The first 160 lines.
!تانجیرو! مراقب باش
!لعنتی
!زنیتسو
!بیخیال من شو
!چون حواسم نبود این اتفاق افتاد
!اینوسکه، متاسفم
!اگه زودتر متوجهش شده بودم
...نه... من
!اگه از اولش اوزوی سان رو تنها نمیذاشتم این اتفاق نمیافتاد
.ببخشید
!ببخشید
!ببخشید بچهها
(قسمت دهم (هفدهم
!هرگز تسلیم نشو
.ببخشید
!ببخشید بچهها
...ببخشید
.نزوکو
.معذرتخواهی نکن، داداش
داداشی، چرا همیشه معذرتخواهی میکنی؟
اینکه پول نداریم باعث میشه شاد نباشیم؟
اینکه نمیتونیم کیمونوهای قشنگ بپوشیم مردم باید دلشون به حالمون بسوزه؟
حتماً باید کسی رو مقصر بدونی؟
فکر میکنی تقصیر پدرمونه که از مریضی مرد؟
.اون تمام کاری که از دستش برمیومد رو انجام داد اما کافی نبود
!پس فقط باید قبول کنیم
،چون همهمون آدم هستیم .هیچکس نمیتونه توقع داشته باشه همهچیز باب میلش پیش بره
.اینکه خوشحال باشی یا نه به خودت بستگی داره
.مهمترین چیز همین الانه
.بیا به آینده نگاه کنیم
!بیا با هم سختتر تلاش کنیم
!بیا بجنگیم
!معذرتخواهی نکن
!تو که باید بهتر از بقیه درک کنی
!میخوام بفهمی چه حسی دارم
خواب گذشته بود؟
ها؟ من کجام؟
...من
.وحشتناکه
.باورم نمیشه همچین اتفاقی افتاد
آدمهایی که اینجا زندگی میکردن تونستن فرار کنن؟
نزوکو کجاست؟
...نزوکو
.ممنونم، نزوکو
!باید کاری که از دستم برمیاد رو انجام بدم
چی شد؟ هنوز زندهای؟
آدم خرشانسی هستی، ها؟
.خب، نه اینکه جز شانس چیز دیگهای هم داشته باشی
!دلم برات میسوزه
!احتمالاً به جز تو بقیه ریق رحمت رو سر کشیدن
.یه سوراخ مستقیم توی قلب اون گراز
،پسرهی مو خرگوشی هم زیر آوار گیر افتاده و داره دستوپا میزنه
.پس همونجا ولش میکنم تا بمیره
...مثل یه حشره داره دستوپا میزنه !چقدر میتونه شرمآور باشه
!و اون هاشیرا چقدر ضعیف بود !فقط سروصدا میکرد
زهر روش اثر گذاشت، قلبش رو متوقف کرد !و حالا مرده! دیگه کارش تمومه
!خیلی شرمآوره! خیلی شرمآوره
!شما چهار نفر واقعاً شرمآور هستین
!مخصوصاً تو !کلاً توی یه سطح دیگهای
اونی که از اون جعبه افتاده بیرون فامیلته، نه؟
حتی اگه الان شیطان باشه میتونم بگم .نسبت خیلی نزدیکی باهات داره
خواهر بزرگتر یا کوچیکترته؟
چرا من رو نمیکشه؟
این چیه؟
!دستم بیحس شده
!هیچ زوری برام نمونده
.حتی اگه برم سراق سرش، نمیتونم ببرمش
...نزوکو
.خواهر کوچیکترمه
!همونطور که فکر میکردم !واقعاً بیشرمی
!اصلاً از خواهر کوچولوت محافظت نمیکنی
.خب، گمونم نمیشه کاریش کرد
.چون تو یه آدمی و خواهرت یه شیطان
.معلومه که از خواهر شیطانت ضعیفتری
!با اینحال، چه شرمآور
،اگه برادر بزرگتری
،به جای اینکه خواهر کوچولوت ازت محافظت کنه !تو باید ازش محافظت کنی
فداکارانه. با این دست، میبینی؟
!هی، گوش کن حالا چه حسی داری؟
!به عنوان کسی که بیشرمانه تنها بازمانده است
!خواهر کوچولویی که بهش تکیه میکنه کل انرژیش تخلیه شده
