The first 200 lines.
خب، پیشبینی هوای آخر هفته برای این منطقه خوب به نظر میرسه
آسمون صاف رو برای "برنتوود" پیشبینی میکنیم
تا خودِ شمال یعنی "ریچموند"
و کل ایالت ویرجینیا
با دمای حداکثر ۲۹ درجه (۸۵ فارنهایت)
کمینه دمای امشب هم حدود ۱۸ درجه (۶۵ فارنهایت)
آخر هفتهی خیلی خوبی برای کوهنوردهاست که بزنن به دل طبیعت
دختر قشنگیه
باید بهش خیلی افتخار کنی
اون یارو سیاهپوسته کیه؟
داریوس کلمنز. دوستپسرشه
با یه گروه از دوستاشون داشتن سفر میکردن
خب، مسیر "آپالاش" جای خیلی بزرگ و طولانیایه
یعنی از خودِ ایالت "مِین" تا "جورجیا" ادامه داره
من داشتم... مسیرشون رو دنبال میکردم
و اون، خب، قول داده بود که هر هفته زنگ بزنه یا پیام بده
و الان شش هفته شده که خبری نیست
آخرین جایی که بهم پیام داد، همینجا توی شهر شما بود
خب، راستش کلی جوون
از اینجا رد میشن
منظورم اینه که، میان و هر کاری که میخوان میکنن
و بعدش هم میرن پی کارشون
پسر خود من رفته "تامپا" و توی یه گروه راک
کیبورد میزنه
یادم نمیاد آخرین بار کی بهم زنگ زده
دختر من اونطوری نیست
خب، اگه بخواید میتونیم رسمیش کنیم
این فرم گزارش مفقودی رو پر کنید
هر چقدر که میخواید با جزئیات بنویسید
اما اگه بخوام شرط ببندم
میگم یه جایی توی سواحل فلوریدا داره حموم آفتاب میگیره
تسویهحساب مهمونها خودکاره. من بهندرت رفتنشون رو میبینم
بیشترشون تا قبل طلوع آفتاب میرن
تا به پروازشون برسن یا به ترافیک نخورن
و هیچی توی اتاق جا نمونده بود؟
نه. ماشینشون هم رفته بود
اوکی، اگه چیزی به ذهنتون رسید
لطفاً بهم زنگ بزنید، باشه؟
اسمم اسکات هست
با رئیس پلیس صحبت کردی؟ آره
حس نکردم خیلی موضوع رو جدی گرفته باشه
اینجا شهر آرومیه
هرچی آرومتر باشه، اون بیشتر وقت میکنه بره ماهیگیری
سلام، جِن هستم
پیام بذارید، خودم بهتون زنگ میزنم
ممنون، فعلاً
یه بار دیگه نگاه کن. لطفاً
شرمنده، نه
میدونی چندتا توریست از اینجا رد میشن؟
من نوشیدنیها یادم میمونه، نه صورتها
چیزی گم کردی؟
دخترم رو
اسمش جنیفره
با پنجتا از دوستاش از اینجا رد شده
همه همسن و سال بودن
آره، دیدمشون
بچهسوسولهای لعنتی
اتفاقی متوجه نشدی از کدوم طرف رفتن؟
شاید سمت شمال
توی مسیر کوهنوردی
اما اگه توی اون جنگلها گم شده باشن
بهتره همین الان برگردی خونهت
چون هیچوقت پیداشون نمیکنی
آره، خب، من این حرف رو باور نمیکنم
نمیتونم باور کنم
هر چی میخوای باور کن آقا، اما این رو بدون
اون بیرون، طبیعت هر چی رو که شکار کنه میخوره
تا مغز استخونش رو
براش هم فرقی نمیکنه یه دختر خوشگل باشه
خودت بچه داری؟
اگه تو بودی چیکار میکردی؟
هفته قبل ۶
نظرت درباره این یکی چیه؟
خوبه... بد نیست
آدام. بیخیال دیگه
چی؟ چه مرگته؟ لازمش دارم
چیه؟ میخوام عکست رو بهت نشون بدم
گوشی رو بده به من. نه
گوشیمو بده. هوی
عزیزم، حالت خوبه. فقط نفس بکش، ذهنت رو آزاد کن
لذت ببر، باشه؟
این یکی رو نگاه کن
من همیشه انقدر غمگین به نظر میام؟
آره، راستش آره. همینطوری هستی
واقعاً باید خیلی دوستت داشته باشم
واقعاً هم داری. عجیبه که چقدر تو
تو عجیبی. تو عشق منی
حالا بوسم کن
اوه! آآآخ
داری کاری میکنی من ضعیف به نظر بیام
ببخشید. نباش
دمِ قدرتِ دخترا گرم
قدرت دخترونه
پسر، این رو از کجا یاد گرفتی؟
بابام
دوتا چیز بهم یاد داد
چطوری طعمه به قلاب بزنم و چطوری لاستیک عوض کنم
