The first 200 lines.
سلام، سيب زميني سرخ کرده و آبجو مي خوام
بعدشم رفتم بارِ هميشگي و تنهايي واسه خودم مشروب خوردم
معمولاً تنهايي مشروب ميخورم
راستي، تو همون بار يه زوج بودن که جشن تولد گرفته بودن
کيک و شمع هم آورده بودن
عاليه
خوشت اومد؟- اوهوم-
يه ضرب المثل هس که ميگه
خشت اول گر نهد معمار کج" "تا ثريا ميرود ديوار کج
جونگ هيون سو؛
...تو
کي هستي؟
وکيل نو
کجا بسلامتي؟
فکر کردم رفتين
حالا که برگشتم، توام مجبوري باهام بياي؛ بريم زهرماري بخوريم
آخه تا خرخره خوردم
فقط يه کوچولو ديگه بريم بابا
آآآآي
...من
هيچ خونواده ي ندارم
هرکدومشون يه جوري از پيشم رفتن
شما چي؛ وکيل نو؟
خب؛ منم همينطور
بيا اينطور بگيم که يه جورايي همين اتفاقا واسه منم افتاده؛ باشه؟
اوهوم
يکي ديگه- ممنون-
واسه منم بريز
هان؛ راستي؛ دوس دختر داري؟
دوس دختر؟ دوس دخترم کجا بود بابا
چرا پرسيدي؟ نکنه يکيو واسم زير سر گذاشتي؛ وکيل نو؟
نه بابا- هان-
...تنها دختري که ميشناسم
وکيل اونِ خودمونه؛ واسه همين بعيد ميدونم بتونم کيسِ خوبيو بهت پيشنهاد بدم
معمولاً آدما وقتي ميخوان با يکي صميمي بشن
يه سري سوالاي خصوصي ازش ميپرسن
اوه؛ پس منظورت اين بود
خودت چي وکيل نو؟ دوس دختر داري؟
عجبا
مچمو گرفتياااا
خودت گفتي آدما وقتي بخوان با هم صميمي بشن؛ ازهم سوال ميپرسن
خوشم مياد باهات دوس بشم- راس ميگي؛ خودم گفتم-
ميبينم که دارين حقيقت يا جرئت بازي ميکنين
منم بازي بدين
منم! منم عاشق اين بازي ـم
وايسين ببينم! همين چند لحظه پيش داشتيم همين بازيو ميکرديمااا
منم از اين بازي خوشم مياد
تازه عاشق جي ووک جووونمم هستم
بيـــــب! حقيقت
چيه؟
بيدار شدي؟
واقعاً معذرت ميخوام ...اينا کلاً
ديوونن! فکر کن اومدي تيمارستان؛
اينطوري خودت احساس راحتي ميکني- نه بابا؛ عيب نداره-
واقعاً از اين جو بينتون خوشم مياد؛ بامزه ـس؛ جدي ميگم
هم بامزه ـس؛ هم کُفردرآره
بذار يکي ديگه برات بريزم- مرسي-
عاليه- اوهوم-
...آب
آب اومد
...آب
...بازم آب ميخوام
...دارم
خواب ميبينم؟
اومــــو
...ميگن
اين واسه جا اومدن هوش و حواس خوبه
آقاي بانگ؛ من واقعاً...آقاي بانگ
خودت که ميدوني ازت خوشم مياد، درسته؟ بايد بدوني ديگه
حالا چيکار کنم؟
مگه نگفتي اون کارو ميکني؟
مگه قول ندادي از شر اين احساس لعنتي خلاص شي، اون بونگ هي؟
بايد به خودم بيام
...خب؛ همونطور
که خودت گفتي هم واسش آب بردم هم دارو
اما...اينقد تو ذوقش خورد و ناراحت شد که نزديک بود بزنه زير گريه؟
جدي؟
ايـــــــش
بعداً حسابي دعواش ميکنم
والا اگه بخاطر اون، خودت خودتو دعوا نکني جاي شکرش باقيه
عمراً اگه از گل نازکتر بهش بگي
درضمن فکر کنم اشتباه متوجه شدي
من که از وکيل اون شاکی نیستم
از تو که پررو پررو نشستي جلوم و توچشام نگاه ميکني شاکی ـم
وا...واسه چي؟
والا اگه روحمم خبرداشته باشه که بين شما دوتا چه خبره
گفتي يه فرمايش ديگه هم داري
هان؛ آره
اين يکي درموردِ جونگ هيون سوئه
ببين ميتوني چيزه ديگه ي درموردش پيدا کني
منظورت؛ همين موکل قبليمون؛ جونگ هيون سو ديگه؟
آره
نذار کسي بفهمه
واسه چي ميخواي کسي نفهمه؟
فقط محض اطمينان؛ خودت که ميدوني من چطور آدمي ام
...اي بابا؛ فکر ميکردم از شرِ اون توهم
