Science Fell in Love, So I Tried to Prove It

Science Fell in Love, So I Tried to Prove It

理系が恋に落ちたので証明してみた。

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Abbott Elementary S01E03 720p WEB-DL x264 PaHe
Abbott Elementary S01E03 720p WEB H264-PLZPROPER
Abbott Elementary S01E03 1080p WEB H264-PLZPROPER
Abbott Elementary S01E03 720p WEBRip 2CH x265 HEVC PSA
Abbott Elementary S01E03 720p DSNP WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Abbott Elementary S01E03 1080p DSNP WEBRip DDP5 1 x264-NTb
A Commentary by Bahador18B
🔴‫🔴 𝐁𝐚𝐡𝐚𝐝𝐨𝐫 | 𝟑𝟎𝐧𝐚𝐦𝐚

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
720p
720
webrip
BRip
1080
x265
HEVC
2CH
Published on: 2022-04-17
Downloads: 38
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫مداد، پاک‌‌کن، قیچی چپ‌دست...

‫تو کلاست چپ‌دست زیاد داری.

‫- در واقع اطلاعات زیادی هست که نشون می‌ده... ‫- جیکوب.

‫لطفاً. فقط می‌خوام چیزهایی ‫که لازم دارم رو لیست کنم.

‫این هفته در مدرسۀ ابتدایی ابت، ‫هفتۀ لیست کردن نیاز‌هاست.

‫شهرداری بودجه‌ای که برای لوازم و تجهیزات...

‫لازم داریم رو بهمون نمی‌ده.

‫می‌دونم که دائم این رو می‌گم، ‫ولی خب هنوزم تغییری نکرده.

‫نه اینکه هیچی نداشته باشیم.

‫از آرایشگاه انتهای خیابون، ‫مجله‌های قدیمی رو می‌گیریم...

‫و عکس‌هاشون رو می‌بریم.

‫با لیست نیاز‌ها، ‫کمک کردن برای مردم...

‫خیلی راحت‌تر می‌شه.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫شنیدم که وسایل نیاز دارین...

‫واسه همین می‌خوام ‫این رو به مدرسه اهدا کنم.

‫ام... ممنون، ولی در واقع ‫ما موارد به خصوصی رو...

‫در لیست نیازهامون گذاشتیم، ‫که می‌تونین روی...

‫من نمی‌دونم اون چیه. بفرما.

‫درجه یک. کیف کن.

‫باشه. ‫اصلاً...

‫حالا که نگاش می‌کنم، ‫در واقع خیلی هم خوبه.

‫آره. عاشقشم.

‫بعضی‌وقت‌ها لازمه از برق بکشیدش ‫و بعد دوباره بزنید به برق.

‫سیمش رو پیدا نکردم.

‫باشه.

‫دود هم می‌‌کنه.

‫باشه.

‫آشغاله؟

‫آره.

‫«کاری از بـهـادر» ‫«Bahador_Sub@»

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫سلام، من خانم کرمن هستم.

‫من در مدرسۀ ابتدایی مارشال، ‫در لوییویل، کنتاکی...

‫معلم کلاس سوم هستم، ‫و این لیست بعضی از چیزهاییه که...

‫برای کلاس درس‌مون لازم داریم.

‫پارسال از لیست نیازهام، ‫چیز زیادی به دستم نرسید...

‫ولی امسال شرایط عوض می‌شه...

‫چون می‌خوام یه کلیپ بسازم.

‫- مداد شمعی و منگنه... ‫- آهای.

‫قرار نیست به اون لیست نیازهات...

‫یه هدفون هم اضافه کنی؟

‫چون تحمل شنیدن صدای ‫یه جیغ‌جیغوی دیگه که واسه...

‫مداد التماس می‌کنه رو ندارم.

‫خب، اگه می‌دیدی چقدر لوازم ‫به دست این معلم‌ها می‌رسه...

‫- تو هم یه کلیپ درست می‌کردی. ‫- آره، نه. نمی‌خوام.

‫واسه لوازم و تجهیزات کلاس درس، ‫کلی آدم و آشنا دارم...

‫و هر چیزی که لازم دارم رو بهم می‌رسونن.

‫تقصیر من نیست که شماها نخواستین ‫تو معامله‌مون شریک بشین.

‫خب، اگه بخوایم منصف باشیم، ‫هیچ کد‌‌وم‌مون نه نگفتیم.

‫فقط چند تا سؤال داشتیم.

‫و منم گفتم زیاد سؤال می‌پرسین.

‫هی، باربارا...

‫تو هم باید یه کلیپ اینجوری درست کنی.

‫می‌دونم که کلاست کمبود تجهیزات داره.

‫این می‌تونه کمک بزرگی باشه.

‫من لیست خودم رو دادم به مدرسه.

‫تایپ کردم و دادم به مسئول پذیرش.

