The first 200 lines.
قسمت7
ایشون، دین مدیر خلاق هوآ لیان هستند
در طول این مدت ، اون به شرکت ما میاد و با ما کار میکنه
واست مهم نیست که من لیانگ لیانگ رو شکار کنم، ها؟
وقتی اولین بار مامانو دیدی قلبت تند تند زد؟
بزار بهت بگم که دیوانه وار میزد
چرا یک ماهی شبیه این میخوای؟
مُرد
این کیه؟ شان شان کجاست؟
وقتی میخواستم ادویه رو بردارم ، اتفاقی ریختمش
صبح که از خواب پاشدم ، حرکت نمیکرد
منظورت چیه اتفاقی بود؟
فکر کردی حالا که اتفاقی بوده میتونی یک ماهی قرمزه دیگرو به جای شان شان بیاری؟
نمیخواستم بفهمیو ناراحت بشی
میخواستی ناراحت نشم؟ چطور اینکارو کردی؟
فکر کردی من احمقم؟ تو واقعا فکر کردی من نمیفهمم
چطور...این...کارو...کردی؟؟؟
....شان شان
منو ببخش
اگه من فراموش نکرده بودم
بهت غذا بذم
اگه انقدر تنبل نبودم که ظرفت رو تمیز کنم
اونوقت الان اینطوری نمیشد
متاسم
متشکرم شان شان
مامان فراموشت نمیکنه
،در آینده
همدیگرو تو بهشت میبینیم
شام حاضره
قبل از اینکه بخوابی شامتو بخور
!هی
چیه؟
چرا این پر از آبه؟
پراز آب بودن ــه حمام غیر طبیعیه؟
....فکر کنم بهت گفتم که
آره .توی هر شرایطی حمام باید خشک باشه
پس قبل از اینکه بری صبر کن تا همه آبش تبخیر بشه
!هی
این برنامه ی جلسه ی فرداست
،اگه رئیس تایید کنه که خوبه
اون و به سرپرستِ تیمِ لین میفرستم
خوبه ، ادامه بده
از طرف دیگر، پروژه هوآ لیان چطور پیش میره؟
...تو
طرح توسعه ی محصول نیمه ی دوم سال
کامل شده
امروز بعد از ظهر، ، به محلِ سوپر مارکت های هوآلیان میرم تا
برای ترکیب قهوه تابستانه ی درخت هوپ قبل از اینکه پروژه تومو بشه تحقیق کنم
خوبه
،در رابطه با پروژه
من با مدیر خلاق دوباره مذاکره میکنم
و بعد تصمیم میگیرم که کی به هوآلیان گزارش بدیم
مشکل دیگه ایی هست؟
من سوال دارم
،اگه اردوی کارآموزی ربطی به هوآلیان داشته باشه
من نباید شرکت داشته باشم؟
،این واسه افرادی ست که عضو شرکت هستند
تو نباید دخالت کنی
،اما
هستم، عض.ی از شرکت محسوب میشم"Gaze"تو این مدت که من در
توی یک همچین اتفاق های مهم
من نمیتونم غایب باشم
،اوه، اما ظرفیت تکمیله
پس اگه دین شرکت کنه ، یکی از گروه ها یک فرد اضافه خواهد داشت
خب پس یک نفر دیگه هم پیدا کنید
...اما
،بسیار خوب، اگه بتونی یک نفر دیگه هم پیدا کنی
اون وقت من تورو دعوت میکنم که شرکت کنی
مشکلی نیست
همینه
هی ، دین
چی میخوای؟
من باید این گزارش رو به تیم مدیریتی لین فکس کنم
...درسته
منم منتظر فکس ام
چطوره من کمکت کنم که فکس کنس؟
باشه
متشکرم
اون واقعا از خط قرمز عبور کرده
چطور میتونه یک ماهی دیگه بخره تا با شان شان عوضش کنه؟
!فکر نکرده که من میفهمم؟ یا شاید فکر کده همه ماهی ها شبیه همن؟
...همه ی ماهی ها شبیه
اگه میخواد دروغ بگه، حداقل یک دروغ خوب بگه! شان شان دختر ـــه
اون ماهی مرد بود. اون حتی فرق بین زن و مرد رو نمیدونه.منو مثل یک احمق گول زد
آدم های معمولی نمیتونن بگن یک ماهی زنِ یا مرد
لیانگ لیانگ، رئیس از این کارش قصد و منظوری نداشته
راستشو بخوای ، منم اگه جای اون بودم تو همچین موقعیتی
یک ماهی قرمزه جدید میخریدم که جایگزین کنم
،درسته ، معمولا ادویه تو کابیتِ آشپزخونه گذاشته میشه
تو هم تصادفا ظرف شان شانو یک جایی گذاشته بودی که ادویه ریخته توش
!هی
شما ها طرف کی هستین؟
معلومه که تو
بفرمایید
من محتویاتِ گزارش رو دیدم
یک جاهایی بود که باید با هوآ لیان بحث بشه. من اونارو پرینت گرفتم
اگه وقت داری ، یک نگاهی بهشون بنداز
باشه
پس من اینارو به لیانگ لیانگ خواهم داد که اون مرتبشون کنه
