The first 200 lines.
یانگ زی ( جین می )
دنگ لون (شو فنگ)
(چن یو چی (یو یینگ
لیو یان شی (رون یو)
وانگ یی فِی (سوئی خو)
جائو تینگ وی (چیوان)
قسمت 44
عشق
خاکستر
...پس
خدای آتش...خدای آتش کجاست؟
خدای آتش؟
.دیگه از این به بعد، هیچ خدای آتشی در کار نیست
.زخم هاتون هنوز خوب نشده
.زیاد فکر نکنین. فقط دراز بکشید و استراحت کنید
.من واقعا کشتمش
.جاویدان ارشد، شما تازه از خواب بیدار شدید و بدنتون هنوز کامل خوب نشده
.زیاد خودتون و ناراحت نکنید
!جین می
.جین می
.جین می
.کوانگ لو، تو میتونی بری
.جین می، بالاخره بیدار شدی
جاییت درد میکنه؟
.من...من خیلی درد دارم
جین می، کجات درد میکنه؟
من از قدرت روحانیم استفاده میکنم دردت رو کم کنم، باشه؟
.نمیدونم
حس میکنم...درد
داره از سینم به سمت
.دست و پاهام میره
.انگار...دارن با چاقو و سوزن بهم ضربه میزنن
...نمیتونم توصیفش کنم. فقط حس میکنم
.کل بدنم درد میکنه
،من...من حالم خیلی بده
.ولی من...نمیدونم کجام درد میکنه
.دهنم تلخ شده
.باشه، جین می
.یکم شیرینی بخور، تلخی دهنت از بین بره
.بیا، جین می
خب؟ بهتر شدی؟
!جین می
.جین می. همه چی درست میشه، جین می. همه چی درست میشه
.همش میگذره
.جین می، ببین. ملکه ی گل های شب و زیر درخت ببین
.اونا واسه تو شکوفه دادن. خیلی قشنگن
.وقتی بهتر بشی، برات یه عروسیه بزرگ میگیرم
همین بهار اینکارو کنیم، باشه؟
.شانگ یوان جاویدان
.درود بر عالیجناب
.تو این شش ماه گذشته، کلی اتفاق تو قلمروی بهشتی افتاده
.کوانگ لو، ممنونم که کنارم بودی، بهم کمک کردی. به تو هم سخت گذشته
،عالیجناب، دختر من یکم کند ذهنه(دست گل پدر درد نکنه). ممنونم که بیخیالش نشدید
.و به جاش، اونو به رتبه ی شانگ یوان جاویدان رسوندین، و زمین های شوان جو رو بهش هدیه دادید
.من بابت اینهمه مهربونی از عالیجناب تشکر میکنم
.من همیشه موقع تشویق و تنبیه شفاف رفتار میکنم
.کوانگ لو همیشه همه چی رو درست انجام میده و مراقب رفتارش هست
.اون لیاقت این جوایز رو داره
.عالیجناب، من هدایای مادی نمیخوام
.من فقط آرزومه که بتونم به شما خدمت کنم
من یه عمارت بهت دادم که
.برات یه دفتر بشه که بتونی ستاره شناسی یاد بگیری
.روز جشن رو زندگی همه ی شهروندان شش قلمرو اثر میذاره
.تقویم قدیمی دقیق نیست و زمان درست کشاورزی رو مشخص نمیکنه
.باید سریعا یه تقویم قانونی درست کنیم
.بار سنگینی رو دوش توئه
.متوجهم. همه ی تلاشم رو میکنم
.بلند شو
.عالیجناب، خدای آب تازه بیدار شدن، و بدنشون هنوز ضعیفه
.یادمه پدرم یه بار به تائوشنگ لائو جین یه قرصی داد که نیروش رو تجدید کرد
چرا به خدای آب از اون قرص ندیم؟
.نیازی نیست. این قلب اونه که مریضه. دارو کمکش نمیکنه
.بهش یکم زمان بده
.بله، عالیجناب
.عالیجناب، این جعبه هم مدارک مربوط به حادثه ی مرگ خدای آب سابقه
.بعد از اینکه اینارو خوندین من بایگانی شون میکنم
.نمیخوام بخونمشون. من همیشه به کار تو اعتماد دارم
