Shifting Gears

Shifting Gears

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Shifting Gears S02E06 10bit x265 720p WEBRip
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-11-07
Downloads: 28
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫آه، دو دختر مورد علاقه من.

‫دانیکا پاتریک و جیلیان مایکلز اینجان؟

‫خیلی سر حال به نظر میای.

‫خب، چرا نباشم؟

‫خطوط دوچرخه سواری، فدرال رزرو، این واقعیت که ‫هنوز داریم تحت ظلم ساعت تابستانی زندگی میکنیم؟

‫فکر میکنم پروژه رویایی من ممکنه امضا بشه.

‫یه شورولت کوروت مدل ۱۹۶۳ دارم ‫که باید بازسازیش کنم.

‫این میتونه مثل داوود میکل آنژ من باشه.

‫البته این لخت نمیشه،

‫و یه موتور خیلی بزرگ تر روش داره.

‫رفیق، اصلا فکر نمیکردم اداره کردن ‫کامیون قهوه خودم اینقدر خسته‌ کننده باشه.

‫به علاوه، هر کسی که باهاش ‫سروکار دارم هنوز قهوه نخورده.

‫آره، استارت‌ آپ‌ ها وحشیانه‌ن.

‫زیاد نمیتونم حرف بزنم.

‫من با دوستم ژنویو یه قرارداد محرمانگی امضا کردم.

‫با خودکار اکلیلی امضا کردیم، ‫ولی بازم حساب میشه.

‫اوه، صبح بخیر.

‫کجاش بخیر؟

‫اوه، تو اخمویی و پدربزرگت یه بارقه آفتابه.

‫این عجیب ترین جمعه‌ست؟

‫از گیم هانت اخراج شدم.

‫چی؟ بهت گفتن چرا؟

‫رئیسم گفت من برای صنعت ‫بازی های ویدیویی ساخته نشدم.

‫خب، جای باسنِت روی مبل یه چیز دیگه میگه.

‫- دوستتون دارم، بچه ها. ‫- دوستت داریم.

‫- می‌بینمتون، بچه ها. ‫- خداحافظ.

‫- من میرم رئیسش رو توبیخ کنم. ‫- نه.

‫و وقتی که توی مرکز خریدم، برای پسر شیرینم ‫یه خوراکی میگیرم تا حالش بهتر بشه.

‫اون یه نوجوونه، نه یه کورگی.

‫فکر کنم از اینکه مامانش ازش ‫طرفداری کنه، قدردانی میکنه.

‫چه حسی داشتی وقتی من رفتم با مربی والیبالت ‫وقتی که دبیرستانی بودی صحبت کنم؟

‫صحبت؟ تو بهش گفتی من رو نیمکت نشین کنه.

‫تیم شما شیش بازی پشت سر هم باخت.

‫یه چیزی باید تغییر میکرد.

‫آب دهنت رو نریز روی رندرهام. ‫زود باش. برو، برو، برو.

‫باید میدیدی با این نمونه های چرمی چیکار کرد.

‫بدون دستکش بهشون دست نمیزدم.

‫خب، مشتری کیه؟

‫نمیدونم. قراره یه دقیقه دیگه ببینیمش.

‫مهم ترین چیزی که باید یادتون باشه اینه که ‫گرگ کاستومز گند زد، برای همین ما کار رو گرفتیم.

‫هی، میدونی چیه؟

‫باید یه سبد میوه به عنوان تسلیت براش بفرستیم.

.بیاید دو تا بفرستیم

‫ببین، باید بگم، رفیق، تو واقعاً من رو ‫با این رنگ داخلی تحت تاثیر قرار دادی.

‫این قهوه ای خیلی قشنگه.

‫بیسکاتی با سپیا و یه ته رنگ فندقی.

‫قهوه ای.

‫گوش کن، من میخوام توئم توی ‫این پیشنهاد باشی. مشکلی نداری؟

‫- واقعاً؟ ‫- آره، آره.

‫من همیشه میدونستم این اتفاق برات میفته.

‫حالا که افتاده...

‫ازت متنفرم.

‫بیخیال. انگار که اون گل رز رو توی ‫برنامه مجرد برنده شده، میدونی؟

‫اون برنامه بی دلیل محبوب نیست.

‫سلام، من دنبال مت پارکر میگردم

‫من کیث رودریگزم.

‫من صاحب کوروتم.

‫آه! من مت پارکرم. از دیدنت خوشبختم.

‫این تیم منه. بچه ها، کیث.

‫میتونید تعظیم کنید.

‫نه، تعظیم نکنید، ولی یه ادای احترام کافیه.

