The first 200 lines.
...عزیز ترینم مری
ما از ایتالیا خارج شدیم
و ما رو برای عملیات دراگون به عقب فرستادن
. حمله به جنوب فرانسه
حالا همه درباره ی تلفاتی که دو ماه پیش . در نورمندی دادیم میدونن
، با وجود سه ساعت بمباران دریایی دیشب
. اطلاعات تلفات 20% رو پیش بینی میکنه
اعصابم خورده و موج های سخت . دریا هم کمکی نمیکنه
. دو دقیقه
. باشه
. باشه
. بریم، E گروهان . خودتونو جمع کنید، زود باشین
. گوش کنید، گوش کنید
ترفیع گرفتم سرگرد شدم
. و حالا مسئول سه تا گروهانم . بیش از هزار نفر
. بیشترشون حتی به روزم توی جنگ نبودن
بعضیاشن انقدر بی تجربه ان ، که فقط چند بار با اسلحه شلیک کردن
، و اونم چند هفته پیش . تو آمریکا بوده
زنده موندنشون بستگی به افرادی داره . که تا اینجا زنده موندن
! بریم
اه، گستان ؟
. ازش بپرس آلمانیا کجان
. اه، رفتن. دیشب اینجارو ترک کردن
. به پروونس خوش آمدید
هی، چرا انقدر طولش دادی ، هان ؟
! اره
چی شد که انقدر طولش دادیم ؟
میدونی، تقریبا دو ساله دارم همین
. سوال لعنتی رو از خودم میپرسم
. خب، حالا اینجاییم
... با کشتی های بیشتر ، کامیون های بیشتر
. اسلحه های بیشتر از قبل
. اما کامیون ها در جنگ پیروز نمیشن
. ادم ها پیروزمیشن
، با مردان
...تفاوت بین شکست و موفقیت
...معمولا پیوندیه که یا تشکیل میشه
. یا نمیشه
. باشه، رئیس. یکم جا باز کن
هی، این قیافه ها چیه، پسرا، هان ؟
! داریم میریم جنگ
! گاوچرونا سوار شدن
. بیوفتیم تو جاده یه نمایش راه بندازیم
هی، کسی تا حالا بهتون گفته شما دو تا چقدر شبیه همین ؟
. هر روز میگن. این بابامه
شوخی نکن. اسمت چیه ؟
. گارنت بولاک. بقیه جونیور صدام میکنن
.خیلی خب
خب، تو رو چی صدا میکنن ؟
. آقای بولاک
. منو پاپ ( بابا ) صدا کن
. باشه
. من کال هستم، کالهون . رودو، بریدی، و اینم میشیگانه
شما ها از کجا اومدین ؟
. تالسا - . گریلی
. تائوس
شماها چطور ؟
. فورت کالینز - . خیلی خب -
خدایا، این دیگه چیه، تشکیلات کابوی ؟
خیلی خب، خودت از کجا اومدی آقا گاوه ؟
. من؟ من از تمدن اومدن
. شیکاگو
شیکاگو ؟ اونجا دیگه کجاست ؟
. بامزه بود. خیلی بامزه بود
تو چی رئیس ؟ تو کجایی هستی ؟
مشکل چیه ؟ انگلیسی حرف نمیزنی ؟
. شاید فقط شیکاگویی نمیتونه حرف بزنه
اسمت چیه ؟
. اوتاکتی
. از دیدنت خوش حالم، اوتاکتی
...مری عزیزم
. جنگ همونطوریه که تو فیلماس
، هر کجا که میریم . ازمون به عنوان آزادیخواه استقبال میشه
. تشویق میکنن و جشن میگیرن
پنج روز گذشته، بیشتر از
، دوماهی که توی ایتالیا بودیم جلو رفتیم
. در سه هفته بیشتر از شیش ماه تو ایتالیا
. و همه جا زندانیان آلمانی هستن
. هی
هی، چرا شماها این کارو تو ایتالیا نکردین ؟
. حرومزاده ها
افرادم دارن شروع . میکنن " کمپین شامپاین " صداش میکنن
. این احساس قطعا سرمست کننده س
. اینجاست. اینجاست
! اره
اما نمیتونم این احساس رو نداشته باشم
که به همون اندازه که این داره مارو به سمتی هدایت میکنه، ما دشمن رو تعقیب نمیکنیم
. جایی که اون خیلی خوب میشناسه
. نیوستات، آلمان . ژانویه ی 1945
، هی تو چه اتفاقی برای قلعه آلمان افتاد؟
شما ها کدوم گوری بودین ؟
. فنلاند
. با روس ها میجنگیدیم
. بمب افکن های متفقین
ظاهرا، قعله ی آلمانی . دیوارای عالی داره ولی سقف نداره
. ستوان واس، پیاده نظام 11ام
به خونه خوش اومدی، واس. به من گفتن . باواسگس نسبت فامیلی داری
بله، قربان. پدر بزرگ و مادربزرگم . در پیرمانسس خونه ای داشتن
خب، امریکایی ها . به خط مقدمشون رسیدن
. کار تو اینه که جلشونو از ورود به خونه بگیری
سرگرد اسپارکس همونطور که . خواسته بودین گزارش میدم ، قربان
. سلام، سرگرد. از این طرف
. ژنرال فردریک. سرگرد اسپارکس قربان
. فیلیکس
...باید ازت میخواستم بشینی
. اما اونا این چیزا رو ایستاده انجام میدن
معذر میخوام، قربان ؟ - . احترامات، سرگرد -
