Specials

Release info

Arang and the Magistrate E09 720p-KOR Forum KoreanDream in
A Commentary by shohreh
ترجمه و زیر نویس : شهــــره

Tags

720p
720
Published on: 2012-09-15
Downloads: 43
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

سرورم ، از اينکه با حضورتون ما رو مفتخر . کرديد ازتون ممنونيم

حالتون خوب هست ؟

. پس تو همون دادرس جديد هستي

، من واقعا سرم شلوغ بود .به همين خاطر ديدارت رو يکم عقب انداختم

از اونجايي که ساختمان اين اداره خيلي قديمي .هست ، جاهايي زيادي بايد دوباره تعمير بشن

اگه موندن توي يه همچين جايي باعث . ناراحتي تو هست ، به لي بانگ بگو

. بهش ميگم که مراقب اين قضيه باشه

، اداره من توسط خود من مراقبت ميشه

به همين خاطر ، سرورم شما نيازي نيس که توي .هيچ کار خاصي براي مراقبت از اينجا دخالت داشته باشيد

خوبه . چه در خواستي ازم داشتي که ميخواستي منو ببيني ؟

اين يه درخواست نبوده که شما به اينجا . بياين ، بلکه يک احضاريه بوده

خوب ، شما حتما خيلي خوب مي دونيد که . براي چي به اينجا احضار شديد

منظورت قضيه آرامگاه استخوانهاي عجيبه ؟

در واقع ، در مورد اين موضوع من . ميخواستم ازت سوال بپرسم

چطوري دادرس يک شهر ميتونه چيز ، به اين وحشتناکي رو خودش حفاري کنه

و بعدش به همين راحتي در اختيار مردم قرار بده که ببينن ؟

قبلا هرگز چنين آرامگاهي براي مقتولها وجود نداشته ، به همين خاطر اين موضوعي .نيست که به همين راحتي بشه روش سرپوش گذاشت

پس ، چطوري تونستي خودت تنهايي قدم جلو بزاري و هر تغييري دوست داري ، ايجاد کني ؟

پنهان کنم ؟ يه آرامگاه براي قتل؟

حالا داري تلاش مي کني که شايعه پراکني کني ،درسته؟

خوب ، بهرحال ، هرچند که تو دادرس ، اين شهر شدي

.اما بازم کار خاصي براي انجام دادن ، نداري

پس حتي اگه شايعات بي پايه و اساس ، بسازي يا داستان هاي بي ارزش

بازم خوبه که بتوني يه جوري وقتت . رو با اين کارها بگذروني

! سرورم

فکر ميکني که مردم اين شهر هيچ چيزي راجع به آرامگاه استخوان ها نمي دونستند ؟

اين يه داستان هست که يه بچه سه .ساله تا پيرزن 80 ساله اون رو مي دونه

داري در مورد چي صحبت مي کني ؟

درطول جنگ اخير ، کشتار .وحشتناکي در اين شهر رخ داد

اين يه آرامگاه گروهي هست که .در اون زمان احداث شده بوده

يه آرامگاه که زمان جنگ قبلي احداث شده بوده؟

. اين يه تراژدي خيلي دردناک براي اين شهر بوده

، مي دوني که چقدر طول کشيده که

،مردم اين شهر اين تراژدي رو فراموش کنن

و طوري تظاهر کنن که چيزي نمي دونن با اين حال که همشون در اين مورد مي دونن؟

دادرس جديد به خاطر اينکه در اين مورد هيچ چيزي نمي دونسته دوباره زخم هاي قديمي . اين مردم رو باز کرده

چطوري من فقط ميتونم بشينم و تماشا کنم ؟

داري بهم ميگي اين حرفا رو باور کنم ؟

. چيزي براي باورکردن يا نکردن نيست

. ميتوني همين الان از همشون بپرسي

من نمي خوام اين شهر به خاطر يه همچين . مسائل متزلزل بشه و از هم بپاشه

هميشه براي اين شهر آرزو داشتم که توي . صلح و آرامش به حيات خودش ادامه بده

. هميشه ، ديروز ، امروز و فردا

آرزو داري که اين شهر بيشتر از هميشه توي صلح به سر ببره ، براي چه کسي اينو ميخواي؟

