Run Away

Run Away

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Run Away 2026 S01E06 The Man I Knew 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-playWEB
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 6 Run Away 2026 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2026-01-02
Downloads: 41
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قرار بود وقتی رسیدیم همه‌ی وسیله‌هامون رو تحویل بدیم

بدترین اتفاقی که ممکنه بیفته چیه؟

ما رو می‌فرستن خونه پیش تخت‌های گرم و نرممون؟

النا، بابت این ممنون

جالبه، هیچ‌وقت نگفته بودی که عروسیِ بدون مشروبه

گفتم که بارِ پولی نداریم

آهان

خب، اگه نمی‌خوای بذاری سریالم رو ببینم

بهتره برم یکم بخوابم

باید چهار ساعت دیگه بیدار شم

نمی‌خوام بازیِ گنج‌یابی رو از دست بدم

یه غافلگیری برات دارم

جداً؟ اوهوم

اومم

آره

اومم

آه

شرط می‌بندم قدیما پیشاهنگ بودی. آه

می‌دونی که، من از اون قدیمی‌هاشم

یه مشکلی پیش اومده

چون هستم

هستم

یه کم شرور

دست‌های خونی

دست‌های خونی

درست همون‌طوری که گفتی

هستم

یه کم شرور

چیزای زیادی هست که درباره‌ی اینگرید نمی‌دونی

بابا؟ سم

داری چیکار می‌کنی؟

اوم، فقط دارم دنبال یه نوار کاست قدیمی می‌گردم

همونی که وقتی تازه با مامانت آشنا شده بودم واسش پر کردم

فکر کردم شاید کمک کنه... بشه روش اثر گذاشت

اگه دنبال آهنگی، می‌تونی از گوشیت استفاده کنی

اون خیلی راحته. نوار پر کردن زحمت داره

خون و دل و اشک

فکر کنم بیمارستان خودش اون بخشِ «خون و دل» رو ردیف کرده باشه

فقط از گوشیت استفاده کن، باشه؟

شاید حق با تو باشه. اوهوم

اوه

صبحانه

پنکیک، لقمه‌ی کوچولوی طلایی، که مثل برنزه‌ی تقلبی داره برشته میشه

پنکیک، معجزه‌ی نرم و سبک

سایمون گرین مردِ این کاره

پنکیک، تو هوا پرواز کن

هی! پنکیک

باورم نمیشه اونجا فرود اومدی

پنکیک

امیدوارم طعمِ گند ندی

خیلی خب. اوه! نه، نه، نه. فیلم نگیر

می‌خوام حقِ امتیاز کارهام کاملاً دست خودم بمونه

بیخیالِ خوانندگی شو، بابا، باشه؟

انتقادت واقعاً دلم رو می‌شکنه

ولی وقتی اینا رو بچشی، خیلی بیشتر اذیت میشی

دستور پختِ سریِ مامان چی بود؟

اوم، آب گازدار؟

فکر کنم بعد از تخم‌مرغ‌ها اضافه‌ش می‌کرد. تخم‌مرغ

لعنتی، می‌دونستم یه چیزی رو فراموش کردم

فرقه‌ی «حقیقت تابان» گفته بود اسلحه‌ها نباید خیلی عمیق باشن

آره، همین الانشم

خیلی عمیقه

بالاخره یه وقت باید درباره‌ی این فرقه‌ت با هم حرف بزنیم

هی بهش نگو فرقه، اَش

«پناهگاه تابان» جای خاصیه

این باورِ کورکورانه به این اراجیف چه سودی برات داره؟

اونا یه مشت دیوونه‌ان، دی‌دی

چرا از ما می‌خوان این آدما رو بکشیم؟

نمی‌تونم این رو بهت بگم

اتفاق دیگه‌ای اونجا افتاده، اَش؟ کسی چیزی بهت گفته؟

نه. کسی چیزی نگفته

داری باهام صادقانه حرف می‌زنی؟ ما همیشه با هم روراست بودیم

بودیم؟ تو هیچ‌چیزی بهم نگفتی

درباره‌ی اینکه چرا برگشتیم به اونجا، تا وقتی که مجبور شدی حرفی نزدی

نگفتی که به خاطر اون مراسمِ عجیب و غریب بوده

این یعنی همون روراست بودن با همدیگه؟

بله؟

البته. فهمیدم

تا ابد در راهِ «حقیقت تابان»

