Release info

아는 와이프 Familiar Wife E12 180906 OpusSub
A Commentary by Mahboobe1994
Mahboobe1994 | ترجمه و زیرنویس: محبوبه》》Telegram》》@OpusSub

Tags

other
Published on: 2018-10-07
Downloads: 58
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اينا يعني چي؟

آخه اينا چيه؟

...ما

زن و شوهر بوديم، اوجين

چي؟

...تو و من

با هم ازدواج کرده بوديم

زن و شوهر بوديم

ما

آره

...حتما فکر ميکني اين ديوونه چي داره ميگه

و باورت نميشه

خودمم با اينکه تجربه ـش کردم باورم نميشه

ولي واقعيت داره

من ديدم

...من ديدم

تو باسنشُ اينجوري گرفتي، آجوشي

آقا معلم، نميشه نري؟

وقتي پاک و معصوم بوديم همُ ديديم

...و عاشق همديگه شديم

و ازدواج کرديم

...ولي

تو تبديل شدي به يه آدم خيلي ترسناک

...و من نفهميدم

که تنها گذاشتنت اين بلا رو سرت آورد

...من مي ناليدم و

ازت دلخور ميشدم

تا اون روز که اون اتفاق افتاد

...اتفاقي که

حتي باورمم نميشد

.مسير اشتباه است

من برگشتم به گذشته

برگشتم به 12 سال پيش همون روز

روزي که براي اولين بار همديگه رو ديديم

بگو بيان ديگه

...من تو اتوبوس

دوباره بهت برخوردم

،ولي اين بار برخلاف گذشته

تو رو ناديده گرفتم

چرا؟ - ارشد -

،وقتي چشمامُ باز کردم

هيه وُن کنارم بود

واقعا زنم عوض شد

دروغه

...باور کردنش سخته ولي

واقعيته، اوجين

معاون چا

زيادي فيلماي تخيلي تماشا نميکنيد؟

مسخره ـس واقعا

،اگه انقدر از احساس من معذبين

...بايد

فقط رک و راست بهم بگين

نه اينکه از اين داستاناي مسخره سر هم کنيد

واقعيته، اوجين

محاله

کجا رفته بودي؟

هوا خيلي تاريکه

مامان

مامان تو از اول ميدونستي؟

واسه همين بهش ميگفتي داماد چا؟

مامان تو چي ميدوني؟

ها؟

مامان تو تا کجا ميدوني؟

تا کجاش راسته؟ ها؟

مامان

از داماد چا متنفر نباش

...چون حتي با اين وجود

داماد چا بازم در حق ما خيلي لطف کرده

من دلم برا هر دوتون ميسوزه

واسه سرنوشت سرکش ـتون هم همينطور

واي خوابم مياد

ميرم بخوابم

بايد تو اتاقم بخوابم

سو اوجين هستم

اوجين

معاون چا گفت شما قهوه نميخورين

به جاش براتون شِيک توت فرنگي بگيرم

هيشکي پيدا نميشه که شِيک توت فرنگي دوست نداشته باشه

...شنيدم شما يه شيشه پريسيلين

گذاشتين تو جا داروييِ آبدارخونه

آها اونُ؟ داروساز اونُ بهم توصيه کرد

داماد چا

داماد چا، چرا اومدنت اينقدر طول کشيد؟

اون که مرد نيست، دامادمه

راستي فاميلشُ از کجا ميدونستي؟

دامادمه معلومه که ميدونم فاميلش چائه

ميخواي کي باشه احمق جون؟

اين تويي، اين داماد چائه، اينام بچه هاتونن

«قسمت دوازدهم» دومين اعتراف

واقعا؟

.آها. خيله خب باشه

هيه جونگ خانوم انگار امروز حسابي سرمون شلوغه

اوجين خانوم حالش خوب نبود مرخصي گرفت

فکر کنم امروز منم بايد کار مشتريا رو راه بندازم

...با هيانگ سوک خانوم اين باز کجا رفت؟

حال اوجين خانوم خيلي بده؟ - فکر کنم -

صداش که خيلي داغون بود

با اينکه هميشه پر انرژيه

اين مدرک براي شماست

با وام استيجاري بلند مدتتون موافقت شد

...ببخشيد من

خواسته بودم موعد پرداخت ،قسطم اول ماه باشه

.ولي اينجا نوشته يازدهم. اينجا

