The first 175 lines.
آیـگووو سلام علیکم
همتون استراحت کردین
کارتون راحت بود؟- خیلی ریلکسین-
میبینم که همتون دارین استراحت میکنین
خیلی ریلکسین- به شما سخت گذشت؟-
چی؟- شنیدم بهتون سخت گذشته-
خیلیم بهمون خوش گذشت
خوش گذشتا ولی
همه انرژیمونو گرفت
رفتن تو آبای عمیق؟
من یکم رفتم تو عمیق
این ناشیا هم تو کم عمق دست و پا میزدن
اونا گفتن سه یون باید غواص شه
انقدر خوب بوده- توجهشونو جلب کردم-
وای خدایی؟
تنهایی یه کیسه رو پر کرد- ناموسا؟-
شما چیکار کردین؟
ما اسفناج برداشت کردیم
کجا؟- نزدیک دریا-
جدی؟- جدی؟-
دقیقا بغلش- ...تو فضای باز-
جایی که نسیم دریا بهشون میخوره رشد میکنن
خیلی آسون بود- جدی؟-
زیاد جمع کردین؟
آره زیاد جمع کردیم- یه جعبه رو پر کردیم-
سی و یک دسته جمع کردیم که شد 350 گرم
خیلیه
...ما- سه کیلوگرم؟-
نهصد کیلو؟
چی؟- نهصد کیلوگرم؟-
سه تا سیصد گرم
بالای ده کیلو میشه
ده کیلو؟- آره-
اینجاست؟
جایی که قراره بترکونیم
این چیه؟ آها
چرا اونا جاجانگمیون دارن؟
این چیه؟ اینم دارن
چرا اینو خریدن؟
و روغن کنجد همه مواد لازم آمادست)
از خدمات جنگل اومدین؟ چرا سر تا پا سبز پوشیدین؟
چطور جرات میکنی اسفناج انسانی، آقای یونو اینجوری صدا کنی؟
اسفناج انسانی؟
خیلی باحال بود- آره-
...هر تیم لطفا توضیح بدن که
برای پادشاه آشپزی شدن چی میخوان بپزن؟
بازنده های آینده میتونن اول بگن
...باشه پس
تیم ضعفا اول بفرمایَن
چه اعتماد به نفسی داری که با یه مشت اسفناج اینو میگی
...ما- یه مشت اسفناج؟-
...اسفناج پوهانگ- اسفناج پوهانگه ها-
اسفناج پوهانــگ- چیزی که ما میخوایم بپزیم اینه-
ما دو تا غذای اصلی میپزیم با یه دسر برای حسن ختام
دو تا غذا؟
غذای اول، کاری اسفناجه
خیلی معروفه- خوب به نظر میاد-
(بلنچ: یه روش پخت و پز به این صورت که گیاهو تو آب جوش میپزن و بعد درمیارن و تو آب یخ میذارن)
اون یکی غذامون لازانیای اسفناجه
لازانیا؟- من لازانیا دوست دارم-
ما یه چیز مخصوصم داریم
...مزرعه دار اسفناج پوهانگ بهمون یاد داد
دستورشه؟- بهمون یه دستور دسر داد-
بهتون نمیگیم چیه
از اونجا دستور یاد گرفتین
همین؟- مسابقه ستا-
همین- از این بیشتر میخواین بپزین؟-
ما یه چیز فوق العاده آماده کردیم
چی آماده کردین؟
خب چیزی که سعی کردیم ازش دوری کنیم اینه
ما باید خلاق باشیم
باید یه چیزی باشه که قبلا نه شنیدین نه دیدین
حتی سِرچ کردیم ببینیم وجود داره یا نه
ما یه چیز جدید آماده کردیم- حتما یه دلیلی دارین-
اولین باره، برای اولین بار در کره
اسم غذا "اگر یک توتیای دریایی بودم" عه
آها، جاجانگمیونِ توتیای دریاییه؟
از کجا فهمیدین؟
پنج بسته جاجانگمیون خریدین
واسه این که زیاد بپزین، کلی خریدین
جاجانگمیون توتیای دریاییه
خیلی حوصله سر بره
دیگه چی میپزین؟
املت رولی رول شده با توتیای دریاییم داریم
و پنکیک کره ایم میپزیم
🤢
جدی؟- پنکیک کره ایم داریم-
...دارین خیلی- میشه لطفا تمرکز کنین؟-
دارم حرف میزنما
"دارم حرف میزنما"- "دارم حرف میزنما"-
خیلی جوکه
...میخوایم با دادن اسفناج پوهانگ بهتون
