The first 200 lines.
مداد، پاککن، قیچی چپدست...
تو کلاست چپدست زیاد داری.
- در واقع اطلاعات زیادی هست که نشون میده... - جیکوب.
لطفاً. فقط میخوام چیزهایی که لازم دارم رو لیست کنم.
این هفته در مدرسۀ ابتدایی ابت، هفتۀ لیست کردن نیازهاست.
شهرداری بودجهای که برای لوازم و تجهیزات...
لازم داریم رو بهمون نمیده.
میدونم که دائم این رو میگم، ولی خب هنوزم تغییری نکرده.
نه اینکه هیچی نداشته باشیم.
از آرایشگاه انتهای خیابون، مجلههای قدیمی رو میگیریم...
و عکسهاشون رو میبریم.
با لیست نیازها، کمک کردن برای مردم...
خیلی راحتتر میشه.
- سلام. - سلام.
شنیدم که وسایل نیاز دارین...
واسه همین میخوام این رو به مدرسه اهدا کنم.
ام... ممنون، ولی در واقع ما موارد به خصوصی رو...
در لیست نیازهامون گذاشتیم، که میتونین روی...
من نمیدونم اون چیه. بفرما.
درجه یک. کیف کن.
باشه. اصلاً...
حالا که نگاش میکنم، در واقع خیلی هم خوبه.
آره. عاشقشم.
بعضیوقتها لازمه از برق بکشیدش و بعد دوباره بزنید به برق.
سیمش رو پیدا نکردم.
باشه.
دود هم میکنه.
باشه.
آشغاله؟
آره.
«کاری از بـهـادر» «Bahador_Sub@»
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما CinamaSub@
سلام، من خانم کرمن هستم.
من در مدرسۀ ابتدایی مارشال، در لوییویل، کنتاکی...
معلم کلاس سوم هستم، و این لیست بعضی از چیزهاییه که...
برای کلاس درسمون لازم داریم.
پارسال از لیست نیازهام، چیز زیادی به دستم نرسید...
ولی امسال شرایط عوض میشه...
چون میخوام یه کلیپ بسازم.
- مداد شمعی و منگنه... - آهای.
قرار نیست به اون لیست نیازهات...
یه هدفون هم اضافه کنی؟
چون تحمل شنیدن صدای یه جیغجیغوی دیگه که واسه...
مداد التماس میکنه رو ندارم.
خب، اگه میدیدی چقدر لوازم به دست این معلمها میرسه...
- تو هم یه کلیپ درست میکردی. - آره، نه. نمیخوام.
واسه لوازم و تجهیزات کلاس درس، کلی آدم و آشنا دارم...
و هر چیزی که لازم دارم رو بهم میرسونن.
تقصیر من نیست که شماها نخواستین تو معاملهمون شریک بشین.
خب، اگه بخوایم منصف باشیم، هیچ کدوممون نه نگفتیم.
فقط چند تا سؤال داشتیم.
و منم گفتم زیاد سؤال میپرسین.
هی، باربارا...
تو هم باید یه کلیپ اینجوری درست کنی.
میدونم که کلاست کمبود تجهیزات داره.
این میتونه کمک بزرگی باشه.
من لیست خودم رو دادم به مدرسه.
تایپ کردم و دادم به مسئول پذیرش.
همون پسر جوونه که به گونهاش گوشواره آویزون کرده.
آره، خب، ولی میخوام بگم که خیلی آسونه.
فقط 10 ثانیه زمان میبره. و واقعاً جواب میده.
فقط لازمه بگی: «سلام، من یه معلم هستم...
و خودکار و کاغذ لازم دارم...»
بهنظر یه منگنۀ نو هم لازم داری.
تو کلاس من با چیزی که داریم میسازیم، شاگردهام مشکلی ندارن...
منگنهام هم هیچ مشکلی نداره.
غلات معلمها رو قرض میگیرم، بچهها.
سعی میکنم خیلی مزاحمتون نشم تا بتونین...
راجعبه ماشینهای کممصرفتون حرف بزنین...
ولی غلاتِ موارد مورد نیاز زلزلهم تموم شده.
اینجا زلزله نمیاد.
همه همین رو میگن، ولی فقط تا وقتی که بیدار میشن...
و میبینن آشپزخونهشون رفته اونور خیابون.
بعضی از شماها باید چشمهاتون رو به روی تهدید دائمی...
و بسیار واقعیِ فاجعۀ جهانی باز کنین.
- تیکتاک داری؟ - آره.
کلیپی که درمورد نرم کردن پوستِ آرنج درست کردم رو دیدی؟
از آهنگ «سیاه و زرد» استفاده کردم.
ترکوند.
خیلی هوشمندانه بود.
دارم لیست نیازهای همۀ معلمها رو نگاه میکنم.
بعضیهاشون خیلی قشنگان.
هی، اون...
نمیخوای بندازیش دور که؟
دستمال کاغذی خونی یا مجلۀ پورن رو؟
ای وای خدا. پسره دست کرد تو سطل آشغال.
این آشغال نیست.
چرا، هست.
ما خیلی زود وسایل رو دور میندازیم...
همیشه یا دنبال وسایل نو هستیم...
یا وسایل نو میخوایم، نو، نو، نو، نو.
خب، من این رو راه میندازم...
و نشونتون میدم فقط برای اینکه...
بیخیال شدن راحتتره، نباید از چیزی دست کشید، مثل شاگردهامون.
منظورم اینه که این یه چیز...
خب، مارکش رو نمیتونم پیدا کنم...
من میدونم اسمش چیه.
بهش میگن آشغال.
نذارش اون رو.
تقتق.
