The first 200 lines.
میگل؟
تبریک می گم
کاری رو کردی که همیشه ازت انتظار داشتم
برنده شدی
کبری کای برگشت به همونجایی که بهش تعلق داره
برگشت به قله
همه از ما قطع امید کردن
فکر میکردن کارمون تمومه
...ولی الان میفهمن که
داستان واقعی تازه شروع شده
فکر می کردم مردی
فقط تو نبودی،پسر
من هم خیلی وقت بود نبودم
خوشحالم که می بینمت
هنوزم عصبی مزاجی, ها؟
ولی ازش خوشم میاد دوسش دارم
مطمئنم به خاطر همینه که الان شاگردت قهرمانه
عالی آموزشش دادی
درست همونطور که من بهت آموزش دادم
یادت رفته
هر چی که میدونی رو من بهت یاد دادم
نه همه چیو
بد نبود آقای لاورنس
بد نبود
ببین من نمیخوام بجنگم
فقط میخوام حرف بزنیم
درباره ی چی؟
چطور یادم دادی نامردانه بجنگم؟
چطور جام مقام دومیم رو شکستی؟
چطور سعی کردی منو بکشی؟
هیچ وقت نخواستم بکشمت
...برو به جهنم،توی حروم
مقام دومی الان چه حسی داره، ها؟
الان بازنده کیه؟
هی
هی،بیخیال
ولش کن
بیخیال نفسش بند اومد
داری می کشیش
رحم کردن به یه پیرمرد خیلی شرافتمندانه ست
همینطور احمقانه
~Ivan&Grisha~ :ترجمه و زیرنویس
آقای میاگی اینو بهت داده؟
اره
بهترین هدیه ی تولد عمرم
اخیرا زیاد فرصت اینو نداشتم که بیام اینجا
و اونطور که شایسته شه ازش مراقبت کنم
یه حسی بهم میگه که قراره برقش بندازیم
نگران نباش،قبلش خیلی کار داریم
دایره های بزرگتری درست کن
اره،بزرگتر
و یادت باشه
نفستو بده تو،بده بیرون
نه، نه ،نه،صبر کن،صبر کن یه کم دیگه بده عقب
باید کاملا متعادل باشه
دیدی؟
سلام
!سلام،مرد کاریمون برمیگرده
باید بگم حس خیلی خوبی داره که باز دستامو یه کم کثیف کنم
هی،سم کجاست؟
بالاست
هنوز هم از به هم زدنش با میگل حسابی به هم ریخته ست
آقای مبارز نامرد؟
نمیخوام بگم که بهش گفته بودم ولی خب بهش گفته بودم
دنیل
چیه؟
...قراره ناراحت باشم
ازینکه دخترم رابطه ش رو با بهترین قلدر کبری کای به هم زده؟
تو این یه مورد من طرف بابام
ممنون آنتونی،هی میدونی چیه؟
چرا این تابستون به تیم میاگی دو ملحق نمیشی؟
میتونی با رابی تمرین کنی
هنوزم کارشون خرمالیه یا کاراته ی واقعی ای هم هست؟
الان خرمالی فقط یه قسمتشه
...اگه شروع کنی که
همون اردو رو ترجیح میدم
هی عزیزم
فقط میخوام مطمئن شم زیاد شلوغ کاری در نمیاری باشه؟
خوشحالم که دوباره رفتی سراغ کاراته ولی اینکه باشگاه خودتو افتتاح کنی؟
مطمئنی بتونی یه تعادل بین این کار و همه اون کارایی که درگیرشی ایجاد کنی؟
تعادل تخصص منه اصلا
گوش کن من نمیخوام سم و آنتونی با یه مشت بچه
برن مدرسه که فکر میکنن میتونن تقلب کنن و قسر در برن
نباید بذاری قلدرا برنده شن
یه نفر باید یه کاری بکنه
اره،ولی چرا باید اون یه نفر تو باشی؟
چون من میدونم چطور کبری کای رو شکست بدم
سی سال پیش شکستش دادم
و باز هم میتونم
بیست به ده
هوگان چه بازی ای کرد
...اون طوری توپ رو گرفت که
تبریک میگم استاد
ممنون
بفرما داخل؟
واقعا خوبه
گفتی اسمش چیه؟
ترِس لچِس
ترِس لچِس
یعنی سه تا شیر
بهتر از شیریه که قبلا میخوردم
میگل خوش شانسه
از هر لحاظ
میدونی وقتی تازه اینجا اومده بودیم میگی اوضاع خیلی سختی داشت
تصورشم نمیکردم بعد چند ماه
یه سالن پر از تماشاگر اونو تشویق کنن
...ولی
