The Blood of Fu Manchu

The Blood of Fu Manchu

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

the blood of fu manchu 1968 2160p uhd bluray x265-gram
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian The Blood of Fu Manchu 1969 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2025-11-23
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

شما برای شرکت در یک ماموریت بزرگ انتخاب شده‌اید

به عنوان ابزارهای سرنوشت من

نه!

نه!

نه!

وقتی پدرم دستور بدهد، اطاعت خواهید کرد

وگرنه می‌میرید

قرن‌ها پیش، نژادی باستانی این قاره را فتح کرد

حالا رازهای آن‌ها مال من است

و با این دانش

من بر دنیا مسلط خواهم شد

۵۰۰ سال پیش

کشیش‌های یک تمدن گمشده در این شهر زندگی می‌کردند

آن‌ها سمی کشنده‌تر از هر سمی که بشر می‌شناخت، تقطیر کردند

آن سم هنوز هم امروز وجود دارد

اسمت چیه؟

سلست

خوش‌شانسی، سلست

تو اولین فرستاده ما خواهی بود

عشقت را تماشا کن

ماه کامل است

ماه زندگی

بگذار طعم بوسه را بچشد

مرگ!

قدرت سم باستانی به این دختر منتقل شود

تا دشمن را از سر راه ما بردارد

حمله کن!

او اولین نفر خواهد بود

اولین نفر از ده نفر

پیرمرد

روزها شکنجه کشیدی

قبل از اینکه اسرار پنهان این معبد را به ما نشان بدهی

و با این حال، هنوز زنده‌ای

تا به خواهرانت نشان دهی که این سمی که حمل می‌کنی چقدر قدرتمند است

او را خواهی بوسید

از لب‌هایش

او نابینا می‌شود و سپس می‌میرد

سلست را به تو سپردم

مطمئن شو که معشوق بعدی‌اش یک آغوش طولانی دریافت کند

نیلند اسمیت

مردی بسیار سمج

او باید حذف شود

وایسا

چرا اینقدر عجله داری، کارل؟

تو برای من زیادی تندروی

با توجه به این نقشه قدیمی

شهری پنهان باید قرار داشته باشد

در آن جهت

اما چه کسی می‌داند چقدر دقیق است

چرا همینجا اردو نزنیم و شب را اینجا نگذرانیم؟

ما تا یک هفته دیگر قرار نیست اورسولا را در ملیا ببینیم

باید ادامه دهیم

حداقل تا رودخانه

شهر باید نزدیک آب باشد

صبر، دوستان من، این اولین فضیلت در باستان‌شناسی است

می‌دانی که من وقت ندارم صبور باشم

وقت نداری؟ به من بگو، کارل

چرا اینقدر برای پیدا کردن شهر مخفی عجله داری؟

صدها سال است که گمشده

کارل، چطور یک روز یا بیشتر می‌تواند اینقدر مهم باشد؟

هنوز نمی‌توانم برایت توضیح بدهم، دکتر واگنر

اما باور کن، زمان مهم است

شاید یک روزی بفهمی

بیا، پیندر، فقط چند مایل دیگر

خیلی عجیبه، قبلاً هرگز ندیدمش

چیه؟

این جور سنگ‌ها از قلب جنگل

اینجا

دستت رو بده

آقا، لطفاً! چه اتفاقی افتاد؟

نگاه کن

دکتر واگنر

یک هفت‌تیر آوردی؟ بله

برش دار

دکتر واگنر!

دکتر واگنر

نگهش دار! نذار فرار کنه!

او فرار نخواهد کرد

بسیار خب

هر یک از شما وارد شده‌اید

هر یک از شما مقصد خود را دارید

رم، برلین، نیویورک، توکیو

تا به دورترین نقاط زمین

به هر یک از شما وظیفه‌ای محول شده است

با ده مردی که بزرگترین دشمنان من هستند

شما هدایایی را که بر لبانتان دارید به آن‌ها خواهید رساند

مرگ

اولین نفر امشب به مقصد لندن حرکت می‌کند

قربان، یک تلگرام برای شما، قربان

هوم

ممنون، لوتوس

دکتر پتری دیر کرده، قربان. شام آماده کنم؟

کارل یانسن

هوم؟

اوه، بله، اوه، ممنون، لوتوس

نه

عصر بخیر، لوتوس. عصر بخیر، دکتر پتری

خیلی ممنون

پتری، دیر کردی. بله

خب، در این منطقه گرفتن تاکسی خیلی سخته

حتماً همینطوره.

