کُلِ خانواده نابود بشه جلوی دوکین رو بگیر
یا بذار ایونسو هر کاری میخواد بکنه
مترجم : مهدی
آه هوا گرمه، چیز سرد نداری؟
معلم کانگ
چیه؟
میشه با هم حرف بزنیم؟
میخواستی راجبِ چی باهام حرف بزنی؟
دلیل اینکه تو استعفا دادی و می خواستی بهم بزنی بخاطر یونسو بود؟
درسته، بخاطر یونسو بود
فهمیدم با داشتن همچین پسری لیاقت معلمی رو ندارم
چرا یهویی این تصمیمُ گرفتی؟
تو قبلا با این مسئله مشکلی نداشتی چرا یهویی این تصمیمُ گرفتی؟
به علاوه، اون دیگه یه مدتی دردسر درست نمی کرد
منظورت چیه که این حرفا رو میزنی؟
این قضیه ربطی به مرگِ پسرم داره؟
چی... راجبِ چی حرف میزنی؟
دوباره ازت می پرسم، چرا تو با من بِهَم زدی؟
فکر نمی کردم طلاق بگیری
نمی دونستم جین هی میخواد چیکار کنه
پس چرا بهم گفتی حتی اگه با هم ازدواج نکنیم عاشقم می مونی
من اون حرفُ زدم اما کیونگ چول منتظرت بود که پیشِش برگردی
تو بخاطر مادرشوهرت نمی تونستی ازش طلاق بگیری
مطمئن نبودم با وجود همه یِ اینا عشقِ من برات کافی باشه یا نه
راست میگی؟
دوکین... اگه کیونگ چول پیش جین هی بر نمی گشت،
تو هنوزم بخاطر مادر شوهرت باهاش زندگی می کردی
یونسو همیشه بدش می اومد که من اونجا کار می کنم
دیدم تنها راهی که می تونم با یونسو کنار بیام، اینه که از مدرسه استعفا بدم
گذشته از همه یِ اینا، من میخوام تو خوشحال باشی
میتونی حرفمو باور کنی؟
اگه باور می کنی که من خوشحالی تو رو میخوام...
پس دنبالم بیا
ناه ایونسو، اومده بود پیشم
ایونسو اومده بود؟
چی شده اومدی اینجا؟
جین میونگ خونه ست؟
شوخیت گرفته؟ چرا باید به ایونسو بگم؟
فکر کنم اون میدونه
چی رو؟
اگه اون خبر نداشت، پس چطور تونسته اینو بگه؟
اون حدس میزنه، واقعا چیزی نمیدونه
اون با چند تا شواهدی که هست داره رویِ فرضیه اش کار می کنه
اینطوری تونسته راجبِ تصادف بفهمه
دوکین اینقدرا هم احمق نیست
اگه ایونسو اینکارو کنه، دوکین خیلی زود می فهمه
نباید تو دامِ بازیِ ایونسو بیُفتی
اون خیلی مظلوم به نظر می رسید، چرا داره اینکارو می کنه؟
ایونسو... میخواد جلوی ازدواج تو رو بگیره پس مواظب باش
چرا میخواد اینکارو کنه؟
نه اصلا. دوکین زیادی حساسیت نشون میده و مثل یه پلیس فکر میکنه
اون به کَسی اعتماد نمی کنه، به نظرم گذشته اش اونُ تحت تاثیر قرار داده
پس چرا این حرفُ زدی؟
چه حرفی؟
که مرگِ پسر دوکین به یونسو ربط داره
داری راجبِ چی حرف میزنی؟ پسر دوکین و یونسو به هم مربوط میشن؟
نباید تو دامِ بازیِ ایونسو بیُفتی
نه اصلا
پس چرا نگران بودی؟
اگه این به یونسو هیچ ربطی نداره پس چرا اینقدر با عجله اومدی اینجا
فقط نمی خواستم دوکین فکرای بی مورد کنه و نگران بشه
نگران نباش، اون فکر خیلی چیزا رو میکنه
ایونسو
امکان نداره اینطور باشه مطمئنم که اون آدم عاقلیه
مطمئنم جونگ دوکین باید یه دلیلی داشته باشه که مشکوک شده
ایونسو... میشه بهت اعتماد کنم؟
اصلا قضیه این نیست من فقط یه زنِ خانه دار هستم
به هر حال تو داری با اینکارات منو دلخور میکنی
مادرایی که بچه یِ مریض دارن ترسناک ترین آدما تو دنیا هستن
و اون دو نفر دارن با هم رقابت می کنند
اگه نمیخوای کُلِ خانواده نابود بشه جلوی دوکین رو بگیر
یا بذار ایونسو هر کاری میخواد بکنه
ایونسو
چیه؟
میشه ازت یه چیزی بپرسم؟
چی؟
میخوام مطمئن بشم که ما از یه تیم هستیم
فعلا یه تیم هستیم
فعلا؟
ما یه دشمن مشترک داریم که می خوایم از شرش خلاص بشیم
وقتی جونگ دوکین از دور خارج بشه، تو میتونی بهم خیانت کنی
این چه مُزخرفیه داری میگی
هر چند ممکنه حتی فرصتشو نداشته باشی
چرا؟
جونگ دوکین مثل تو نیست
آه، واقعا که همه همین حرفُ میزنن
مگه من شبیه توام؟ مگه من مثل توام؟ مگه ایونسو مثل توئه؟ مگه دوکین مثل توئه؟
یعنی من اینقدر احمقم؟
جونگ دوکین هم اینو گفت، من مثل هونگران نیستم
چی؟ اون چقدر گستاخه! من دومین عروسِ این خانواده ام
به هر حال اون زنِ ساده ای نیست
یعنی بدتر از توئه؟
منظورم اینه... باهوش تر از توئه
من بهتره مواظب باشم وگرنه خودم تو خطر میُفتم
واقعا؟
مطمئن نیستم که کار درستیه یا دیوونگیه
اين يعني اينكه تو اینجا یه حریفِ قَدری داری
اون حتی با این ترفند گول نخورد و خونسردیش رو حفظ کرد
اون آروم به نظر نمیرسه اما دست و پا چلفتیه
تو لحظه های جدی، اون آرومه
و منم تو لحظه های جدی دست و پا چلفتی میشم
No comments yet. Be the first to leave one.