The first 200 lines.
، اين داستان 10 غريبهست
، يه شب ، و تمام کارهاي احمقانه
... شرمآور ، مضحکي که انجام داديم
. تا عشق رو پيدا کنيم
. نميتونم باور کنم که اون مدلهاي مرد جاشون رو به ما دادن
. مدلهاي مرد خيلي خوبن - . ميدونم -
. و اينکار خيلي آرام و مسالمت آميز بود
. آره ، مثله آب خوردن بود - . اممم-ممم -
! هِي -
! آااه - چه خبره ، خانمها ؟ -
! جايه خوبيه - ! وهووو -
. سلام
. تام هستم تقريباً نه ثانيه قبل همديگر رو ديديم
کي ؟ - . اوه ، نه -
. شوخي کردم
. شوخي کردم
. اوه ، خداي من ، خيلي منو ترسوندي
. لطفاً ديگه اين کار رو انجام نده
. اوه ، خداي من
! نه ، اونا نميگن
. سگهاي انگليسي وقتي پارس ميکنن " پيپ پيپ " نميگن
. چرا ميگن
" . و خروسهامون هم نميگن " کاک - اِ - دودله - دو
" اونا خيلي ساده ميگن " صبح بخير
. خوشم اومد ازش
خيلي خوشحالم که امشب به تو برخورد کردم
. چون شبِ خيلي عجيبي رو ميگذروندم
. اوه ، منم همينطور . بايد زود بيدار ميشدم
چي ؟ - . آره -
. دوست داشتني هستي
. اون مثله اينه که يه بچه رو بلند کني
گوش کن ، شنيدم پشت بام اينجا
. چشم اندازِ عالي داره
. منم شنيدم
. ولي متأسفانه ، تا حالا اون بالا نرفتم
ميخواي به من ملحق بشي ؟
، اوه ، ميخوام خودم برم
. ولي شايد يِکَم خودکُشي به نظر بياد
! اوه ، خداي من ، امشب اونا زود اومدن
سلام ، کِيس ... کِيسي، کجا داري ميري ؟
اين کار به خاطرِ چيه ؟
. اوه ، اينا آتش نشانِاند
. ايستگاه اتش نشاني همين روبه روي اينجاست
. ميدوني ، اونا هرشب ميان
. دخترها ازشون خوششون مياد
هِي ، اونا بعضي وقتها اجازه ميدن سوارِ ماشين آتش نشاني بشي
. جالبه
. چقدر عجيبه
. تو انگليس ، خوب ، يه آتش نشان اينقدر خاص نيست
. آتش نشانها اينجا تو نيويورک خيلي طرفدار دارن
... نه ، ميدونم اونا قهرمانند
. تو11سپتامبر ، طوفان سندي ، وديگر حوادث
ولي آيا اون يعني اينکه ما بايد برگرديم
و دوست دخترهامون رو به اونا بديم ؟
. آره
. خوب ، اون غيرقابل قبوله
پس ، هاوايي آبي چه طعمي داره ؟
. اوه ، خيلي مشمئز کنندست . آره
... مزهاش مثلِ
، مثله اينه که دستشويي فرودگاه رو ميخوري
. طعمش شبيه اونه
اوه ، اين ... عجيبه
که دوستام دارن فقط خيره به ما نگاه ميکنن ؟
. اوه ، آره - . آره -
تامي رو ببين داره براي دختره نقشه ميکشه . هان ؟
. من به پسرمون خيلي افتخار ميکنم - . آره -
. نگاهش کن. مثله تو داره ميخنده
. مسخره نشو
. واقعاً پسرم نيست
! اوه ، خداي من ، اون عين من داره ميخنده . اوه
، ميدوني ، ميتوني بگي ديوونه شدم
. ولي تامي شايد واقعاً امشب اينو نشون ميده ... شايد
. ميدونم . ميدونم . کارش رو خيلي خوب انجام ميده
. بالاخره از شرِ چشمک مسخرش خلاص شد
... خداي من ، ما يه کارِ
. کال
