The first 200 lines.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
در پاریس ۱۸۸۷ افتخار یک موضوع خونیه
دوئل ها همراه با ممنوعیت و با قانون مجازاتی پر از خشم بود
بعد از یک توهین ؛ کسانی که می خواستند دوئل کنند می تونستند تا ۴۸ ساعت ترتیب یک مبارزه رو بدند
و آبروی خودشون رو حفظ کنند
عصر بخیر، باعث افتخاره
اونجاست ؛ سلام آقای بخشدار
آقای مسات پس این قهرمان کجاست؟
پشت اتاقه داره آماده میشه
یک دقیقه عزیزم
بیا دنبالم
استاد لاکاز
استاد ؛ لطفا ملاقات کنید
با بخشدار پاریس
و معاونش
آقای ماسات به ما قول یک نمایش فوق العاده شمشیربازی رو داده
اون یک هنرمنده ؛ باید تمرکز کنه
البته
سرهنگ برچر باید تا حالا به اینجا میرسید
پس بیان بریم
آقایون
آقا
در طول جنگ اون ترفیع رو برای موندن در موقعیت استادی رد کرد
سرهنگ حضور شما باعث افتخاره پاچه خواری نکن
لطفا با دوست من مارگارت آشنا شو
آقایون ؛ خانما ؛ لطفا سکوت کنید
لطفا روی صندلی هاتون بشینید
برنامه به زودی شروع میشه
آقای بخشدار
عصر بخیر
من میخوام از برگذارکننده ها تشکر کنم
از این مسابقه شمشیربازی فویل
آقای فردیناند ماسات
سرگروه پتیت جورنال
و آقای الویس دوبویسون مسئول گیل بلاس
سمت راست من ؛ استاد شمشیربازی
کلمان لاکاز، بزرگترین شمشیرباز امروزی
در مقابل اون، استاد شمشیر اسپانیایی گوستاویو د بوردا
تازه از مادرید اومده
دو تکنیک، دو استاد بزرگ
امشب از آبروی فرانسه و اسپانیا دفاع می کنند
ما جمع شدیم تا جشن بگیریم
ارزش هایی رو که ما رو متحد می کنه
افتخار و احترام
انضباط
و شجاعت
ارزش هایی که هنر شمشیربازی به خوبی آموزش میده
بزارید مسابقه شروع بشه
آقایون
آماده باش
حصار
مکث
دوست تو لاکاز منو جلوی فرماندار تحقیر کرد
اون چیکار کرد؟
حتی سلام هم نکرد
آماده
آقایون تکرار کنید
به هوای تازه نیاز دارم
الان نمیتونم حرف بزنم
چه خبره؟
بزار بره
بهش دست نزن
احمق
مارگریت بهش بگو ما همدیگه رو دوست داریم
مرد جوان ؛ تو بازی خطرناکی انجام میدی
تکرار
تو خوبی؟
من خوبم
لبه شمشیر
سرم اینجاست؟ آره ؛ سر تو بذار اونجا
سرت رو صاف بگیر
عجب دردیه ؛ مثل سرنیزه است
لاتینا
یک دقیقه باید موقعیت رو پیدا کنیم
...خانمن ماریه رز ؛ استیه د والسایر
خانم د والسایر منو اسیته صدا کن
زمان نشستن طولانیه
تو نباید حرکت کنی
منو همونطور که هستم بگیر
برای تمام ابدیت
آماده ای؟ حرکت نکن
اون داخل محفظه است
میتونی نفس بکشی
همه چیز رو جمع کن
خانم آستیه ؛ عکس فردا آماده میشه
برای انتشار مقاله شما در لا سیتوینه
لاتینا؟ من آماده ام
آقای بخشدار، فرمان 7 نوامبر 1800
تصریح می کنه زنانی که لباس مردان می پوشند باید دستگیر بشند
این ممنوعیت پوشیدن شلوار
ما رو در معرض خطر قرار میده
مثل آتش سوزی اوپرا کامبک
جایی که زن ها در دام لباس می افتند
نباید به ذات الریه اشاره کنیم
