Release info

Monthly Magazine Home E16[@AirenTeam]
Monthly Magazine Home E15[@AirenTeam]
A Commentary by AirenTeam
کانال تلگرامي ما:@AirenTeam

Tags

other
Published on: 2021-08-08
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

سلب مسئولیت: تمامی مکان ها، شخصیت ها) (شرکت ها و اتفاقات این سریال تخیلی هستند

اومم، جاسونگ

ماشینت مشکلی داره؟

به نظر خیلی آروم میری

میخوام حتی آروم تر از این تا خونه‌ت برونم

چون میخوام بیشتر باهات باشم

ها؟

میخواستم ازت بپرسم که

...میتونم

تو خونه‌ت رامیون بخورم؟

رامیون؟

اوه، اوممم

ببخشید اگه از حد گذشتم

من تو رابطه یه تازه کارم

تو اینترنت سرچ کردم

و خوندم که زوج ها اینکارُ میکنن

خب پس به جاش یکم مشروب بخوریم؟

ها؟

مامانم قبل اینکه بره کلی غذا درست کرد

میتونیم اونا رو به عنوان مزه بخوریم

دانش املاک و مستغلات برای ثروتمند شدن سرمایه گذاران مستقل

اون گل منه

اون گل منه

اینکه زندگیم حول محور تو می چرخه رو دوست دارم

اینکه زندگیم حول محور تو می چرخه رو دوست دارم

عاشقتم

عاشقتم

اینکه زندگیم برای تو تلف می شه رو دوست دارم

امیدوارم همه تو این دنیا ازت دست بکشن

اینطوری من تنها کسی خواهم بود که تو رو در آغوش میگیره

قسمت ۱۵ ساختن یه خونه، ساختن عشقه

خونه ای که برای من ساخته شده، خونه کم عرض

با موضوع خونه‌ای که برای من ساخته شده

با افراد مصاحبه میکنم

کسایی که خونشونُ خودشون ساختن

اوه عالی به نظر میرسه

از منبع استفاده کردی؟

بله

خوبه

اوه، تیم دیجیتاله

تماس مهمیه - جواب بده -

سلام آقای پارک، بله

بیاین تا سردبیر میاد

دوباره یه نگاهی به ایده ها و اطلاعات بندازیم

بله رئیس

بله خداحافظ

!اوه

و بعد طبق برنامه ریزی تبلیغات رو انجام بدین

همش همینا دیگه

بله رئیس - بله رئیس -

تو اینجا صورت هزینه های عملیاتی این ماه اومده

باشه بذارش اونجا

میتونم باهاتون یه صحبتی داشته باشم؟

اوهوم

رئیس

نظرتون درباره قرار گذاشتن همکارا چیه؟

ها؟

درباره چی حرف میزنی؟

من سر کار یه زوج دیدم

چی؟

من تازه دیدم که دو نفر

دارن تو اتاق کنفرانس

دل میدن و قلوه میگیرن

تو چطور ...؟

!من چوی گوام

شاید چیز زیادی نداشته باشم اما دو جفت چشم قوی دارم

اوه

فکر می‌کنم همینطوره

من نمیدونستم که تو متوجهش میشی

واقعا مناسب جلسات نیست و خوبیت نداره

...اما احساسات قوی رو سخت میشه کنترل کرد

...اون دو تا

ما نباید اجازه همچین لغزش هایی رو بدیم

ها؟

شمام متوجهش شدین رئیس؟

منظورم ويراستار نام و ويراستار یو هستن

اوه عزیزم

من در واقع چند روز قبل فهمیدم

اما با اونطور دیدنشون تو اتاق کنفرانس

دیگه نتونستم طاقت بیارم

اونا احتمالا به خاطر احساسات قویشون به هم دیگه

عقلشونُ از دست دادن

تو گفتی قرار گذاشتن زندگی رو سرگرم کننده میکنه

تو قویا منو تشویق میکردی که قرار بذارم

منظورم قرار گذاشتن بیرون از دفتر بود

اون بیرون کلی مرد و زن ریخته

اخه چرا با یه نفر تو این دفتر کوچیک باید قرار بذارن

...شما بارها درخواست کردین که مسائل شخصی رو

