The first 200 lines.
هی نوبرو، وقت اینه که بیدار بشی
میدونم، خفه شو
چطور جرئت میکنی به پدرت بگی خفه بشه تو نمیدونی
بخاطر همین دارم بهت میگم
بزن بریم، بزن بریم، من گفتم
من بخاطر این که پول ـم رو ازم دزدیدی عصبانی نیستم
اگه پول لازم داشتی بهم بگو
بریزش و حسابم درست مثل میچیرو
برادرتو وارد این مسئله نکن
چرا؟ اون تقریبا ده ساله که خونه رو ترک کرده
برادرت مریضه
پس این وظیفهی تو به عنوان یه پدره که حالش رو بهتر بکنی
اون غیرقابل درمانه
تو داری از اون توی دعوا با مامان استفاده میکنی که بهش بگی
ببین چه اتفاقی برای پسرت افتاد بعد اینکه تو مارو ترک کردی
این برای میچیرو عادلانه نیست
داری چی میگی عوضی
اصلا به تو ربطی نداره
چیزی که از فقیرا گرفتی رو بهم بده
من یه مدرسهی جدید میسازم تا میچیرو بتونه بره به اونجا
تو فکر میکنی میتونی برای همیشه پیش من زندگی کنی و مثل یه انگل ازم تغذیه کنی
پس تا زمانی که خودت برای خودت پول درنیاوردی مواظب حرف زدنت باش
شکایتی نکن این سلول کمترین جمعیت رو داره
حالا ده تای ما اینجا هست
مواظبش باش یاماموتو
حتما، بزارش به عهدهی من
تو بهتره این احساسات رو رها کنی یا نمیتونی جون سالم به در ببری
یه دورهی بلند مدت دارم
تفریحت رو تو جای خودت بکن
اینم فوتون ـت
بابت غذا ممنونم
بابت غذا ممنونم
من ترجیح میدم بمیرم تا تو جایی مثل اینجا باشم
این مو از کجاست؟
از یه عوضی
از یه عوضی
ما داریم تو یه گه دونی زندگی میکنیم
که در این صورت ما تبدیل میشیم به گه
و نگهبان ها هم تبدیل میشن به اسهال
هی، گهِ یبوستی
کپسول زمان، کپسول زمان
فراموش نکن
کپسول زمان تو مدرسهی ابتدایی فوجی
بهتره عجله کنی یا با یه سیفون میره
عوضی
عوضی
باید به جان بگم
داری میرینی عوضی؟
من آقای یاماماتو هستم همون پادشاه قلب
سر به سر من نزار
عوضی اسهالی
سیفون رو بکش عوضی سیفون رو بکش لطفا
لطفا سلول 13 رو تمیز کنید
بو میده عوضی، بو میده
مطمئنا خوش میگذره میدونم که خوش میگذره
این رویا، اون رویا کلی رویا
جیب جادویی من کاری میکنه همهی اونا به حقیقت تبدیل بشن
کاری میکنه تمام رویاهام به واقعیت تبدیل بشه
مثل رویایی که آرزو داشتم تو آسمون پرواز کنم
یه سوراخ هست
توراکیچی، شونزده ساله پسرش رو کشت
کازوما، هیجده ساله موتور سوار خشنِ افسانه ای
شیشیدو، یازده ساله با معلولیت به دنیا اومده
سارو واتاری، ده ساله دلال مواد
شیراتوری، بیست ساله استاد فرار
کامئی، دوازده ساله پادشاه فیلمای پورن
اوشیما، چهارده ساله عنصر ضعیف
ایونبی، پونزده ساله بمب افکن دیوانه
کانکو، سیزده ساله قاتلِ پدر
نُه روح
هی این چیه؟ گندش بزنن
آب میوه، آب میوه
آب
چای
هرچیزی که سرد باشه
آب میوه
سکه
من بلندش میکنم
ده یِن پیدا کردم
پنجاه یِن پیدا کردم
هی، یه آب میوه چقدر قیمتشه؟
صد یِن؟
صد یِن؟ پس بیست یِن بیشتر
احمق، میشه پنجاه یِن بیشتر
ما پیداش میکنیم
همیشه یه راهی برای فرار از زندان وجود داره
یه مرد 9 تا سوراخ داره
یه زن یدونه بیشتر از مردا داره
ما میتونیم یه مسافرت مجانی داشته باشیم؟
تو میتونی تو یونیفرم زندان مارو به نُه تا سوراخ باسن ببری
اونم نصفه شب؟
