Memory of a Killer

Memory of a Killer

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Memory of a Killer S01E01 1080p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-01-27
Downloads: 60
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 189 lines.

SANDS Movie

‫سلام.

‫یادت باشه در رو قفل کنی.

‫و صبح بخیر.

‫- بابا؟ ‫- سلام.

‫سلام. چه خبر؟

‫میخواستم یه گلدون قرض بگیرم.

‫باشه. مشکلی نیست.

‫اوه. اینا برای تولد مامانه؟

‫آره. گل‌ های مورد علاقه‌شه.

‫میخوام بذارمشون، ‫اوم، روی سنگ قبرش.

‫خیلی قشنگن.

‫- صبح بخیر، خوشگله. ‫- سلام.

‫سلام، آنجلو. ‫زود اومدی.

‫آره. امروز روز مهمیه.

‫باید برم روچستر.

‫- اوه، چه خوب. ‫- برای چی؟

‫همایش فروش و خدمات ملزومات اداریه.

‫اون، اوم... در موردش بهت گفته بودم.

‫یادت نمیاد؟

‫راست میگی. ببخشید. ‫حواس‌ پرتیِ بارداریه.

‫آره.

‫من پروپوزال بودجه‌م رو دارم، ‫امروز هم ارائه دارم.

‫خب، این عالیه. ‫چطور پیش میره؟

‫خوب. واقعاً خوب.

‫فکر کنم این دفعه شانس زیادی دارم، ‫برای همین...

‫- آره. ‫- آره.

‫تو چی؟ ‫امروز چه برنامه‌ ای داری؟

‫اوم، صبح‌ ها کلاس دارم، ‫و بعدش هم کل بعد از ظهر جلسات اولیا و مربیانه.

‫ماریا، واقعاً معذرت میخوام.

‫امروز به ماشین نیاز دارم. ‫کلاً یادم رفته بود.

‫خب، من میتونم برسونمت سر کار.

‫- واقعاً؟ ‫- آره.

‫اینطوری میتونم وقت بیشتری رو ‫با دخترم بگذرونم.

‫هر وقت آماده شدی، ‫توی ماشین می‌بینمت.

‫- آره. ‫- امروز موفق باشی.

‫آره. تو هم همینطور. ببخشید.

‫تو از پسش بر میای.

‫- دوستت دارم. ‫- موفق باشی.

‫میدونم سخته که ‫روز تولد مادرت پیشت نیستم.

‫بابا، من خوبم.

‫فقط دلم خیلی براش تنگ شده.

‫- باشه؟ ‫- باشه. باشه.

‫زود باش.

‫ممنون، بابا.

‫اون حتماً خیلی بهت افتخار میکرد.

‫ممنون.

‫سلام بچه‌ ها. ‫صبح بخیر.

‫صبح بخیر، خانم ماریا.

‫- حاضری؟ ‫- آره.

‫فردا می‌بینمت. ‫روز خوبی داشته باشی.

‫خداحافظ، بابا. آره.

‫اوضاع چطوره، آنجلو؟

‫هدف داره نزدیک میشه.

‫شاسی‌ بلندهای مشکی.

‫آقای ژانگ، میز همیشگی‌تون رو ‫براتون آماده کردیم.

‫هدف داره وارد میشه.

‫تولدشه.

‫دخترم میخواد نزدیک سن باشه.

‫مشکلی نیست. ‫از این طرف، لطفاً.

‫- لعنتی. ‫- چی شده؟

‫خب، داره میره سر یه میز دیگه، ‫که اصلاً نزدیک پنجره نیست.

‫الو؟ میخوای چیکار کنی؟

‫مجبورم بیام داخل.

‫دمِ در آدم گذاشته، باشه؟

‫نمیتونی اسلحه ببری تو.

‫برام یه جا رزرو کن.

‫و وقتی رفتم اونجا، ‫بکشونش توی دستشویی.

