The first 200 lines.
سلام ، ليلي-
اوه! بيا يه بار ديگه هم اينكارو بكنيم- سگ جلوي صورتشو گرفته بود
نه ، نه ، نه- ما قرار نيست سه بار اينكارو انجام بديم
اون اينجاست. فوق العاده ترين- زن سفيد در ماوي
خانم
راستش ، من و كلير
قصد داشتيم كه براي ماه عسلمون بريم هاوايي ... اهم
اما يه اتفاقي افتاد
من هيلي رو باردار شدم-
تقصير من بود-
ما حتي يه عروسي- درست وحسابي نداشتيم
فقط رفتيم به كاخ دادگستري در روز سه شنبه
قاضي راي داد كه من زنداني ميشم- اونم بدون حق آزادي مشروط
تو از من خواستي كه- باهات ازدواج كنم
درسته. من خواستم-
اوه.صبركن، كبوتر من- اجازه بده.اوه
واو. داري چيكار ميكني؟-
دارم رومانتيك بازي درميارم- خداي من ، تو خيلي سنگيني
عزيزم ، بذار منو زمين-
اوه . زود باش.خيلي خوب-
عزيزم ، بي خيال-
بذار اين تعطيلات برامون همون ماه عسلي باشه كه ميخواستيم
عزيز دلم ، من مادري هستم كه- داره با بچه هاش سفر ميكنه
براي من ، اين يه تعطيلات نيست اين يه سفر كاريه
بريم
واو . واو. واو. واو-
اينجاست- خيلي قشنگه-
سلام-
به چهارمين فصل ماوي خوش اومديد
نظرت چيه ، ماني؟-
من تو خونه ام-
گروه بيانكونري با افتخار تقديم مي كند " مهدي "
نميتونم باور كنم كه ما- اطاق خودمونو تو هتل داريم
عاليه ، اينجا يه آهنه-
تو دلت نميخواد اطاقمونو مرتب نگه داريم؟
ميدوني ،از اونجاي كه ما قراره مهمون داشته باشيم اينجا
كي رو قراره مهمون كنيم؟-
من يه آگهي دادم تو اون پائين- توي كلاب بچه ها
شايد ما بتونيم يه محل مناسب نزديك استخر بگيريم
و دوجين دخترهاي باكره خرابو بريزيم اون تو
ميتونه خيلي كار جالبي باشه ، اونم براي آدمهاي متشخصي مثل ما
من يه ماشين دستشويي هستم-
بيپ. بوپ. بوپ
من يه خوشبو كننده ام كه از بهترين توالت اومدم
بيپ. بوپ. بيپ.بوپ.باپ
من بزرگترين چيزبرگري كه- داريد رو ميخوام
به جاي سالاد هم برام سيب زميني سرخ كرده بذاريد
به جاي آبميوه هم برام سيب زميني سرخ كرده بذاريد
هيلي ، عزيزم- اون تلفنو بزار كنار
و يكم كرم ضد آفتاب بزن لطفا
ما قراره تمام روز رو اينجا سر كنيم
و بدون اون حتما كباب ميشيم
دقيقا- گوش كن-
اونها يكم كرم ضد آفتاب توي صبح به بدنشون ماليدند
و فكر ميكنند كه اونه يه تيكه ... بدنشونو از
ببينم تو داري گلوريا رو تو عينك من تماشا ميكني؟
اون داره آروم آروم تكون ميخوره- يا مغز من داره همچين فكري ميكنه؟
فيل ، اين مورد مهمه-
ادامه بده- من سرتا پا گوشم
سلام به همه-
ما تو را كه ميومديم بزرگترين درخت انجير جهان رو ديديم
كسي دوست داره بريم اونجا؟
حالا ، چرا بايد كسي بخواهد همچين- بهشت بريني رو ترك كنه
و سوار اتوبوس گرم بشه كه بره درخت تماشا كنه؟