هیچ روحی، هیچ روحی، هیچ روحی
...هیچ روحی از
جنگجویان قرون وسطی پیداشون نمیشه
...هیچ روحی، هیچ روحی
...هیچ روحی، هیچ روحی، هیچ روحی
روح
نمیتونم صداتو بشنوم
درست وایسا کمرت رو صاف کن
چه مدت تمرین میکردی؟
اونقدری که یه اَبرویی که تراشیده شده دوباره رشد کنه
خب تو هر فرد تفاوت داره
در مورد من، دوازده سیزده سال طول کشید
این مدت طولانی ـه تو اون پشت خوبی؟
اونا خوبن من حسابی تمرینشون دادم
مرد، چه شکستی
با وجود نه تای شما که این مزخرفات رو سرهم میکنن
امروز روز شانس منه مرد
خیلی خوش شانسی
خیلی خیلی خوش شانسی
خیلی، خیلی، خیلی
هی بهم نگو خیلی خیلی خیلی
من از این متنفرم
من هیچوقت اینو فراموش نمیکنم عوضی
...من بخاطر این بر میگردونمت
مواظب حرف زدنت باش
به بزرگترت احترام بزار
هی یکی رانندگی کنه
هی- من بکنم؟-
تو نه
امم، من گواهینامه ندارم
منم همینطور
چه آدمای بی مصرفی
تو رانندگی کن تو میتونی رانندگی کنی
من از رانندگی استعفا دادم
این دیگه یعنی چی؟
یعنی چی؟
اوه، مزخرف نگو به خودت بیا
و اونا مواد بهت زدن
حالا وقتشه که دوباره رانندگی کنی توراکیچی
با من پسرخاله نشو ما با هم دوست نیستیم
حصار های خوب همسایه های خوب درست میکنن به بزرگترت احترام بزار
این پشت اتاق بزرگی هست
اونا واقعا چشای زیبایی دارن
گوسفند ها عالی ـن نرم و زیبان
مهمونی تمومه
مرده ـشون بهتره
ون رو ببر بالا
هی، بازنده یه کمکی بکن
خیلی بامزست
بکنش تو کونت عوضی
من میتونم مریضی بگیریم؟
هی این مذکره
حالا هرچی
تو دیر کردی، تو باختی احمق
صبر کن، من متاسفم
لطفا صبر کن، ما متاسفیم
دیگه هیچوقت دیر نمیکنیم
چرا اینقدر عصبانی هستی؟
ناکایاما، محموله
فقط یه لحظه صبر کن
حالت چطوره؟
سلام نمک نشناس
لطفا فریاد نزن
من ازدواج کردم
تو هنوزم داری دورهی کار آموزی رو میگذرونی، درسته؟
و تو هم هنوز داری حبس میکشی، درسته؟
چه اتفاقی افتاد؟
من بخشیده شدم خدا منو مورد عفو قرار داد
و بهم گفت که به ناکایاما سر بزنم
بیخیال
اوشیاما، اوشیاما
...هیو، هیو
همسرم، ماریا
از مهمان نوازیتون ممنونم
...اینا رفیق های قدیمی من هستن
خانوم، شما تو این خونه غذایی دارد؟
کی پول همراهش هست؟
برو خودت بخر
این یه بشقاب فیلیپینی ـه؟
...غذا برای نه نفر
ما قراره امشب بریم برقصیم
دروغگو
دبستان فوجی ...دبستان فوجی
پیداش کردم، پیداش کردم اینجاست
پولا اینجاست
پس درست پایین جادهی صد و سی و پنج ـه
آره همینه
اون داره چه غلطی میکنه؟ شماره ـش رو عوض کنیم؟
تلفن رو جواب بده لعنتی
جدیدی؟
یه دقیقه دیگه هم خیس ـش کن
بهت تشکر کردن یاد ندادن؟
اگه نمیتونستی پا به پای ما بیای مجبور نبودی بیای
مشروب بیشتر لطفا خانوم
پولش رو بدید عوضیا
سرد باشه لطفا
شما دستمال دستشویی ندارید خانوم
غذاتو بخور مرد
چی
خانوم، شما واقعا دستمال دستشویی ندارید
ولم کن
ولم کن
دستمال دستشویی دارید یا نه؟
...نمیشه گفت چه اتفاقی میوفته اگه
میخوای چیکار کنی بچه جون؟ میخوای بشاشی؟
بین دو نفر مرد وقتی با هم میشاشن یه ارتباط شروع میشه
وقتشه که ایستاده بشاشیم
اون هیچ دوستی نداره
داری چیکار میکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.