" وقتي که يه ببر از غار خودش دور هست هميشه يه روباه مثل يه ببر رفتار ميکنه "

، ميتونم ببينم که اين آرزوي يه روباهه

پس من بايد چيکار کنم ؟

بهرحال ، ميتوني با کف دست هات سعي کني آسمان رو پنهان کني ؟

!چي

در واقع اين تويي " که يه روباهي که قدرت يه ببر رو قرض گرفتي "

وقتي که حقيقت رو راجع به لرد کيم با فضيلت و درستکار شنيدم ، شگفت زده شدم

.که يه پسر نا مشروع داره ، تو پسر نامشروعشي

پسر ... پسر نامشروع ؟

تو يه پسر نامشروعي ؟

!به علاوه ، شنيدم که پسر يه خدمتکار هستي

ايول جا : پسر نامشروع از يه زن خدمتکار

ايول جا ؟ - ايول جا ؟ -

و حتي بيشترم هست ، مادر تو دختر يه خيانت کار بوده ؟

خيانت ... خيانت ... کا ر؟

خائن ؟

يه ايول جا ، پسر نا مشروع يه خدمتکار که از خاندان خائن ها هست حالا دادرس اين شهر شده؟

اوه خداي من ... مطمئن نيستم که جهان در حال بهتر شدن هست ، فکرميکنم داريم ... به آخر جهان نزديک مي شيم

. نمي تونم يه همچين جهاني رو تائيد کنم

به علاوه ، من هيچ علاقه اي به احترام .گذاشتن به تو به عنوان دادرس اين شهر ندارم

به علاوه هيچ جايي توي جوسئون .نيست که يه ايول جا بتونه چنين کاري انجام بده

داشتي بهم ميگفتي که ميتونم با کف دستام آسمونو پنهان کنم حالا حرف .خودت رو به خودت برمي گردونم

فکر ميکني با دستاي يه ايول جا سطح پايين بتوني آسمون رو پنهان کني؟

. بيا همين الان ... بريم

. نمي دونم پدرم براي چي اينجا اومده

حالا ، در ميليانگ ، گل هاي درختهاي . انگور يه عالمه شکوفه داده

نماي شکوفه هاي انگور قرمز از يانگ . نام رو، واقعا جذاب و زيباست

نماي شکوفه هاي انگور قرمز از يانگ . نام رو، واقعا جذاب و زيباست

آه ، بعد از اينکه کارت تموم شد چرا با هم به يانگ نام رو ، نريم ؟

از اونجايي که تو به اين شهر تعلق نداري .من مي خوام يه بارم شده اينجا رو بهت نشون بدم

اگه بخوام راجع بهش صحبت کنم ، مکان هاي .زيادي هست که ميخوام بهت نشونشون بدم

سئو چول يا دونگ چول هرکدومشون که باشه . همه مردم شکل هم هستن

مي دوني که ، اين حرف که ميگي همه مردم شکل هم هستن ، چه معني ميده ؟

يعني اينکه وقتي مردم ميمرن ، يعني من و تو .هممون باز هم به يه چيز تبديل ميشيم

مي خواي چيکار کني ؟

اين شهر رو بي و سر و صدا ترک مي کني ؟

و يا مثل يه اشراف زاده توي اين موقعيت مي موني و مثل يه اشراف زاده رفتار ميکني ؟

، اگه مي خواي اينجا بموني پس من .هيچ راه ديگه اي براي اينکه جلوتو بگيرم ندارم

بهرحال ، اين مردم بعد از اينکه گذشته ات ، رو بدونن چطوري باهات رفتار خواهند کرد

. نمي تونم حتي پيش بيني کنم چه اتفاقي مي افته

چيز ديگه اي براي گفتن داري ؟ . اگه نداري ، من ديگه ميرم

. بهت يه نصيحتي مي کنم

، اگه من به جاي تو بودم با خاطر شان و منزلت پدرت

.خيلي سريع اينجا رو ترک مي کردم

،" به اين ميگن " حسن نيت يه اشراف زاده

اين حرومزاده هاي پس به خاطر حرص . و طمعشون نمي تونن اين قضيه رو درک کنن

! هي ، پيرمرد

،پيرمرد ! تو همش داري ميگي سئو چول، سئوچول (پسر نامشروع)