.فقط این فایل هارو ببر به سالن بایگانی و بذارشون اونجا. با دقت مرتبشون کن
.جین می تازه بیدار شده. اگه اینارو ببینه، باز بخاطر اون آدم ناراحت میشه
.سریع همینکارو میکنم. من دیگه میرم
.اوه، عالیجناب. منم دیگه میرم
.بیا، این مال توئه. این دونه ی ملکه ی شبه
.گل ملکه ی شب تو شب شکوفه میده
.تو روز، معمولا گلبرگاشو جمع میکنه و میخوابه
.فکر کنم اینا خیلی شبیه تو هستن، خدای شب
.بخاطر همین، دادمش بهت تا همراهیت کنه
.جین می، مهم نیست تو گذشته چه اتفاقی افتاده
.آدما و اتفاقات گذشته مثل ابر و دود ناپدید میشن
.نمیذارم دوباره درد بکشی
بیا باهم یه زندگیه
شاد و طولانی داشته باشیم، باشه؟
شوفنگ! تو اینجا چیکار میکنی؟
اومدی اینجا که بمن بخندی؟
.مادر سلطنتی، اخلاقتون اصلا عوض نشده
،به جای اینکه مسخره تون کنم
.میخوام بهتون تبریک بگم
.هنوز خیلی زوده برات که بخوای جشن بگیری
.وقتی شوفنگ امپراطور بهشتی بشه، منو از اینجا آزاد میکنه
!اون موقع، تو مجازات میشی
،متاسفانه باید ناامیدتون کنم. مادر، شما نمیدونین که
،شش ماه پیش، تو روز بزرگ عروسی من و جین می
.شورش شوفنگ شکست خورد، و از جایی که اکسیر زندگیش بود چاقو خورد
.اون به یه مشت خاکستر رو زمین تبدیل شد
امکان نداره. فکر کردی من یه بچه ی سه ساله ام؟
،به خودتون مسلط باشین، مادر. بازم هست. بعد از اینکه شوفنگ مرد
پدر خیلی ناراحت شد، و اکسیر عمر خودش و نابود کرد
.اونم مرد
.امکان نداره. این امکان نداره
!داری بمن دروغ میگی
!عالیجناب
عالیجناب"؟"
.باشه. میتونین برین
.بله
.امکان نداره. داری بهم دروغ میگی
!داری بهم دروغ میگی
چرا اینکارو کردی؟ چرا؟
چرا؟
.اگه از من کینه به دل داشتی، نباید به شوفنگ صدمه میزدی
اون همیشه تورو برادر خودش میدونست. گناه شوفنگ چی بود؟
شوفنگ بیگناه بود؟
بذار ازت بپرسم. گناه مادر من و جین می چی بود؟
هزاران موجود حوضچه ی لی چه گناهی کرده بودن؟
،وقتی مادرم و کشتی، قبیله ی مادرم و نابود کردی، و سعی کردی جین می رو بکشی
اصلا فکر رحم کردن از ذهنت خطور کرد؟
.بخاطر پدرم، تو یه جلاد شدی
ولی هیچ وقت فکر کردی اون موجودات بیگناه هم خونواده داشتن؟
!من...نباید یه عوضی مثل تورو میاوردم اینجا
.باید همونجا میکشتمت و، یه ببر و بزرگ نمیکردم که برای خودم دردسر درست کنه
.درست میگید
.من...یه گروگان بودم که ازم استفاده کردین تا توجه و اعتبار خودتون و تضمین کنین
کی فکرش و میکرد که یه گروگان بیچاره
یه روزی بتونه صاحبش و گاز بگیره و اونو کنترل کنه؟
فکر کردی خیلی خوشم اومد که پدر خودم
و برادرم عین یه دود جلو چشمم ناپدید شدن؟
!فکر کردی من همچین چیزی میخواستم؟
.باید منو همون موقع میکشتی
،شاید...اگه منو کشته بودی
.من خیلی زودتر از شر همه ی این چیزا راحت میشدم
.شوفنگ مرده. عالیجناب هم مرده
دیگه زنده بودن چه فایده ای داره؟
.منو بکش
.حتما
.اگه میخوای بمیری، از اینجا بپر پایین
یه زمانی، خدای سابق گل ها مجبور شد از اینجا بپره پایین
