The first 200 lines.
تقديم ميکند EXOLegend تيم ترجمه و ساب exolovers3 EXOLOVERA
مترجمين pardiskhs , Smrs95 Shakiba_94 , Missradpour , anita_L_gurdian_MVP , Zainab3080
تو اينجا چيکار ميکني؟
خواهش ميکنم
کمکم کن
چي شده؟
اين چيه؟اتفاقي تو بانک افتاده؟
من ميخوام پولمو پس بگيرم
تو اون کسي نبودي که اينجا نشسته بود
روي يه نيمکت خالي،و مثل چي استرس داشت
تو متفاوتي
اين داره هر روز گيجم ميکنه
من در مورد يه چيزي کاملا جدي ام
ميتونم ازت بپرسم؟
تو ديگه بچه ها رو مثل قبل دوست نداري؟
چرا تو مدرسه کانگ هو اونجوري رفتار کردي؟
چرا اينجور به نظر مياد که
بيشتر مراقب اون دختره جي سو هستي تا کانگ هو؟
لطفا نگو که اين تصورات منه
تو اون روز خيلي عجيب رفتار کردي
از نظرت بچه ها غريبه ان؟
اينطور نيست؟
اون دختر
پدرشو تازه از دست داده
خيلي براش ناراحتم
قلبم شکست
من ميدونم تو ازم متنفري
و اون مردي که
قبلا بودم، باهات خيلي بد رفتار ميکرد
مردي که الان هستم هم باهات خوب نيست
اين شرايطيه که الان توشم
واسه همينه که
من حتي نميتونم هيچوقت عذر خواهي کنم
بلند شو، پاشو بريم داخل
تو
واقعا
ميخواي از من طلاق بگيري؟
ديگه چيزي بين ما نمونده
وقتي حافظت برگرده، ميفهمي
چيزي بين ما نمونده
همچنين،
تو عاشقم نيستي
تاريخ تولد اونا يکيه
و تو يه روز تصادف کردن
چرا اون
شماره کارت ملي همسرمو گفت؟
انگار که شماره خودش بود
مامان،غذاي چيني رسيد
اين با تانگيوسوکي که پدر ميپخت غير قابل مقايسس
هيون چول هيچ وقت از آناناس استفاده نميکرد
تو سسش
چرا اون از آناناس انقد متنفر بود؟
اون مجبور بود به مدت يک سال آناناس خورد کنه
وقتي اون داشت ياد ميگرفت چجوري سس درست کنه
ته آناناسارو به عنوان غذا ميخورد
و باعث شد معدشو خراب کنه
و هروقتم آشپز حالش بد بود
پدرتو با آناناس ميزد
پدرت از اونا متنفر بود
تو چرا آناناس نميخوري؟
اين ميوه مورد علاقه تو بود
تو بايد سعي کني و خود قديميتو پيدا کني
فقط اونجوريه که حافظت بر ميگرده
باشه عجله نکن
ما با هم تلاش ميکنيم
من ميدونم که تو ميتوني انجامش بدي
تو مرد قوي هستي
اونقد قوي هستي که از همچين تصادفي جون سالم بدر بردي
داري ميگي مثل اين ميمونه که
- يه نفر دستتو کشيد؟ - اره
و اون شخص چيزيش نشد؟
نه
من قسم ميخورم من پير نيستم
واقعا يک نفر اونجا بود
اون دست منو اينجوري گرفت
يني چي ميتونه باشه؟
بايد پدر بوده باشه
حتما پدر داره ازمون مراقبت ميکنه
يه اتفاق عجيب افتاده
در مورد دوست هيون ?ول
اونا نه تنها
اسم و تاريخ تولد مشابه دارن
بلکه هردو
تو يه روز تصادف کردن
ما اولين بار همديگه رو تو مغازه ملاقات کرديم
تو اينو به عنوان کادو دادي به من
ببخشيد
اينجا
اگر ازت شمارتو بخوام احتمالا بهم نميديش
پس من واسه خودم ميگم
من دارم اقتصاد ميخونم و آينده خوبي در انتظارمه
من همچينم بد نيستم
خب اسم من سونگ هيچوله
با اسم اين خواننده يکيه
اين شماره توئه؟
من دارم حقيقتو بهت ميگم
تو يهو شروع کردي به رقصيدن
اون خجالت آور ترين لحظه زندگيم بود
چرا منو به همچين چيزي متهم ميکني؟
فک کردي من ديوونه ام؟
ببين دارم گيج ميشم ديگه