. اين همون جندهايه که قلب تام رو شکست
. اون لوراست
. ششش
.اين يه فاجعهاس - . امم - مممم -
. اونو از وقتي که نامزديشون رو بهم زد نديده
. تام براي ديدنش آماده نيست
. اون هرچي که امشب اينجا ساخته رو خراب خواهد کرد
خوب ، ما يا بايد لورا رو تويه يه کيف بزرگ قايمش کنيم
. يا بايد تامي رو از اينجا ببريم بيرون ، هر چه زودتر
. بي " بيا نقشهي دوم رو اجرا کنيم "
. آره ، انتخابِ خوبيه . من حتي کيف ندارم
. نميدونم از کجا کيف جور کنم
. بسيار خوب ، از شماره دادنتون ممنونم ، پسرا
. شايد باهم تماس بگيريم ، شايد هم نه
. خداحافظ
. خيلي جالب بود
. شما دوتا با پسرا رابطهي خوبي دارين
. ممنون - . آره ، واقعاً هستيم -
... ما داريم نقشهمون رو از زمانِ دبيرستان تکميل ميکنيم ، پس
. اممم - ممم - دارم دربارهي انجامِ -
. يه تغيير بزرگ تو زندگي فکر ميکنم ، خانومها
. ولي نقشهاي ندارم
. مثله وضعيتِ پزشکيه
من با اون پسر رفيق شدم
. و بعد معلوم شد که انتخاب درستي نبوده
اونو ميشناسيش ؟
. نه ، من فقط ... من نميدونم
من حس ميکنم انگار هيچ اطلاعاتي ندارم
. از اينکه چطور ميتونم با پسري رابطه داشته باشم
و حس ميکنم شايد اندام من
. هيچ وقت نظرِ پسري رو جلب نکنه
. و ... شايد ... و هيچ وقت نميتونم بگم اون خيلي جذابه
، شايد بتوني بياي به ما ملحق بشي
. و ميتونيم به تو چندتا دوست پيدا کنيم
واقعاً ؟ آره . واقعاً ؟ -
، و من نميدونم چرا
، و هربار که از امنيت فرودگاه رد ميشم
، نميتونم قبل از باز کردنِ کمربندم رد بشم
... خيلي سکسي به نظر ميام ، مثله
چي ؟
. ميدونم يکم عجيبه - ... و تو -
. سلام ، پسر - . سلام ، رفيق -
هِي ، اوضاع چطوره ؟
. خوبه . اوه ، واقعاً تفاهم داريم - . خوبه ، خوبه -
. خيلي خوب . خوب . ما داريم ميريم
چي ؟ - . زودباش . بلند شو -
نه . چيکار ميکني ؟ - . ببخشيد -
هِي ، چه ... آره ، چه خبره ؟
اوم ، به تو ربطي نداره ، باشه ؟
چرا شماها اينطوري وايسادين ؟
من و کال اينطوري وايساديم
. چون واقعاً نميخوايم اون نامزده سابقش رو ببينه
. چرا ؟ چون تام هيچ وقت روابط قديميش رو بيخيال نميشه
. همه چيز از وقتي که پدر تام وقتي 9 سالش بود ترکش کرد
! خداحافظ ، بابا
از اون زمان ، اون جنگيده
. براي هر رابطهاي که تا حالا داشته
هيچ وقت پدرش رو فراموش نکرد ، حتي وقتي که بايد اين کار رو ميکرد
، اون هيچ وقت آرايشگرش رو فراموش نکرد
. حتي وقتي که واقعاً بايد ميکرد
. و هيچ وقت لورا رو فراموش نکرد
لائورا ؟
اوه ، هِي . لباسامو از خشک شويي گرفتي ؟
اوه ، اينجا چه خبره ؟
. و ، آره ، گذاشتمش تو کمدِ سالن
. اين کِلان هست ، همکارم
. سلام ، پسر - . سلام -
اوه ، پس ، دارين به چي نگاه ميکنين ؟
. ميراث ترون " فيلم مورد علاقمونه "
. اوه ، به اون موتورهاي چراغدار نگاه کن