!ه، کرم کودن
!مایه شرم! بزدل! بهدرد نخور
اصلاً چرا به دنیا اومدی، ها؟
میخوای چیکار کنی؟
!با بدن ضعیف و دربوداغون و بیشرم انسانیت !بذار ببینم میتونی سر من رو ببری
!زود باش! زود باش
!زود باش
ها؟
که اینطور! در آخرین لحظه روجت له شده، ها؟
!چقدر تو بیشرمی
!بیشرمی ازت میریزه
.خیلی بیشرمی .واقعاً که آدم بیشرمی هستی
.تا حالا کسی به بیشرمی تو ندیدم
.با اینکه انقدر بیشرمی، ولی ازت بدم نمیاد
!چون از هرچی که رقتانگیز و بیشرم و کثیف باشه خوشم میاد
!این زخم کثیف روی پیشونیت
!ازش خوشم میاد! فکر کنم دارم بهش وابسته میشم
خودشه! چرا تو هم شیطان نمیشی؟
!بهخاطر خواهر کوچولوت هم هست
!خودشه! خودشه !چع فکر بکری
!اگه شیطان بشی از جونت میگذرم
!چون با هم دوست میشیم
!وگرنه، خواهرت رو هم سلاخی میکنم
!چون خواهر کوچولوی بقیه به هیچجام نیست
!نخیر! داداش بهتره این کار رو نکنی من با این کار موافق نیستم، باشه؟
!اگه شیطان بشی، میتونی قویتر هم بشی
!میتونی با اون بدن ناقص خداحافظی کنی
!هی! هی
چیکار میکنی؟
ضعفت داره اذیتت میکنه، مگه نه؟
.وقتی آدمها ناراحتن رو به اسمون نگاه میکنن
.برای اینکه اشکهاشون جاری نشه
...من
...من
!منتظر این لحظه بودم
ضربهی سر برای آخرین تلاش؟ !هیچ اثری روم نذاشت
....بـ بـ بـ بدنم
برادر چیکار میکنی؟ !بلند شو
!یه چیزی عجیبه !موضوع چیه؟ یه چیزی عجیبه
!چیزی جز یه ضربهی سر مسخره نبود
!کونای! وقتی با سر بهم زد زخمیم کرد
این عوضی داشت وانمود میکرد داره فرار میکنه !درحالی که داشت میرفت سراغ این کونای
عنبرچههایی که توی خرابهها بود رو پخش کرد
!تا بوی سمی که روی کونای بود رو مخفی کنه
!لعنت بهت! لعنت بهت
!تو یه ادم ضعیفی !یه آدم بوگندو
ببین وقتی قدرت برترم رو توی صورتت کوبیدم !چقدر دربوداغون شدی
چزا وقتی فقط خودت تنها موندی تسلیم نمیشی؟
چرا بیخیال نمیشی؟
...عزم از بین بردن من
چرا انقدر راسخه؟
شیطانکش: کیمتسو نو یایبا آرک منطقهی سرگرمی
شیطانکش: کیمتسو نو یایبا آرک منطقهی سرگرمی
!داداش! داداش...
!داداش
!داداش
!داداش
،در هر پیش زندگی یه قدم اشتباه برمیداشتم
.ممکن بود الان توی موقعیت اونها باشم
،من خوششانس بودم که آدم موندم
.ولی اگه هردو شیطان میشدیم هیچ آیندهای نداشتیم
...حتی اگه آخرش شیطان بشم، مطمئنم که
یکی از اعضای سپاه شیطانکش
.بهم لطف میکنه و سرم رو میبره
!ببر! ببر
!برنده شو! هرطوری شده برنده شو
!با پیروز میشیم
هی! شوخیت گرفته؟
!نذار همچین کسی سرت رو ببره
!لعنت بهش! خودش رو از زیر آوار بیرون کشید
!از سر راهم برو کنار، موجود بدترکیب
...تنفس صاعقه
...فرم اول
!میدونم حرکاتت چقدر سریعه !خیلی دیدمشون
...رعد و برق
!سرعت خداگونه
!خیلی سریعه
!د-داره گردنم رو میبره
!لعنتی
No comments yet. Be the first to leave one.