من هيچ وقت نميرقصم،تو بايد ديوونه شده باشي
تو کافه،
تو اينجوري کردي
- تو اينجوري مي رقصيدي - هي
نکنه خواب ديدي؟
من دارم راستشو ميگم،زنگ بزن از کافه بپرس
- اونا همه شاهد بودن - ساکت شو
چه اتفاقي واست افتاده؟
در ضمن،اون زني که واسه بومسونگ بود
واقعا صيغه هيون چول بود؟
تو مطمئني؟
اين قسمت عجيبشه،من يهويي از جام بلند شدم
قبل از اينکه در مورد رابطشون ازش سوالي بپرسم
بعدشم هيچي ديگه يادم نمياد
تو ديگه هيچوقت اونو نميبيني،باهات شرط ميبندم اون ديگه حاضر نيست تورو ببينه
اون جوري فرار کرد که انگار روح ديده
پاشو بريم پيش يه دکتر
ساکت باش
- هنوز داري درس ميخوني؟ - بله
چرا خيلي وقته من
چيزي از مديرتون نشنيدم؟
اونا قبلا هقته اي يک بار رو بهم زنگ ميزدن
شايد اينجور به نظر مياد که من دارم کارمو خوب انجام ميدم
من بهت اعتماد دارم
تو بايد بري بخوابي، من درس دارم
باشه پس من ميرم
توام بايد بعد درس بخوابي
باشه
کانگ هو،خوابيدي؟
قرار نبود با من حرف بزني؟
هي پسرم
اينجا بود، دقيقا جايي که يهو ظاهر شد
- مطمئني؟ - اره
کليسا سي صد متر با اينجا فاصله داره بريم
ممکنه يه کليسا تو اين مدت کوتاه ناپديد شه؟
نه
من خيلي ترسيدم، موهاي تنم سيخ شدن
کانگ هو دوباره از خونه فرار کرد
گوشيشم خاموشه
پسرا اينجوري بزرگ ميشن ديگه
چيز خاصي نيست
ديگه تقريبا نصفه شبه
اون آخرين بارم سالم برگشت خونه
چرا انقد نگراني؟
چه اتفاقي واست افتاده؟
هر وقت اينجوري ميکني واقعا حرفي واسه گفتن ندارم
منظورت چيه چيز خاصي نيست؟
چرا قبلا همچين پدر خوبي نبودي؟
تو نميدوني
کانگ هو از کي شروع به اينجوري رفتار کردن، کرد؟
اون
اون بعد از
وقتي بود که تو بهش گفتي شبيه تو نيست
تو هميشه چيزايي رو که
دوست نداري ناديده ميگرفتي
ميدوني باعث شدي چقدر آسيب ببينه؟
ميدونم
تو احتمالا نميتوني درکش کني
از اونجايي که مثل تو دانش آموز برتر نيست
تو تبعيض قائل شدي
چون ميهو هميشه نمره هاي خوبي مي گرفت.
تو روي کانگ هو تاثير بد گذاشتي.
من چي بهت گفتم؟
من به تو گفتم که جواب اين دنيا نيستي.
چرا همش دنيا بايد دور تو بچرخه؟
اگر با تو مخالفت مي کنن
چرا قضاوت شون ميکني؟
چرا همچين کاري کردم؟
اگه حافظه ام برگرده...
من مطمئنم که علت رو ميفهميم.
ببخشيد.
من اشتباه کردم.
به هر حال ، فکر نکنم دير شده باشه.
کانگ هو...
اگه به اون آسيب بزنم..
من اون رو خوب هم مي کنم.
واسه يک لحظه يادم رفت که حالت خوب نيست.
ببخشيد که تند حرف زدم.
نبايد بگم...
همه ي چيزي که ميخوام بگم اينه.
نبايد اينجوري با تو رفتار کنم.
نه، مهم نيست.
هر دوي ما عوض شديم...
از همون روز.
فکر مي کنم دارم عوض ميشم...
من همچنان ...
به شروع مکالمه بين دوتامون ادامه ميدم.
هر چي که تو ذهن منه رو ميگم.
من فقط همينجوري حرف ميزنم.
من در مورد چيزي که ميخوام حرف ميزنم.
نميدونم چرا اينجوري ام.
هر چي که ميخواي ميتوني بگي به همه ي حرفات گوش ميدم.
کانگ هو چي ...
دوست داره بخوره؟
واقعا تو سونگ هيون چول قديمي نيستي.
تو انگار يکي ديگه اي.
اگه بهت بگم که من اون ادم قبلي نيستم،
باورم ميکني؟
راستش رو بهت ميگم.
No comments yet. Be the first to leave one.