.چون با آتش شیشه ی خالص تو آسیب دیده بود
.ملکه ی مادر، تو همیشه از همه بالاتر بودی
،اما نمیدونی که زیر این سکوی بلند
صدتا استخون رو هم جمع شدن. چندتا زندگی راهتو هموار کردن
تا به مقام والات برسی؟
،اگه واقعا میخوای بمیری
چرا از اینجا نمیپری پایین؟
با دقت به ارواج بیگناه نگاه کن
.اونایی که ازشون بالا رفتی و راهتو باهاشون هموار کردی
.با دقت بهشون نگاه کن
،ملکه ی مادر
.نمیذارم به این راحتی بمیری. میخوام زنده بمونی
.میخوام طعم از دست دادن پسر و شوهرت و بچشی
یه پسر خائن مثل منو ببینی که
.قلمروی بهشتی رو متحد میکنه و هزاران سال رفاه برای مردم فراهم میکنه
...شوفنگ
...شوفنگ! شوفنگ
!مادر
.من خیلی خسته ام. فقط همینطوری بغلم کن
.بذار یکم تو بغلت بمونم
ronin_47 : ترجمه از
.دیر اومدی. واسه مجازات باید یه جام بنوشی
.من خاموشش میکنم - .منم یکی دیگه روشن میکنم -
.من دوباره خاموشش میکنم - .منم چندتا دیگه روشن میکنم -
.اون فقط یه دینی ئه که عالیجناب امپراطور بهشتی بخاطر روابطشون با زن ها مجبور بودن پرداخت کنن
اون کیه و چه حقی داره که بشه با عالیجناب شاهزاده ی دوم مقایسه بشه؟
،وقتی شاهزاده با عالیجناب خدای آتش ازدواج کنین
.وقتی برید تو خونه اش، باید به اون خدای شب احترام هم بذارید
.این واقعا خیلی ناعادلانه است
هنوز تاریخ تولدمون و باهم مقایسه نکردن. این چرت و پرت ها چیه میگی؟
...اما در مورد عالیجناب
.دلم به اینهمه محبت تو گرم شد. نمیتونم قبول کنم
...عالیجناب. ما - .شاهزاده ی دوم -
.عالیجناب ارشد همیشه مراقب حرفا و رفتارش هست، اون همیشه بی تفاوت و گوشه گیره
.نمیدونم کی بهت بی احترامی کرده
میخوای من به جاش ازت معذرت بخوام؟
...عالیجناب، شما خیلی قضیه رو جدی گرفتین. یکم پیش، ما فقط داشتیم
اونکه بقیه رو دوست داره، بقیه هم همیشه دوسش دارن
.اونکه به بقیه احترام میذاره، بقیه هم همیشه بهش احترام میذارن. خدای شب برادر بزرگتر منه
.من همیشه خیلی بهش احترام میذارم و به خودم اجازه نمیدم مسائل مربوط بهش و شوخی بگیرم
میشه بپرسم منظور شما از شوخی هایی که میکردین چیه؟
.عالیجناب، منو ببخشین. من زیاد حرف میزنم
.من نباید حرفای شیطانی میزدم
شاهزاده ی شما خیلی باارزش و نجیبه. اگه از در قصر چی وو ی من بیاد تو
.و به خدای شب بربخوره، باید ابروش و بیاره پایین و خم شه (بهش احترام بذاره)
.باید بهش مثل یه برادر بزرگتر احترام بذاره
.میترسم اینا باعث شه شاهزاده تون زجر بکشه
،عالیجناب درست میگن. به عنوان شاهزاده ی قبیله ی پرنده
.من باید مراقب رفتار و حرفام باشم. عالیجناب ممنونم که بهم یادآوری کردین
.خوبه که درک میکنی
.پس من دیگه میرم
.عالیجناب ارشد، حرفاشو به دل نگیر
.اونا هم درست میگن
.من مشکلی با شایعه های خبیثانه ندارم
،مهم نیست در مورد من چیا میگفتن
.ولی سوئی خو احساسش به تو صادقانه است
No comments yet. Be the first to leave one.