بهترين چيزي كه درباره كامرون- وجود داره اينكه
اون هم عين من دنبال ماجراجوئيه
و ما ... دوتامون دوست داريم كه بريم
توي جامعه و از هر چيزي خبر داشته باشيم
ما تو سرتاسر دنيا- دوستاني داريم
ما با همديگه در ارتباط هستيم از طريق الونگا
يه مرد رو توي سفري به تانزانيا ملاقات كرديم
راستش همه لباسهاي قديمي مونو- براي اون فرستاديم
وقتي اونو ملاقات كرديم- فهميديم كه آدم بسيار خوبيه
اما براساس نامه هاي كه اخيرا ازش دريافت كرديم
من يكم وحشت زدم آخه اون داره وارد جنگ ميشه
جي ، من دارم ميرم باشگاه كه- يكم اونجا ورزش كنم
دوست داري با من بياي؟
من يه صندلي حصيري بلند- سفارش دادم بيارن
تا از افتادن اتفاقيم موقع لميدن جلوگيري کنم
اهم-
آه ، اينجا رو ببين- برادرمه
چه خبر ، كله خر؟
تولدت مبارك- حرومزاده عوضي
ها! تولد فرداست، احمق-
من هرگز اين رابطه ها رو- درك نكردم
پس ، 63 ساله شدي ، آره؟-
هي ، تو اينطوري فرض كن-
، تو ميدوني وقتي پدر مرد- شصت و سه سالش بود؟
ها؟- سلام؟-
ممنون كه يادم انداختي-
آه ، نگران نباش- اون هيچ وقت از خودش مراقبت نميكرد
اون عين ديوونه ها ميخورد و مينوشيد
خب ، بهر حال ... ايرنز ازم خواست كه
هي ، گلوريا، صبر كن- منم دارم ميام
هي.سلام-
سلام-
خب ، من داشتم فکر ميکردم که ما- ماساژ رو هم تو برنامه بزاريم
اهم-
من به طور تصادفي يکيشو ديدم-
اونها به نظر خيلي باحال ميومدند تا زماني که متوجه من شدن
هيلي ، بسته ديگه- تلفن رو بزار کنار
لوک! صندقتو بپوشن
اينجوري آفتاب گرفتن- خيلي بهت مياد
ممنون ، عزيزم-
هيلي ، زود باش تلفن رو خاموش کن
امکان نداره- کيرا موهاش رو صاف کرده؟
کلير ، ميخواهم بهت نشون بدم که- چقدر دوستت دارم
داري چيکار ... اوه- خداي من . چيکار کردي؟
فيل ، چه فکري ميکني؟-
اون يه موبايل خيلي گرونه
اين فقط اولش بود-
رو صندليت محکم بشين ، خانم- تو قراره عشقبازي کني
در طبيعت ، پدرها معروفند که چطوري بچه هاشونو ميخورن
اين بخاطر اينکه اونها خوشمزه ان؟
نه
بخاطر اينکه اونها ميخوان به ماده شون
آبجو ،زرافه ، هر چيزي که ماه عسلشون نداشته رو بدن
براي اينکه خوب معلوم کنم ،من نميتونم چشم پوشي کنم از خوردن بچه ها
اما به جهنم که من مطمئنم چرا زرافه ها اينکارو ميکنن
چي؟-
زود باش ، خوابالو-
آي ، جي-
زود باش ، عزيزم- از تخت بيا بيرون
من يه قايق براي خودمون رزرو كردم
اما امروز روز تولدته-
چرا نمياي اينجا بگيري بخوابي؟ زود باش
نه ، نه. من از باشگاه دارم ميام- حدس بزن چقدر وزنه بلند کردم؟
نميدونم. پونصد پوند-
پونصد پوند؟- مگه من چيم ، جرثقيل؟
اگه بخواهم حقيقت رو بگم
تلفني که از طرف برادرم زده شد باعث شد که بترسم براي اونچه سرم مياد