حالا چی می‌خوان؟

نقشه عوض شد

یه ماموریت جدید داریم

جوری که آرون کشته شده، با اون سه تا انگشت بریده شده

معلومه که می‌خواستن پیامی رو برسونن

که همه‌اش به باندهای مواد مخدر اشاره داره

پس موافقی که الان باید تمرکزمون رو از روی سایمون گرین برداریم؟

آره. الان می‌فهمم که اون موقع اشتباه از من بود

حق با تو بود

بده که به نظرم این کارت جذابه؟

تغییرِ موضع. تغییرِ موضع؟

این حرکتیه که خیلی از مَردها رو از پا درمیاره

اونا یه راهی رو انتخاب می‌کنن

و فکر می‌کنن اگه اعتراف کنن راهشون اشتباه بوده، نشونه‌ی ضعفه

هوم. ولی حقیقت اینه که دخترا عاشقِ تغییرِ موضع‌ان

عالیه. همیشه خوشحال میشم که دخترا ازم خوششون بیاد

تمرکز می‌کنیم روی باندهایی که با روکو و لوتر مشکل دارن

و روی آلتِ قتل

می‌دونی، شاید آرون داشته از روکو دزدی می‌کرده

باید به اونم شک کنیم

از شبی که به اینگرید گرین شلیک شد، دیگه خبری از روکو نیست

دقیقاً. که من رو می‌رسونه به خبری که از بیمارستان رسیده

لوتر الان حالش برای بازجویی مساعده. عالیه

بریم بفهمیم چی رو داره مخفی می‌کنه

هی، رائول. بهم دست نزن

می‌خوام شکایت کنم. واو. چه خوب! منم همین‌طور

تو به من حمله کردی

فکر کنم خودت هم می‌دونی که دفاعِ شخصی بود

اول تو به من دست زدی. ببین، من پلیسِ سابقم

وقتی اون کار رو بکنی... پوف! دیگه بازی تمومه

نمی‌تونی ثابتش کنی

خب، یکی از همکارات این رو توی اینترنت گذاشته

اول تو بهم دست درازی کردی

چیزی از دست نرفته، رائول

من به سختی... یه راهی برای خلاص شدن از این وضعیت هست

آلیسون امروز صبح نیومده سرِ کار. کجا می‌تونم پیداش کنم؟

نمی‌دونم کجا زندگی می‌کنه

بسیار خب. پلیس باهات تماس می‌گیره

اون یه دوست‌دختر داره

اسمش؟

استفانی

فکر کنم پیش اون می‌مونه

حالا شد

جی، نمی‌خوام جنجال راه بندازم. اوم

بابت دفعه‌ی قبل معذرت می‌خوام. خسته و کلافه بودم

خب چی می‌خوای سایمون؟ حقیقت رو

به پلیس گفتی شبی که آرون کشته شد، اینگرید پیش تو بوده

اصلاً می‌دونی این چه حسی به من میده؟ آخه شما دو تا با هم سابقه دارین

آره، داریم

اون شب چرا پیش تو بود؟ لطفاً دروغ نگو

که با هم حرف بزنیم، همین. درباره‌ی چی؟

خب، این یه مسئله‌ی شخصیه بین من و اینگرید

باشه. اوم

چرا قبلاً این رو نگفته بودی؟

چون می‌دانستم همه چه فکری پیش خودشون می‌کنن

همون‌طور که گفتی، ما قبلاً با هم بودیم

بهم گفتی که... چیزای زیادی هست که درباره‌ی اینگرید نمی‌دونم

منظورت چی بود؟

اگه خودِ اینگرید قبلاً حرف‌هاش رو باهات در میون نذاشته، سایمون