چه مشکلي هست که اون يه پسر نامشروع باشه ؟

کي ميگه که آدمي که در غرب متولد ميشه سطح پايين هست ؟

کي يه همچين قانوني گذاشته ؟

من فرمانرواي بزرگ رو ميشناسم و اون پيرمرد کسي نيست که چنين قانون هاي ! بچه گانه اي رو مثل اين بزاره

چي ؟

... چرا ، تو دختر بچه ي

خوبه پس . کجا اشراف زاده ي با ارزشي مثل تو متولد شده ؟

از اونجايي که تو به سئو چول سطح پايين نگاه ميکني پس حتما توي غرب متولد نشدي (سئو)

شرق ؟ شمال ؟ جنوب ؟ از اونجايي که تو به سئو چول سطح پايين نگاه ميکني پس حتما توي غرب متولد نشدي (سئو)

شرق ؟ شمال ؟ جنوب ؟

کجا متولد شدي که تو رو يه آدم !با ارزش تر از همه آدمهاي دنيا کرده

... اين ... اين

. صبر کن

خونه تو ، شرقه ، درسته ؟

هستي ؟ دونگ چول پس تو يه ؟ دونگ چول (دونگ = شرق )

... اين زنيکه ي

نگاه کن لکنت زبونت نشون مي ده !که حرفايي که ميزني همشون بي معني هستن

معمولا ، مردمي لکنت زبون دارن که ! بهونه هاي بدون دليل و مسخره دارن

! من تکه تکه ات مي کنم

،حتي اگرم منو تکه تکه کني .تنها دستاي خودت هستن که آسيب مي بينن

. سعي تو بکن که منو تکه تکه کني ! منو تکه تکه کن

!اين زنيکه

تو چرا اينجا هستي ... ؟

اين ديگه چه نوع تصويري هست ؟

اين ديگه چه نوع تصويري هست ؟

! واقعا مشکل و سخته - ! واقعا مشکل و سخته -

! حرومزاده ! چرا دستم رو ول نمي کني

. خواهش مي کنم همين الان ولش کن

. خودم تا خونه مي رسونمش

. خواهش مي کنم بزار بره

! حرومزاده

! بيا بريم

. دوباره مي يام

. بزار کارهايي که نتونستيم امروز انجام بديم رو تموم کنيم

... حرومزاده

براي يه آدمي مثل تو ، چطوري جرات کردي ؟

! حرومزاده

! من نمي تونم به همين راحتي از ! خير يه همچين آدمهاي بگذرم

! بيا بريم

تو ... حادثه وقتي که حرکت ميکني . اتفاق مي افتن

چطوري تونستي بدون ترس اينطوري ظاهر بشي ؟

من کسي نيستم که فقط بعضي ها بر خلاف !يه جا بشينم و منتظر بدرفتاري آدمها بمونم

چي ؟

چي ؟ غرب - چول ؟ شرق - چول؟

جنوب چول و شمال-چول اينجا !هم هست ، واقعاخيلي نادون هستي

شنيدنش خيلي باعث خجالت بود ! به همين خاطر ديگه نتونستم خودمو کنترل کنم

! اينطوري نبوده که من در اين مورد چيزي ندونم

تو بايد مثل آدم هاي نادون رفتار کني !وقتي که آدم هاي نادون در مقابلت هستن

حتي اگرم اونا ( کلاه يه اشراف زاده ) رو يا لباسهاي (لباسهاي خاص يه اشراف زاده ) رو بپوشن