تصميم گرفتم که انداممو سريع عوض کنم
دلم نميخواهد که عين يه پيرمرد به انتها برسم
اگرچه اون مرد اما كاري كه دوست داشت رو انجام داد
اون هيچ وقت از خدمت کردن به هيپي هاي که به مغازه اش ميومدن چشم پوشي نميکرد
ماني بدترين هم اطاقيه- که داشتم
هر چيزيکه پيدا ميکنه داغون ميکنه
ميدونم ، عزيزم- فقط چند روز ديگه اينجائيم
ديشب ما تمرين اطفا حريق- ميکرديم
نه براي هتل . فقط خودمون
سلام ، بچه ها- سلام-
سلام.سلام-
خب ، امروز چه- ماجراجوئي بزرگي داريد؟
شرط ميبندم که بچه ها دوست دارند باهاتون بياند
خب ، بزرگترينش پرورش- استوقدوسه
اونم جائيکه 45 نوع مختلف از اون رو پرورش ميدند
شنيديد، بچه ها؟- چهل و پنج نوع مختلف
خب ، من نميتونم بفروشمشون در پناه خدا
اوه ، خب ،استوقدوس بيشتر- براي ما
وقتي من و ميچل براي اولين بار همديگه رو ديديم
ممکنه راجع به علاقه منديم به سفرهاي ماجراجويانه يکم غلو کرده باشم
اما نشون ميداد که تعداد زيادي رو انجام داده بودم
اما اون يه موردي بود که ميچل خيلي در مورد من دوست داره
و الان ديگه نميتونم راستشو بهش بگم
دوست دارم همونطور راحت بهش بگم که لوئيس به کلارک گفت
که اون علاقه اي به راه رفتن نداره
نکته اينجاست
ما تو داکوتاي شمالي زوج خوبي به نام لوئيس و کلارک ناميده ميشديم
کلارک يه کمربند بزرگ خريد در نيو اورلئن
که اون بهش ميگفت خريد در لوئيزانا
مامان- منو برداشته ipod هيلي
همه موزيکهاي من تو موبايلم بود-
چه کار ديگه اي ميتونستم بکنم جز اون؟
ماني اخبار رو نگاه ميکنه-
شماها حتي به اخبار هم نگاه نميکنيد
سلام.ببخشيد، محلي گفتم-
اين استخر فقط براي بزرگسالانه
اوه-
اينطرف نرو-
چي؟-
بهم اعتماد کن- فقط به راهت ادمه بده
صبر کنيد.شماها داريد- کجا ميريد؟
بچه ها؟
چي شد؟
اوه ،پس ، ميتونيم- چايي استوقدوس هم بخوريم
حتي يکم از کيکش هم ميشه بخوريم
اوه ، معركه است-
پس اين براي همه روزه يا اينکه
اوه ، نه. ميدونم- تو چه فکري ميکني، کم
نگران نباش ما هنوز وقت
براي رفتن به محله نهنگ ها داريم
اوه ، خوبه- پس-
زود باش
من نميتونم-
چي؟-
من ... من نميخواهم بيام-
ميدونم که گفته بودم آدمي نيستم که دائم کنار استخر بشينم
اما واقعا دوست دارم ميچل
چي داري ميگي؟-
دارم ميگم که- من ماجراجوئي رو دوست دارم
اما نه هر لحظه در هر روز
ميشه خودت تنها بري؟
اما پرورش استوقدوس-
اون ... اون چيزي بود که ما قرار شد با همديگه انجام بديم
ميايد يا ببندم درو- شما دو تا؟
خب ، من ميام-
من نميام-
فکرشو کن که چي رو- از دست ميدي ، کم
اونجا جائيکه پر از ماجراجوئيه
تو نبايد براي کاري که- دوست داري انجام بدي بهونه بياري
No comments yet. Be the first to leave one.