The first 200 lines.
...نمیخوام زود قضاوت کنم
اما به نظر میرسه آیلا گوردون تونسته وضعیت تیم ویوز رو به کلی تغییر بده...
از اونجایی که مارکوس به دیسون اعتماد به نفس داده که ...پرتابهای آزادش رو به سبک-مادربزرگ بزنه
حالا حریفامون دیگه نمیتونن توی دقایق آخر بازی به ما خطا بزنن...
...ما سه تا بازی پیاپی بردیم
.صبحبخیر- .صبحبخیر-
.و الان فقط سه بازی مونده تا به پلیآف برسیم...
.سلام- .صبحبخیر
!نیکو
.عملاً، دارم همه چیز رو تغییر میدم
.حتی قمقمه آبم رو هم قبل از ساعت 9:30 تموم کردم
جکی، میتونی قمقمهم رو پر کنی؟
.و این یعنی، باید دستشویی کنم
جکی؟
.این بهترین لحظهای بود که برام اتفاق افتاده
جدّی؟
البته به جز اینکه متوجه شدم .عضو یک خانوادهی میلیاردر هستم
.خدای من
.خیلی دیرم شده
.سلامم رو به تراویس برسون
« گرداننده »
.باشه، سریع بهش اطلاع میدم
.وای، پسر
«.تصور کن این فرصت رو از دست بدی»
.واقعاً این فرصت رو از دست دادم
.هی
امروز صبح کجا بودی؟ .مجبور شدم خودم اِسموتیم رو درست کنم
آشپزخونه حسابی بهم ریخت .منم همونجوری ولش کردم و رفتم
...آه، خیلی معذرت میخوام، چیزه من
...موقع اومدن سر کار باید جایی توقف میکردم .و رای میدادم
گندش بزنن. دوباره باید این کار رو بکنیم؟
...عه .نه، فقط یه انتخابات محلی بوده
...میخواستن سعی کنن که
.راجع به تابلوهای ایست بود
خب، امیدوارم رای داده باشی .تا مجبور بشی زودتر بیای سر کارت
.راستش، دستیار نس همین الان زنگ زد
میخوان همین الان تو رو .توی اتاق کنفرانس ببینن
دفعهی بعد، پیامهای ضروری رو .قبل از گشت و گذار اینترنتیت بهم اطلاع بده
.وای
!برش دار- !عجله کن! عجله کن-
تیم ویوز از داخل .با یه تهدید بسیار جدی مواجه شده
.این چیزیه که تاحالا اصلاً باهاش رو در رو نشده بودم .نمیدونم باید چهجوری از این وضع بیرون بیام
التماست میکنم .بهم نگو یک برادر مخفی دیگه داریم
.دیگه نمیتونم اسم بیشتری رو به خاطر بسپرم
نه، خیلی بدتر از اینهاست .و اصلاً به جذابیت اون هم نیست
.این مامان تراویس، بانی باگه
اون یک مامان مستبد ...و اِفادهای از شمال فلوریداست
که البته، کی به این چیزها اهمیت میده؟
هیچ کدوم از والدین بازیکنها .آدمهای راحت و سادهای نیستن
من راحت میتونم والدین پرشوقی که موقعِ زمان ...بازی بچههاشون صحبت میکنن رو تحمل کنم
.اما بانی یک جور دیگهست...
اون وسط تمرین میاد توی زمین. .برنامهریزی میکنه
.بازیکنهای من رو نقد میکنه
.به بدرگ گفت که داره چاق میشه
.اون پسر قبلاً با ظاهر و بدنش مشکل داشت. .الان داریم با هم دیگه برنامه غذایی مینویسیم
خیلیخب، پس به تراویس بگو که .مامانش رو به فلوریدا برگردونه
انگار مفهوم رابطه بین بازیکنان حرفهای و مامانهاشون رو نمیفهمی؟
ظاهراً نه!
این وابستهترین رابطه .تو تاریخ روابط انسانیه
این مردهای جوان قبلاً هیچی نداشتن مادراشون زندگیشون رو فداشون کردن.
،تا پسرهاشون به جایگاهی که الان رسیدن .برسن
کارهایی مثل استفاده از کوپن غذای رایگان.
یا شیفتهای شبانۀ شب کریسمس .توی کارخونۀ تایر صحبت میکنیم
نکته اینجاست که این پسرها به این زنها بیشتر از هرکس ...دیگهای توی این دنیا اعتماد دارن
.و من نمیتونم بینشون قرار بگیرم...
