Penny Dreadful: City of Angels

Penny Dreadful: City of Angels

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Penny Dreadful City of Angels S01E03 WEB h264-TBS
Penny Dreadful City of Angels S01E03 720p WEB h264-TBS
Penny Dreadful City of Angels S01E03 WEBRip x264-ION10
Penny Dreadful City of Angels S01E03 1080p WEB h264-TBS
Penny Dreadful City of Angels S01E03 Dead People Lie Down 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTG
Penny Dreadful City of Angels S01E03 Dead People Lie Down 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTG
A Commentary by EILIA
☀️ EILIA ایـلیـا ☀️ Telegram: @EILIAsubs

Tags

web
webrip
x264
720p
720
BRip
1080
Published on: 2020-05-11
Downloads: 52
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه در «پنی‌دردفول: شهر فرشتگان» گذشت...

‫من دیدم چیکار کردی

‫من فلای ریکو هستم

‫بلدی «کت» کجاست؟ ‫اونجا پیدام کن

‫سلام. خانم برنسون

‫وای دکتر کرافت! سلام

‫دلتون می‌خواد بهمون ملحق شید؟

‫زنتون کجاست؟

‫خواهر مالی، ‫در مورد جیمز هزلت اومدم

‫شما هم نجات داده شدین، کارآگاه؟

‫می‌خوای منم نجات بدی؟

‫کار آرویو سکو ساخته ست

‫و با مرگ هزلت، کسی رو نداریم ‫که اون بزرگراه کوفتی رو بسازه

‫واقعاً نداریم؟

‫یه شرکت که این لطف رو در حقتون بکنه

‫چیزی که مردم احتیاج دارن یه قهرمانه

‫که ترس و خشم‌شون رو به سمت

‫- یه‌چیز راه‌گشا سوق بده ‫- مثل بزرگراه

‫قبلاً دیدیمش؟

‫سم، تو و آنتون دنبال اون نازی برین

‫ما دنبال اون بچه میریم

‫پس، توی تصادف ماشین، سوختن؟

‫آره. سوختن...

‫ولی اینا توی جمجمه‌شون بود

‫یه چیزی بگم پت، ‫نظرت چیه وانمود کنی

‫هیچوقت اینا رو ندیدی؟

‫لوئیس...

‫فقط برای چند روز

‫باید ترتیب یه کاری رو بدم

‫نمی‌تونم توی گزارشم دروغ بنویسم

‫کی میگه دروغ بگو؟

‫فقط میگم لفتش بده

‫گزارش رو گم کن. وقت تلف کن

‫جیل رو ببر استیک بخورین

‫لطف کن. خواهش می‌کنم

‫ها؟

‫ما را در تلگرام دنبال کنید ‫@EILIAsub

‫ترجمه از ایلیا

‫خب کی باید برگردی سر کار؟

‫یکشنبه. برای یه جشن لازمم دارن

‫مامان...

‫می‌دونم

‫مثل پانچو بی‌یا ‫اون وسط وایساده بود

‫با یه چاقوی نیم متری

‫پلیسای کوفتی خودشونو خیس کرده بودن

‫خدایا، از دست اون جوونای لعنتی

‫به مریم مقدس قسم،

‫هیچوقت چیزی شبیه اون ندیده بودم

‫حرکات بدنش خیلی نرم بود

‫مثل فرد استر رقصنده

‫پس الان می‌خوای یه پاچوکو باشی

‫خیلی غرور داره، داداش

‫وقتی ماشین ندزده

‫اگه غرور داشتن، ‫اونجا توی خیابون

‫کنار ما وایمیستادن

‫اون موقع فرد استرت کجا بود؟

‫اینو یادته؟

‫چی؟

‫اون پلیس؟ کل قضیه؟

‫نه واقعاً

‫وقتی تیراندازی شروع شد،

‫همه جا رو دود گرفت، درسته؟

‫تا توی بیمارستان هیچی یادم نیست

‫یادت نیست کی تیر خوردی؟

‫نه، خدا رو شکر

‫نمی‌دونی کی بهت شلیک کرد؟

‫احتمالاً تو بودی ‫احمق حرومزاده

‫کار تیاگو بود

‫اونجا...

‫یه پلیس روی زمین افتاده بود،

‫و تو می‌خواستی...

‫یا مریم مقدس

‫رائول،

‫داشتی همه‌شونو می‌کشتی

‫داشتی همه‌شونو می‌کشتی

‫تیاگو اومد سمتت. داشت فریاد میزد

‫فکر نکنم صداشو می‌شنیدی

‫یه چیزی بهت بگم

‫اگه یه پاچوکو بود،

‫به خاطر کاری که کرد، ‫گلوشو می‌بریدم

‫اون برادرته

‫باید بهش احترام بذاری

‫فکر کردی خودش ‫همچین چیزی رو می‌خواسته؟

‫خدای من

‫ترجیح میدم توی این دنیا ‫هر کوفتی باشم به جز تیاگو

‫اون یکی از ما نیست

‫یکی از اونا هم نیست

‫اون یه پلیسه. یه مکزیکیه

‫خودشم نمی‌دونه چه کوفتیه

‫می‌خوای بری جهنم پسر؟

‫توی چشماش نگاه کن...