و سایر بیماری هایی که در روزهای بارونی ایجاد میشه
وقتی رطوبت به استخوان نفوذ می کنه
با تنگی نفس و غش های ناشی از سوتین ها
آقا
دستور شما جنسیت زنانه رو تضعیف می کنه
من خواهان آزادی کامل حرکت برای زنان هستم
و ازتون میخوام که قانون رو لغو کنید
منع زنان از پوشیدن شلوار
...و بقیه مسایل شما
چیز جالبی هست؟
چیزی که ما پوشش ندادیم
ماجرای رو مونتاگین
دربان چیزی گفت؟
اون چیزی نشنیده شاید قاتل به اون پرداخته
هیچ چیز یک زن رو از صحبت کردن باز نمیداره اونا در این کار خیلی خوب هستند
استیه د والسایر مطبوعات خارجی درباره اون صحبت می کنند
دوباره؟
یک پرستار در طول جنگ فرانکو پروسین
وقتی اون فقط ۱۸ سالش بود
به این گوش کن
اون اولین لیگ شمشیربازی زنان رو ایجاد کرده
اون یک دیوونه است
در لا کیتوینه
اون میخواد همه زنان به تحصیلات و مشاغل دسترسی داشته باشند
حق رای
و دستمزد برابر
پول من خیلی کم بود
پاهات خیلی کنده ؛ در فاصله مناسبی نبودی
پاهات
بازوت ؛ گابریل
نقطه
مکث
وقتی دشمنت پاش رو بلند می کنه
تو با یک وقفه ادامه میدی
ادامه بده
این بهتر شد
اونو میشناختی؟
نه
از اون دختر بگو
من در شوک بودم
اون اونجا باهاش بود
درست روبروی من
تو نمیدونستی؟
نه
یوجین
تو خودت رو در یک آشفتگی خوب قرار دادی
کلمنت، به ما کمک کن
اون برای جنگیدن خیلی جوونه بهت التماس می کنم
کاری بکن
آدرین
بهم بگو دقیقا چه اتفاقی برای سرهنگ برچر افتاده؟
آدرین
ما باید ماهیت دقیق توهین رو بدونیم
آدرین لطفا صحبت کن
من عقلم رو از دست دادم
بهش چی گفتی؟
مستقیم بهش توهین کردی؟
...نه ؛ من
هلش دادم و نزدیک بود بیفته
اما نیفتاد؟
و بعد بهش سیلی زدم
کلمان بهش بگو اگه بمیری شرافت معنایی نداره
اون باید به این دیوونگی پایان بده
مامان نمیتونه درک کنه
این یک عمل پرشور بود
ممکنه انتخاب برچر بازو ها رو نداشته باشه
عمو ؛ تو نفر دوم من باش
نه
یک استاد شمشیر بازی باید در حاشیه بمونه
اون نمی تونه جایگزین تو باشه
برای عذرخواهی دیر نشده
بگو از عملت پشیمون شدی
من ازت میخوام این کار رو بکنی
میخوام بجنگم
خدا حفظش کنه
من در زمان جنگ هر روز عبادت می کردم تا تو برگردی
بس کن
برو خونه و نگران نباش
من حواسم به آدرین هست
مطبوعات رو می بینی؟
من وقت نداشتم یکم پیدا کن
چیزی که مردم درباره تو میگند مهمه
داخل مقاله تو؟ آره
ما آبروی تو رو میسازیم
تو آبروی منو میسازی یا من آبروی تو رو ؟
هر دونفرمون
با وزنه ها راحت باشی
آقای ماسات کالسکه شما رسیده
دارم میام
دوئل اول؟
گارد
یک قدم به عقب
دو قدم به جلو
عقب نشینی
سه قدم به جلو
عقب نشینی
مرد ؛ جایی برای آدرین درنظر بگیر
بازوها بلند بشه
لانژ
گارد
بالسترا
لانژ
گارد
شمشیرتونو مثل یک پرنده کوچیک نگه دارید خیلی محکم ؛ اونو له کنید
و میمیره
No comments yet. Be the first to leave one.