The Boat

The Boat (El barco)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

El Barco S03E02 El arte de la guerra 720p BluRay FLAC2 0 x264-SbR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 2 El.Barco زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-22
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

می‌دونی این چیه؟

این همونیه که توی کون اردک بود.

این اردک از یه جزیره ساختگی اومده.

مطمئناً می‌دونه چطور برگرده خونه.

هیچ کس قبل از اونا نمی‌تونه پیاده شه.

می‌تونی یه سیستم ردیابی با برد بلند درست کنی؟

موقعیتش رو می‌شه با این رادار که وصله

به کامپیوتر دکتر، ردیابی کرد.

کی بهت گفته این کشتی باید الان برسه به خشکی؟

توی کشتی، کاپیتان خداست.

و از قضا من معاون اول خدام.

این چیه؟ اینا همون قرص‌هایی هستن

که وقتی سرطان زنت شروع شد بهش دادن؟

زن من دو ماه قبل از اینکه سوار شیم، مرد.

می‌دونم.

وقتی بیهوش بودی، سیستم لنفاویت رو

با پرتوهای هسته‌ای درمان کردن. حالا دیگه سرطان نداری.

من بچه‌تو حامله‌ام.

و تو داشتی یواشکی می‌مردی.

در خفا.

دیگه نمی‌تونم با تو باشم.

توی اتاق گامبوآ، یه پوشه هم پیدا کردم.

با عکس‌هایی از زندگی روزمره آینوا.

وقتی هنوز توی خشکی بود.

این بازی... من و تو صدها بار انجامش دادیم.

من و تو دوست بودیم؟

آره.

تو یه آشغالی و لیاقت نداری کسی دوستت داشته باشه.

قبل از حادثه و این حباب مغزی من،

به اندازه الانم باهوش بودم.

یه کاری کردم.

روبرتو!

تو یه چیزی که مال من بود رو برداشتی.

یه پوشه قرمز.

سالومه، بهم قول بده که حتی اگه اتفاقی برام افتاد،

یا این دنیای لعنتی غرق شد،

من و تو دیگه برادر نیستیم، سالومه.

سلام!

هی، هی، داری چیکار می‌کنی؟

ولم کن.

چرا ما؟

داری می‌پرسی که آیا خدمه "ستاره قطبی" یه جورایی برگزیده هستن؟

جواب بله است.

تقریباً همه کسایی که توی این کشتی هستن، خاصن.

ما به یه دلیل یا دلیل دیگه اینجاییم.

ستاره قطبی با قایق روسی تماس می‌گیره.

صدامو داری؟ تمام.

ما سحر راه می‌افتیم.

یکی میاد دنبالمون.

اگه نه، پس از چیزی که می‌تونیم ماهیگیری کنیم، زنده می‌مونیم.

من می‌دونم جایگاهم کجاست.

اینجا، با تو.

باید خشکی باشه.

اونجا خشکیه، کاپیتان.

پیداش کردیم.

آقایان،

مدت طولانی منتظر این خبر بودم.

ما تقریباً مطمئنیم

که خشکی پیدا کردیم.

ریکاردو... ریکاردو، مطمئنی چی داری می‌گی؟

چند روز پیش،

بابِل سیگنال اون بیکن رو که توی اردک گذاشته بودیم، بازیابی کرد.

ما یواشکی مسیر رو دنبال کردیم تا امید واهی ایجاد نشه.

ما فقط دیدیم که

یه نور چرخون

یه فانوس دریایی. چهل مایل سمت راست کشتی.

مانولیتو ما رو به خشکی رسونده.

تو بیکن رو توی اردک گذاشتی.

یه خیانت احمقانه.

کی بهت گفته این کشتی باید الان پهلو بگیره؟

بذار ببینم، کاپیتان.

اون نور توی افق می‌تونه هر چیزی باشه.

احتمالاً یه قایقه.

نه، قایق نیست، چون قایق حرکت می‌کنه و اون نور ثابته.

درسته!

بهتره خودت ببینی.

اگه لطف کنی و باهام بیای.

وای خدای من!

بفرمایید.

خشکی واقعیه؟

آره، سالومه.

خشکیه.

بابِل، چراغ آلدیس رو بردار و با مورس براشون پیام بفرست

و بگو که دیدیمشون.

بریم توی خشکی باهاشون صحبت کنیم.

کاپیتان.

بعد از اینکه مثل موسی توی بیابون، توی دریا سرگردون بودیم،

هر کسی که می‌خواد از خدا تشکر کنه بابت اینکه ما رو به خشکی رسوند، دعوتش می‌کنم.

حدس می‌زنم اونایی که اعتقاد ندارن هم حق دارن تشکر کنن.

از خدا یا هر کسی که اون تیکه خشکی رو جلوی چشممون گذاشت.

جواب نمی‌دن.

شاید گوشاشون سنگینه.

یا دور از دید هستن.

خیلی قشنگه، نه؟

یه نوره.

اما اون نور خونه ما خواهد بود.

و این باعث می‌شه که زیباترین نور دنیا باشه.

درسته. توی کیهان.

امیدوارم کسایی که اونجا هستن، آدمای خوبی باشن.

چرا نباشن، بابِل؟

چون تا الان، تمام مردهایی که دیدیم

می‌خواستن با کلت‌هاشون بهمون آسیب بزنن

هنر جنگ

ادامه بده، به هر حال باید با این آدما تماس بگیریم

حتماً

بابِل

عزیزم، بابِل

این شیرینی رو بخور، سوپ مرغ

اوضاع چطوره؟

اون نور عجیبه

سلام افسر! چه خبر!