بخوام روراست باشم،یه سری چیزا هست
که نمیتونم بگم دیدنشون رو دوست داشتم
اون یه قیافه ای به خودش میگرفت
...ولی اون که فقط
چی میگن بهش؟ قیافه ی ورزشکاریشه؟درسته؟
نگران نباش،میگل بچه ی خوبیه
اجازه نمیدم به بیراهه بره
یه لحظه
سلام
گوش کن،رستوران اسمیتی ساعت 8 صبح
اشتباه گرفته بودن
پس باید برات سوال باشه که یک تیم
بعد ازینکه جام قهرمانیرو برد چیکار میکنه
جوابش؟
ناچوی پیروزی "خوراکی مکزیکی"
قرار بود یه دور نوشیدنی باشه
ولی پیش خدمت متوجه کارت شناسایی تقلبی هاوک نشد
هی،حرفی ازش نزن پدرمادرم هم جزء فالوورهاتن
شرمنده آقا و خانوم ماسکویتز
به هر حال،تا دفعه بعد ترحم موقوف جنده ها
باید بگم خوبه که تو یه مهمونی پیروزی باشی
اره،به جز اینکه این پیروزی به تو هیچ ربطی نداره
خب پس این اینو به عنوان یه مهمونی معوق
برای برنده شدن تو مسابقات کدنویسی درنظر میگیرم
یادته؟
برگرد سر همون کتابای گوهت باشه؟
هی میگل کجاست؟ غذاش داره سرد میشه
سامانتا لاروسو "مخاطبی یافت نشد"
اینجایی
اینطوری مقام اولی رو جشن میگیری؟
اون بلاکم کرده
خب وقتی بلاکت کنن چی کار میکنی؟ میری تو خودت
فقط این بار فک نکنم روش تاثیری بذاره
چیه؟زوده هنوز؟
ببین فقط میگم که تسلیم نشو
کار از کار گذشته به همه ی فرصتام گند زدم
یه کم به سم وقت بده،پیداش میشه
یا نمیشه
تو الان قهرمانی
میتونی هر دختری رو که بخوای به دست بیاری
تو مثل درِیکی،حالشو ببر
فکر نکنم بخوام دریک باشم
نگران نباش ،نیستی
ممنون که اومدی
بیا زود تمومش کنیم
چیزی میخوای؟- گرسنه نیستم-
خوراک گوشت گاو چطوره؟- خوبه-
تمام پختشو میخوام
و یه فنجون سنکا
آتیشی باشه درست مثل خودت عروسک
باشه
منو یاد دختری میندازه که تو پاناما میشناختم
یه مدت تو سال 89 اونجا بودم
به بچه های دلتا کمک کردم اون نوریگای مادرجنده رو گیر بیارن
چه کوفتی میخوای؟
با"به هوش باشی زمستانی"آشنایی داری؟
تو زمستان،بعضی حیوونا خودشون رو تو یه سوراخی دفن میکنن
و چند ماه رو اونجا میخوابن
بهش میگن خواب زمستانی
نه
این برای موجودات خون گرمه
برای موجودات خونسردی مثل مارها
به هوش باشی زمستانیه
مار هم خودشو تو یه سوراخی دفن میکنه
با این تفاوت که مار نمیخوابه
اون کل زمستان رو بیدار میمونه
و منتظر لحظه ی مناسبه تا بیرون بیاد
و اون لحظه ی مناسب الانه
اوه،واقعا؟
پسربچه،من دور دنیا رو گشتم
بعد اینکه کبری کای بسته شد
میدونستم که برای زنده موندن باید بجنگم
پس دوباره رفتم ارتش
تو جنگ خلیج فارس حمله ها رو ترتیب دادم
تو افغانستان نیروی دریایی رو آموزش دادم
همش هم به صورت سِری
مدفون و منتظر
ولی وقتی از سوراخم بیرون اومدم
دنیا دیگه مثل سابق نبود
جامعه ی ما ضعیف شده
بچه های ما در ناز و نعمتن
اونها فقط برای خودنمایی میخوان جایزه ببرن
یه کاری باید انجام بشه
یه نفر باید پا پیش بذاره و به خایه مالی خاتمه بده
و خایه داشتن رو شروع کنه
به خاطر همینه که الان اینجاییم
دنیا به کبری کای احتیاج داره
نُطق کوتاه خوبی بود
فقط مشکل اینه که،هیچ "ما"یی وجود نداره
فقط میگم که میتونم کمکت کنم
به کمکت احتیاجی ندارم
شاید فکر کنی احتیاج نداری ...ولی اون شاگردا
طرف شاگردام نمیای فهمیدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.