The first 200 lines.
عينک دودي, ساعت کيف و کفش
اگه بتونيد بگيد کدوم يکي اصلي و کدوم تقلبي، کسب و کارمون رو ميذاريم کنار
بگيد دوست داريد ما چي رو کنار لوازم بذاريم؟
شبکه تون چقدر گستردهست؟
چهار محله
و يه مغازه توي ميدون شهر
زنهاي خونهدار مشتريهاي دائمي ما هستن
چهار محله؟
زنهاي خانهدار؟
شما چه محوطهاي رو ميخواييد پوشش بدين؟
خيلي بيشتر از چهار محله
حداقل يه فرصت به ما بدين
آبجي
...اون
فقط يک بار ميگه
بعدش اسلحهاش صحبت ميکنه
نگران نباشيد
اما...اينطوره ديگه
ميتونيد بريد
...اين براي من نيست
براي مادرم ـه
تازه آب مرواريدش رو عمل کرده
ببينيد
اميدوارم همينقدر کار رو بتونيد براي ما بکنيد آبجي
بفرماييد
خدا پشت و پناهتون باشه ممنون
باهاتون تماس ميگيرم
رابين اسم واقعيته؟
يا اون هم تقلبي ـه؟
و هر بار مادرت رو عوض ميکني؟
من مادرم رو سه بار نه بلکه سي بار عوض کردم
اما براي اون فرقي نميکنه
مادرم رفته بالا و ستاره شده
توي بچگي همچين مزخرفاتي بهم ميگفتن
چطوره؟
چايي ميخوريد؟ چايي بذارم؟
من پخشکننده بزرگتري لازم دارم رابين
اگه معاملهمون بشه تو هم به پول ميرسي
دنبال کسي ميگردم که
بتونه آدمي مثل تو رو حسابي بترسونه
اون پسره که اون روز اومده بود
از بيهار؟
من رو بهش معرفي کن
تياگي
تياگي
باشه پس
بله؟
مونا دوباره فرار کرد؟
ديوونه شدي؟
براي معامله تنها اومدي اينجا؟
به من هم نگفتي
من دارم براي يه کاري برنامهريزي ميکنم
و تو اينجا داري از اين کاراي احمقانه ميکني؟
ميدوني اين کار چقدر خطرناک بود؟
خيلي خوش گذشت گولو
فشار دادن گلوي نازکش خيلي حال داد
باعث شد حس کنم خيلي خيلي قوي هستم
گودو پانديت برگشته
و اومده که بمونه
دفعه بعد که دستم به دشمنها برسه ديگه نميتونن فرار کنن
"ميرزاپور"
اين تصميم کي بود؟
تصميم من بود دايي
لازم نيست دروغ بگي
و من بچه نيستم که براي کاراي خودم از کسي اجازه بگيرم
من اين تصميم رو گرفتم
توي جلسه من تصميم گرفتم و اين تصميم هم مال من بود
توي جلسه تو فقط شليک کردي
تصميم رو من گرفتم
من هنوز ميرزاپور رو به تو تحويل ندادم
اون فقط يک اعلانيه شفاهي بود
انتخابات نزديک ـه
خشونت نميخواييم
من بهت گفته بودم که جايي نرو
چرا رفتي؟
چون نميخواستم يه بار ديگه اشتباهي که شما مرتکب شدين رو تکرار کنم
به خاطر اين رفتم
يه راتي شانکار ديگه توي زندگيمون پيدا ميشد
اگه به موقع با دشمن در نيوفتي
تبديل به بواسير ميشن
و شما اين رو ميدونيد
و شما که همه چي رو ميدونيد پس بايد اين رو هم بدونيد که
الان بابار توي تيم گودو هستش
مرحله دوم تجمعات انتخابي امروز شروع ميشه
برو به تجمعات رسيدگي کن
و يه کم کلهات رو خنک نگه دار
دفعه قبل با دختر وزير بدرفتاري کردي
اين بار درست رفتار کن
پاشو، برو
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي. ز - ويرايش: هانا
بائوجي
از تو انتظار بيشتري داشتم
برو
عجب ويلاي خوشگلي
مال کيه؟