. ميدونم . موتورهاي چراغدار رو دوست دارم
، من ... من عذر ميخوام ، لورا
ولي تو چرا با يه مرد ديگه اينطوري دراز کشيدي ؟
. ما همکاريم ، پسر . عجيب و غريب نشو
. تام هميشه خيلي حسودي ميکنه
. نه ، نه
. يه اشکالي رابطهي ما داره
چطور ميتونم درستش کنم ؟
همونطور که گفتم ، تام هيچ وقت تو روابطش تسليم نميشه
. حتي وقتي که خيلي واضحِ که بايد اين کار رو بکنه
ما چطور وايساديم ؟ منظورت چيه ؟
... ميخواين يه چيزي رو ازم قايم کنين ، يا
! اوه ، خداي من ، اون لوراست
عالي شد ، کال ، ازت خواستم يه ديوارِ انساني تشکيل بدي و اينم نتيجهايه که ميگيرم ؟
. عاليه - . اين کار رو نکن -
. ميخوام برم باهاش حرف بزنم - . نه ! خواهش ميکنم نرو -
. خواهش ميکنم اون کار رو نکن - . نه ، تام ، اون کار رو نکن -
. اين دختريه که رهات کرد ؟ خيلي خوشگله
. تو بايد درونش رو ببيني
هِي ، تامي ، ما يه راه خروج از پشت پيدا کرديم ، از طريق آشپزخونه ، باشه ؟
. اون هيچ وقت مارو نميبينه ، پس زودباش بچرخ . زودباش - . زودباش . بيا بريم -
. پسرا ، پسرا ، آروم باشين
من فقط ميخوام برم ... من فقط ميخوام برم اونجا
، و هرچي تو قلبمِ رو بگم
. و بعد هممون ميتونيم شبمون رو سپري کنيم
راجع به چي حرف ميزني ؟ - ! اوه ، بيخيال -
پسر ، تامي ، اولين باري که سمته نامزده قبليت ميري
بعد از جدايي يه حادثهي فوق العاده آسيب زاست ، باشه ؟
. براي ماهها تمرين و تکرار کردي
. نميتوني فقط بري اونجا و خرابش کني
. بايد بريم . اون مارو خواهد ديد
. خفه شيد
چجور پسري از دوست دخترِ سابقش فرار ميکنه ؟
. اوه ، من هميشه اين کار رو ميکنم - . منم -
. به اضافه ، نگاهش کن
اون موهاش رو يه مدلِ جديد و جذابي کرده . پوستش عالي به نظر مياد - . اممم - ممم-
. اين جنگيه که تامي الان نميتونه توش پيروز بشه - . اممم - ممم -
. خواهش ميکنم ، دختراي خوشگل هيچ وقت قابل اعتماد نيستن
. شايد حتي اون دوست پسره واقعيش نباشه
. ببين ، قطعاً اون مويِ واقعيش نيست
، بهم اعتماد کن ، تام ، با يکم کار
. ميتونيم اين دختر رو خراب کنيم ، که خيلي عالي خواهد شد
. باشه ، گوش کن ، موهاش کلاه گيسه . راست ميگي
، ولي قبل از اينکه ما سه تا تصميم بگيريم که تام چيکار بکنه
. من و اين گربه بايد يکم تحقيق کنيم . زودباش بريم
چرا نميتونم به روشِ خودم انجامش بدم ؟
! تام ، تو حق حرف زدن تو اين مسئله رو نداري
! چون راه حله تو راهحله يه پانداي کوچيک و مرتبه - ! احمق -
. بشين .ميخوام بهت بگم چطور يه زن رو نابود کني
. باشه
. خوب ، پس ، تويه بارها دونوع مرد وجود دارن
. ما دو نوع پسرِ خوب وبد داريم
کارِ تو اينه که بدها رو دور کني
. در حالي که پسراي خوب رو جذب ميکني - . اممم - ممم -
No comments yet. Be the first to leave one.