The first 200 lines.
بچه ها ؟
. قربان . مامور هايتاور
. آره . باشه
واحد مبارزه با مواد مخدر براي
جمع آوري اطلاعات از يه خونهِ ساختِ . شيشه در ساوت وست کمک ميخواد
. گفتم ميتونم دوتاتونُ بفرستم - . باشه . ما ميريم -
. ون پلت و چوو
چيکار بايد بکنيم ؟
. باورش سخته تو اينا اطلاعاتي باشه
. بهتر باشه . داره رو پاهام ميريزه
. هايتاور دربارهِ من و ريگسبي خبر داره
. متوجه اون شدم
. ميدونه ، ولي چيزي نگفته
فکر ميکني چرا اينطوره ؟
. نميدونم
. يه حدسي بزن - . نه -
. نميتونم درموردش فکر نکنم
. اين فقط باعث ميشه اعصابت خراب بشه
ميتونيد کمکم کنيد ؟ ميتونيد کمکم کنيد ؟
چه اتفاقي براتون افتاده ؟
. کفشمُ گم کردم
ميتوني بمن بگي کجام ؟
من -- من بايد اينُ گزارش بدم ، باشه ؟
. خانم . خانم - ... ميتوني -
. باشه . اشکالي نداره
. ميبريمتون پيشِ دکتر
. بيايد - . باشه -
. بيايد اينجا و بشينيد - . باشه -
اسمتون چيه ؟
خانم ؟
خانم ؟
. گريس
، سلام . ميگه يادش نمياد کيه
. يا از کجا اومده و چه اتفاقي براش افتاده
. نه کارت شناسايي همراشه نه هيچزِ ديگه اي
ليسبون کجاست ؟ - . تو راهه -
امدادگر فکر ميکنه که گلوله . سَرِ قرباني رو خراش انداخته
. فکر ميکردم که بايد اينجا باهاش حرف بزنيم
. کفشُ گم کرده ، پس زياد نميتونسته دور بشه
. احتمالاً صحنهِ جُرم نزديکه
. خوب فکر کردي
... حالا بايد منتظر ليسبون بشيم يا
سلام . پاتريک جين هستم . حالت چطوره ؟
. سَرم درد ميکنه
. يادم نمياد کي هستم
. دستمُ بگير
. سعي ميکنم دردتُ کم کنم
باشه ، ميخوام تمرکز کني
و اجازه بدي که درد از طريقِ بازوت جريان پيدا کنه
. و بياد داخلِ دستِ من
. فقط بزار جريان پيدا کنه ، مثلِ آب
. ميتونم احساسش کنم
تو هم ميتوني احساسش کني ؟
. بله
ميتونه احساسش کني که جريان داره ؟ - . آره -
. درد داره خارج ميشه
. اسمتُ بهم بگو
. دنبالش نگرد
. فقط منتظرش باش
. يادم نمياد
. اشکالي نداره
. اشکالي نداره
امروز صبح قبل از اينکه زخمي بشي ، چيکار ميکردي ؟
. يادم نيست - . اشکالي نداره . ناراحت نباش -
، امشب ، قبل از اينکه دوستام پيدات کنن
چيکار ميکردي ؟
. من - من تو يه انبار بودم
. سرده
ميتوني چيزي ببيني ؟
. خيلي -- خيلي تاريکه
رو يه صندلي نششته بودي يا دراز کشيده بودي ؟
. دراز کشيده بودم - رو زمين يا رو تخت ؟ -
. رو زمين
... اينجا
. خاک و پوشال هست
. باعث ميشه سرفه کنم
بوي چي ميده ؟ - . اسب -
. خارق العاده بود
گريس ؟
. ميدونم . بايد دنبال يه اصطبل بگرديم
. آره
. کفشش
. آره ، اون کفششه
. باشه
. بچه ها ، اينجا يه کليد برقه
...::: WwW . TvCenter . ir گروه ترجمه :::... تقديم ميکند
روان کاو فصل دوم - قسمت هجدهم : آبِ قرمز
. گلوله جمجمه اَشُ خراش انداخته
، استخوانُ نشکسته
، ولي يه ضربه مثلِ اون . ميتونه حسابي آدمُ اذيت کنه
. ممکنه واسه يه مدت بيهوش بوده باشه
شليک کننده احتمالاً فکرکرده اون مُرده
. و با بقيه جسدها منتقلش کرده
فراموشيش چي ميشه ؟
. نميدونم چي بهتون بگم
، فراموش کردن گذشته ، معمولاً با گذشت زمان حل ميشه
. ولي نميدونم با چه سرعتي اتفاق ميوفته
باشه ، فقط ازت ميخوام . که رو بي بي تمرکز کني
. اينه . حالا ديدي کجاست
. اينهاش
... باشه . حالا بهم بگو
بي بي کجاست ؟
اشتباهه . اولين پسري که بوسيدي ؟
. نميدونم
اسمِ کوچيکت چيه ؟ - . نميدونم . ببخشيد -
. ببين ، اينجا بود . جاشُ اصلاً دست نزدم
. درست وسط بود
و انگيزهِ اصليت ؟
. فقط ميخواستم مطمئن بشم که فراموشي داره
. که بهرحال واقعاً داري
وقتي به يه چيزِ ديگه . فکر ميکني دروغ گفتن سخته
. عاليه
داريم بانک اطلاعاتي افرادِ ، گمشده رو بررسي ميکنيم