نشون بدیم که چقدر عالی و شیرینه
سبزی خام؟ نه قربونت
بهش نگو سبزی، بیشتر شبیه عسله
تَهِ این اسفناجو میبینی؟ میبینی چقدر صورتیه؟
به هر کدومشون یکم بده
شیرینه، امتحانش کنین
به طرز عجیبی شیرینه
خیلی خوب و شیرینه- شیرینه-
به طرز عجیبی خوشمزه نیست؟
باور نکردنیه
سون هو خندید، این خنده ی حقیقته
شیرینه
شیرینه- صادقانه میگم-
به محض این که چشیدمش این اومد تو ذهنم
وقتی دبستانی بودم، گل اقاقیا داشتم
نایس، چه مقایسه جالبی- خدایا-
وقتی زبونتو میزنی به گلا
مزش شیرینه- آره شیرینه-
این دقیقا همون مزه رو میده- آره-
آره- بیا پیش بند مارو بگیر، بیا تو تیم ما-
...نـه خیر، خانم غواص بهمون گفت
خانم غواصی که توتیای دریایی جمع میکنه اینو گفت
"حریفتون نمیشن"
حریفتون نمیشن؟" چه خفن"- آره-
یه قاشق کوچولو داری؟
خیلی خب، فقط دهنتونو باز کنین، ما یکم میریزیم تو دهنتون
یــا، اون خیلیه
ما هم اسفناج اونارو خوردیم
به نظر ترسناک میاد
شرط میبندم شیرینه- این بوی چیه؟-
عطرش خیلی غلیظه
آقا اگه خوردین لطفا حرکت کنین، ملت تو صفن
یکم به من بده- نه-
کل تیکه ی رو چاپستیکو نمیدی بهش؟
مطمئنم میتونی عطرشو حس کنی
یه ذره عجیب به نظر میاد- نمیتونی بخوریش نه؟-
من سهم اونو میخورم- من سهم اونو میخورم-
امتحانش کن، گرونه ها، بخور- جدی؟ بهش حساسیت داری؟-
الانه که طرفدارش بشه- یکم دیگه بده-
نه- یــا-
حتی قبل خوردنشم میخواست همینو بگه ها
تو چشماش خوندم- نه-
گردنشو خم کرد
قبلا خورده بابا- جدی-
نه خوب بود- گاد، عاشق راویم-
خیلی خب، داورای مسابقه رو بهتون معرفی میکنم
و داوری مهمه- صحیح-
دوست دارم اسم داشته باشن
معلومه که دارن- همه اسم دارن حاجی-
همه اسم دارن- همشون اسم دارن-
داورا فقط برای این مسابقه این همه راه اومدن؟
اونا این همه راه اومدن که این مسابقه رو داوری کنن
جدی؟ مهمون داریم؟- واو-
اونا این همه راهو اومدن اینجا- خدایی؟-
سرآشپزایی مثل لی یون بوک باید بیان اینجا
چی میگی؟- ...داورای امروز-
از قبل اینجان- از مردم محلی؟-
اینجا؟ خدای من- عوامل رای میدن-
اونا که از اول مجبور بودن بیان
همشون اینجان
همون، مگه میشه نیان پوهانگ و کار کنن؟
و قبل از این که مسابقه رو شروع کنیم
باید یه قانون خیلی مهمو بهتون بگم
راستش تو مسابقه ی آشپزی امروز
تیما قرار نیست با هم آشپزی کنن
یکی یکی انجام میشه- وای خدا-
وای نه- صبر کنین، بیخیـال-
او مای گـاد
...گوش کنین ما- وای خدا-
نه، مثل که امشب نمیخوابیم
ما همه غذا های خودمونو واسه پختن داریم
هممون غذا های مختلفی داریم- نه-
بیاین غذاهارو عوض کنیم
بیا فقط رو این روغن کنجد بریز سروش کن
عاشقش میشین، بیا همینو سرو کن
همینه، غذامون اینه
چقدر وقت داریم؟
سی دقیقه برای آشپزی وقت دارین
همون طور که بهتون گفتم نوبتیه
...شما سه تا پنج دقیقه، پنج دقیقه- چی؟-
به نوبت آشپزی میکنین- همینجوری نوبتی پیش میریم؟-
و تموم میکنین- پنج دقیقه-
پس هر کدوممون میتونیم دو بار آشپزی کنیم- دوبار آشپزی میکنیم-
No comments yet. Be the first to leave one.