نمیدونم چرا گفتم تقتق.
وقتی بهش فکر کنی عجیبه.
مثلاً وقتی در رو باز میکنیم که نمیگیم: «کشیدن.»
میخواستم اگه بشه پروژکتورت رو برای یه پروژهای که...
دارم روش کار میکنم، قرض بگیرم.
ساختن یه کلیپ برای لیست تجهیزات مورد نیاز کلاسم...
و اینطوری که بهنظر میاد، انگار لازمه تو هم درست کنی.
دیوارهای کلاست چرا اینجوری شدن؟
هر چیزی که واسه معلم قبلی بود رو برداشتم.
به شخصیت من نمیخورد، میدونی؟
میدونم که اگه این بیشتر به شخصیتت میخوره...
ممکنه قاتل زنجیرهای باشی.
بهنظرم قشنگ شده.
تمیزه. تمیزی رو دوست دارم.
آره، نه، تمیزی خوبه.
فقط، میدونی... دیوارها روح کلاسان.
بالاخره باید یه چیزایی به دیوارها زد.
- میدونی؟ - آره. باشه.
ام... درموردش فکر میکنم.
- باشه. - آره.
دیوارها رو یادت باشه.
کاری کن از طرف تو با شاگرهات صحبت کنن.
بگن که چهجور معلمی هستی.
بگن گرگوری کیه.
گرگوری طرفدار تیم فوتبال آمریکایی «بالتیمور ریونز»ـه...
با اینکه بعضیوقتها زیادی شیرینان، غلات صبحانۀ مارک «گریپ ناتس» دوست داره...
و معلم موقته.
این رو برای شما درست کردم، آقای ادی.
ممنون.
آشغاله؟
اه... نه. نه.
ممنون.
تموم سیمهای قدیمی رو از اتاق کامپیوتر آوردم.
خب بالاخره یکی از این سیمها باید به این بخوره دیگه.
میشه چیزی که فعلاً ساختم رو بهت نشون بدم؟
کلیپم رو میگم.
میدونم که تو از نظر اخلاقی...
نسبت به همه چیز مخالفت داری.
ولی تو بیشتر از من اهل اینترنتی، پس...
- باشه. - خب.
خیلی خب. بذار بزنم بیاد اولش.
سلام. من جنین تیگز هستم و معلم...
اسمم رو با ویدئو پروژکتور انداختم...
روی دیوار پشت سرم. قشنگ شده؟
- هوم. اوهوم. - برای مدرسه وسایل نیاز داریم.
چی نیاز داریم؟
چسب نواری، قیچی راستدست...
بعداً هم میخوام وسایل رو بندازم پشت سرم...
عکسهاشون رو... البته هر وقت که یاد بگیرم چهجوریه.
متوجه شدی که ایدهام چیه.
مثل آب خوردن آسونه، واسه همین خانم تیگز ممنونه.
فهمیدی آخرش چی شد؟
- اینکه قافیه داشت؟ - آره.
جالب بود، نه؟
خوشم اومد. فقط... مطمئن نیستم...
که بتونه توجهها رو به خودش جلب کنه.
اینترنت پر از مطالب مختلفه.
میدونی، باید با تئوریهای توطئه موجودات فضایی...
و حیوونهایی که میتونن آواز خونن، رقابت کنی...
یه... یه چیزی رو... یه چیز کم داره.
چی؟
یه چیز که وقتی تماشا میکنی...
پیش خودت بگی: «خوب بود.»
خب، قراره یه فیلتر اضافه کنم که از بالای تصویر اکلیل و پولک بباره...
بازم با طوطیهایی که آواز میخونن نمیتونه رقابت کنه.
باید یه مقدار نمایشی بشه.
خب، من نمایش بلد نیستم.
آره! آره! آره!
مدل اروپاییه یا...؟
آره، میتونم کمکت کنم کلیپت رو درست کنی.
- واقعاً؟ - آره. کارم همینه اصلاً.
خب، مدیر مدرسه هم هستی، پس...
آره، ولی این هنرمه.
مینویسم، تدوین میکنم، کارگردانی میکنم، موسیقی رو انجام میدم، لبخونی میکنم.
بهخاطر وجود من، وقتی یکی میگه کارگردان مورد علاقهش...
اون دختره؛ ایواست، یکی دیگه باید بپرسه: «کدوم ایوا؟»
خب، شاید بتونی یه مقدار راهنماییم کنی.
شاید کمکم کنه چیزی که الان دارم رو بهترش کنم؟
گوشیت رو بده ببینم.
چیه؟ آیفون 9؟
در حد واکمن قدیمیه. بلد نیستم باهاش کار کنم.
به سن و سال من نمیخوره.
سلام. من جنین تیگز هستم، و معلم کلاس دوم هستم...
خب، من زیاد تو شبکههای اجتماعی نیستم...
واسه همین خیلی تجربه...
تجربۀ کنترل کیفیت نداری؟
شوخی میکنم.
میدونه دارم سربهسرش میذارم.
و به همین دلیل من، یا حتی مهمتر از اون، یعنی ما...
میتونم بازدیدکنندههات رو زیاد کنم...
و اینجوری کلی لوازم گیرت میاد.
ولی میخوام کنترل کامل خلق اثر در اختیار من باشه.
این یعنی چی؟
چند تا عکس میگیرم، یه کلیپ میسازم...
و بعد از هنرم استفاده میکنم و پستش میکنم.
رقص باسن بلدی؟
بهنظر نمیاد بلد باشی، ولی شایدم من اشتباه میکنم.
با کمک شما میتونم قهرمانی بشم...
No comments yet. Be the first to leave one.