The first 172 lines.
! همگی توجه کنین ، نوروی ها حمله کردن
هدف ما 15000 است . با سرعت 350 به ! سمت پایگاه حرکت کنید
شما باید بالای 60 ثانیه . در آسمان بالای ترشلینگ با دشمن رو به رو بشید
! یوشیکا چان
: قسمت7 " اونا میرن بوینگ بوینگ "
. ببخشید ، بازم نتونستم جادوی خودما کنترل کنم
دوباره چی شده ؟
! دیروز تونستی جادوی خودتا کنترل کنی
! توی هامبورگ هم وقتی داشتیم میجنگیدیم خوب پرواز کردی
. پزشکا گفتن قدرت جادویی و فشار جادویی متفاوته
، اگر قدرت جادویی در مخزن ایجاد بشه
قدرت جادویی
. فشار جادویی مثل پمپه ، که به همون اندازه ای که نیاز داریم بیرون میکشه
فشار جادویی
. اون الان میتونه کنترلش کنه
ولی درحال حاضر لوله ای که قدرت جادویی یوشیکا را . به همراه داره ثابت نشده
بنابر این ، وقتی که از تمام جادوش استفاده کنه . مدت زیادی طول میکشه تا دوباره خوب بشه
. که اینطور
... پس حتی اگه توانایی و کنترل اون برگرده
. بدون قدرت جادویی ، اون نمیتونه پرواز کنه
. دلیلش اینه که من توی آخرین مبارزه اونا بیش از حد تحت فشار گذاشتم
. اگر تقصیر کسی باشه ، اون منم
! اینطور نیست
. تقصیر کسی نیست
. به هر حال میافوجی برای بازیابی قدرت جادویش باید استراحت کنه
میفهمین ، بچه ها ؟
. دربافت شد
. این هم درست نیست
. این گیاه به بهبودی سحر و جادو کمک میکنه
. شاید باید قبل از اومدن به جنگل از پرینا سان میپرسیدم
. صبر کن ، یوشیکا چان
. من اونا برات پیدا میکنم
اون چیه ؟
پس تو اون گلدون عجیب و غریبا برگردوندی ؟
. درسته ، به نظر که مهمه
. من چیزی نمیبینم
. منم میخوام ببینم
. خیلی قدیمیه
. اما ، خوشحالم که صدمه ندیدی لین چان
دیگه این کارا نکن ، باشه ؟
. بـ _ ببخشید
! شما دارین حرف میزنین
! بدش ببیم
! وای
. یه چیزی داخلشه
این چیه ؟
یه بت سفالی ؟
یه بت سفالی .. ؟
! ببینید ، سینه هاش مثل پرین بزرگه
! خفه شو
... جلو سینه هاش زانو بزن
! خفه شو
لوچینی چان ؟
چی شد لوچینی ؟
حالت خوبه ؟
... سینه های من
... لوچینی چان
ها ؟
. این بهتره
شماها چطونه ؟
... افسر لوچینی
... اون سینه ها
سینه ها ؟
! چقدر بزرگ شدن
! بزرگ شدن ، بزرگ شدن
اینجا چه خبره ؟
... من نمیفهم
! قلقلک میشه
چـ_چـ_چـ_چیکار میکنی میافوجی سان ؟
. من نمیتونم کمک کنم
. ولش کن ، هاتوری
. اون همیشه همینطوره
... یوشکا چان
! دم و گوش هام
جادوت دوباره دوباره برگشت ؟
انجام داد ؟
! از من نپرس
این به این دلیله که سینه های لوچینی چان را لمس کردی ؟
... البته که نه
! کاملا درسته
! اون بت
! شناور شده
. دعای باروری به کشیش بخوانید
کشیش ؟
دعای باروری ؟
! اون پرید
. باروری کافی نیست
! شیزوکا چان
دیوونه شدی ، لوچینی ؟
چـ_چه اتفاقی افتاده ؟
! حالش خوب نیست
! بریم دنبالش
! باشه
. ببین ، اِیلا
. همه اون ها زیبا شکوفا شدن
. من یه اونا حسادت میکنم
. اونا مجبورن که تو ازشون مراقبت کنی
چی شده ، سانیا ؟
. هیچی نیست
. باروری کافی نیست
اصلا
. من به تو باروری میدم
. لوچینی چان
چی شده ؟
! اونجا
! ازش دور شو سانیا
. سانیا
! لعنتی
! بسه ، لوچینی
سانیا ، حالت خوبه ؟
اِیلا
... سینه های من
تو را آزار میده ؟
الان این شکلیه
... حتی سانیا
! خیلی بزرگه
تو اونا ا بزرگ دوست داریم ، ساینا ؟
... مـ_من
! من به اندازه سینه اهمیتی نمیدم
! من سانیا واقعی را میخوام
چی داری میگی ، اِیلا سان ؟
یعنی اِیلا میتونه حرفاشا بفهمه ؟
... چقدر عجیبه
اِیلا
! سانیا
! حتی اِیلا سان
میتونه باشه ... ؟
. شش جادوگر باروری دیگه نیاز دارم
دعا های باروری بخوانید
! به کشیش
! اونا دویدن
ستوان یجر ، ما چیکار کنیم ؟
. من چه میدونم
... فقط حدس میزنم ، اما
... لوچی ممکنه سینه های همه را آزار بده چون اون بت نفرینش کرده
نفرین ؟
و همچنین ، هر کسی که نفرین کنه ، با محبت کردن سینه . های شخص دیگه ، این را گسترش می دهد
. و اونا را بزرگ میکنه
. حق با تو هست
! سانیا و اِیلا بعد از بزرگ شدن سینه هاشون تغیر کردن
. و سومین چیز ، هدف بت ایجاد نه جادوگر باروری است
نه ؟ پس شش نفر دیگه مونده
. معذرت میخوام
. این بی مسئولیتیه که باید اینجا را بررسی کنید
. لین چان
. تقصیر تو نیست
. یوشیکا چان
اما اگر علتش نفرین باشه ، چیکار کنیم ؟
. من مطمئن هستم که اگر اون بت را بشکنیم نفرین هم شکسته میشه
. کمکم کنین ، بچه ها
! دریافت شد
! اولویت اصلی ما بت هست
! پیداش کن و لهش کن
درمورد اِیلا و سانیا ؟
یعنی اونا نفرینا گسترش نمیدن ؟
... درسته ، ولی اگه بت علتشه
میتونیم اونا از منبع قطع کنیم ، درسته ؟
! اونجا
! لوچینی را پس بده
. من تو را باروری میکنم
. نیازی نیست ! من باروری زیادی دارم ، حتی بدون اون نفرین
. اونا اخیرا افتادن
. سینه هات افتادن شارلی
چی !؟
...اونجا ستوان یجر
! نه
! یه مشکلی هست
شاکاکاکا
. نه ، این شارلی نیست
. میافوجی سان
. باید برگردیم
. اون دیگه ستوان یجر نیست
No comments yet. Be the first to leave one.