‫سلام، من مضطربم.

‫منظورم، گیب. گیب مضطربه.

‫من گیبم.

‫فقط میخوام دستام رو توی ماشینت ببرم.

‫اوه. سلام، استیچ.

‫اوه، شما همدیگه رو میشناسید؟

‫آره، خب... خیلی وقته.

.خیلی وقت نیست

‫خب، حالا که همه چی رو فهمیدید...

‫چرا یه دقیقه اینجا نمیشینی، کیث؟

‫بیا یه نگاهی به این ارائه کوچیک بندازیم.

‫خیلی خب، باشه. این ماشین توئه ‫این کاریه که داریم میکنیم

‫الهام بخش برای بردن ماشین تو به آینده، ‫گرند اسپورت قدیمیه.

‫حالا، گرند اسپورت، بر خلاف ادرار کردن ‫در ملاء عام اینجا در نورث هالیوود،

‫غیرقانونیه.

‫یه سری از عناصر این رو بردار و بینگو.

‫اینجاست که میخوایم ببریمش.

‫ولی چیزی که واقعاً در موردش باحاله،

‫ما داریم همه چی رو به جز داخلش، قدیمی میکنیم.

‫استیچ، داخلش رو بهش بگو.

‫قهوه ایه.

‫سلام مامان، دیدم زنگ زدی. چی شده؟

‫اوه، برات پیغام صوتی گذاشتم.

‫پیغام صوتی؟ چی هستی، مال هزار سال پیش؟

‫این فقط وقتی خنده داره که به پدربزرگ بگی.

‫اگه گوش داده بودی، خبر خوبم رو میشنیدی.

‫رفتم به گیم هانت تا رئیس سابقت، بلیک رو ببینم.

‫وای خدای من. شغلم رو برگردوندی؟

‫نه، ازم خواست باهاش برم بیرون.

‫اون، مثلاً، ۲۱ سالشه و بلد نیست ‫"اه" رو به عنوان جواب قبول کنه.

‫ولی، خب، خوبه بدونی مامانت هنوزم جذابیت داره.

‫خب، خبر خوب چیه؟

‫تو یه شغل جدید داری با یه رئیس خیلی باحال.

‫من. من رئیس خیلی باحالم.

‫هولا.

‫لطفاً هولا نکن.

‫من تو رو بهتر از هر کسی میشناسم.

‫با راهنمایی درست، تو یه کارمند فوق العاده میشی.

‫- آره، بغل کنیم؟ ‫- ممنون مامان.

‫ناامیدت نمیکنم.

‫آره، و ما قراره به رئیس سابقت نشون بدیم ‫که چقدر اشتباه میکنه، به جز اینکه من جذابم.

‫یه ماشینی مثل این دلیلیه که من توی کار رستومادم.

‫من واقعاً عاشق انجام این کارم.

‫این ماشین تبدیل میشه به چشمگیرترین ‫چیزی که تا به حال دیدی.

‫یا بو کردی.

‫واکس نهایی ما سیب سبزه.

‫به به!

‫من نباید حرف بزنم.

‫باشه. به به! بزن بریم، مت.

‫اوه، عالیه. ناامید نمیشی. ممنون از خریدت

‫- من مدارک رو برات میارم. ‫- حتماً. آره.

!آره

‫این عجب کار عالی ایه. کار عالی.

‫بچه های جوون چطوری میگن؟

‫«من عاشق خودمم.»

‫- این یه فراخوان برای جشنه. ‫- باشه.

‫خب، کارت رو عالی انجام دادی، رئیس.

‫ممنونم.

‫فقط برای اینکه بدونی، ‫من روی اون ماشین کار نمیکنم.

‫- چی؟ ‫- شنیدی چی گفتم.

‫من روی اون ماشین کار نمیکنم.

‫متاسفم. از قبل چوب پنبه رو در آوردم.

‫استیچ، چرا نمیخوای روی این ماشین کار کنی؟

‫تو اون یارو رو نمیشناسی.

‫در مقیاس کروئلا دویل و صدام حسین،

‫اون یارو توی فیلم هفت با اون جعبه‌ست.

‫خیلی خب، ازش خوشت نمیاد.

‫من از جی لنو خوشم نمیاد، مگه نه؟

‫آره، جی لنو، اون همیشه اینجوری حرف میزنه.

‫اون اینجوری صدا نمیده!

‫اون توی خونه اینجوری صدا میده، "من جی لنو ام."

‫ولی من هنوز پول اون یارو رو میگیرم.

‫یه نفر دیگه رو پیدا کن که ‫دکوراسیون داخلی رو انجام بده.