‫همون پسر جوونه که به ‫گونه‌اش گوشواره آویزون کرده.

‫آره، خب، ولی می‌خوام بگم که خیلی آسونه.

‫فقط 10 ثانیه زمان می‌بره. ‫و واقعاً جواب می‌ده.

‫فقط لازمه بگی: ‫«سلام، من یه معلم هستم...

‫و خودکار و کاغذ لازم دارم...»

‫به‌نظر یه منگنۀ نو هم لازم داری.

‫تو کلاس من با چیزی که داریم می‌سازیم، ‫شاگردهام مشکلی ندارن...

‫منگنه‌ام هم هیچ مشکلی نداره.

‫غلات معلم‌ها رو قرض می‌گیرم، بچه‌ها.

‫سعی می‌کنم خیلی مزاحم‌تون نشم تا بتونین...

‫راجع‌به ماشین‌های کم‌مصرف‌تون حرف بزنین...

‫ولی غلاتِ موارد مورد نیاز زلزله‌م تموم شده.

‫اینجا زلزله نمیاد.

‫همه همین رو می‌گن، ‫ولی فقط تا وقتی که بیدار می‌شن...

‫و می‌بینن آشپزخونه‌شون رفته اونور خیابون.

‫بعضی از شما‌ها باید چشم‌هاتون رو ‫به روی تهدید دائمی...

‫و بسیار واقعیِ فاجعۀ جهانی باز کنین.

‫- تیک‌تاک داری؟ ‫- آره.

‫کلیپی که در‌‌مور‌‌د نرم کردن ‫پوستِ آرنج درست کردم رو دیدی؟

‫از آهنگ «سیاه و زرد» استفاده کردم. ‫

‫ترکوند.

‫خیلی هوشمندانه بود.

‫دارم لیست نیازهای همۀ معلم‌ها رو نگاه می‌کنم.

‫بعضی‌‌ها‌شون خیلی قشنگ‌ان.

‫هی، اون...

‫نمی‌خوای بندازیش دور که؟

‫دستمال کاغذی خونی یا مجلۀ پورن رو؟

‫ای وای خدا. ‫پسره دست کرد تو سطل آشغال.

‫این آشغال نیست.

‫چرا، هست.

‫ما خیلی زود وسایل رو دور می‌ندازیم...

‫همیشه یا دنبال وسایل نو هستیم...

‫یا وسایل نو می‌خوایم، نو، نو، نو، نو.

‫خب، من این رو راه می‌ندازم...

‫و نشون‌تون می‌دم فقط برای اینکه...

‫بیخیال شدن راحت‌تره، نباید از چیزی دست کشید، ‫مثل شاگردهامون.

‫منظورم اینه که این یه چیز...

‫خب، مارکش رو نمی‌تونم پیدا کنم...

‫من می‌دونم اسمش چیه.

‫بهش می‌گن آشغال.

‫نذارش اون رو.

‫تق‌تق.

‫نمی‌دونم چرا گفتم تق‌تق.

‫وقتی بهش فکر کنی عجیبه.

‫مثلاً وقتی در رو باز می‌کنیم که نمی‌گیم: «کشیدن.»

‫می‌خواستم اگه بشه ‫پروژکتورت رو برای یه پر‌و‌ژه‌ای که...

‫دارم روش کار می‌کنم، قرض بگیرم.

‫ساختن یه کلیپ برای ‫لیست تجهیزات مورد نیاز کلاسم...

‫و اینطوری که به‌نظر میاد، ‫انگار لازمه تو هم درست کنی.

‫دیوارهای کلاست چرا اینجوری شدن؟

‫هر چیزی که واسه معلم قبلی بود رو برداشتم.

‫به شخصیت من نمی‌خورد، می‌دونی؟

‫می‌دونم که اگه این بیشتر به شخصیتت می‌خوره...

‫ممکنه قاتل زنجیره‌ای باشی.

‫به‌نظرم قشنگ شده.

‫تمیزه. ‫تمیزی رو دوست دارم.

‫آره، نه، تمیزی خوبه.

‫فقط، می‌دونی... دیوارها روح کلاس‌ان.

‫بالاخره باید یه چیزایی به دیوارها زد.

‫- می‌دونی؟ ‫- آره. باشه.

‫ام... در‌‌مورد‌‌ش فکر می‌کنم.

‫- باشه. ‫- آره.

‫دیوارها رو یادت باشه.

‫کاری کن از طرف تو با شاگرهات صحبت کنن.

‫بگن که چه‌جور معلمی هستی.

‫بگن گرگوری کیه.

‫گرگوری طرفدار تیم ‫فوتبال آمریکایی «بالتیمور ریونز»ـه...

‫با اینکه بعضی‌وقت‌ها زیادی شیرین‌ان، ‫غلات صبحانۀ مارک «گریپ ناتس» دوست داره...

‫و معلم موقته.

‫این رو برای شما درست کردم، آقای ادی.

