The first 178 lines.
ها؟
...که اینطور
.تموم شد
...سلام، از دیدنت خوشوقتم
.رودئوس کون
شرمنده ولی شما کی هستید؟
.همونی هستم که میبینی
.نمیتونم خوب ببینمت
،من هیتوگامیام .من خدام
.آها، هیتوگامی
.داشتم میدیدمت
زندگیت رو خوب پیش میبردی، مگه نه؟
دید میزدی؟
،آره، خیلی باحال بودی .واسه همین چشمم بهت بود
.فهمیدم کمک لازمی
.من طرف تو ام
هه، طرف من؟ !نخندونم
تو گذاشتی رویای تناسخ تو یه دنیای دیگه رو !ببینم، آخرشم که... گیم اور؟
،دیدن منی که اوقات خوبی داشتم بهت حال داد؟ ها؟
نمیتونم سر سوزنی !بهت اعتماد کنم
...ای بابا
خب، فعلاً بذار چند تا .توصیه بهت بکنم
دیدم! تو زندگی قبلیم !آدمایی مثل تو زیاد دیدم
آدمایی که با توصیههاشون !منو از راه به در کردن
.نه، نه
ازم گذشته که یه تغییر نگرش !بتونه کمکی بهم بکنه
مثبت اندیشی فقط باعث میشه ...ناامیدی بدتر از همیشه سراغم بیاد
!مثل همین الان
.سوءتفاهم نشه
،بحث زندگی قبلیت نیست .راجع به الان صحبت میکنم
ها؟
...پس این ظاهر
،این ظاهر ذهن توئه .بدنت سالمه
،پس، چشمام رو که باز کنم دوباره برنمیگردم تو این بدن گوه؟
،بیخیال! چشمات رو که باز کنی .بدنت به حالت عادی برمیگرده
...که اینطور
.پس این رویاست
.اوهوم
!جا خوردم
حالت ذهنی و جسمیت !با هم زمین تا آسمون فرق دارن
خب، از من چی میخوای؟
،چون به این دنیا تعلق ندارم برگردم به دنیای خودم؟
.معلومه که نه
من نمیتونم تو رو به هیچ جایی .خارج از این دنیای شش بعدی برگردونم
.عجب
پس یعنی تناسخ پیدا کردنم تو این دنیا هم کار تو نبوده؟
.خب، نه
خدای اژدهای پلید .تو اینجور کارها ماهرتره
خدای اژدهای پلید، ها؟
خب، میخوای به توصیههام گوش بدی؟
.گوش نمیدم
!آخه چرا؟
.مشکوک میزنی
.بیخیال، بهم اعتماد کن
.حداقل همین یه بار رو
چی میخوای؟
شبیه اونایی شدی که میگن !"فقط سرش رو میکنم تو"
.قطعاً میخوای سرم شیره بمالی
...از دست تو
،ولی اگه اینطوری پیش بره !میمیری، ها
میمیرم؟
چرا؟
خب، سرزمین شیاطین .جای خیلی خشنیه
،غذا که به زور پیدا میشه .همه جا هم که پر از هیولاست
موندم از عهدهاش برمیای؟
،ها؟ وایستا ببینم منظورت چیه؟
خوب میدونی، تو داخل یه فاجعهی نیروی جادویی .گیر افتادی و منتقل شدی
فاجعهی نیروی جادویی؟ منظورت اون نوره؟
از پسش بر میای؟
،میتونی از یه جای عجیب و خطرناک جون سالم به در ببری؟
.باشه بابا! متوجه شدم
،توصیه یا هر چیز دیگهای تو که آخرش حرف خودت رو میزنی، نه؟
.باشه، باشه
...خب پس
...رودئوس
!خوب گوش کن
،چشمات رو که باز کردی .یه مرد نزدیکت میبینی
.به اون مرد اتکا کن
...و
.به اون کمک کن
.خدا رو شکر
گیلنه کجاست؟
گیلنه؟
!یه اسپرد؟
.صبحتون بخیر
.صبحتون بخیر
خدا شما رو فرستاده؟
...متوجه سؤالت نمیشم ولی
.شما دو تا از آسمون افتادید
.بچههای انسان خیلی ضعیفن
.آتش روشن کردم که گرمتون کنم
...شما
.پس نجاتمون دادی