بابای منم بهم یاد داد چطوری تامپون بذارم
تکسرپرست بود دیگه
تمام مدت چشماش رو بسته بود
تجربهی خوبی نبود
اه... چه بد
اوه
اوه، تموم شد. عالیه
جن، جن، جن، جن! قهرمان لعنتی من
جای باصفا و قدیمیایه
آره، مخصوصاً اگه دلت واسه
دوران قدیمِ بردهداری تنگ شده باشه
بسیار خب
اون مال توئه عزیزم. داشتم مال تو رو برمیداشتم
سه تا اتاق واسه دو شب؟ بله
قوانین مسافرخونه توی اتاقهاتون نصب شده
مصرف الکل توی تراس ممنوعه
توی اتاق شمع روشن نکنید، صدای موزیک رو بلند نکنید و سر و صدا راه نندازید
شنیدید پسرا؟ آدم باشید
ممنون. نگران نباشید
حواسم بهشون هست که زیادهروی نکنن
قبلاً اینجا اومدین؟
اولین باره. فقط اومدیم یکم کوهنوردی کنیم
یه نصیحت بهتون میکنم
فقط از مسیر مشخص شده برید
زمینهای اینجا میتونه
بیرحم باشه
ممنون
مراقبیم
باید یه چیزی بنوشیم
میدونستید کلی از مخالفای بردهداری
اهلِ همین شهر بودن؟
داریوس عاشق اینجور چیزاست
تاریخ یعنی این، عزیزم
اون زمان مردم واقعاً میجنگیدن
واسه چیزایی که بهش باور داشتن
راستی، جریان اون چی بود؟
اون حرکتِ یه ذره قبلت؟
چرا نخواستی دستم رو بگیری؟
هیچی. دلیلی نداشت
اوه، حتماً یه دلیلی داره
همون دلیلی که داریوس رو کلافه کرده
آدام. پسر
چیه؟ اون یه پسر سیاهپوسته با یه دوستدختر سفیدپوست
توی یه دهاتِ داغون وسط ویرجینیا
هی
شماها اهل اینجا نیستین، نه؟
از کجا فهمیدی؟ آره، خب
اومدیم مسیر "آپالاش" رو ببینیم
دو روز کوهنوردی. چیز خاصی نیست
اون بالا چیزای خطرناکی هست
اگه سوالی داشتین یا راهنما خواستین
من و رفیقام که اینجا نشستیم
این زمینها رو مثل کف دستمون میشناسیم
آره، ممنون. دمت گرم
فکر کنم خودمون از پسش بربیایم
جونِ خودتونه
اما اگه نظرتون عوض شد
ما همیشه همین دور و بریم
توی یه وانتِ قراضه میچرخید و
مشروب خونگی میخورید، درسته؟
بسه دیگه
چی گفتی، دهاتیِ عوضی؟
نامزدم رو ببخشید
یادش میره که حرف زدن با آدمها
مثل کامنت گذاشتن توی "ردیت" نیست
به من زل نزن، پسر
شما هیپسترهای عجیبغریبِ لعنتی
مشکلِ کل این دنیا هستید
شرط میبندم هیچکدومِ شما
توی عمرتون یه کار درست و حسابی نکردید
پس بهتره خفه شید و درست رفتار کنید
اشتباه میکنی
جِن
دوستپسرم، داریوس، یه موسسه غیرانتفاعی انرژیهای تجدیدپذیر رو اداره میکنه
میلا متخصص سرطانه
آدام برنامهنویسه
گری و لوئیس هم دوتا رستوران توی نیویورک دارن
نمیدونم، من به اینا میگم کار واقعی
خب تو چی، عزیزم؟
من دوتا فوقلیسانس دارم
تاریخ هنر و رقص
که یعنی با قهوه درست کردن شکممو سیر میکنم
اما الان که دارم بهت نگاه میکنم
میبینم که توی چشمات یه زردیِ خاصی هست
که معنیش چی میشه میلا، هوم؟
اوه، خب... ممکنه مشکل کبدی یا یرقان باشه
هپاتیت، یا سندروم ژیلبرت
راستش بهتره یه دکتر بری
بسیار خب، پس
مراقب خودتون باشید بچهها
شاید باز هم همدیگه رو دیدیم
جدی میگم، دیگه هیچوقت اون کارو نکن
من طاقت این چیزا رو ندارم. پسر، چرا میذاریم تو مشروب بخوری؟
چون معمولاً خیلی بامزه میشم
نه، راستش تو هیچوقتِ هیچوقت بامزه نبودی
یعنی اصلاً. پس نوشیدنیها چی شد؟
این آهنگ رو بلدی
بلدیش؟ نه، ولی خیلی حال میده
ایول! آآآخ
خب همگی، ساعت ۸ صبح بیدارباشه
لوئیس، گری، با شماهام
اوه. - باشه، من صبحها اصلاً رو فرم نیستم
اگه هشت ساعت خوابم کامل نشه مثل زامبی میشم
No comments yet. Be the first to leave one.