‫ممنون.

‫آشغاله؟

‫اه... نه. نه.

‫ممنون.

‫تمو‌‌م سیم‌های قدیمی رو ‫از اتاق کامپیوتر آوردم.

‫خب بالاخره یکی از این ‫سیم‌ها باید به این بخوره دیگه.

‫می‌شه چیزی که فعلاً ‫ساختم رو بهت نشون بدم؟

‫کلیپم رو می‌گم.

‫می‌دونم که تو از نظر اخلاقی...

‫نسبت به همه‌ چیز مخالفت‌ داری.

‫ولی تو بیشتر از من اهل اینترنتی، پس...

‫- باشه. ‫- خب.

‫خیلی خب. بذار بزنم بیاد اولش.

‫سلام. من جنین تیگز هستم و معلم...

‫اسمم رو با ویدئو پروژکتور انداختم...

‫روی دیوار پشت سرم. ‫قشنگ شده؟

‫- هوم. اوهوم. ‫- برای مدرسه وسایل نیاز‌ داریم.

‫چی نیاز داریم؟

‫چسب نواری، قیچی راست‌دست...

‫بعداً هم می‌خوام ‫وسایل رو بندازم پشت سرم...

‫عکس‌هاشون رو... ‫البته هر وقت که یاد بگیرم چه‌جوریه.

‫متوجه شدی که ایده‌ام چیه.

‫مثل آب خوردن آسونه، ‫واسه همین خانم تیگز ممنونه.

‫فهمیدی آخرش چی شد؟

‫- اینکه قافیه داشت؟ ‫- آره.

‫جالب بود، نه؟

‫خوشم اومد. فقط... مطمئن نیستم...

‫که بتونه توجه‌ها رو به خودش جلب کنه.

‫اینترنت پر از مطالب مختلفه.

‫می‌دونی، باید با تئوری‌های ‫توطئه موجودات فضایی...

‫و حیوون‌‎هایی که می‌تونن آواز خونن، رقابت کنی...

‫یه... یه چیزی رو... یه چیز کم داره.

‫چی؟

‫یه چیز که وقتی تماشا می‌کنی...

‫پیش خودت بگی: «خوب بود.»

‫خب، قراره یه فیلتر اضافه کنم ‫که از بالای تصویر اکلیل و پولک بباره...

‫بازم با طوطی‌هایی که آواز ‫می‌خونن نمی‌‌تونه رقابت کنه.

‫باید یه مقدار نمایشی بشه.

‫خب، من نمایش بلد نیستم.

‫آره! آره! آره!

‫مدل اروپاییه یا...؟

‫آره، می‌تونم کمکت کنم کلیپت رو درست کنی.

‫- واقعاً؟ ‫- آره. کارم همینه اصلاً.

‫خب، مدیر مدرسه هم هستی، پس...

‫آره، ولی این هنرمه.

‫می‌نویسم، تدوین می‌کنم، کارگردانی می‌کنم، ‫موسیقی رو انجام می‌دم، لب‌خونی می‌کنم.

‫به‎خاطر وجود من، وقتی یکی ‫می‌گه کارگردان مورد علاقه‌ش...

‫اون دختره؛ ایواست، ‫یکی دیگه باید بپرسه: «کدوم ایوا؟»

‫خب، شاید بتونی یه مقدار راهنماییم کنی.

‫شاید کمکم کنه چیزی که ‫الان دارم رو بهترش کنم؟

‫گوشیت رو بده ببینم.

‫چیه؟ آیفون 9؟

‫در حد واکمن قدیمیه. ‫بلد نیستم باهاش کار کنم.

‫به سن و سال من نمی‌خوره.

‫سلام. من جنین تیگز هستم، ‫و معلم کلاس دوم هستم...

‫خب، من زیاد تو شبکه‌های اجتماعی نیستم...

‫واسه همین خیلی تجربه...

‫تجربۀ کنترل کیفیت نداری؟

‫شوخی می‌کنم.

‫می‌دونه دارم سربه‌سرش می‌ذارم.

‫و به همین دلیل من، ‫یا حتی مهم‌تر از اون، یعنی ما...

‫می‌تونم بازدیدکننده‌هات رو زیاد کنم...

‫و اینجوری کلی لوازم گیرت میاد.

‫ولی می‌خوام کنترل کامل خلق اثر ‫در اختیار من باشه.

‫این یعنی چی؟

‫چند تا عکس می‌گیرم، ‫یه کلیپ می‌سازم...

‫و بعد از هنرم استفاده می‌کنم و پستش می‌کنم.

‫رقص باسن بلدی؟

‫به‌نظر نمیاد بلد باشی، ‫ولی شایدم من اشتباه می‌کنم.

‫ ‫

‫با کمک شما می‌تونم قهرمانی بشم...

More Farsi Persian subtitles for Science Fell in Love, So I Tried to Prove It

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left