The first 200 lines.
کـاری از ترجـمه استـار درامـا ، مـون ریـور و رویـای کـره !!!!!!هرگونه کپی برداری و حذف تگ های زیرنویس ممنوع می باشد!!!!!!
.متاسفم - !صبر کن -
!تو
تو کی هستی؟
...تو
.خانم کانگ
.خانم کانگ
!خانم کانگ
خیلی عجیبه
چرا وقتی من اینجا نبود فروشمون کم شده
خب برای اینکه نبودی دیگه
...اون طرفدارت
مثلا آقای کانگ که میوه فروشی داره
یا آقای پارک قصاب
...همینطور صاحب سوپری
هیچکدوم نیومدن اینجا
معلوم نیست از کجا روح شون خبر دار شده
هی
...نکنه چشم منو دور دیدی
اینجارو بسته بودی رفته بودی سراغ باند بازیت
معلوم که نه
مگه میشه من همچین کاری بکنم
اگه یه بار دیگه ببینم رفتی سراغ اون گروهت
میدونی که چه بلایی سر اون انگشتات میارم
یکی یکی شونو می شکنم ....فهمیدی؟
بله افتاد
در ضمن چرا هیچ کنار غذایی نداریم؟
حالا فروش اومده پایین
چرا کنار غذا و غذای جانبی هیچی نداریم
قبل از رفتنم خیلی غذای جانبی داشتیم
مگه میشه یهویی همه شون غیب شده باشن
آهان اونها؟
یه مقداربرای مین هو بسته بندی کردم
میدونی که مین هو تو خوابگاه میمونه
بخاطر همین یکم بهش دادم
تو تنها زندگی میکنی؟
آه...بله
به سلامت رفتی سر کار؟
بله مامان
قبل ازشروع کار دارم یه فنجون قهوه میخورم
هدیه منو به همه شون دادی؟
آخی حال اومدم - آره والا-
درد می کنه
همه خوششون اومد
متشکرم - خیلی ممنون -
ممنون مادر جون
منم همینطور خیلی خوشم اومد
چی دارن میگن؟
همه شون دارن تشکر می کنن
آه راستی سر راه خونه اول بیا اینجا
امروز میخوام کنار غذا درست کنم
بیا یه کم با خودت ببر
دو روز رفتم بیرون یخچال خالی شده
چرا هیچی نمیگی؟
نمی تونم امروز بیام
چرا ...امروز تا دیر وقت کار داری؟
نه بخاطر این نیست
اگه دیر برسم از مادر شوهرم خجالت می کشم
ای بابا
حالا مگه چکار کرده یه چند روزی بچه رو نگه داشته
...بعد از این هفته
دوباره خودم دابین نگه میدارم
نمیتونم اینکارو بکنم
مادر شوهرم گفت خودش از دابین مراقبت میکنه
انگار حرفمو عوض کرده باشم
اگه یه وقت فکر کنه می خوام اونو نادیده بگیرم چی؟
هی
من میدونم اون چه فکری باخودش می کنه
الان خیلی خسته شده
آره منم موافقم
...تازه از خداشه من دوباره دابینو نگه دارم
اگه بهش بگی کلی هم ذوق می کنه
این آخر هفته با جین سو بیاین اینجا
بیاین اینجا شام دور هم باشیم
میتونم باهاش بیام؟
چکار کنم دیگه ...بالاخره دامادمه
اون مثل پسرم میمونه
بخاطر این جریانت نمی تونم که باهاش قطع رابطه کنم
باشه فهمیدم حالا باهاش صبت میکنم
مامان - چیه ؟ -
... وقتی دابین خوابوندم
میتونم بیام پیشت؟
باشه خب بیا
به داییت میگم بعدش برسونت
چه بهتر
ای خدا تو بهترین مامان دنیایی
از دست تو
می سون
بله چیه مامان خانم؟
بهتره ایندفعه با مادرت در نیفتی
وگرنه میزنم لهت می کنم ...فهمیدی؟
چی یشد یهو؟
دوستت دارم مامان خانم
مسخره بازی در نیار
