The first 107 lines.
SANDS Movie
این دیگه چه وضعشه؟
داری فقط دکمه میزنی، گلپ.
هیچ مهارتی توش نیست.
هی، میشه یکم صداش رو کم کنید؟
یکم سردرد دارم.
اوه، ببخشید.
نه، نه... اشکالی نداره. خوبه.
فقط اینکه، ام...
اینا شروع به ساخت و ساز توی خونه من کردن، حدود ساعت ۶:۰۰...
اوه! درست توی گوشم بود، داداش!
ما رسماً یه فرمان سلطنتی از طرف شاهزاده خانم جنگل افسون شده رو ابلاغ میکنیم
اون نتونسته برای یه پرتره سلطنتی لبخند بزنه و به کمک شما نیاز داره.
جنگل افسون شده؟ وای خدای من.
من عاشق جنگل افسون شدهم!
.هنوز صدای اون زنگ توی گوشمه
خب، چارلی، تو عاشق اینجا میشی.
اینجا کلی کار هست که میشه انجام داد.
نگاه کن، پیم، قلعه درست همونجاست.
باشه، پس بیا این کار رو با کمترین حواس پرتی ممکن تموم کنیم
درود.
من به شدت به مسافرهایی نیاز دارم که ممکنه به یه ماموریت علاقه مند باشن.
- نه. - گاب-لاگو!
اگه میخوای این گابلین طلاش رو آشکار کنه،
- باید به سادگی طلسم رو بیاری... - نه.
روز بخیر. اگه قبیله من قراره از زمستون جون سالم به در ببره،
...به ۱۵ پوست گراز از - .نه -
خیلی خب، رفیق. این حتی فانتزی هم نبود.
این فقط یه بیگانهست، پیم.
اوه، بیخیال، چارلی. فقط یه ماموریت انجام بدیم.
من همیشه میخواستم، ولی هیچ وقت اجازه نداشتم...
بابا، بابا، میشه بریم داخل و یه ماموریت حماسی با اون موجودات افسانه ای انجام بدیم؟
نه، پیم. جنگل افسون شده برای بچه ها نیست.
فقط برای قهرمان های با فداکاری بی امان، شجاعت و خرده.
- شاید یه روز. - اوه، دوستت دارم، بابا.
باورم نمیشه بعد از این همه سال بالاخره اینجام.
بابات رو از دهن میبوسی؟
اون چی بود؟
اوه، این باید یه ماموریت جادوگری باشه.
ما میتونیم کلاهت رو پس بگیریم، و شاید حتی چند جواهر جادوگری هم برنده بشیم.
کدوم دست از دست جادوگر میشه؟
این زننده ترین چیزیه که تا حالا توی زندگیم تجربه کردم.
اوه، اون یکی.
اشتباهه.
این نباید اجازه داده بشه. این... چطوری ممکنه منصفانه باشه؟
ما کجاییم؟
دست اشتباهی رو انتخاب کردم؟
اوه، ما درست اونجا بودیم، رفیق!
نگران نباشید، به زودی به اندازه کافی میمیرید
- اون واقعاً توی این کار خوبه. - آره، اون خوبه.
عقب بکش، از اینجا دور شو، ای موجود کثیف و گندیده.
ممنون، رفیق. تو نجاتمون دادی.
خواهش میکنم. اسمم میپه.
شما دو تا موجود نباید اهل اینجا باشید.
همه میدونن که شما هیچ وقت یه ماموریت جادوگری رو انجام نمیدید.
به هر حال چی شما رو به جنگل افسون شده میاره؟
اوه، ما داشتیم میرفتیم به قلعه، تا شاهزاده خانم رو خوشحال کنیم.
کار ما اینه که مردم رو بخندونیم.
شاهزاده خانم؟ چه عجیب؟
من خودم توی یه ماموریت برای شاهزاده خانم هستم.
اگه مایل باشید، میتونید بهم ملحق بشید.
- آره، قطعاً. - اوه، آره، حتماً.
.آه، عالیه .دنبالم بیاید
خب، برای چی داری شاهزاده خانم رو میبینی؟
آه، میپ فقط یه ماموریت داره :
پیدا کردن قهرمانی که شایسته باشه، تا این بسته رو به پرنسس برسونه.
میپ خودش این رو ساخته،
همونطور که ما مردم جنگل، همه چی رو میسازیم.
وایسا، یعنی داری میگی اون لعنتی روی پشتت رو خودت ساختی؟
آه، این؟ آره.
ولی متاسفانه، میپ به اندازه کافی الهام نگرفته تا برای ماه های زیادی ازش استفاده کنه.
آه، ببخشید، میپ.
من سردرد خیلی بدی دارم، مرد.
اشکالی نداره اگه تو نتونی...
اگه سردرد داری، میپ میتونه سردرد رو درمان کنه.
این رو بنوش، ای زرد.
چارلی، ما نمیدونیم این یارو کیه.
مطمئنی میتونیم بهش اعتماد کنیم؟
پیم، داریم درباره میپ حرف میزنیم.
خب، سردردم کاملاً از بین رفت.
میپ عالیه!
آره، میپ عالیه.
اوه، خدای من.
موجودی از جنگل دچار مشکل شده.
کمک، کمک. خار داره اون رو میکشه.
اوه، من میدونم این چیه.
این یه معماست. هوم، بذار ببینم.
شاید باید بفهمیم که خار به صورت استعاری نماد چیه و بعدش...
به جای اینکه فقط سعی کنیم درش بیاریم؟
درست در اومد، درست همونطور که گفتی.
اوه!
چارلی، تو از کجا میدونستی چطوری این کار رو بکنی؟
تو باید یه قهرمان باشی.
آه!
آره، میدونی، وقتی اینطوری میگیش، فکر کنم منطقی به نظر میرسه، میدونی.
!چارلی قهرمان !چارلی قهرمان
چارلی قهرمان!
من واقعاً فکر میکردم که این قراره یه معما باشه.
عیبی نداره، پیم.
ماموریت های خیلی بیشتری در طول راه هست.
قهرمان.
چارلی، قهرمانی تو به من انگیزه میده.
احساس میکنم یه آهنگ داره میاد.
این داستان چارلی قهرمانه.
اون با موجودات و شرارت هایی جنگید که توی سرزمین ساکن بودن.
پیم هم اونجا بود فکر کنم، ولی چارلی اصلی بود.
اون قهرمان بزرگ بود، و همه ما خیلی دوستش داشتیم.
No comments yet. Be the first to leave one.