...افتخار منه که
. تقدیر رسمی رئیس جمهور رو بهت تقدیم میکنم
، تقدیم به هنگ 157ام ...گردان دوم
برای خدماتش در نگه داری از ویا انزیاته برای جلو گیری از نفوذ دشمن به انزیو
برای دریافت این جایزه، یک یگان باید
جسارت و عزم خودش رو در به انجام رسوندن ماموریتش نشون بده
به طوری که جدا و بالاتر . از بقیه ی یگان ها باشه
. به دلایلی، اونا فقط سه تا جایزه فرستادن
. چون فقط ما تنها بازمانده ها بودیم
. افرادت حتما استثنایی بودن
. متشکرم قربان. بله بودن
قربان، میخوام باهاتون
در مورد نگرانیم بخاطر . عملیات فعلی صحبت کنم
. حتما. بگو
فرمان ما محافظت از این کوهه . 484B
. اوهوم
میخوام بدونم چقدر تا قبل از این که . بتونم نیرهامو تقویت کنم وقت دارم
سرگرد شما دو تا گردان دارین. برای . پوشش اون منطقه کافیه
. هر دو گردان من با ظرفیت 50% هستن، قربان من ذخیره یا
. راهی برای حمایت از اون مواضع ندارم
. این جاده رو اینجا دارین
. یه مسیر مستقیم به قله س
. نه تو شرایط زمستون، قربان
، رد برف میمونه . زمین برای کامیون ها خیلی شیب داره
، اگه المانیا از بالا حمله کنن . افرادم قیچی میشن
چی باعث شده فکر کنی آلمانیا اونجا جناحی دارن ؟
. چون این کاریه که اگه خودش بود میکرد
، من قدردان نگرانیتون هستم، سرگرد
اما ارتش شش نگرانه که دوباره حمله ی آردن تکرار بشه
. و همه ی واحد ها اونجا مستقر شدن
باید یه راهی پیدا کنی . که از اون جاده بالا بری
چیز دیگه ای هست که بخوای بهم بگی، سرگرد ؟
. نه، قربان
. بازم تبریک میگم
به جای مدال، فکر نمیکنی فقط باید لباس کثیفاتو میدادی ببره بشوره ؟
. دقیقا همچین چیزیو دادم دستش
. بوی گند میده وخودش میدونه باید بشورتش
. کوه های واسگس . اوایل 1945
. واکارو، زود باش. یه سوراخ پیدا کن
. بله،قربان
. تبریک میگم، رئیس
. بنظرمیاد من و تو باهمیم
. منو رئیس صدا نکن
مشکل رئیس چیه؟ . کلمه ای برای محبته
. اسم خودمو ترجیح میدم - اوتاکتی رو ترجیح میدی ؟ -
، از همه بپرس. اما من بهت میگم . رئیس خیلی بهتره
واکارو دیگه چجور اسمیه ؟
داری با من شوخی میکنی، درسته ؟
پس، باید دیگو کوچولوی من صدات کنم یا ووپ رو ترجیح میدی ؟
. اشکال نداره . کلمه ای برای محبته
. میدونی، فهمیدم داری چیکار میکنی
، اما باید اعتراف کنی . اوتاکتی اصلا تو دهن نمیچرخه
معنای هندی داره یا مامان بابات فقط از این اسم خوششون اومد ؟
. اوتاکتی. اسم سرخپوستیه
. یعنی کسی که تعداد زیادی آدم کشته
. یا خدا، باید اینو زودتر میگفتی
. اوتاکتی
. اوتاکتی
. ازش خوشم اومد
یه میز بذارین اینجا و . نقشه رو بذارین روش
. یه نفر آتیش اونو روشن کنه . اینجا خیلی سرده
. مجبورتون میکنه بندازینش بیرون، قربان
چی ؟
. آتیش، قربان
سرگرد اینجوریه. تا وقتی افرادش . اون بیرون بدون گرمایش هستن
. پس مام همینطوری باید باشیم
. کاپیتان لادر رو بیار
. بیا اینجا، بچه
. مرسی، سرگرد
! جونیور، زود باش
تنها پسرته ؟
. بله، قربان
همسرت درباره ی این که اینجایی چی فکر میکنه ؟
اگه زنده بود . حتما میکشتش، قربان
. یکی دو سال پیش فوت کرد
. اون تنها چیزیه که دارم
، فکر کردم اگه اتفاقی براش بیوفته . نمیخوام خبرشو توی یه نامه بهم بدن
. مرسی، سرگرد
. قربان. کاپیتان لادرو گرفتم
اوضاع اون بالا چطوره، بیل ؟
. یکم تعدادمون کمه قربان
. اما موقعیتمون خوبه . سنگرای خوبی حفر کردیم
. خیلی خب، باشه، یکم عمیق تر بکنید
قراره سخت باشه، اما دارم سعی میکنم . تجهیزات بفرستم بالای جاده ی راپتزویلر
، و بیل، هر فشاری به اونجاها اومد . فورا به من خب بده
. چشم، قربان
. هی، برید
کلرادو شبیه اینجاست ؟
. نه واقعا
. این خیلی ترسناک
. منو یاد یکی از افسانه های گریم میندازه
جایی که بچه ها تو خونه های . آبنباتی توسط جادوگرا خورده میشدن
. هی، بچه ها. بچه ها
No comments yet. Be the first to leave one.