The first 200 lines.
بازنويسي و ترجمه خط هاي جاه افتاده :kiyavash62
ديگه وقتي نمونده ،عجله کن ،همه گلها رو وسط بزار
دوباره داري مي خوري ! چيکار داري مي کني ؟ الان ديگه مهمون مي رسه ! برو زودباش
! خانم اينارو کنار بزارين
! رئيس
بيرون سرده ،برو توي خونه منتظر بمون
اوه ،براي کي داريم آماده مي شيم ؟
من ،گو سون جا ،تمام توانم رو به کار مي برم لطفا نگران نباشيد
بله ،من مطمئنم که مامان دوک نام مي تونه اينکارو بکنه ممنونم
! بله
بابا
! اوه ،خوش اومدي
لطفا سلام کن ،اين پدرمه
از ملاقات شما خوشبختم من سوگون وو هستم
خوش اومدي
..اون دکتر
با اينکه مي دونه بورا چه شخصيتي داره تصميم داره باهاش بره بيرون ؟
..اون به نظر نجيبه،اما زندگيش محکومه محکوم
داداش ،تو مي دونستي اونا با هم مي رن بيرون ؟
بله ،مي دونستم
واقعا ؟
مسلمه ،تو تمام روز رو با بورا بودي
اگه زودتر مي دونستم بهش هشدار مي دادم
..و چيزي که مهمتره
من هنوز عاشقت نيستم
اگه اشکالي نداره
با من قرار مي زاري ؟
اگه تو هم نمي خواي ،اشکالي نداره
اون بچه بزرگ شده ،حتي داره با ديگران رابطه برقرار مي کنه
نمي دونم از مزه اش خوشت مياد يا نه
ممنونم
از غذا لذت ببريد
بله
بيا
بيا بخور
پدرت جراحه؟
پدر و مادرم جراح قفسه سينه هستن هر دوشون در کنفرانس پزشکي سان ديگو هستن
برادر بزرگترم پزشک اطفاله و کلينيک خودش رو داره اون ازدواج کرده
فکر کنم از دکتر جانگ شنيدم
چرا تو ميخواستي دکتر بشي ؟
هان ؟
نمي تونه به خاطر اينکه در خانواده دکترها به دنيا اومدي تصميم به اينکار گرفته باشي ؟
بله ،من فقط دنباله رو ديگران بودم
! گون وو
چون تمام خانواده من دکتر هستند زياد بهش فکر نکردم و فقط يکي مثل اونا شدم
اما اخيرا ،شکرگزارم که اين شغل رو انتخاب کردم
چون کسي رو پيدا کردم که واقعا مي خوام درمانش کنم
براي ملاقات امروز خيلي خوب حاضر شدي
من از چيزهاي کارامد و از نکته داني خوشم مياد
چه برنامه اي براي بوراي من داري ؟
اگه به من اجازه بديد ،پدر مي خوام باهاش ازدواج کنم
! سو ...سوگون وو
من فقط ازت خواستم قرار بزاريم هيچي درباره ازدواج نگفتم
منظورم اين نيست که به بلافاصله ازدواج کنيم
مي تونم خيلي منتظر بشم
وقتي بورا از دانشکده فارغ التحصيل شد باهاش ازدواج مي کنم
پدر ،لطفا به من اجازه بديد
! خوبه
من ازت خوشم مياد
خوب از بورا مراقبت کن
! ممنونم ،پدر زن
بيشتر بخور
بله
بورا
شما زوج عالي هستين
تبريک مي گم
لازم نيست تو به من تبريک بگي
من به اين دليل باهاش قرارنميزارم
معذرت مي خوام ،بورا
براي چي معذرت مي خواي ؟
ازت ممنونم ،همه چيز با سوگون وو خوب پيش مي ره
با اينحال
من معذرت مي خوام
..اون قول
معذرت مي خوام که نتونستم دوباره انجامش بدم
..تو
تمام مدت مي دونستي ؟
تو خيلي تغيير کردي براي همين نمي تونستم بلافاصله بشناسمت
تو قبلا يه دختر کوچولو بودي
اما خيلي تغيير کردي
بله ،من تغيير کردم
من دختر کوچولويي که 8 سال پيش مي شناختيش نيستم
مثل تو که ديگه اون داداش نيستي
! بورا
اينقدر ازم متنفر نباش
نمي تونم از اين مطمئن باشم
اما انتظار نداشته باش که دوباره داداش صدات کنم ؟
! همينطور ريشاتو بتراش
وقتي جوونتر بودي خوش قيافه تر بودي
! اما الان مثل پيرمردايي
ابله من هيچوقت ازت متنفر نبودم
پدرم چطور بود ؟
اون ترسناکه
اگه ازش ترسيدي چطوري اينقدر خوب به سوالاش جواب دادي ؟
با اينکه وحشت کرده بودم به نظر مرد خوبي ميومد
اون ممکن نيست راحت از کسي خوشش بياد
اما يه بار که کسي نظرشو جلب کنه مدتها از اون شخص خوشش مياد
اون به نظر يه همچين آدميه