بعدا می بینمت
باشه
ای عوضی
... اینطوری با مادرت رفتار نکن
وقتی یک هفته نمی تونی طاقت بیاری
بله مامان چی شده؟
راستی می ری چرا جواب گوشی شو نمیده؟
می ری؟
فکر کنم تو جلسه است
تا حالا شده می ری عمدا جواب شمارو نده؟
همینو میگم
اکثرا این موقع ها بهم زنگ میزد
اما امروز نزده
عجیبه
سلام - سلام -
این چیه؟
اوه این
برای خانم جئون آوردن
که اینطور
فکر کنم خانم کانگ داره پیر میشه
...بعد از اون مراسم بزرگ
احتمالا مریض شده
من می دونستم مریض میشه
با اون همه کار
از تمام توانش استفاده کرد
اگه مریض نمیشد تعجب داشت
من تا حالا ندیدم کسی مثل اون سخت کار کنه
به همین دلیل شده جوانترین مدیر بخش
خبرهای جدید
جی سو تو دفتر آروم حرف بزن
چی شده؟ باز یه رسوایی جدید؟
کی با کی رو هم ریخته؟
خانم کانگ مون استعفا داده
چی؟ - چی؟ -
مگه میشه
چرا بین این همه آدم خانم می ری ؟
مطمئنم شایعه است.. شایعه
..راسته ، خودم از بخش
کارگزینی شنیدم
ولی مدیر پارک قبول نکرده
نامه استعفارو پیش خودش نگه داشته
چرا یهویی؟
یعنی چی واسه چی می ری باید استعفا بده؟
من میرم ته و توشو در میارم
شماها شلوغش نکنید رو کارتون تمرکز کنید
حالا ما چی سرمون میاد؟
حقیقت نداره ، نه نداره
ته جون حقیقت نداره مگه نه؟
...می ری
چرا اینو داری میدی به من؟
...این یه جور تمهیده
تا حریم خصوصیم با کار قاطی نشه و رو نوشتن تمرکز کنم
لطفا از حالا پیش شما باشه تا وقتی که دارم میرم
از دیروز به ذهنم رسیده
مگه در دوران بلوغ و دبیرستانی؟
مگه من ولی توام
خودت باید مراقب کارت باشی
شما گفتی دیگه نمی تونی بهم اعتماد کنی
منم دارم سعی میکنم خودمو برا نوشتن جمع و جور کنم
شما مخالفتی داری؟
...اگه کسی بعد اینکه جواب تلفنشو ندادی
پاشد اومد اینجا چی؟
...مخصوصا اون دوست پسرت که
اونقدر رو تو حساس و وسواسه
میخوای ببینیم
می هی ، می هی
آقای بنگ
پیتر ، می ری زنده است ؟
حالش خوبه ...صدمه که ندیده؟
چی داری میگی؟
اول آروم بگیر
می هی گفت صبح میاد سر کار
اما از صبح نتونستم باهاش تماس بگیرم
نکنه یه وقت حادثه دیده باشه
چی؟
!می هی
چرا جواب گوشی رو نمیدی؟
نگرانت بودم
دنبالم بیا ...بیا ببینم
چی شده؟
کنترل حریم خصوصی
چی؟
یک لحظه وایسا می هی
چی شده؟
از حالا دیگه حق نداری بیای اینجا
یه مدتی هم بهم زنگ نزن
فهمیدی؟
چرا باید اینکارهارو بکنم؟
چون میخوام بنویسم
فقط تو نیستی که می نویسی خب منم می نویسم
آره میدونم
اما تو کارت خوبه و می تونی تمرکز کنی
الانم یک نویسنده معروفی
اما من کارم خوب نیست
نمی تونم تمرکز کنم
افکارم پراکنده است و این ناراحتم می کنه
باشه فهمیدم می هی
...اگه نتونم باهات تماس بگیرم
یا ندونم کجایی و چکار میکنی
هیچ کاری نمی تونم بکنم
این مشکل خودته
می هی
به هر حال
همینه که هست ، پس دیگه برو
دیگه اینجا نیا
باشه
No comments yet. Be the first to leave one.