.ازتون ممنونم
راستی، کس دیگهای رو نزدیک ما پیدا نکردید؟
یکی از نژاد جوجین؟
.من فقط شما دو تا رو پیدا کردم
.که اینطور
ظاهر من تو رو نمیترسونه؟
ترسیدن از کسی که .ما رو نجات داده، بیادبیه
.تو بچهی عجیبی هستی
.من رودئوس گریرت هستم
.رویجرد اسپردیا
.با اجازه، کنارتون میشینم
میگم... اینجا کجاست؟
بیهگویا، در شمالیترین .ناحیهی سرزمین شیاطین
به نظر میاد .راه دور و درازی رو طی کردیم
چقدر طول میکشه که از اینجا به سرزمین مرکزی برگردیم؟
شما همچین جایی چیکار میکنین؟
خب راستش، به نظر میاد تو یه .فاجعه بزرگ نیروی جادویی گیر افتادیم
.نگران نباش
.حتماً شما رو تا وطنتون همراهی میکنم
،ول کردن شما، اونم اینجا .به اعتبار قبیله اسپرد خدشه وارد میکنه
.البته، اگه اعتباری برامون مونده باشه
.اریس! صبح بخیر ...ایشون
...اس... اس... اس
!اسپـ... اسپرد
!نه! میترسم
!میترسم! میترسم! میترسم
!گیلنه! گیلنه
!چرا نمیای؟
!ببخشید، رودئوس !ببخشید
!ببخشید که اذیتت کردم
!ببخشید که قولم رو شکستم
...ببـ... ببخشید
.اون واکنش طبیعی
من غیرطبیعیام؟
.هستی
...ولی
.چیز بدی نیست
...ا... از
...دیـ... دیدنتون
...خوشوقتم
.ا... اریس... بو... بو... بورئاس گریرت هستم
اریس بوبوبورئاس گریرت؟
!نه! بورئاس
!فقط یکم زبونم گرفت
.شرمنده
.رویجرد اسپردیا هستم
،اگه حرف هم رو بفهمیم .همگی میتونیم با هم دوست باشیم
!مادر عجب دروغگویی ـه
بهم میگفت اگه زودتر نخوابم !یه اسپرد میاد منو میخوره
واسه همین گرد میشدی و خودت رو میزدی به خواب، درسته؟
!مسخرم نکن
اگه از رویجرد سان درخواست کنی .ممکنه باهات دوست بشه
...ولی
،رویجرد سان .از شما هم ممنون میشم
.بـ... باشه
.اریس، بیا با هم دوست بشیم
!چـ... چارهای نیست
!دوستت میشم
و اینطوری شد که اون دو تا .در طول شب حسابی با هم دوست شدن
،ترس اریس ریخت ...ولی حتی با اینکه بیادبه
.رویجرد بیادبیش رو نادید میگیره
کی این شایعه رو پخش کرده که اسپردها اعصاب مصاب ندارن؟
.ما تو یه جای غریب گیر افتادیم
فکر کنم سفر دور و درازی .در پیش داریم
.باید اریس رو برگردونم خونه
!سرزمین شیاطین
!شروع ماجراجویی
بهتون گفته بودم .که به هیچوجه تکون نخورین
چطوری بدون اینکه ببینی !فهمیدی یه هیولا اونجاست؟
میتونم با چشم روی .پیشونیم ببینمشون
!چیز بدردبخوریه
شمار دفعاتی که آرزو کردم .ای کاش نداشتمش، از دستم در رفته
،پس، اگه مشکلی نداری !بدیش به من
!ردش کن بیاد
!نمیتونم
شوخی میکنه، نه؟
،اگه شمشیر داشتم !منم میتونستم بجنگم، ها
منم میتونم تا حدی .با جادو کمک کنم
.اینطوره؟ شرمنده
.بچهها لازم نیست نگران این چیزا باشن
شما فقط کافیه کنار من باشید .و بذارید برادر بزرگتون از شما مراقبت کنه
برادر بزرگ دیگه کیه؟
!من خودم الان یه خواهر بزرگترم
.رویجرد بیچاره
.میتونیم ببینیمش
No comments yet. Be the first to leave one.