.اما میخوای من قرار بگیرم چرا؟ چون یه زنم؟
...نه، این مشکل توئه
چون تو با ترید تروایس سر جریان فلوریدا مخالفت کردی
.خدای من- .برای همین اون به اینجا اومده...-
و الان آیلا، .تو باید با عواقب تصمیمت روبرو بشی
...آیلا، پلیآف داره نزدیک میشه
،و نمیتونیم به مشکل بخوریم .و اون پر از مشکل هست...
.خیلیخب، باشه. انجامش میدم، مشکلی نیست
.مامانها من رو دوست دارن
.منظورم، خودمون نیستیم .بقیهست
«زیرنویس پارسی اختصاصی وبـسـایـت امـپـایـربـسـتتـیوی»
امشب چیکارهای؟
میخوای بیای پیشم و شیک-شاک بخوریم ...و
.ظرفیت پارکینگ خیابانی محدوده ...پیشنهاد میکنم با یکی همسفر بشی و
.معذرت میخوام- .ببخشید-
.اوه خدای من، آقای رامیرز- .جکی مورنو-
.فرصت نشده بود به درستی آشنا بشیم .از آشنایی باهات خوشبختم
.جناب، باعث افتخاره
...راستش رو بخواین، آپاندیسم رو توی
.بخش استیفن رامیرز بیمارستان کودکان برداشتن...
مامان میگفت این اولین باره .میبینه یه اسم لاتین روی یه ساختمون گذاشتن
.ممنون . اونجا خیلی توی درمان اگزمای پسرم کمک کردن
.الان، ساعدهاش خیلی بهتر شده
.شما یکی از ستونهای اصلی جامعهمون هستین .منظورم شما، سونیا سوتومایور، فلافیه
.ممنونم
،باید بگم ...هیچ وقت با سبک زندگی جک گوردون موافق نبودم
،اما با دیدن تو .فکر کنم از تمایلات اون نتیجهی خوبی به دست اومده...
.به تلاشت ادامه بده
.شما هم همینطور- .ممنون-
.آره، ادامه بده .راه بازه، بازه
.همینه داشتم راجع به همین حرف میزدم
.همگی، تمرین خیلی خوبی بود
بهت که گفتم، .داشتم راجع به همچین چیزی صحبت میکردم
.واقعاً پاس فوقالعادهای بود
اون شوت رو دیدی؟ .میبینی که نیاز به تحلیل و این چیزها نیست
.موقعیت تو، درست مثل زمان دبیرستانته
.آرنج چپ، مهاجم وسط، گوشه راست، سه امتیازی- .آرنج چپ، مهاجم وسط، گوشه راست، سه امتیازی-
.اوف، دقیقاً داشتم همین رو میگفتم .عاشقتم پسر
.خیلی دوست دارم، توی خونه میبینمت
دارم غذای مورد علاقهت رو درست میکنم. .مرغ کیسهای
.خیلی ممنون، مامان- .دوست دارم-
.ها، مرغ کیسهای، یک تیکهش هم برای من کنار بذار- !اوه-
.آیلا گوردون- .خیلی خوب میشناسمت-
من تو رو به عنوان یکی از .فمنیستهای مورد علاقهم دنبال میکنم
.تو، پائولا دین، و مگین کلی شجاع
!بیا، بغل بده، زودباش، اوم
وای، محبت شما رو میرسونه، خوشحالم بالاخره .شما رو ملاقات میکنم، خانم باگ
.خیلی رسمی گفتی .میتونی من رو بانی، یا لیدی باگ صدا بزنی
.دارم سعی میکنم عادت کنم
.همون بانی میگم- .خیلی خوبه-
فقط میخواستم بگم .واقعاً تعهدی که به تراویس داری شگفتانگیزه
.خب، ممنونم
خیلیها نمیدونن رسیدن به این سطح .چه عزمی میخواد، اما تو میدونی
...محبت شما رو میرسونه، فقط میخواستم بگم- .میدونی وقتی پدر تروایس رفت، واقعاً سخت بود-
جالب اینه که، اون آخرین مردی بود که .توی فلوریدا به صندلی الکتریکی بسته شد
.اوه خدای من
.نه، نگران نباش، اون لیاقتش رو داشت
میخوام این رو بگم، ...بعد از اینکه اون رو تیکه تیکه کردن، با خودم گفتم
«.باید برای این پسر یه کاری کنم...»
