The first 150 lines.
شهر ما توسط یه گروه از دخترای جادویی محافظت میشه
!بیاید بریم تو کارش
!نیزه مگنتا
!شمشیر آزوره
!سپر سولفور
!ممنونم سولفور
حرفشم نزن
!بیاید دوباره بهش حمله کنیم
!آره
بیخیال نمیشه
!لعنتی، این یکی
!میتونیم از پسش بربیایم
،با ترکیب قدرت هامون میتونیم شکستش بدیم
!بزنید بریم
.اونا دخترای جادویی شهرمونن
...اونا برای عشق و عدالت می جنگن
.و با سازمان شیطانی انورمیتا مبارزه میکنن...
!سه جادوگر
،خیلی کیوتن، خیلی خفنن .و تبدیل شدنشون هم بی نظیره
(توی این ژانر انیمه ها، شخصیت های قهرمان وقتی وارد فاز قهرمانی میشن، یه دگرگونیِ چندثانیهای دارن که ظاهر و لباسشون تغییر میکنه، منظورش اونه)
خیلی دوستشون دارم. کاش منم میتونستم مثل اونا باشم
اگه بخوای میتونی باشیا، میدونستی؟
هان؟
همون شخصیت خوش یمنیه که به یه دخترِ کاملاً معمولی قدرت های جادویی میده
...اوم، واو، خیلی سریع داره اتفاق می افته
اسم من ونالیتاست. از دیدنت خوشوقتم
اوتنا هیراگی. تو برگزیده شدی
...اوه خدای من
...من
...دارم تبدیل به یه
دختر جادویی میشم...؟
....اوه خدای من
!اوه خدای من
!هان
هی، اوه، این لباس منه؟
.آره. خیلی هم بهت میاد
باشه ولی آخه بدم میاد بگما ولی به نظر خیلی شبیه دخترای جادویی نشدم
خب، معلومه. مشخصه که شبیهشون نیست
هان؟
تو انتخاب شدی تا تبدیل به یه ویلِن برای سازمان شیطانی شی
هان؟
اوه، اوم، باشه. پس، اوه، نه ممنون
به این زودی تسلیم شدی؟
.دیگه... با اجازخ
اوتنا هیراگی
اون یه دختر فوق العاده معمولیه
توی کمیتهی زیباسازی عضو شده، در نتیجه باید هرروز صبح گل ها رو آب بده
ولی به نظر میاد از این کار خوشش میاد
چرا هنوز اینجایی؟
دیروز بهت گفتم که نمیخوام بهتون بپیوندم
شخصیت خوش یمن همیشه دختره رو دنبال میکنه
آخه آره باشه ولی من نمیدونم این برای شخصیت های خوش یمنِ شرور هم صدق میکنه یا نه
داری زیادی منطقی بررسیش می کنی
چرا اصلاً به این چیز میزای کمیته و اینا اهمیت میدی؟
چون ما توی یه تیمیم! یه سری تحقیق روی دوستا و خانواده ات کردم
!تعقیبم میکنی؟! زنگ میزنم پلیس
واقعاً فکر کردی کاری از دستشون برمیاد؟
ولی پسر، تو دیگه مولایی و وِلایی معمولی هستی
نمراتت معمولی ان
تو کلاس نقاشی میکشی
توی ورزش معمولی ای
بیشتر همکلاسی هات اصلاً نمیدونن وجود داری
ولی به شدت دیوونه ی دخترای جادویی هستی
وقت مورد علاقهای از ماه، اونجاست که پول تو جیبی میگیری تا بتونی همه رو تو راهِ دخترای جادویی به باد بدی
دیدی؟ تو بهترین کاندید برای ویلنِ شیطانیِ بعدی هستی
...گرچه هیچکدوم از اینا دلیل نشد
،هرکسی مهارت های خودشو نداره !نباید بذاریم توانایی تو هدر شن
