The first 200 lines.
آنچه گذشت
طرف رو گرفتیم - - کی هست؟
شان کلی - شان کلی؟ -
همونی که چند روز پیش به خاطر خشونت خانگی دستگیرش کردی
باید بری عقب
نمیذارم دخترها رو ببری
کالین، اگه بیدردسر پیش بره براشون راحتتره، باشه؟
یه زن جوان دیگه پیدا شده. امیلی موریس
اوردوز انسولین؟
نه. این یکی تیر خورده. هنوز زندهست
کی این بلا رو سرت آورده؟
کار یه پلیس بوده؟
به نظرمون دوباره این کار رو میکنه
اگه نیاز داشتی چیزی رو قایم کنی بذارش اینجا
اگه نیاز داشتی چیزی بهم بگی هم بذارش اینجا
اگه تو هم خواستی چیزی بهم بگی میذارمش اینجا
یکی از زنهای اوینو گفت که باید دنبال یه پلیس باشیم
کیه؟
پائولا مولرانی
شان کلی؟ اونکه پلیس نیست
ظاهرا پائولا اشتباه کرده
درست مثل من. کاملا در اشتباه بودم
یادم نمیاد آخرین باری که حق با من بود کِی بوده
نه، نه، نه
اون ذهن زیبات رفت تو هپروت
باز افتادی تو هزارتوی فکر و تردید
اصلا میدونی چیه؟ - چیه؟ -
بذار امروز صبح کارمون رو سادهتر کنم
اوه
اول، لباسهام رو میپوشم
شلوار. تیشرت
کفش. به همین ترتیب
بعد یواشکی
و پاورچین پاورچین میرم برات چای حاضر میکنم
و قبل از اینکه فرصت کنی وحشتزده شی
یا توماس از خواب بیدار شه
از خونه میزنم بیرون
هرکدومش زودتر اتفاق افتاد
ذهنت کجا رفت؟
شان کلی
نمیتونم هضمش کنم
میدونم که از خیلی جهات سایمون منطقیتر بهنظر میرسه
ولی شنیدی که دیپائولو چی گفت - میدونم -
باید بیخیالش شی میک
بهخاطر خودت هم که شده - نمیتونم -
بهخاطر کیسی
اگه کلی قاتل باشه پس کیسی کجاست؟
حداقل اگه کار سایمون بود میدونستم کجا ممکنه پیداش کنم
شیش ماه شده. تا حالا هیچوقت اینقدر طولانی غیبش نزده بود
نه خونه جیه نه اشلی
هیچکس تو اوینو ندیدتش
پیداش میشه. همیشه سروکلهش پیدا میشه
چه حرفهای دلگرمکنندهای
حس میکنم اصلا دلت نمیخواد پیداش بشه
هیچوقت ازش خوشت نمیاومد
.آره. همه چی تقصیر منه نیست کیسی از من خیلی خوشش میاد
نباید اونروز میذاشتم از خونهمون بره
تو که نگفتی بره
خودش تصمیم گرفت
تقصیر تو نیست
ببین... به یه سری از رفقام تو بخش سیام سپردم دنبالش بگردن
اما اگه خودش نخواد کسی پیداش کنه از یه حدی بیشتر کاری از دستمون برنمیاد
باید بیخیالش بشی
هروقت پیداش کردم بیخیال میشم
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
«رودخانه طویل روشن»
توماس، حاضر شدی؟
بتانی تا ده دقیقه دیگه میرسه
آره. دارم لباسهام رو میپوشم
فکر میکردم از بتانی خوشت نمیاد
سوءتفاهم شده بود
اوه - صبح بخیر-
صبح بخیر. میخواستم این رو بهت بدم
توماس دیروز دوندون رو خونهم جا گذاشت
گفتم شاید احتیاجش داشته باشه
مرسی
بابت دیشب هم خیلی ممنونم
نمیدونم اگه اتفاقی افتاده بود چی کار میکردم
نیازی به تشکر نیست
توماس واقعاً پسر دوستداشتنیایه
اینروزها کسی زیاد بهم سرنمیزنه
اگه خواستی دوباره مراقب توماس باشم
احتمالاً واسه خودم هم خوب باشه
میتونه کمکم کنه درخت کریسمسم رو تزئین کنم
بابت پیشنهادت ممنونم ولی برای امروز با کسی هماهنگ کردم
وای، وینی پو نه
وینی پو؟
بتانی رو میگی؟
شبیه اون لباس میپوشه
راستش نمیخواستم اینقدر به جزئیات نافش آگاه باشم
خودم مراقب توماس هستم
درسته خیلی مستاصل شدی عزیزم
ولی دیگه نه در این حد
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
ماریا، شان کلی هنوز تو بازداشتگاهه؟
آره، ولی قراره به زودی منتقلش کنن ریورساید
به محض اینکه استراحت سم تموم بشه
باشه. ممنون
میکی، یه دقیقه وقت داری؟
احتمالا خبرها راجع به اون مجرمی که در رابطه با پرونده خشونت خانگی دستگیر کردی به گوشت رسیده