‫و باهاش مهربون باش

‫من خسته‌ام

‫بذار یه کم بخوابم. باشه؟

‫برو دنبال پاچوکو بازی‌هات

‫خیلی دوست دارم کون لاغرتو

‫توی اون کت و شلوار احمقانه ببینم

‫بیداری؟

‫آره

‫سلام

‫امروز حالت چطوره؟

‫فکر نکنم تا این حد ‫بخوام شهردار باشم

‫یه کم پیشگیری لازمه قربان

‫بعد از برنامه ناهار،

‫که باید سالاد والدورف بخورین

‫و از نون پرهیز کنین،

‫یه مصاحبه رادیویی و ‫یه جلسه کمیته منطقه بندی دارین،

‫و بعد امشب، شام رو

‫با شرکت «توسعه ویا هرموسا» می‌خوریم،

‫که باید یه استیک کوچیک بخورین ‫بدون سیب زمینی

‫شرکت توسعه ویا هرموسا؟

‫بزرگراه، قربان

‫دوستای آلمانی‌مون

‫باید بگم، با اون همه سر و صدایی که ‫بعد از کنفرانس خبری درست شد

‫حس خوبیه که بالاخره توجهی که ‫لیاقتش رو داشتم به دست آوردم

‫حالا که گفتین، قربان...

‫همونطور که گفتین، ‫الان بیشتر مورد توجه مردم هستین

‫پس باید یه کم حواستون ‫به رفتار و گفتارتون باشه

‫چطور مگه؟

‫منظورم اینه که زندگیتون ‫الان بیشتر توی چشمه

‫با محتاط باشین و

‫بهونه دست دشمنتون ندین

‫باید درست رفتار کنین

‫قول میدم از سبد نون دوری کنم

‫صبح بخیر، جناب نماینده شورا

‫اوضاع خیلی آشفته‌ست، مگه نه؟

‫خانم نماینده، بک

‫چی شده که بهمون افتخار دادین؟

‫یه کار کوچیک در مورد کمیته حمل و نقل،

‫اگه اشکالی نداشته باشه که

‫مزاحم رژیم سختتون بشم

‫- اگه ممکنه تنهامون بذارین خانم مالون ‫- اون می‌مونه

‫اون یونیفورم خونی

‫کار محشری بود ‫خیلی خلاقانه بود

‫قسم می‌خورم، هر وقت رادیو رو روشن می‌کنم

‫صدای دلنشین شما رو می‌شنوم

‫هرکس بود فکر می‌کرد شما شهردارین

‫وقتی مردم صدای آدمی صادق رو بشنون،

‫می‌خوان بیشتر بشنون

‫و حالا فکر می‌کنین می‌تونین اون جاده رو

‫روی قبر 4 تا پلیس و 8 تا مکزیکی مرده بسازین

‫بله خانم

‫من بهش میگم التیام زخم‌های این شهر

‫به وسیله بتن و آسفالت

‫اگه فکر می‌کنین بهتون اجازه میدم

‫شورای شهر لس‌ آنجلس رو

‫تبدیل به رایش سوم کوچیک خودتون کنین،

‫خیلی در اشتباهین آقا

‫وقتی تو هنوز شیر مامانتو می‌خوردی

‫من با فاشیست‌های عوضی مثل تو می‌جنگیدم

‫دنبال جنگ هستی، عزیزم؟ ‫الان یکی داری

‫راستی، و تغییر نام اون بزرگراه

‫به بزرگراه یادبود غربی مینارد

‫مگه از روی جنازه‌ام رد بشی

‫هر طور راحتی

‫پس من به سمت چپ استیج میرم

‫تو همینجوری آهنگ می‌زنی ‫تا وقتی به اون علامت برسم

‫و بعد من میگم،

‫«ولی خداوند همیشه کار رو ‫برامون آسون نمی‌کنه، مگه نه؟»

‫فلان، فلان، فلان ‫همینجوری حرف می‌زنم

‫اون می‌تونه صعود به کوه رو

‫به یه سفر دشوار تبدیل کنه،

‫پس هر وقت شک به دلتون افتاد،

‫به اون سرود آسمانی گوش بدین

‫و اینو یادتون باشه

‫عالیه باب، من باید برم

‫فردا با پسرها کار رو تموم می‌کیم

‫باید کل آهنگ و موعظه رو اجرا کنی

‫با برنت، وقت پرو لباس دارم

‫یه لباس دیگه؟

‫دوست دارین ظاهرم خوب باشه، مگه نه؟

‫خب، کی برمی‌گردی؟

‫من برنامه ریزی کرده بودم...

‫نمی‌دونم

‫فکر کنم می‌خواد ‫چند تا مدل جدید بهم نشون بده

‫رندالف می‌تونه برسوندت

‫خودم می‌رونم، ممنون ‫فردا می‌بینمت

‫مالی جون

‫رندالف باید برسوندت

‫محض رضای خدا

‫من به فکر امنیتت هستم، عزیزم

‫هیچکس منو نمی‌دزده، قسم می‌خورم

‫ببین، عینک می‌زنم، کلاه می‌پوشم

‫فقط می‌خوام برم پروی لباس مادر

‫عزیزم، نگران نباش

‫زود برمی‌گردم

‫تو یه حساب کتابت ادامه بده

‫خب، اینو ببین آقای هزلت

‫صبح بخیر پسرم ‫می‌خواستم اگه میشه با هم حرف بزنیم

‫- لطفاً بیا بریم اونطرف ‫- چی؟

‫چیزی ازم نپرس ‫مامورم و معذور

‫رئیسم می‌خواد توی پاسگاه تو رو ببینه

‫چرا؟ مشکلی پیش اومده؟

‫یه کار معمولیه ‫نمی‌دونم

‫بفرما

‫وظیفه ما نیست که بپرسیم چرا، درسته؟

‫وسط مرخصیت هم کار می‌کنی

‫جالبه

‫اوضاع...

‫برادرت چطوره؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left