ولی من نمیخوام این کارا رو بکنم
بالاترین لذتی که یه انسان میتونه حس کنه، اینه که بفهمه یه نفر، یه عده، به کمکش نیاز دارن
ولی نمیخوام یه سازمان شیطانی !بهم نیاز داشته باشه
!مطمئنم سه جادوگر ازت میخوان این کارو کنی
واقعا؟
نمیتونه درست باشه
دخترای جادوگر وجود دارن تا !بتونن با سازمان شیطانی بحنگن
نمی فهمی؟! اگه تو نباشی اونا اصلاً دلیلی برای مبارزه ندارن
و بعضی وقتا با دشمنایی که همیشه باهاشون جنگیدن پیوندهای عمیقی برقرار می کنن
پس ازم میخوای با سه جادوگر بجنگم؟
تحریک شدی؟
!نه
!خیلی خب پس وقت تبدیل شدنه
...وایسا، همین الان گفتم
دیدی چی میگم؟ تو بی نظیری
ازت متنفرم
...اگه میخوای هر غز برنی
.یه ویلن سکسی رو دیدم که داشت تبدیل میشد .شِیر و ریتوییت یادتون نره
پس فکر کنم گیفِ تبدیل شدنت داره توی اسنیتر بین بیش از 200هزارتا فالوور دست به دست میشه
!نه! نکن! خواهش میکنم
!خیلی افتصاحه
داش، ما آدم بداییم
بالاخره بهمون کمک میکنی یا نه؟
!مجبورم؟
همونجا وایسید، ویلنِ انورمیتا
من که گفتم حضور یه شیطان رو حس کردم
هر نقشه شیطانی که تو ذهنتونه همین الان متوقف !میشه، چون سه جادوگر سر رسیدن
زمانبندی بدو ببین
هی، من کمک میخوام! به زور وادارم کردن تبدیل شم
!وایسا بینم، جدی؟
اوه خواهش میکنم، میخوای گول بخوری؟
!حتماً حقهست
!اونا... اونا حرفمو باور نمی کنن
واو، جای تو بودن خیلی گهه
!اشهدتو بخون
چیکار کنم؟
از سلاحت استفاده کن
هان؟
این سلاح مخصوصته، فراستینو دامینانزا
خب چیکارش کنم؟
یکی از گل ها رو باهاش بزن
زود باش مگه اینکه بخوای پاره ات کنن
!گل
چی چی؟
خوبه. این یکی عالی دراومد
اون سلاح میتونه هیولاهایی رو درست کنه که تحت فرمان توان
...وقتی باشن
...فقط کافیه لب تر کنی
!لعنتی
.تا دخترای جادویی رو برات شکنجه کنن...
!آره، دارمشون
...یه لحظه وایسا ببینم
چرا خوشحالم؟ دارم به دخترای جادویی ای که دوستشون ...دارم صدمه میزنم
یه چیزیم شده
!...حس میکنم خیلی داره بهم خوش می گذره
!اوتنا
همین کافیه نه؟! میشه دیگه بسه؟
راجع به چی حرف میزنی؟
،وقتشه که خودت وارد شی خیلی هم بهش فکر نکن
هان؟
اوم، شرمنده ها، فکر نکنم... بتونم این کارو کنم
!نمیتونم هیچ جامو تکون بدم
!وای، وقت تموم شد
...خیلی تنگه
...ولمون کن، تو
...هی، اوه
چرا داری اینکارو باهامون میکنی؟ لطفاً ولمون کن
دوباره ازشون کمک بخواه که وایرال شی
...پس، اوه
میشه.... باسن هاتونو بیارید جلو؟
هان؟
!چی؟
عه؟
!نه
چی تو سرته؟
!او
چه مرگته تو؟
!بس کن
!ولم کن لعنتی
اوه خدایا. دارم با دستای خودم دخترای جادویی رو کتک میزنم
!ول کن
چطوری این اتفاق افتاد؟
این واقعیه یا یه خوابه؟
No comments yet. Be the first to leave one.