The first 200 lines.
خب، بزن بریم. - این چه کوفتیه؟ داریم چیکار میکنیم؟
داریم چه غلطی میکنیم؟ من همین الان کارمو ول کردم. کار خوبی بود.
ازش متنفر بودی. فقط بخور. شاید حتی شات هم بخوای.
چرا نگران نیستی؟ ها؟ ده سال. ما همین الان یه اجارهنامه ده ساله امضا کردیم.
ماهی سی هزار دلار. - مشکلی پیش نمیاد.
ده ساله. - که زندان نیست، میدونی؟
ما آشپز نداریم. - هوم.
یا یه بارمن. نمیشنوی دارم مثل یه سگ واقواق میکنم؟ خفه شو.
شاید... شاید کاری که میکنم اینه که... فقط... فقط راضیش میکنم پول بیعانه رو پس بده.
خدای من، تو چقدر الهامبخشی. انگار هیچوقت کم نمیاری، میدونی؟
حسابی مستت میکنم. آنا، چندتا شات لطفاً؟
کی حساب میکنه، وینس؟
آم، این آقا. - آره. اون کلاه قرمزیه.
گوش کن. به من گوش کن.
پس موزیک ویدئو میسازی؟
آره، چندتا انجام دادم. اون یکی رو من ساختم.
برای اون؟
آره. دوسش داری؟
آره، خب.
آلبوم قبلیش بهتر از این بود. - هوم. آره.
از آهنگای من خوشت میاد؟
آره، خوشم میاد.
واقعاً؟ - آره.
باحاله.
اسمش چی بود؟ سباستین یا یه همچین چیزی؟
میذاریم در رو اداره کنه. اون یارو، نگاهش...
تا حالا دوستدخترشو دیدی؟
باورم نمیشه تا حالا اینو امتحان نکردی، راستی.
باید شمارهشو برام بگیری. - آنا، آشپزت اینجا کیه؟
آم، فکر نکنم تو تیپ اون باشی. - مرده؟
نبض نداره؟ میتونی بیاریش بیرون؟
قول میدم خیلی مؤدب باشم. دوست دارم باهاش حرف بزنم. لطفاً؟
ممنون. - وای خدای من!
ها؟ روش گوه گذاشتی؟ اون... اون گوه لیمو؟
آره.
باورنکردنیه. - واقعاً خیلی خوبه.
آره، رفیق. اونو بعداً هم میشه انجام داد.
هی. آبجو میخوای؟
نه. - بیا دیگه.
چند تا از دوستام میخوان ببیننت. - اوه، واقعاً؟ دوستای تو؟
آره. - نه.
خواهش میکنم، خواهش میکنم، خواهش میکنم، بیا دیگه.
خواهش میکنم...
تونی، میتونی یه دقیقه اینجا رو دست بگیری؟
هوم.
میدونستم دنبال تو اومدن جواب میده. - آره.
وای خدای من، هرچیزی. هرچی بخوای، بهترینش رو، فقط ازم بخواه.
هرچیزی. چی میخوای؟ - هرچیزی؟
چی کار... آره! - کل منوی لعنتی مال منه.
آره. - من میتونم همه رو انتخاب کنم؟
هرچیزی... کاملاً. آدمای تو، منوی تو، ایدههای تو.
تخیل تو. - لعنتی.
باید مکان رو ببینی. کاری که استل قراره بکنه، ذهنتو منفجر میکنه.
مرد، تو نمی...
تو حتی منو نمیشناسی. - ازت معلومه.
واقعاً؟ - من تو این کار خیلی خوبم. یه...
من... من بهت ایمان دارم. میتونم ببینم.
میتونم ببینم که قراره فوقالعاده باشی. - لعنتی.
دوستت دارم، رفیق.
منم دوستت دارم. - تو حسابی دیوونهای!
نه، نه، نه، اون برادرمه.
ساکتم کن
ساکتم کن، اوه، اوه، اوه
و من باهات کنار میام
"زنگ بزن بهش."
"لازم نیست بدونه کار تو بوده." - خودم میفهمم.
لعنتی. لغوش کردم. لغوش کردم.
"هیچکدومشون به حرف ما گوش نکردن."
"برات تعجبآوره؟"
"میتونی به خودت بگی چارهای نداشتی."
زنگ میزنم بهش...
میدمش به تو...
جن، خانواده من...
اونا خط قرمزن.
"زنگ بزن بهش."
هی، جیک.
آره.
در مورد وس راسته؟
آره.
لعنتی.
آره، میدونم.
کجایی، وین؟
دارم میرم.
دارم میرم "پلنک"، و بعدش...
آم...
بعدش میرم.
جن چطوره؟ پیش توئه؟
آره. آره.
خوب میشه.
امنه، ها؟
ممنون، رفیق.
این ایستگاه منه.
این قطار منه. باید برم.
هی.
هی. خداحافظ، وین.
متاسفم که تو رو تو این قضیه انداختم، رفیق.
میبینمت.
این بار نه.
حالا ولش کن بره.
هی.
نکن.
لطفاً بعد از شنیدن بوق پیام خود را ضبط کنید.
وین، بهم زنگ بزن.