.و برای همین تصمیم گرفتم رقصنده بشم
اوه، رقصندگی برای پرداخت صورتحساب .واقعاً کار قابل تحسینی هست
هان، نه. .هیچ رقصی در کار نبود
فقط لخت شدن جلوی یک سری اراذل و اوباش .و خلبانان نیروی هوایی بود
اما باعث شد پسرم رو بزرگ کنم .و استعدادهاش رو شکوفا کنم
.واقعاً فوقالعادهست
.میفهمی
...میدونی، جالبه، وقتی اولش فهمیدم
به خاطر تو ...دیگه تراویسم به فلوریدا برنمیگرده
.خب، اوه، میخواستم بکشمت
.اوه- میفهمی، میخواستم بکشمت؟-
یک چاله عمیق بکنم ...و جنازهت رو توش بندازم
.و کاری کنم که انگار کار نامزدت بوده
اما الان تراویس .بهتر از همیشه داره بازی میکنه
،تو خیلی بهش آسون نگرفتی .و باعث شدی بزرگ بشه
.و منم همینطور
ببین الان من توی کالیفرنیام، و سالادهایی میخورم .که بر پایهی مایونز نیست
.واقعاً ازت ممنونم
.واقعاً عاشق بخش آخر حرفات شدم- .همم، از صمیم قلبم گفتم-
،بانی، گوش کن .میخوام خیلی سریع و واضح بهت توضیح بدم
...میخوام که در حین تمرین بیشتر از اینکه
.یک شرکت کننده باشی، بیشتر تماشاچی باشی...
.اوهوم، اوهوم
.خیلیخب
.چون تو داری ازم میخوای، پس جوابم باشهست
ما رو نگاه کن، میبینی؟
.یه زوح قدیمی رقصنده، چی میشه گفت
.من رقصنده نبودم- .هان، معلومه که نبودی-
!اون اصلاً رقصنده نبوده، هیچوقت .بیخیال، بیا ببینم، بذار حسش کنم
!آره، پول اینجاست. اوف
.خیلیخب، میتونی بری- .باشه-
.پسر، اون خلبانها واقعاً عاشقت میشدن
.موتورها رو روشن کردیم
.آره، همینه
.سلام، چارلی هستم، الان نمیتونم جواب بدم
.الان سرگرم یکی از مشتریهای مهمم هستم.
.اما به محض اینکه سرم خلوت شد تماس میگیرم
،هی، چارلی ...منم... سندی، چیزه
...میدونم الان، عه، صحبت نمیکنیم
.خب، متوجه شدم که ایرپادت رو گم کرده بودی...
ایرباده دیگه؟ ایرپاد؟ یا ایر باد؟
...نه البته اون... یه فیلم راجع به سگهاست
.که مطمئنم خوشت میاد...
.عه، در کل...اگه نیازت شد پیش منه
.عه، هر وقت بخوای میتونم تحویلش بدم
...چیزه
.امیدوارم خوب باشی، دوست دارم
...چیزه
.خب، خداحافظ
.گندش بزنن
میگم، چند دقیقه وقت داری؟
.آره، سه و چهل و نه، سه و پنجاه
.بقیهش بمونه برای بعد چیزی شده؟
.اوه
.من فقط... فقط به کمی مشاوره نیاز دارم ...من توی یک مورد به مشکل خوردم
.راستش رو بخواین، اون پایین مایینا رو میگم
وقتی دستشویی میکنم، .حس میکنم داره آتیش میاد بیرون
.آره، عفونت کلامیدیا داری، داگ
مطمئنی سنگ کلیه نیست؟
این اواخر زیاد چغندر خوردی یا سکس کردی؟
.تا حالا تو زندگیم چغندر نخوردم- .خب بفرما-
مشکلی برات پیش نمیاد، باشه؟
،نمیخوام وارد جزئیات بشم .اما منم زمانی از این مسیر گذشتم
،سال 98 توی آمستردام بود که گرفتم .کنسرت فَتبوی اسلیم
.توی استخر هارد راک توی وگاس گرفتم
کلامیدیا؟ .مثل سرماخوردگی میمونه
متوجه نمیشم؟ باید چی کار کنم؟
کاری که باید بکنی اینه که بری پیش دکتر تیم، دکتر هابر، باشه؟
.خیلی رازداره، توی این کار یک معجزهگره- مگه فقط به آسیبهای بازیکنها رسیدگی نمیکنه؟-
.فرشتهی کوچولوی نازم
راستش، بیماریهای مقاربتی حدود 80 درصد کاریه .که دکترهای تیم باهاش سر و کار دارن
.خیلی ممنون، نس
آره. هی، یک چیزی میدونی؟
نام موزیک: Baby, let me love you نام خواننده: MacKenzie
.تبریک میگم که سکس داشتی
،راستش رو بخوای .از اون خانم آیلا خیلی خوشم میاد
No comments yet. Be the first to leave one.