مخصوصاً وقتی فکر و ذهنت درگیر یه بلونده.

چی؟

مسخره‌بازی درنیار! اون که...

یه دوست خیلی قدیمی منه. مطمئنم که هست.

ولی خب، بازم یه بلونده دیگه.

تازه موهاشم رنگ کرده.

خب، بله، ما در موردش جدی بودیم.

می‌دونی، قسم می‌خورم یه راهزن رو بیرون دیدم.

همین الان که اومدم تو.

کاملاً حق با توئه، دیدی.

از شش و نیم تا حالا کنار اون منقل کز کرده.

احتمالاً سردشه، بیچاره.

خب، چی می‌خواد؟

هنوز نمی‌دونم.

ولی انتظار دارم به زودی بفهمیم.

امروز این تلگرامو از کارل یانسن گرفتم.

خب این به ما چه ربطی داره؟ اون که تو آمریکای جنوبیه.

خب؟

حدود شش ماه پیش

شروع کردم به شنیدن شایعاتی که

فو مانچو اونجا پیداش شده بود.

فو مانچو؟!

پس من مأمورانی رو برای تحقیق فرستادم.

که بهترینشون کارل یانسن بود.

این تلگرامشه که بهم می‌گه...

داره به فو مانچو نزدیک می‌شه.

و با توجه به دوست عزیزمون که بیرونه،

فو مانچو داره به ما نزدیک می‌شه.

حالا، فکر می‌کنم...

باید نیلند اسمیت رو ببینم.

من نیلند اسمیت هستم.

عصر بخیر، خانم.

من نیلند اسمیتم.

می‌تونم کمکتون کنم؟

به خاطر خدا، پتری، برو دنبالش!

بیا اینجا!

می‌گم بیا اینجا!

تو کی هستی، و با نیلند اسمیت چیکار کردی؟

برو یه آمبولانس خبر کن.

چی می‌خوای؟

می‌خوام فوراً فرماندار مکزیکال رو ببینم.

فرماندار الان سرش خیلی شلوغه. یه لحظه اینجا صبر کنین.

این آقا می‌خوان فرماندار مکزیکال رو ببینن.

نمی‌دونم، خیلی سخته.

ببخشید آقا.

مردی به اسم کارل یانسن هست که می‌خواد شما رو ببینه.

کیه؟

یه باستان‌شناس.

پس بفرستش داخل.

شما می‌تونین برین.

اون تو، آقا.

فرماندار مکزیکال.

یانسن عزیز من.

و کار باستان‌شناسی چطوره، هان؟

خیلی بد. دکتر واگنر مرده.

مرده؟

بله.

کاملاً؟

بله، کاملاً.

کیش و مات در دو حرکت.

البته.

می‌دونید،

تمام صبح داشتم سعی می‌کردم حلش کنم.

قهوه؟ تکیلا؟

نه.

باید برم ملیا.

باید خواهرزاده دکتر واگنر رو ببینم.

اون حتی نمی‌دونه چه بلایی سر عموش اومده.

پس به شما پناه آوردم برای کمک، عالی‌جناب.

ملیا، جای خوبی نیست.

نه؟

راهزن‌ها.

باید برم ملیا!

ما سعی می‌کنیم رضایتتون رو جلب کنیم.

ملیا.

اسب می‌خوام، اسب‌های خوب.

متأسفانه شما به ملیا نمی‌رین، آقای یانسن.

ببینید، آقای یانسن...

شما دستگیر شدید.

به اتهام قتل دکتر واگنر.

اوه، نه.

و از اونجایی که قراره...

شما اینجا بمونین،

شاید یه دست شطرنج کوچیک بازی کنیم، بله؟

نه، نه!

نه، نه!

نه، نه!

بیچاره، ترسیدی.

بیشتر هم می‌ترسی.

از فرمان‌های ارباب سرپیچی کردی.

و مجازات می‌شی.

ولی هنوز نمی‌میری.

دکتر پتری هنوز برنگشته؟

بیشتر از یه ساعته.

رفته بود سردخانه.

بفرمایید داخل، آقا.

حالت چطوره رفیق؟ پتری، اون دختره!

چی در موردش فهمیدی؟

بله، تازه از سردخونه برگشتم.

The Blood of Fu Manchu subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left