حس می‌کنم الان درست نیست من این کار رو بکنم

حالا دیگه باید بری. چون کلی کار دارم

ببخشید دکتر استنفیلد

هی. سلام

همون‌جا بذارید. ممنون

النا. این تماس فقط در مورد کاره

اگه چیز دیگه‌ای باشه، قطع می‌کنم

خب، آلیسون میفلاور

همون زنی که هماهنگی‌های فرزندخواندگی رو انجام می‌داد، امروز صبح نیومده سرِ کار

با همکارش حرف زدم و یه اسم بهم داد، استفانی

مارکوس یا مارسدن؟

یادش نبود. در هر صورت، اون دوست‌دخترِ آلیسونه

یه آدرس ازش می‌خوام

باشه. می‌بینم چیکار می‌تونم بکنم

باشه

صبر کن النا. خواهش می‌کنم

باید درباره‌ی جوئل حرف بزنیم

من چی گفتم؟

باهاش حرف زدم. با کی؟

ماریا، دخترش. اون گفت که

عجب رویی داری که دوباره زنگ زدی

بدموقع زنگ زدم؟

اوه. اوم

میشه گفت آره. ببخشید الکس

خیالی نیست

درباره‌ی این کوین گانو دوباره مزاحمت شدم

همون‌طور که می‌دونی، تو حوزه‌ی استحفاظی من نیست

ولی از یکی از همکارام اونجا خواستم یه نگاهی بهش بندازه

از پرونده‌ها عکس گرفتم. الان برات می‌فرستمشون

کوین گانو، جنازه‌ش توی گاراژ پیدا شد. حکم خودکشی دادن

داروی افسردگی می‌خورده، کارش رو از دست داده بوده و یه یادداشت هم گذاشته

خب، در واقع یه پیامک

صبر کن. دو تا گلوله؟

اولی به دیوار خورده، دومی به سرش

و از ترتیبشون هم مطمئنیم، درسته؟

آخه بعد از اینکه به سر خودش شلیک کرده که دیگه نمی‌تونه به دیوار شلیک کنه

دقیقاً

پس شاید اصلاً اون شلیک نکرده

خب، لوتر

اتهام شلیک به دکتر اینگرید گرین رو رد می‌کنی

در حالی که ادعا می‌کنی شوهرش، سایمون گرین، بهت شلیک کرده

بدون هیچ دلیل خاصی

حرفی ندارم

سوالِ انحرافی نیست. این دقیقاً همون چیزیه که خودت به ما گفتی

باشه. آره، درسته

دلم می‌خواد برگردیم به چیزی که توی بیمارستان بهم گفتی

وقتی برای اولین بار ازت پرسیدم چرا شلیک کردی، یا

به قول خودت، ادعا میشه که شلیک کردی

به اینگرید گرین

چرا از خودش نمی‌پرسید؟ از من؟

سایمون گرین گفت فقط به یه دلیل توی اون زیرزمین بوده

تا بفهمه دخترش پیج کجاست

فکر می‌کرد رئیسِ تو، روکو، ممکنه خبر داشته باشه

ولی به لطفِ تو، هیچ‌وقت نتونست ازش بپرسه

می‌دونی روکو کجاست، لوتر؟

حرفی ندارم

واقعاً فکر نمی‌کردم اینجا جوابی بهم بدی

یعنی، معلومه روکو جونش رو به تو می‌سپره

با هم صمیمی هستین

می‌فهمم

و اگه آرون هم اینجا بود، حدس می‌زنم همین‌جوری می‌شد

من مثلِ آرون نیستم. نه؟ اون هم واسه روکو کار می‌کرد

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left