مهم ـه؟
پس مال تو نيست
تو يه کلاهبردار به تمام معنايي
اول به زور وارد خونه من شدي
و حالا اومدي به ويلاي يه نفر ديگه
...چطور
همچين کارايي ميکني؟
ذاتا اين کارهام
گفتم بياي اينجا تا کمکم کني ورزش کنم
آره, ساعتي 300 روپيه ميگيرم
کلي درس خوندم تا دکتر بشم
رايگان اين کار رو نميکنم
...و تو
براي جلسات قبليمون هيچ پولي ندادي
بيا اول حساب کتاب قبلي رو انجام بديم
شروع کنيم؟
...18
...19
يکي ديگه
بعدا تا 50 ميريم
آخرين هدف ماست
بلند شو
آروم
راه برو
اولش کمک لازم داري، باشه؟
باشه
من کمکش ميکنم
روزي دو بار بايد اين کار رو بکني با موفقيت کامل
خيليخب
براي امروز همينقدر کافيه
شبنم
توي کشو پول هست پولش رو بده
ممنون
دفعه بعد با خانواده بيا
من هم ليپي رو ميبينم
حتما ميارم
ويلا رو که ببينن خيلي خوشحال ميشن
بابار ميرسونتت
خيليخب
دوست داري يه روزي با من بري بيرون؟
خيلي وقته که بيرون نرفتم
گفتم بيام از تو بخوام
...خب
...من نميتونم رانندگي کنم
من ميرونم
من ميبرمت بيرون
مونا اومد
داشتم زنگ ميزدم
خب؟
آبجي منتظر بود
اگه آبجي منتظر بود پس آبجي بايد زنگ ميزد
تو کي هستي آخه؟
برو ببينم
کتکت زدن؟
تو ميخواي توي انتخابات پيروز بشي ديگه؟ نه؟
روي شعارها تمرکز کن
حزب لاک سواراج" "زنده باد-
حزب لاک سواراج" "زنده باد-
حزب لاک سواراج" "زنده باد-
ببخشيد
اگه راحتي بيا بشين روي پاي من
کنترل ـم رو از دست دادم
بابام ازم خواسته با آبجيت درست رفتار کنم
اما تو رو ميزنم ميترکونم و از جيپ پرتت ميکنم بيرون
گوساله احمق
"اوتار پرادش بايد خالي از جرم و جنايت باشه"
"اوتار پرادش بايد خالي از جرم و جنايت باشه"
"اوتار پرادش بايد خالي از جرم و جنايت باشه"
"اوتار پرادش بايد خالي از جرم و جنايت باشه"
گزارش چي ميگه؟
رفتي دکتر رو ببيني؟
گفت همه چي خوبه
بينا
خيلي وقته پاهام رو ماساژ ندادي
توي اين شرايط براش خوب نيست اين کار رو بکنه بائوجي
راديا اين کار رو ميکنه
رادهيا نه
من به کمکش نياز دارم
راجا اين کار رو ميکنه
بله خانم
من اين کار رو ميکنم
...داشتم فکر ميکردم
که اين هفته به ديدن پدر و مادرم برم
آره, البته بريد
هواي لاکنو براي بچه خوبه
مامانم ميگفت که ميخواد مراسم پوجا برام بگيره
مهم نيست
به هر حال يه پسر سالم به دنيا مياري
خانواده
تريپاتي فقط پسر به دنيا ميارن
من ميرم يه کم استراحت کنم
تفاوت زيادي بين خانواده ما و خانواده داداش کالين وجود نداره
توي هر دو خونه، پدر و پسر توي چشم هم نگاه نميکنن
روابط توي خانواده داداش کالين خيلي ضعيف ـه
خيلي واضح ميتونم اين رو ببينم
...داداش گودو و بابا
امروز داداش گودو با سوئيتي رفته بود سر قرار
...من رو هم به زور باهاشون فرستادن
به عنوان همراه و پيرو داداش
...اونجا من
همراه سوئيتي رو ديدم...خواهرش
گاجگاميني
...فکر ميکنم بايد به گولو بگم
که درباره اون
چه حسي دارم
No comments yet. Be the first to leave one.