‫یه دلیل بهم بده که چرا باید این کار رو بکنم.

‫چرا؟ تو همیشه میگی : ‫"کارمندا باید دیده بشن، نه شنیده بشن."

‫اوه، داری از حرفای خودم علیه ‫خودم استفاده میکنی؟ خیلی خوبه.

‫اون دوستته. باید باهاش حرف بزنی.

‫بهترین دوست.

‫منظورم اینه که، ما روش برچسب نمیزنیم ‫یا چیزی، ولی، میدونی، بهترین دوست.

‫آره، باهاش حرف میزنم.

‫کارتر، داری چیکار میکنی؟

‫میخوام یه میمِ خفن بندازم ‫توی گروه چتِ برادران بروناس.

‫قراره سه تا "ها-ها" و یه ایموجی کابوی بگیره.

‫خب، تو الان اینجا کار میکنی.

‫پس شاید به من کمک کنی ‫به این مشتری‌ ها سرویس بدم؟

‫راستی، این همه بچه اینجا چیکار میکنن؟

‫نکنه ما داریم به یه کافه‌ باحال جدید تبدیل میشیم؟

‫بهشون نگو من عاشق ایمجین دراگونزم.

‫اوه، نه، همش کار خودمه.

‫یکم ابتکار به خرج دادم ‫و یه کمپین رسانه‌ های اجتماعی راه انداختم.

‫آفرین کارتر.

‫مهم‌ تر از اون، ‫آفرین به من که بهترین استفاده رو ازت کردم.

‫من مثل اون، آم، مربی ورزشیم که تیمش ‫همه‌ قهرمانی‌ های ورزشی رو برده.

رفیق، ‫ای کاش از ورزش سر در میاوردم ‫تا این اشاره رو میفهمیدم

‫هی، رفیق، میشه یه دونه دیگه بگیرم؟

‫البته.

‫بفرما، مشتری گرامی.

‫اوم، کارتر، ما قهوه مجانی نداریم.

‫اوه، آره، این قهوه مجانی نیست، ‫چون من پول اولی رو ازش نگرفتم.

‫داری قهوه مجانی میدی؟

‫ما فقط برای آتش نشان ها این کار رو میکنیم.

‫و نه به خاطر اینکه جذابن، ‫به خاطر اینکه قهرمانن.

‫قهرمان های جذاب.

‫مامان، این... این مثل مدل فریمیوم توی بازی‌ هاست.

‫وقتی به قهوه معتاد بشن،

‫هر چیز دیگه‌ ای که میفروشیم رو میخرن.

‫ما فقط قهوه میفروشیم.

‫مامان، اوبر تا ۱۴ سال اول هیچ پولی در نیاورد.

‫باشه، ولی اگه من ۱۴ سال پول در نیارم، ‫همه‌مون میمیریم.

‫عیبی نداره. همه اشتباه میکنن.

‫ممنون. خوشحالم که عصبانی نیستی.

‫باید بقیه روز رو مرخصی بگیرم.

‫باید اون تعادل بین کار و زندگی رو حفظ کنم، میدونی؟

‫ناماسته.

‫حالا میفهمم چرا همه از بچه پولدارها متنفرن.

‫هی، رفیق.

‫نه.

‫بیا دیگه. فقط...

‫با من حرف بزن، باشه؟

‫من برات اینجام، که گوش کنم، ‫شاید بذری از التیام بکارم.

‫تو الان توی گوش من فوت کردی؟

.ولم کن ببینم

‫مت بهت گفت با من حرف بزنی؟

‫نه.

‫دروغگوی بدی هستی.

‫فقط به خاطر اینه که برات اهمیت قائله.

‫واقعاً دروغگوی بدی هستی.

‫مت رو فراموش کن.

‫این کیث دیگه کیه؟

‫مرد، یه اتفاقی بود که وقتی جوون‌ تر بودیم افتاد

.دوران بدی بود، مرد

‫ببین، نمیخوام واردش بشم.

‫- پس به عنوان دوستت... ‫- بهترین دوست. مهم نیست. ادامه بده.

‫من روی اون ماشین کار نمیکنم. ‫پس باید بیخیالش بشی.

‫مثل وقتی که ازم می‌پرسی چرا نمیتونی ‫به یه مرد سیاه پوست چراغ سبز نشون بدی.

‫فهمیدم.

‫ببین، گیب، من از کاری که داری ‫سعی میکنی انجام بدی قدردانی میکنم،

‫ولی فقط ازت میخوام بیخیالش بشی.

Shifting Gears subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Shifting Gears

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left