چیه، تو هم لباس زیرت تموم شده؟

جوراب

افسر، من باید از شما عذرخواهی کنم

من؟ به خاطر اون ادای لوس و ننر؟

آره، به خاطر اون ادای همجنس‌بازها که دیشب درآوردیم

این کارو کردیم چون می‌خواستیم شما رو از کابین بیرون کنیم. نمی‌خواستیم پیش ما جا خوش کنید و من می‌خواستم بهتون بگم

اینقدر پاهام بو می‌داد؟

افسر، متأسفم

صادقانه

ما مثل سه تا بچه رفتار کردیم

بدون اینکه در نظر بگیریم که شما

تازه بهم زده بودین

اما، از امروز به بعد، هیچ اتاقی بهتر از کابین ما برای شما نخواهد بود!

حتی توی کاخ هم بهتر از این باهات رفتار نمی‌کنن. - بابا، هرچی بخوای بهت می‌دیم. آره، حتماً

ممنونم. در نظر می‌گیرم

بفرمایید

اگه شماها مثل بچه رفتار کردین، من مثل یه نازی رفتار کردم

متأسفم

من به زنم دروغ گفتم، رابطه‌مونو تموم کردم و حرصمو سر شما خالی کردم، بچه‌ها

افسر

می‌دونی اگه تو خشکی بودیم چی کار می‌کردیم؟

نه

یه قطار می‌گرفتیم می‌رفتیم تورِمُلینوس

جایی که گل سرسبد دخترای نازه. حتماً

من بازم یه کم تو دست و پات بودم

تو دست و پای من باشی؟

خواهش می‌کنم. خوب به نظر میای

خیلی خوب، ولی به جز اون... اونم بعد از سالومه

چی؟

فکر می‌کنی الآن می‌خوام خودمو تحویل بگیرم؟

"با یک میخ، میخ دیگه درمیاد."

آره، ولی من نمی‌دونم از کجا شروع کنم یا چی بگم

دیگه به درد عاشقی نمی‌خورم

عاشق شدن کار آدم‌های بیچاره‌ست. اوه، واقعاً؟

من و تو که دنبال نخجیر می‌گردیم

می‌دونی این چیه؟ نه

وقتی چراغای دیسکو روشن می‌شه

بیست دقیقه از دست رفته

که باید ازش استفاده کنی تا هرچی تکون می‌خوره رو بگیری، هان؟

این کاریه که یه احمق در حال جویدن آدامس انجام می‌ده و برای من جواب داده

فهمیدم

پیتی. چی؟

آدامس بده به من. نه، نه، نه

اونو، بده به من

چی کار می‌کنی، افسر؟

منم اون احمق در حال جویدن آدامسم

احتمالاً بزرگترین احمق این کشتی

بنابراین، فکر می‌کنم لیاقت اینو دارم که همه ببیننش و خودمم هر روز خودمو ببینم

تا یادم نره که وقتی آدم عشق زندگیشو پیدا می‌کنه

نمی‌تونه مثل یه احمق این طرف و اون طرف بره

و از دستش بده

ستاره‌ی قطبی در حال تلاش برای تماس با ستاره‌ی سیرا

دریافت می‌کنید؟

ستاره‌ی قطبی در حال تماس با ستاره‌ی سیرا

آینوآ، اولیسس

آینوآ، تویی؟

سـ سلام

من با-با-بِل هستم

چی فکر کردی خودتو بابِل معرفی می‌کنی؟

فکر می‌کنن دوست باب اسفنجی هستی

جواب نمی‌دن. نه

شاید اهل حرف زدن نیستن

مهم نیست

شاید بچه داشته باشن که با بچه‌های تو بازی کنن

و بچه‌های ویلما

و شاید تاب و سرسره داشته باشن

خدا صدای تو رو می‌شنوه بابِل، امیدوارم عزیزم

شاید شما صدای منو می‌شنوید و من صدای شما رو نمی‌شنوم

عزیزم

ما خشکی پیدا کردیم

در ۲۹ درجه، ۳۲.۸ دقیقه‌ی شمالی قرار داره

۲۴ درجه، ۱۵.۷ دقیقه‌ی غربی

ما داریم به سمت اونجا حرکت می‌کنیم

اگه صدای منو می‌شنوی، سریع به این مختصات بیا

اینجا هم خب، اینجا همه چی مثل قبل مونده

دندونای جدید خواهرت دراومدن

بچه‌ها خوبن، خب، مثل همیشه تحمل‌ناپذیرن

سالومه و خولیان

خب، این روزا بهترین دورانشون رو نمی‌گذرونن

عزیزم

همیشه وقتی می‌خوابم و وقتی بیدار می‌شم به یادتم

و با اینکه می‌دونم به زودی دوباره با هم خواهیم بود

خیلی دلم برات تنگ شده. الو؟

دوستت دارم. خداحافظ

رها کن. خودتو آزاد کن

تو به کمال رسیدی

می‌دونم به عنوان عضو هیئت داوری، گفتن این حرف حرفه‌ای نیست، ولی

تو جزو فینالیست‌های بورسیه‌ی سمفونی وین هستی

امروز بعدازظهر جلسه داریم تا اسم فرد منتخب رو مشخص کنیم

The Boat subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left