به The Plank نرو. میشنوی؟ به The Plank نرو.
دارن میان سراغت. دارن میان.
جیک، ببخشید.
بهت گفتم. بهت گفتم برو پیش وِل.
میدونم. - الان برو پیشش.
الان برو پیشش. - میرم.
باید به حرفم گوش میدادی، لعنتی! اه!
یالا!
حرکت کن، لعنتی! هی!
یالا!
برو، عوضی!
مت؟
مت؟
یالا.
اه! ببخشید.
لعنتی. ببخشید. - لعنت.
این چه کوفتیه، مرد؟ - ببخشید. متاسفم.
وای خدای من! نزدیک بود منو بکشی، مرد. - نشنیدی اسمتو داد میزدم؟
آه... اوه، وای خدایا.
خیلی متاسفم.
این کارو نکن.
اوه، خب، لعنتی... اسمتو داد میزدم. ببین چی دارم.
لعنتی، نشنیدمت. - کلیدای ماشین رو داری؟
کلیدای ماشین رو بده به من. ممنون.
هی، نه، نه. برو عقب. آروم، وینس. آروم.
تا خود بار، لعنتی. تا خود بار.
درسته. ادامه بده.
بشین رو اون صندلی لعنتی همین الان.
بشین.
لازم نبود این کارو بکنی.
گفت: «آره، میدونم.»
هر چی شنیدی، من چارهای نداشتم.
اون اهمیت نمیده.
اه لعنتی.
آره، تو. تو!
عوضی لعنتی.
داداشم بهت گفت من اینجام؟ - هوم.
میگه میدونی چرا اون شب مادرت به اون زنگ زد
تا گندکاریاتو جمع کنه؟
میگه: «میدونستی ما صمیمی بودیم؟»
هی، مرد، اگه قراره بهم بگه که با مامانم خوابیده،
میشه بهش بگی بیخیال اون بشه؟ این نمیتونه آخرین چیزی باشه.
میگه: «تو همیشه شوخ بودی.»
«هیچوقت هیچچیزو جدی نمیگرفتی.»
«جونیور هم همینطور.»
«شما دو تا خیلی چیزا با هم مشترک دارین.»
میگه: «میدونی با پدرت چیکار کردم؟»
«اونو آوردم اینجا و از اون پلههای پشتی پرت کردم پایین.»
«فقط یه مست دیگه که افتاده بود.»
میشه یه آخرین نوشیدنی داشته باشم؟ میشه ازش بپرسی میتونم یه آخرین نوشیدنی داشته باشم؟
میشه یه آخرین نوشیدنی داشته باشم؟ یه آخرین نوشیدنی و یه خط؟
میشه یه... یه پوک، یه دوز؟
من فقط راهمو میرم، میدونی؟ و دیگه مقاومت نمیکنم.
لطفاً؟
«چی میخوای؟»
ممنون.
امم، بلک لیبل.
بلک لیبل، اون پایین ته بار. ممنون.
بلک لیبل.
تو، عوضی خوششانس.
ممنون. کارت... کارت و صورتحساب داری؟
یکی از اینا میخوای؟
حتماً. یه کوچولو. - ممنون که این کارو کردی.
باورم نمیشه داره لعنتی اجازه این کارو میده. خدایا.
میدونی، ذرهای برای شجرهنامهات ارزش قائل نیستم،
اما جونیور مثل داداشم بود.
پس وقتی کارش با تو تموم شد،
میرم سراغ جیک.
وین!
گمشو بیا تو!
خدایا!
برو، برو، برو، برو، برو!
برو!
عوضی!
تو خبرچین لعنتی. - خبرچین؟
تو منو فروختی. - به من میگی خبرچین؟
آره. دیگه چی میتونم بهت بگم، لعنتی؟ تو منو فروختی، مگه نه؟
اون میخواست جِن رو بکشه.
چی؟ قرار بود از شهر ببریش بیرون.
اون هنوز اینجاست؟ - بهش گفتم بره. نرفت.
خدایا. ممنون که هیچ غلطی نکردی. باورنک...
همین الان این ماشینو از دست دادی. بزن کنار. - گم شو. انتظار داشتی چیکار کنم؟
تنها یه کار لعنتی ازت خواستم که انجام بدی!
اونا تفنگ رو گذاشته بودن رو سرش، وینس.
کی میگه؟ لعنتی ماشینو بزن کنار. برش میدارم.
داری سعی میکنی به پلیس زنگ بزنی؟
گم شو. دارم سعی میکنم کمک کنم، احمق!
احمق لعنتی. - لعنتی ماشینو بزن کنار، جیک.
احمق لعنتی. - بزن کنار. بزن کنار.
اونجاست! - گمشو از ماشین بیرون.
داری گوش میدی؟ - بیا بیرون.
داری به من گوش میدی، لعنتی؟
گمشو از اون ماشین کوفتی. - بهش گفتم بره.
چه فرقی میکرد؟ - بیا بیرون... من لعنتی...
درسته؟ میان سراغش.
هنوز هم به خاطر تو تو خطره. لعنت بهت.
گمشو از تو... - از ماشین بیا بیرون!
No comments yet. Be the first to leave one.