بورا ،تو خيلي شبيه پدرتي
بورا ،تو اونم همينطور دوست داشتي
..اولين عشقت
مدتها طول کشيده
ديگه بهش فکر نمي کني ؟
رُک و راست بگم
من اونو همين چند وقت پيش ديدم
واقعا ؟
بايد خيلي خوشحال شده باشي
خوشحال بودم
اما باز توي قلبم احساس درد مي کنم
اون با چيزي که تصورش رو داشتم فرق داشت
آه !من خيلي حسودم
اون چه جور آدميه ؟
..اما
تو نگفتي که وقتي جوون بودي فقط چند بار ديده بوديش ؟
پس چرا اينقدر دوستش داشتي ؟
دليلش چي بود ؟
شايد اونموقع خيلي تنها بودم
من اون زمانا هميشه تنها بودم
مريض بودم
و هيچ دوستي نداشتم
من واقعا تنها بودم
براي همين اونو براي خودم دوست داشتم
اما حالا ديگه همش گذشته
خاطرات فقط خاطرات هستند
به هر حال ،من الان تو رو کنار خودم دارم ،درسته ؟
آه ! دارم ديوونه مي شم .واقعا
براي چي ؟
براي اينکه خوشحالم
به حد مرگ خوشحالم . واقعا
سرده ،ديگه برو تو
منم ميام تو
باشه
اوه ،بورا ،چند لحظه صبر کن ،اين
..اين
اين چيه ؟اين پيجره ؟
اين قدم سنجه
قدم سنج ؟
بدون ورزش ،فلج عضلاني مزمن بدتر مي شه
براي همين بهترين دارو ورزش کافيه
خيلي واضح اينو مي گه
...همينطور يه کاربرد ديگه هم داره
اگه در وضع خطرناکي بودي از اين استفاده کن
اميدوارم که چنين اتفاقي نيفته
اما اگه بدنت ازت پيروي نکرد يا اگه نتونستي حرکت کني
مي دوني منظورم چيه ؟
بله ،مي دونم
اگه وضع خطرناکي بود که داشتي منحرف مي شدي مي تونم ازش استفاده کنم
ممنونم ،گون وو
نيازي به تشکر نيست . خب ديگه من مي رم
خيلي شبيه پيجره
بايد به خاطر اينکه يه يادگاري دوست داشتني دارم ممنون باشم ؟
تا حالا 550 قدم راه رفتم
من فقط تو و خودم رو مي شناسم همه چيز رو به حال اولش برگردون
! برش گردون ،برش گردون
براي همينه که کسي توي سالن ورزش ما نيست
وقتي همه مثل پيرمرداي مسخره رفتار مي کنين
چطور ميشه انتظار داشت که بچه ها بيان اينجا و بوکس ياد بگيرن ؟
! زود باشيد و تمرين رو شروع کنيد
! اوه ! سرم درد مي کنه
...آه! سونگ ري ،من يه دفعه
اوه ...سرم واقعا درد مي کنه
فکر کنم شکستگي پايه مغزم دوباره برگشته
هر وقت ازت مي خوام تمرين کني ،خودتو به مريضي مي زني
! آخ مي خواي بري بيمارستان ؟
بيا بريم بيمارستان ،بيمارستان
اوه ،لازم نيست ...لازم نيست
منظورت از بيمارستان چيه ؟
گونگ سوک ،دونگ بوک ،بياين تمرين رو شروع کنيم
واه ! هان دوک گو ،دختر کُش شدي
واو ،مارکش چيه ؟پولشو قسطي دادي ؟
مال گونگ شيکه
آه ! گونگ شيک
سونگ ري ،من مي رم
من مي رم
اقايون
به سونگ ري کمک کنين آب دهنشو پاک کنه
! بياين تمرينو شروع کنيم
بايد با پريدن روي طناب شروع کنيم ؟
داداش توي لباس رسمي خيلي جذابه
..خيلي جذاب
بيماران فلج عضلاني مزمن
تاثير و مطالعه موردي تخريب
فلج عضلاني ؟
چرا داداش داره دربارش مي خونه ؟
نمي دونستي بورا مريضه ؟
نشانه هايي مثل خستگي با فلج عضلاني همراه مي شه
بعد از خوب استراحت کردن از بين مي ره
خوبه که امروز تونستي بياي
اگه تنها به اين ملاقات ميومدم به نظر احمق ميومدم
اما مي دوني پيرتر به نظر مياي ،بابا ؟
موهاتو رنگ کن
همينطور اين چه کرواتيه ؟خيلي بي رنگه
شنيدن غُر غُرات بعد از يه مدت طولاني احساس خوبي داره
تو بعداها بايد بيشتر به اينجور برنامه ها بري
و يواش يواش آدماي بيشتري رو ببيني و ياد بگيري که چطور تجارت کني
بابا ،اينکه ازم بخواي به همچين برنامه هايي برم سخت نيست
اما نمي خوام کار بيشتري انجام بدم
مستقيم بر مي گردي خونه ؟
نه ،اول مي رم پاساژ
آقاي جونگ بله
No comments yet. Be the first to leave one.