‫رزرو؟

‫بله. کانر. ‫میز برای سه نفر.

‫سوئیچ ماشینش رو گرفتیم.

‫- ممکنه توی بار منتظر بمونید؟ ‫- حتماً.

‫برو، لی. ‫برو، لی. برو.

‫هی. جلوی پات رو نگاه کن.

‫داری چیکار میکنی؟

‫ژانگ تا حدود ۲۰ ثانیه دیگه پیشته.

‫تنها نیست.

‫واسه چی انقدر ناراحتی؟ ‫همه چی درست شد.

‫باید میدونستی که تولد دخترش بود.

‫مگه من خدام؟ ‫از کجا باید این رو میدونستم؟

‫بزن بریم.

‫نماهای خارجی در فیلم ‫«داستانی از برانکس».

‫خب، برانکس یکی از ‫پنج منطقه‌ شهر نیویورکه.

‫از لحاظ تاریخی، ‫به این معروفه که محله‌ نسبتاً خشنیه...

‫ولی راستش رو بخواید، ‫جای فرهنگی و پر جنب‌ و جوشیه.

‫اینم سهم تو.

‫میدونی طی این سال‌ ها چند نفر خواستن ‫به «ژانگ» ضربه بزنن و در این راه کشته شدن؟

‫چطور عمل کرد؟

‫چی میخوای بگم؟

‫اون برادر زاده‌ توئه، داچ.

‫زبونش درازه، ‫ولی کی توی سن اون اینطوری نیست؟

‫تو نبودی.

‫همیشه آدم تودار و موذی‌ ای بودی، ‫حتی توی حیاط مدرسه.

‫چون تو به اندازه‌ هر دو تامون حرف میزدی.

‫آره.

‫خب، هر کسی از نقاط قوتش استفاده میکنه. ‫بیا غذا بخوریم.

‫خبر «ال بیل» رو شنیدی؟

‫آره، شنیدم گرفتنش.

‫آره، توی «فیلی» دستگیر شد.

‫«ال» میرسه خونه، ‫و می‌بینه یه هلیکوپتر بالای خونه‌ست.

‫بوم! محاصره‌ش کردن.

‫پلیس و مامورهای فدرال همه‌ جا بودن. ‫سگ‌ های ردیاب.

‫واحد لعنتیِ خنثی‌ سازی بمب، ‫توی پارکینگ بود.

‫کل خیابون رو نوار کشیده بودن.

‫«ایست! دست‌ ها بالا!» ‫همون حرف‌ های پلیسی، مگه نه؟

‫بعدش، بنگ!

‫نیروهای ویژه چسبوندنش به زمین.

‫اسلحه‌ ها رو گذاشته بودن روی سرش.

‫«ال» نگاه میکنه، ‫با قیافه‌ ای کاملاً جدی و مخلصانه...

‫و میگه : «قضیه سرِ نفقه‌ست؟»

‫خانم‌ ها و آقایون، «ال بیل».

‫فقط یه ذره برای من.

‫باید حواسم به کلسترولم باشه.

‫چیه، حالا برای من متخصص تغذیه شدی؟

‫نه. دکتر میگه باید ‫پروتئین خوب بیشتری بخورم.

‫باید ماهی، مرغ و توفو بخورم.

‫توفو.

‫فکر کن جای اون کسی باشی ‫که توفو رو اختراع کرد.

‫تقریباً به اندازه تو پولدار میشد.

‫با وجود زن و بچه‌ هام؟

‫شانس آوردی هیچ‌ وقت ‫نخواستی بری سراغ زن و بچه.

‫آره. خب، چی بگم؟ ‫با تنهایی خودم حال میکنم.

‫هنوز وقت هست رفیق. ‫هنوز وقت هست.

‫هی، رفیق.

‫آره. خودشه.

‫اصلِ اصل.

‫هفت سال طول کشید تا پیداشون کنم.

‫رجی جکسون.

‫اگه ۱۲ سالت بود، ‫برای اینا من رو میکشتی.