این ببر
از طرف همه توی جشن خوش آمد گویی به من داده شد
"Gaze"بخاطر فعالیتم در
منم تازه دیروز فهمیدم
هرکس"Gaze"که در
یک حیوون مشخص داره که نشون دهنده شخصیتشه
اما وقتی همه جارو دیدم
از کل شرکت، فقط تو نداری
"من احتیاجی ندارم " ژاپنی
"احتیاج داری " ژاپنی
به عنوان راهنما ، باید همه زیر دستت باشن تا تورو از ته قلب قبول کنن
درست مثل پادشاه حیوات
نمیخواد تو این قوانین رو به من یاد بدی
من فقط دارم یاد آوری میکنم
یا لیانگ لیانگ دعوا کردی؟
اگه با یک دحتر بانمک دعوا کنی ، تو نفرت انگیز خواهی شد
کیت ، من امروز باید تحقیقات هوآلیان رو انجام بدم، بعدازظهر شرکت نمیام
...باشه ، کی برمیگردی خونه
زود استحرات کن ، فردا هم دیر نکنی
باشه. خدافظ
لیانگ لیانگ
این مال ــه توئه
چی هست؟
نمیدونم
باشه. رفتم خونه نگاه میکنم
خداحافظ
- ببخشید، شما قهوه مخصوص تابستون ِ هوآلیان رو امتحان کردین؟ - میتونم یک نگاهی بندازم؟
نه ، مرسی
باشه. متشکرم
!ببخشید ، خانم
...میشه کمکم کنید؟
...ببخشید ، شما
قهوه مخصوص تابستان ِ هوآلیان رو امتحان کردین؟
خانم ، ببخشید که مزاحم شدم. شما قهوه مخصوص تابستون ِ هوآلیان رو امتحان کردین؟
میشه خواهش کنم این فرم رو برای من پر کنید؟
باشه. متشکرم
ژانگ هی بو
خانم چنگ ، این ها آخرین بسته های دانه های قهوه است که برداشت شده است، زیاد نیست ولی
فکر کردم که باید برای شما نگهشون دارم
ه
این شیرینی های کاکائویی رو من پختم
به قول خودت
دانه های قهوه ایی که با عشق رشد کرده اند باید بین همه تقسیم بشوند
لطفا امتحانشون کنید
فقط باید بگی که خوشمزه بود، شکایت نکن
من ادامه میدم تا بیشتر امتحان کنم و بهتر بشم
اگه بیکاری، با اقای چی پیش ما بیاید
ژانگ هی بو
اومدی؟
کمکت میکنم دمپایی هاتو برداری
تحقیقات چطور بود؟
الان ساعت اداری نیست ، دلیلی نمیبینم بهت توضیح بدم
هی
چیه؟
کفش هات
من دوست دارم کفش هامو اینجوری در بیارم. چیه ، نمیتونم؟
تا کی به خاطر یک ماهی قرمز میخوای اخم کنی؟
اون برای من مثل خانواده بود ، مثل دخترم بود
میدونم
میتونی یک ماهی قرمز جدید رو به عنوان دوست قبول کنی
درست شبیه شان شان
!همون نه
شان شان15سال با من زندگی کرده بود
،حتی اگه تو ناخواسته کشتیش
تو نباید یکی دیگه میگرفتی که به جای اون باشه
پس میخواستی من چکار کنم؟
تنها کاری که میتونستم بکنم این بود که یکی دیگه برات بخرم
تو نمیفهمی
تمومش کن
این فقط یک ماهی قرمزه که چند دلار می ارزه
چی داری میگی؟! شان شان یکی از اعضای خانواده من ــه
واسم خیلی مهم ــه
مسئله قیمتش نیست
داری چکار میکنی؟
مگه نمیخواستی که برم؟
من همین الان میرم
چنگ لیانگ لیانگ، تا کی میخوای سر و صدا راه بندازی؟
،من میدونم که اون عمدی نبود
اما این دو روز گذشته ، تو حتی یکبار هم از من معذرت خواهی نکردی
و حتی گفتی چه چیز مسخره ایی
من قطعا نمیبخشمت
بقیه وسایل اتاق، هر وقت وقت داشتم میام میبرمشون
!چنگ لیانگ لیانگ
!چنگ لیانگ لیانگ
بیرون هنوز داره بارون میاد
روز منو مجبور به اعتراف کرده
کلمات نوک زبونم هستند,
که باید گفته شوند
چکار داری میکنی؟ دنبال من نیا.خیلی بده
واقعا آسونه، چیزی که بهش فکر میکنی ، آغوش گرم کسی که دوستش داری
من قوی ام ، تو مغروری
من نمیدونم چجوری همه چیز رو درست کنم
فهمیدنِ اینکه تو چی میخوای
باعث میشه تو سرتو پایین بگیری
فقط نیمی از داستان ما گفته شده
گریه نکن
بیا بریم خونه
مگه تو همیشه نمی خواستی که من برم؟
الان فرق میکنه
بیا بریم خونه، باشه؟
هی
No comments yet. Be the first to leave one.