فکر ميکني همشون کلمات سخت رو مي فهمن؟

. نبايد هيچ چيزي مي گفتم

تو ... با اون مرد کجا مي خواستي بري ؟

چطوري بايد بدونم ؟ .به خاطر تو ، ما نتونستيم بريم

حالا ديگه چي شده ؟ بايد برم بفهمم که کجا ميخواستيم بريم و همين الان برم ؟

فکر ميکني داري کجا ميري ؟

چطوري يه زن بزرگسال دنبال يه مرد راه مي افته؟

نمي دوني براساس مکتب کنفوسيسون مرد وزني که سنشون بيشتر از 7 سال هست نبايد اينطوري با هم تنها باشن ؟

کنفوسيوس در مورد روابط زن و مرد هست؟

همون طوري که شنيدم ، تو هم خيلي .از طبقه اشراف زاده ها نيستي ،درسته

چرا اين همه چيز براي پنهان کردن داري؟

چي ؟

. فقط با همون کلاس اجتماعي خودت به آسوني زندگي کن

! زيادي هم افسرده نباش

در بين فرزندان نامشروع هم آدمهاي . زيرک و باهوشي هستن

!بهرحال ، تو ،توي لباس دادرس واقعا عالي به نظر ميرسي

شما همين الانم ميدوني که جو وال اون حرومزاده ، داشته چه کارايي مي کرده ؟

.مي دونم که شما اينو نمي دونيد .اين حرومزاده چه موجود حيله گري هست

. اين دختره

!ديروز ، اون اين دختر رو به خونه آورده بود

مادام هونگ ريئون ، خود شما بهتر ميدونيد .که من اين خونه رو چطوري براتون امن نگه داشتم

. اينا همش به چندين دهه برميگرده

، من براي دهه هاي زيادي ازت مراقبت کردم !تما اين حرومزاده داره خيلي ظالمانه رفتار ميکنه

مي خواين فقط ساکت بمونيد و تماشا کنيد؟

.فهميدم . خواهش ميکنم بريد

. بانوي من

! از اينجا برو

. خودم مراقب اين مسئله هستم

.واي خداي من ، ارباب جوان ، برگشتيد

تا حالا هنوز شام نخورديد ، خورديد ؟ ... ميرم براتون شام آماده کنم

. فراموشش کن

... اما بهتره که غذاتون رو حتما بخوريد

سئو چول و دونگ چول ... همه مثل هم هستن

مي دوني که منظور از اينکه " همه مردم شکل هم هستن ، چي هست؟"

يعني اينکه وقتي من و تو بميريم .همه مون نهايتا به يه سرنوشت دچار ميشيم

!.... اين مردم ، من فقط بايد

. سرورم

اين ديگه چي هست ؟

مشکل چي هست ؟

. مردم شهر دور دفتر دادرس پرسه ميزنن

چرا ؟ براي چي ؟

...مطمئن نيستم دارن به چي فکر مي کنن ، اما بهر حال

مي خوايد که بفهمم دارن چيکار ميکنن؟

قبل از اين مسئله ، بايد مراقب . يه چيز ديگه هم باشي

چي؟

آدم هايي رو که از نظر جسماني . قوي هستن رو جمع کن

. يه حرومزاده هست که بايد بترسوننش

. باشه

. نبايد در اين مورد ازت اشتباهي سر بزنه ! بايد يه راست بفرستيش جهنم

. ميتونيد روي من حساب باز کنيد

چرا اون براي کار امروز بيرون نيومده بود؟

من چنين آدمي نيستم که خونه يه ...زن عجيب و غريبو ببينم ... واي خداي من

اما از اونجايي که ارباب جوونم در يه موقعيت .خيلي حساس هست ، بايد اين موارد رو فراموش کنم

اما اون جايي رفته ؟

من خيلي زود بايد براي کيم چي دوستايي پيدا کنم ، تا خداي بزرگ ... هم به من يه لطفي عطا کنه

براي اين کار ، بايد برم بيرون ... و حداقل يه پني درآمد کسب کنم

نمي تونم برم بازار و حتي !نمي تونم سرم رو هم بالا نگه دارم

چه اتفاقي افتاده ؟ چرا ؟ چرا؟

! من به خاطر تو شگفت زده شده بودم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left