. بعدش ازت اثر انگشت ميگيريم . احتمالاً يه چيزي پيدا بشه
. يکي رو بيار که اَزش اثر انگشت بگيره - . باشه -
. مامور هايتاور - . صبح بخير ، ليسبون -
، بمحض اينکه امکانش بود
ميخوام تو ، ون پلت . و ريگسبي بيايد به دفترم
، يه مدته که ميخوام اين موضوعُ مطرح کنم
، ولي کار زيادسرم ريخته بود
. در نتيجه وقت نداشتم
اول از همه ، هيچ کدوم از شما داشتن
رابطه جنسي با همديگه رو انکار ميکنه ؟
آره ؟ - . نه - . نه ،قربان -
. با هم کار ميکنيد ، با هم صميمي شديد
. اين هيچ اشکالي نداره
ولي خوب ميدونيد که اين ، برخلافه قوانينِ اداره است
و همونطور که به بچه . هام ميگم ، قانون قانونه
اگه ميخوايد با هم . باشيد ، تصميم با خودتونه
. ولي يکي از شما بايد از واحد منتقل بشه
، اگر هردوتاتون ميخوايد تو واحد بمونيد
. اونموقع نميتونيد با هم باشيد
. داستان همينه
. حداکثر تا فردا تصميمتونُ بمن بگيد
سوالي هست ؟
. نه ، قربان - . نه -
. باشه
. ليسبون ، يه لحظه بمون
چرا خودت اين موضوعُ حل نکردي ؟
- نميخوام کارمُ توجيه کنم ، قربان
، ميدونم تقصير از اين دوتاست
. ولي تو رييس شوني
. ازت بيشتر انتظار دارم
. يه يادداشتِ اصلاحي مينويسم
. ديگه کاري ندارم
. ممنون از وقتت
. نميخوام در موردش حرف بزنم
چوو ، کارمون با قرباني ها به کجا کشيد ؟
. دو نفر از مقتولينُ شناسايي کردم
، جني و ميچل لانگهَم اهلِ چيکو چيکو : شهري در ايالتِ کاليفرنيا
هر دو 50 ساله ، و . فاميلي هم تو ايالت ندارن
همسايه ميگه که رفتن تا تو . جنگل ايالتي " کَستن " پياده روي کنن
اين در 160 کيلومتري . جاييه که پيداشون کرديم
خُب ، قرباني سوم چي ؟
مثلِ همون زن است . هيچگونه . کارتِ شناسايي همراش نبود
. پزشکي قانوني ميگه که تازه 20 سالش شده
. اثرانگشتشُ وارد سيستم کردم
ون پلت ، چيزي ازشون پيدا کردي ؟ ون پلت ؟
. چک ميکنم ، چک ميکنم
پزشکي قانوني فکر ميکنه که
- همشون با يه تفنگِ قوي کشته شدن
، لانگهَم ها از نزديک
. و اون دو تاي ديگه از يه فاصلهِ مشترک
لانگهَم ها هم سابقه اي داشتن ؟
. نه - . فکر کنم بتونيم لانگهَم ها بزاريم کنار -
، فکر کنم اونها درجه دوم هستن . از رو برنامه کشته نشدن
. آره
دوتا قربانيِ اول از ، يه فاصله بهشون شليک شده
. کارت شناسايي هاشون برداشته شده
دو تا قرباني ديگه از نزديک بهشون . شليک شده . کارت شناساييشونُ بر نداشتن
. مشخصه که دو قرباني اول هدفِ اصلي بودن
و وقتي که لانگهَم ها ، اتفاقي تو صحنه حاضر شدن
. جاي نادرست ، وقت نادرست
. قاتل به لانگهم ها شليک ميکنه ، هول ميشه
واسه برادشتن کارت شناسايي . ها خودشُ بزحمت نميندازه
حتي متوجه نشده يکي از دو قرباني اول
. که بهش شليک کرده فقط زخمي شده
يه چيزي از اثر انگشت . قرباني مَرد پيدا کرديم
، اسمش " لئونارد ريلتونِ " ، سرخپوست
در زيمنِ اختصاصي " استورم . ريور " زندگي ميکرده
. اون درست بغل جنگلِ ايالتيه
اون از زمانِ نوجوانيش مرتب
- دستگير و آزاد شده
، بيشترش مسايلِ کوچيکي بود
. يه چند تا حمل مواد مخدر . فاميلي اينجا ننوشته
شماره تماسِ ضروريش . مالِ افسر آزادي مشروطشه
برو و به اون دختره يه عکس از
لئونارد و لانگهم ها - . نشون بده . ارزششُ داره . باشه -
شما بچه ها ، مسيري رو که . لانگهم ها طي ميکردن بررسي کنيد
. بنظر مياد اونجا يه خبراييه
بيا بريم با افسر آزادي . مشروطِ ريلتون حرف بزتين
مخفي کردنِ نارضايتيت از . هايتاور فايده اي نداره
يعني دير يا زود
. بعلت عصبانيتِ فروخفته اَت ، منفجر ميشي
. شانس بيارم ، نزديکم باشي
. خُب ، همين منُ نگران ميکنه
. گريس
حالت خوبه ؟
. آره
نه . تو چي ؟
No comments yet. Be the first to leave one.