دور از زندگی حرفه ایمون نگه دارم

مگه نه؟

تا وقتی که اونا کارا و وظایفشونُ انجام میدن

به قرار گذاشتنشون تو محل کار اهمیت نمیدم

!اونا نمیتونن کارهاشونُ انجام بدن

شما هم دیدین رئیس

بیا سرمون به کار خودمون باشه

اونا خودشون این مسئله رو مدیریت میکنن

چی؟

بهتون نمیاد اینقدر نرم باشید

چون تو زندگی تون هیچ شادی ای ندارید

اینجور برا همه چی بی حالید؟

چی؟

قبلنا به خاطر اینکه رو کارشون تمرکز نمیکردن

خونتون به جوش میومد

آه خداا

شما خیلی بی روحین و هیچ میلی به زندگی ندارید

...اما اون دو تا همش لاو می‌ترکونن و

...نه بابا، من دیگه اون آدم بی روح

!به هر حال

...اون دو تا

مطمئن میشم که

رو اعصابتون نرن

باشه، حتما

کاری که میخوایُ انجام بده

اوه، اوه، اوه، اوه، صبر کن صبر کن

ما تقریبا رسیدیم، تقریبا رسیدیم

اینجا - اوه،من زیاد نوشیدم -

اینجا

میتونی بمونی؟

چی؟

فقط برای امروز

میتونی کنار من بمونی؟

نه

نه فقط امروز

میخوام هر روز کنار تو باشم

تو واقعا

برای قلب من ضرر داری

یو یی جو دوست دختر منه؟

این واقعیه؟

واقعیه

باورش سخته اما من دوست دخترتم

یی جو

واای! وایسا ما الان سر کاریم

چی میشه اگه یکی ببیندمون؟

کی می بیندمون آخه؟

فقط ماییم

بسـه

ها؟ وای خدای من، هی

شما دو نفر تو ساعت کاری کجا بودید؟

ها؟

...اوه، خب، ما

چی؟

من به ويراستار نام کمک کردم تا برای یه داستان منابع پیدا کنه

بله درسته

چیش

!همتون به من توجه کنید

اینو از رو نگرانی میگم

اگه دارین با همکارتون قرار میذارید نذارید معلوم شه

کیم و چوی از تیم دیجیتال رو میشناسید

وقتی خوش خوشانشون بود اینجا انگار عروسی بود

وقتیم که جدا شدن اینجا رو مثل مجلس ختم کردن

آخرشم که کلا رفتن

!این

آخر عاقبت و واقعیتیه که پشت عاشقانه های سر کار هست

...اومم

شاید قرار گذاشتن با یه همکار همیشه هم بد تموم نشه

شایدم نه

ها؟

تا وقتی که همه چیز رو حرفه‌ای پیش ببرید

!پس

تو قرار گذاشتن تو محل کار هیچی رو آشکار نکنید

تو ساعات کاری رو کارتون تمرکز کنید

باشه؟

!یو یی جو! نام سنگ سون

ها؟ من چی؟

من هیچ وقت اینکارو نمیکنم

!منم نمیکنم

واقعا؟

مثل شاهین

میپامتون

این مورد برای مقاله ویژه ماه آینده‌ست

ممنونم

...میدونی

فکر کنم سردبیر درباره ما میدونه

چی؟

اون بهمون گفت از عاشقانه های کاری دور بمونیم

اون تهدید مون کرد

فکر می‌کنم اون یه پیام برای من بود

اون برا ويراستار نام و ويراستار یو بود

کی؟

اون دو تا دارن قرار میذارن

سردبیر ازش باخبر شد

!نه بابا

منم اول فکر کردم که به ما مشکوک شده

به هرحال، اون داره شمشیرشُ تیز میکنه

به همین خاطر گفتم که نباید جلوی همه نشون بدیم

بیا بیشتر مراقب باشیم

باشه. بیشتر مراقبم

واو

قرار این دو تا سورپرایز بزرگیه

خدای من. نظری ندارم

من هم شوکه شده بودم

فکر میکنم سردبیر در مورد ما میدونه

احساس بدی دارم

امکان نداره. محاله

نشونش نده

من نمیخوام برای قرار گذاشتن با یه همکار تو چشم باشم

نگران نباش

من خیلی زیاد مراقب هستم

باشه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left