که فکر ميکردي هنوز دادستاني خلاص شدي
اگه به همين راحتيا بود که ديگه غمي نداشتم
نيگا نيگا؛ چقد خوب بلدِ حرف بزنه
فکر کن داري يه پرس وجوي خيلي ساده انجام ميدي
خيله خب؛ فهميدم
يه لحظه آقاي بانگ
..خب
ازت ممنونم
واسه چي؟
خب
همه چي
بيخيالِ کارِ دولتي شدي و اومدي پيش من که تو همچين شرکتي کار کني
درعوضش منم سعي ميکنم از لحاظ مالي راضيت کنم
ميدونم اداره ي اين شرکت کلي برات خرج برداشته
خودت که ميدوني؛ رئيس بيون چاه نفته
اين همه پولُ که تو قبرش نميزارن
خيلي خوشحالم که اينجام
کارکردن تو همچين شرکتي با همچين همکاراي سرخوشي؛ خيلي باحاله
واقعاً راضي ـم
...بزرگترين
حسرت زندگيتون چيه؟
از کارِ نازنينم استعفا دادم؛ اومدم اينجا و شماها رو ديدم
ديگه برو سرکارت- چشم-
واسه درآوردنِ ته تويِ زندگي هيون سو که عجله نداري؛ درسته؟
نه که مدير اينجام؛ واسه همين کلي کار ريخته رو سرم
راس ميگي؛ هروقت سرت خلوت شد برو دنبالِ اون کار
ببينم چيکار ميتونم برات بکنم
يا خــــداااا
جونگ هيون سو چي شده؟ ميخواين چيکار کنين؟
واسه چي از خودِ وکيل نو نميپرسي؟
جونگ هيون سو چي؟
...چي؟ هان؛ اون
...جونگ هيون سو- خب-
..خب
وکيل نو
خیلی خیلی خوشحالم
خیلی خیلی ممنونم
... هر وقت جونگ هیون سو رو می بینم
انگار دارم خودمو می بینم
... منم یه بار بهم اتهام قتل زدن
زندانیم کردن
اون موقع فکر کردم دارم به خودم نگاه می کنم
به لطف اون تجربه ای که داشتم تونستم آزادش کنم
بنظرم خیلی خیلی باحاله
حس می کنم کار شاقی کردم
آی
خیلی خوشحالم
وکیل نو
ازش خواستی چیکار کنه؟
... خب
هنوز لازم نیست بدونی
آخه چرا؟ چرا هنوز لازم نیست من بدونم؟
... خب، اگه دلیلشو بهت بگم
چیزی میشه که لازمه بدونی
ناسلامتی موکل منم بود
چرا بهم نمیگی؟
چون عشقم می کشه نگم چون دوست ندارم
عشقم نمیکشه بگم، خوب شد؟
نه خیرم - حالا هر چی -
آها، راستی
... تو
خماریت چطوره؟ خوب شدی؟
نمیگم بهت
چطور با بزرگتر از خودت انقدر پررویی؟
دیگه بزرگتر بودنت بعد از عملکردت معلوم میشه
اینجوری ام چون از خودت یاد گرفتم
نه خیر همیشه خدا همین جوری بودی
من؟ - آره -
چرت میگه برا من - ایش -
... ایش؟ واقعا که
اینا تحقیقات از موکل های آقای جی هستن
... دو تا از شما اینجا
... باید مجانی کار کنین یا
برین درخواست وکالت تسخیری بدین
واسه یه کم بعد هم ... خودم از پارتیم استفاده می کنم و جامو
هوی
شکم شماها خوب کار می کنه؟
آخرین چیزی که خوردیم ... سوسیس بود، کوفت بود، چی بود
کُشت منو بابا
داره میاد بالا دارم میارم بالا
اَه، حالم به هم خورد
حس حالت تهوع بهم دست داد
باید مشروب خوری رو ترک کنیم
موافقم - منم -
... اگه من باز لب به مشروب زدم
پسر این حاج خانومم
به زودی پسر دار میشی، وکیل اون
پسر لنگه ای این نخواستیم
چی؟ چرا؟
... چمه مگه؟ خوشگل نیستم که هستم
پولدار نیستم که هستم، بزغاله
آها، پولشو می خوام
بیا تقسیم کنیم پس
... بزغاله ها
شد ما یه بار مثل آدم جلسه بذاریم؟
آرزوم الان فقط همینه، خب؟
من برگشتم
چیه؟ باز چی شده؟
باز ووکی مونُ ناراحت کردین؟
دادگاه خوب پیش رفت؟
معلومه، منو میشناسی که
آها راستی، امشب در دسترس باشین همگی
مهمونتون می کنم
یه شیشه شراب اعلا دادن بهم
No comments yet. Be the first to leave one.