ظاهرا احتمال داره تو اون قتلها هم دست داشته باشه
لافرتی گفت سر صحنهی قتل اول دیدینش
من رو یادت نمیاد، نه؟
چیز زیادی خاطرم نیست
لافرتی باهاش صحبت کرد
میگفت که کلی مضطرب و عصبی به نظر میرسید
اولش فکر میکرده خمار بوده
ولی حالا دیگه آنچنان مطمئن نیست
مطمئنیم کار خودشه؟
چون من سر یه دعوای خونوادگی بازداشتش کردم
و بهنظر نمیرسید کسی باشه که بخواد یه قتل رو لاپوشونی کنه
یا چند قتل. راستش رفتارش کاملا خلافش رو نشون میداد
تا اینجا که دیانایش رو روی دوتا از قربانیها پیدا کردیم
.سابقهی خشونت هم داره الان هم داریم خونهش رو بررسی و با زنش صحبت میکنیم
سعی داریم یه جدول زمانی برای قتلها دربیاریم
.هی، نگران نباش داریم تمام احتمالات رو بررسی میکنیم
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
برام پاپوش دوختی
من واسه تو پاپوش دوختم؟ تو گفتی من رو یادت میاد
حالا میدونم از کجا
صرفا داشتم اذیتت میکردم
یعنی واقعاً فکر کردی اگه خودم اون دخترها رو کشته بودم
میاومدم اینطوری سربهسرت بذارم
یا یادت بندازم اون موقع کنار ریلها بودم؟
چیزهایی که میگن کار من نبوده
دیانایت که چیز دیگهای میگه - دست بردار -
اولین مرد فیلادلفیا نیستم که ده دلار خرج حال و هولش کرده
و احتمالا آخرین نفر هم نباشم
این دختره رو ندیدی؟
واقعا خیال کردی کمکت میکنم
که دوباره بتونی واسهم پاپوش بدوزی؟
نکردمش
دختره رو میگم
...ولی
بقیه چرا
ماریا، امروز لافرتی رو ندیدی؟
نه، ندیدمش
بچهها، لافرتی رو ندیدین؟
مرخصیه
چرا؟
چی شده؟
چی شده یهو نگرانش شدی؟
خودت درخواست خدمت انفرادی دادی
پس فکر کنم این سوالت تو دستهی «به تو ربطی نداره» قرار میگیره
آروم باش بابا اومدم
میکی
اینجا چی کار میکنی؟
اومدم بهت سر بزنم
آهرن گفت مرخصی رد کردی
چیه؟
صرفا فکر نمیکردم که تو... آره
ببخشید. بیا تو
بفرما
.ببخشید که خونه بهم ریختهست بچهها تازه رفتن
عمرا اگه یاد بگیرن که باید بعد از بازی هرچیزی رو بذارن سرجاش
کاملا درک میکنم
معلومه. من رو ببین دارم به کی میگم
آبجو میخوری؟ فکر کنم چندتا لاگر تو یخچال داشته باشم
خب، الان که مشغول انجام وظیفهم
ولی مرسی
اوه
حقیقتش معلقم کردن
چرا؟
عدم پیگیری درست وظایف، آهرن که اینطوری گفت
بهت که گفتم برای این کار ساخته نشدم
حس میکنم ذهنم کاملا بهم ریخته، میدونی؟
بهخاطر مُردن اون دخترها
طبیعیه
به این معنیه که اهمیت میدی
مطمئنی؟
نمیدونم
میدونی چی بیشتر از همه چی داغونم میکنه؟
پنج دقیقه باهاش حرف زدم
شان کلی رو میگم
...پنج دقیقه با قاتل واقعی حرف زدم و
اصلا متوجه نشدم
شاید میتونستم جلوش رو بگیرم که دیگه ادامه نده
شاید اون قاتل واقعی نباشه
من فکر نمیکنم کار اون بوده باشه
شاید حس اولیهت درست بوده
مرتب تو ذهنم مرورش میکنم هی فکر میکنم چی رو از قلم انداختم
چی؟ چی به ذهنت رسید؟
مردی که گناهکار به نظر میرسید
داشت میلرزید
صحنهی جرم رو نگاه میکرد
انگار میخواست هر چه زودتر بزنه به چاک
ولی تمام حواسم پی جنازه بود
اینها رو به آهرن گفتی؟
آره. احتمالا برای همین معلقم کرده
شاید واقعا حق داشته
...ولی
راستش فکر نمیکنم اصلا براش اهمیتی داشت
یعنی خب ما مدتهاست همدیگه رو میشناسیم
...ولی بعضی وقتها
.نمیتونی یه نفر رو خوبِ خوب بشناسی میدونی؟
منظورت چیه؟
نمیدونم. یه مدته که تغییر کرده
از وقتی شروع به کار کردم تو خودشه و از بقیه فاصله گرفته
یعنی داره چیزی رو مخفی میکنه؟ - نه -
شاید به اینخاطر بوده که زیادی سوالپیچش کردم
No comments yet. Be the first to leave one.