Georgie & Mandy's First Marriage

Georgie & Mandy's First Marriage

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Georgie and Mandy Spinoff S02E03 10bit x265 720p WEBRip
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-11-02
Downloads: 35
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 197 lines.

SANDS Movie

‫خیلی خب، بیا بریم تمیزت کنیم.

‫ببخشید که یکی یکم بد اخلاقه.

‫اوه، اشکالی نداره، انگار هنوز پدرشون اینجاست.

‫خب، مدرسه چطوره؟

‫میشه لطفاً در مورد چیز دیگه ای صحبت کنیم؟

‫هیچ پسری تو راه هست؟

‫شاید باید از خودش بپرسی.

‫این یعنی چی؟

‫هیچی.

‫اوه، مامان،

‫میدونی هر وقت دروغ میگی، یه فرشته میمیره.

.بهم بگو

‫مادرم داره سعی میکنه من رو ‫با یه مرد بیوه از لیگ بولینگش جور کنه.

‫چه مقدمه چینی طولانی ای.

‫من این کارو نمیکنم.

‫چرا؟ خیلی برات خوب میشه که ‫جمعه شب از خونه بری بیرون،

‫شاید بین ساعت ۶ تا ۱۰.

‫هوم.

‫شاید خوش بگذره.

‫چی میتونه سرگرم کننده باشه؟

‫کانی داره سعی میکنه مامانت رو با یه مرد جور کنه.

‫چی؟

‫بابا تازه فوت کرده.

‫بیشتر از یه سال پیش.

‫خب، خیلی زوده، اون هنوز آماده نیست.

‫لطفاً به من نگو کی آماده‌م.

‫من آماده‌م که تو آماده باشی.

‫میشه لطفاً در مورد چیز دیگه ای صحبت کنیم؟

‫ببین، داری معذبش میکنی.

‫اون خودش میتونه بگه کی معذبه.

‫من معذبم.

‫- اون لیاقت داره یه زندگی داشته باشه. ‫- موافقم.

‫خب، پس برو یه زندگی داشته باش.

‫یه کتاب بخون، یه گربه بگیر، یه میمون بگیر، ‫یه باغ وحش نوازشی باز کن.

‫شاید اون دوست داشته باشه ‫یه همدم مرد داشته باشه.

‫اون عیسی رو داره، برنامه رقصش پره.

‫باورم نمیشه.

چیه؟

‫اگه اون قرار بذاره، مشکلی ندارم، ‫میدونی، بعد از یه مدت کافی.

‫خب، مدت کافی چقدره؟

‫فکر کنم قانون سرانگشتی اینه نصف طول ازدواج.

‫قانون سرانگشتی؟

‫هی، هر انگشتی که میخوای انتخاب کن، این قانونه.

‫پس اگه تو مردی، من باید صبر کنم، چقدر، یه سال؟

‫اوه، خیلی بیشتر. تو داغون میشی.

‫آره، انگار تو اونقدر صبر میکنی.

‫بیشتر.

‫تو من رو برای همه زن های دیگه خراب کردی.

‫اوه، خفه شو.

‫جدی میگم.

‫شما خانم های مسن تر معلم های خوبی هستید.

‫باشه، الان واقعاً باید خفه شی.

‫فقط فکر میکنم اون لیاقت خوشحال بودن رو داره.

‫اون خیلی هم خوشحاله.

‫چه خبره؟

‫اگه آقای مک‌ آلیستر فوت کنه، ‫شروع به قرار گذاشتن با کسی میکنی؟

‫نمیدونم، شاید اگه شبیه تام سلک بود.

‫اون یه سلیقه خاصی داره.

‫فکر میکنی شبیه تام سلکی؟

‫ما هر دو سبیل داریم.

‫خیلی خب، مامانم میتونه با تام سلک قرار بذاره.

‫انگار مامانش میتونه تام سلک رو گیر بیاره.

‫- من دارم میرم خونه سارا. ‫- اوه، خب، فکر کردم شاید با هم یه کاری انجام بدیم.

‫چرا؟

‫چون از گذروندن وقت با تو لذت می‌برم.

‫چرا؟

‫اگه یکم با مادرت وقت بگذرونی، نمیمیری.

‫ما اینو نمیدونیم.

‫بیخیال.

‫اگه تنهایی، چرا به یاروی میما زنگ نمیزنی؟

‫من نمیخوام به یاروی میما زنگ بزنم.

‫خب، چیه، میخوای پیر بشی و تنها بمیری؟

‫مطمئنم کالیفرنیا یه روزی شلدون رو برمیگردونه.

‫فقط میخواستم بدونی که اگه تصمیم گرفتی ‫دوباره قرار بذاری، من واقعاً باهاش مشکلی ندارم.

‫ممنونم.

‫فقط برای احتیاط، بهتر نیست یه صحبتی داشته باشیم؟

‫از اینجا برو بیرون.

‫وقتی یه پسر و یه دختر به هم اهمیت میدن،

‫یه بغل مخصوص وجود داره.

‫برو!

‫و بهتره اون پسر و دختر زن و شوهر باشن!

‫داشتم به این فکر میکردم که ما بمیریم.

‫اوه.

‫یه چیز تحریک‌ آمیز بهم بگو، بابایی

‫جدی میگم.

‫اگه یهو هر دومون بیفتیم بمیریم چی؟

‫ما اون همه پول از فروش مغازه در آوردیم،

‫حتی وصیت‌ نامه هم نداریم.

‫احتمالاً وقتشه یه وصیت‌ نامه بنویسیم.

‫به چی فکر میکنی؟

‫اوه، پیچیده نیست، فقط نصف نصف به بچه‌ ها بدیم.