معذرت ميخوام همين الان براتون درستش ميکنم

چند لحظه صبر کنيد

معاون، امروز چتون شده؟

اشتباهاتون مثل تازه کاراس - من؟ -

من کِي؟

مامان، ديگه باهام حرف نميزني؟

خوشمزه ـس؟

نه اصلا مزه نداره

ولي بازم خوشحالي که دخترت امروز نميره سر کار

نه اصلا خوشحال نيستم

چرا خوشحال نباشي؟ ...با من اومدي سوپر مارکت

.از اينا برات خريدم. معلومه که خوشحالي

نه خوشحال نيستم

.برو. بايد بري

کي منتظرمه؟

کي؟

خيليا منتظرتن

نگرانتن

رفته بودي سوپر مارکت؟

حتما دخترت يه عالمه چيزاي خوشمزه برات خريده، نه؟

چه خوشمزه هم ميخوري

خاله جون

مواظب مامانم باشين من ميرم يه جايي و ميام

باشه - ممنون -

!خداحافظ! به سلامت برين و برگردين

چه قشنگ خداحافظي کردي - دلم بستني ميخواد -

امروز چقدر کار کردم

اوجين خانوم فردا مياد؟

.چه ميدونم. بايد ببينم حالش بهتر شده يا نه

بايد بعدا بهش زنگ بزنم

راستي هيانگ سوک باز کجا غيبش زد؟

دلش درد ميکنه؟ دستشويي رو ديدي؟

معاون چا، هوان کجا رفته؟

مدير - ها؟ -

من بايد به يه کار اورژانسي برسم ميشه چند دقيقه برم بيرون و بيام؟

آره برو و بيا - .چشم. ببخشيدا -

اينجا اينجا

...باورم نميشه

...و نميدونم همچين چيزي ممکنه يا نه ولي

تو اين مدت اتفاقاي عجيب زيادي برام افتاده

،خواباي تکراري

،رفتار عجيب مادرم با شما

و اين حس که از همون بار اولي که ،ديدمتون به نظرم آشنا بودين

،اينکه منُ خيلي خوب ميشناختين

،و از همه مهم تر

اتفاق تو اتوبوس

...چون اگه اون روز اونجا نبودين

امکان نداشت ازش چيزي بدونين

حالا همه چيز با عقل جور درمياد

حالا ميفهمم چرا دلم ...اونطوري عکس العمل نشون ميداد

و چرا مدام جذب شما ميشدم

...ولي

چرا اون کارُ کردين؟

چرا همچين تصميمي گرفتين؟

چرا منُ انداختين دور؟ چرا؟

...من

از اينکه عوض شده بودي خيلي ميترسيدم

و از اينکه مجبور بودم تا آخر عمر با همچين آدمي زندگي کنم

نميدونستم تقصير خودم بوده

...اگه فقط يه کم بهت توجه ميکردم

...و يه کم بيشتر

،به حرفايي که بايد ميزدي گوش ميکردم

حتماً مثل الانت ميتونستي ،سالم و سرحال

خوب دووم بياري و زندگي کني

ولي من همه چيزُ نابود کردم

من خودخواه بودم، آره

من انتخاب احمقانه اي کردم

...خيلي دير شده ولي

واقعا متاسفم، اوجين

واقعا متاسفم، اوجين

واقعا متاسفم

واقعا متاسفم

آره

...مطمئناً شما تنها مقصر نيستين

چون هيچ رابطه اي يه طرفه نيست

من اون سو اوجيني که شما ولش کردين نيستم

...من اونقدر ضعيف نيستم

و وقتي مشکلي برام پيش مياد تحملش ميکنم

...و خوب زندگي ميکنم. پس

...يه فرصت ديگه بهتون ميدم

تا جبران کنيد

همه چيزُ برگردونيد به حالت اولش

متاسفين؟

فقط حرف نزنين

...ذره ذره جبرانش کنيد

کنار من

غذا نخوردي؟

انگار داري از گشنگي جون ميدي

درست فهميدي

گريه کردي؟

نه گريه چيه

زياد ذهنتُ درگير نکن

محکم جلو همه ي حرفا وايسا و اون جوري که ميخواي زندگي کن

اون جوري که دلت ميخواد زندگي کن، مرتيکه

بقيه رو با نگاه هاي آزار دهنده نگاه نکن

گريه ميکني؟

واسه چي گريه ميکني؟

More Farsi Persian subtitles for Familiar Wife

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left