‫می‌خوایشون؟

‫ها؟

‫بیخیال. چیه، فکر کردی فقط چون برادرمی، ‫همینطوری بهت میدمشون؟

‫خوشحالم باهات معامله کردم.

‫اوضاعش چطوره، جین؟

‫سلام. خب، راستش، ‫دیشب ساعت ۴ صبح توی لابی پیداش کردم...

‫در حالی که بهترین کت‌ و شلوارش رو پوشیده بود.

‫و بعد از چندین هفته، ‫برای اولین بار باهام حرف زد.

‫واقعاً؟ ‫چی گفت؟

‫یه چیزی درباره اینکه دو تایی رفته بودید ‫روی رودخونه هادسن ماهیگیری...

‫روی یه کلک که از لاستیک‌ های کهنه ‫ساخته شده بود.

‫- این واقعیت داره؟ ‫- آره. همینطور بود.

‫و ماهی‌ ها همیشه متوجه اومدن ما میشدن، ‫مگه نه مایک؟

‫- آره. ‫- آره.

‫حالش داره بدتر میشه.

‫روزهای خوب و بد داره.

‫ببین. در حالت ایده‌ آل، ‫اون باید درمان رو زمانی شروع میکرد که...

‫رمز عابر بانکش رو فراموش میکرد، ‫و کلیدهاش رو گم میکرد.

‫آره. هوم.

.هی

‫فکر میکنم این واقعاً براش مفید باشه.

‫اگه بخش رضایت‌ نامه رو پر کنی، ‫اون وقت من میتونم بقیه کارها رو انجام بدم.

‫ممنون، جین.

‫- خواهش میکنم. ‫- لطف کردی.

‫باشه.

‫سلام بابا. ‫امیدوارم معامله رو توی روچستر جوش داده باشی.

‫یادت نره. ‫شام ساعت ۷.

‫سلام. چطوری؟

‫رمز رو یادت رفته؟

‫حالت خوبه، ‫آقای دویل؟

‫آقای دویل؟

‫آره. خوبم. ‫ممنون، کوری.

‫آقای دویل، ساکتون رو اینجا ‫توی راهرو جا گذاشتید.

‫توش توپ بولینگ دارید؟

‫ممنونم.

‫هی جو. پلاک‌ های اون کامیون آبی رو ‫هنوز استعلام نگرفتی؟

‫گزارش سرقتی براش اومده.

‫ولی کار آدم‌ های ژانگ نیست. ‫به تیپ‌شون نمیخوره.

‫باشه.

‫آه.

.این نیست

.حرومزاده

‫پس اون یارویی که پارسال توی نیوآرک نفله کردم، ‫برادر کوچیک تر کارل موشر بود.

‫اوهوم.

‫میدونستی؟

‫گذاشتی برادرِ یکی از کاپیتان‌ های ‫برتولتی رو بکشم و بهم نگفتی؟

‫بعداً فهمیدم.

‫یه سری خانواده‌ های تبهکار داریم، ‫و یه سری هم برتولتی‌ ها هستن.

‫پیچیده‌ست.

‫پدرهای متفاوت، ‫فامیل های متفاوت.

‫آره، ولی اونا برادرن.

‫این بخشش خیلی ساده‌ست.

‫قصد داشتی بهم بگی؟

‫نه بدون دلیل موجه.

‫اینکه کارل موشر افتاده دنبالم، ‫دلیل حساب میشه؟

‫امروز صبح داشت تعقیبم میکرد، ‫یا یکی رو اجیر کرده بود.

‫خب، شاید داری کُند میشی، آنجلو.

‫چی میخواد بفهمه؟ ‫تو مثل یه راهب زندگی میکنی.

‫ساعت ۹ شب میگیری میخوابی، خب؟

‫نگرانش نباش. ‫چند تا تماس میگیرم.

More Farsi Persian subtitles for Memory of a Killer

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left