‫اوه، بیخیال، یکم عاقل باش.

چیه؟

‫فکر میکنی کانر توانایی مدیریت اینجور پولی رو داره؟

‫همون بچه‌ ای که یه شیپور مه باستانی خرید؟

‫پس ما میدیمش به آماندا و اون رو مسئول کانر میکنیم.

‫پس مندی هزار جفت کفش میخره ‫و کانر هیچی گیرش نمیاد؟

‫شاید بهتره فقط این موضوع رو ‫یکی دو سال دیگه دوباره بررسی کنیم.

‫آره، به نظر درست میاد.

‫از این چیزی که میگم متنفری ‫ولی مسئولیت‌ پذیرترینِ همشون جورجیه

‫درسته، ازش متنفرم.

‫متاسفم.

‫تو باید مری باشی.

‫توئم باید جوزف باشی.

‫فقط یه آخور کم داریم، ها؟

.خب، بفرما

‫و مامانت میگفت هیچ حس شوخ‌ طبعی ای نداری.

‫اوه.

‫سلام.

‫اوه، سلام. بیا تو.

‫فقط یه سری دیگه از لباسای قدیمی سی‌ سی رو آوردم.

‫اوه، ممنون.

‫میدونم قبلاً هم گفتم...

‫من الان با بچه ها خوبم.

‫خب، اینو گفتم، بعد دوقلو دار شدم.

‫دوقلو.

‫اوه، چه گل های قشنگی.

‫اوه، آره.

‫ام، ممنون.

اون کارت دیگه چیه؟

‫اوه، نه، هیچی.

‫هیچی.

‫وای خدای من، تو به اون قرار رفتی.

‫اسم خدا رو بیهوده نبر.

‫یا حضرت عباس، تو به اون قرار رفتی.

‫قرار نبود، یه فنجون قهوه بود.

‫اوه، بعدش برات گل فرستاد؟

‫اون یه جنتلمنه.

‫خب، قرار دوم کی هست؟

‫به تو ربطی نداره.

بیخیال، فکر میکنم این عالیه. برات خوشحالم

‫نباید به جورجی بگی.

‫با خودم به گور می‌برم.

‫یا عروسی، اگه اوضاع خوب پیش بره.

‫هیچ عروسی‌ ای در کار نیست.

‫اون فقط یه مرد خوبه که... مرد خوبیه.

‫هوم. چقدر خوب؟

کارت تموم شد؟

‫هی، شاید به اون لباسای بچه احتیاج پیدا کنی.

‫باشه، تموم شد.

‫شما قهرمان صد هزار دلاری شدید.

‫بهتون تبریک میگم.

‫وای.

‫بیاید همه شرکت کننده های خودمون رو بیرون بیاریم...

‫این مقدار پول زیادیه، ها؟

‫من یه ارگ بزرگ ورلیتزر میخرم، ‫و سینمای فیلم صامت خودم رو باز میکنم.

‫تو چی، جورجی؟

‫با این پول چیکار میکنی؟

‫معلومه دیگه، فکر کردن نداره.

‫نصفش رو بذار کنار برای شهریه دانشگاه سی‌ سی.

‫و نصف دیگه‌ش رو توی سهام ‫و اوراق قرضه سرمایه‌ گذاری کن.

‫خیلی خسته‌ کننده‌ست!

‫سلام.

‫سلام، کجا بودی؟

‫یه سری از لباسای قدیمی سی‌ سی رو بردم کلیسا دادم.

‫- اوه، مامان منو دیدی؟ ‫- آره.

‫- حالش چطوره؟ ‫- خوبه.

.واقعاً خوب

‫"واقعاً خوب"؟

‫خب، خوبِ معمولی. به اندازه کافی خوب.

‫اینجا چه خبره؟

‫اوه، ما فقط داشتیم در مورد اینکه یه نفر ممکنه ‫با یه پول باد آورده بزرگ چیکار کنه صحبت میکردیم.

‫اوه، سه کلمه : رودئو درایو، عزیزم.

‫خفه شو.

‫به کی زنگ میزنی؟

‫- به مامانم. ‫- چرا؟

‫فقط یه حالی ازش می‌پرسم.

‫بهت گفتم حالش خوبه.

.سلام، میسی

‫چی میخوای؟

‫- مامان هست؟ ‫- اوه، نه.

‫- کجاست؟ ‫- یه لحظه وایسا.

‫ساکت!

‫مهمونی گرفتی؟

‫فقط چند تا دوست.

‫خب مامان کجاست؟

‫اون سر قراره.

‫چی؟ نه، اون گفت که آماده نیست.

‫نه، تو گفتی اون آماده نیست.

‫باید برم. یه چیزی آتیش گرفته.

‫میسی! میسی!

‫باورت نمیشه چی شده.

‫مامانم رفته سر قرار.

‫نه.

‫چجور آدمی زن یه مرد مرده رو می‌بره بیرون؟

‫باید سعی کنی به خاطرش خوشحال باشی.

‫این میتونه واقعاً خوب باشه.

‫اوه، واقعاً خوب؟

‫به خاطر همینه که اون "واقعاً خوب" بود...

‫وقتی توی کلیسا دیدیش؟

‫ببین، اون مصمم بود که بهت نگه، ‫و میدونی وقتی مصمم میشه چطوری میشه.

‫خیلی ترسناکه.

‫ما اصلاً چی درباره این یارو میدونیم؟

‫فقط اینکه آدم خوبیه و براش گل فرستاده.

‫چی، پس این حتی اولین قرارشون هم نیست؟

‫شاید، من، من نمیدونم.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left