The first 200 lines.
خب، با رئیس بخش بررسی قتل صحبت کردی؟
آره. اونا یه مرد شاهبلوطی دیگه با .اثر انگشت کریستین پیدا کردن
.اصلا با عقل جور در نمیاد
...چرا باید یه مرد شاهبلوطی رو - .نمیدونم -
.اونا فکر میکنن یه جورایی هدفش آزار و اذیته
استین چطور؟ چطور باهاش کنار میاد؟
.ما از پسش برمیاییم. ما همدیگه رو درک میکنیم
.اگه خواستی حرف بزنی، بهم خبر بده
.من کنارتم
.لطف داری فردریک. ممنون
جستوجو برای پیداکردن] [کریستین هارتونگ تمام شد
اون در راه برگشتن از تمرین] [.تنیس مورد حمله قرار گرفت
.سلام عزیزم
.سلام
روز خوبی داشتی؟
.آره. خوب بود
بابات کجاست؟ هنوز شام نخوردی؟
.نه. بابا کل بعد از ظهر رو توی دفترش بود
.احتمالا پروژه ساختوساز جدید داره
.فکر کنم. به من گفت نرم اونجا
استین؟ اینا دیگه چیه؟
.باید یه بار دیگه همه چیز رو مرور کنم
اگه گوستاو اینا رو ببینه چی؟
با دیدن اینا چه بلایی سرش میاد؟
.میدونم هنوز هم مشروب میخوری
.من مشروب خوردن رو گذاشتم کنار
.این کار رو هم باید بذاری کنار
.ما باید به فکر آینده باشیم. به خاطر گوستاو
.و به خاطر خودمون
.نمیتونم دربارهی احساسم دروغ بگم
چرا، میتونی. من هر روز خدا .بیرون از خونه این کار رو میکنم
.پس تو هم میتونی - .ولی نمیخوام -
.همه چیز خیلی عجیبه .اثر انگشتها خیلی عجیبن
...عجیبه که - .تو نرفتی دنبالش -
.برای همینه که داری این کار رو میکنی - .تو هم نرفتی -
.حتی یه بار هم نرفتی دنبالش - !ولی تو قول داده بودی -
.متاسفم
.متاسفم عزیزم
.فقط بهم قول بده اینا رو بیاری پایین
مترجم: سحر
فانوسها چی؟ روشنشون کردن؟
آره بابا. انگاری اینجا مثل .یه جشنواره فانوس چینی بود
واقعا؟
.باید میدیدیش - .آره حیف شد -
!از دستت رفت! حیف - آره -
میشه باهاش حرف بزنم؟
میدونی چیه؟ الان وقت .نداره باهات حرف بزنه
...باشه پس بهش سلام برسون و
راستی اون پرسید میتونه .گوشهاش رو سوراخ کنه یا نه
!نه. معلومه که نمیتونه - .دیگه باید برم -
ما داریم دنبالش میگردیم - خب بالاخره همونیه که دنبالشیم؟ -
نه. اون یه دلیل موجه داره که موقع ...قتل ان سایر لاسن اونجا نبوده ولی
.با من بیا
ما به خاطر یه گزارش ناشناس .دربارهی بی توجهی به پسره، اومدیم اینجا
.خیلی خب - ...ما این زیرزمین مخفی رو پیدا کردیم -
که هاوگ خودش ساخته و لپتاپش هم پیدا کردیم
.که داریم قفلش رو باز میکنیم
تو خوبی؟ - آره. خوبم -
.اتاقک عایق صداست و دریچه هم همینطور
.زیر دریچهی میلهای ساخته شده .تا حالا همچین چیزی ندیده بودم
.نمونهی الیاف رو فرستادم آزمایشگاه
داریم دنبال اثر انگشت میگردیم .تا ببینیم کی اون پایین بوده
تولین؟ من تونستم به .لپتاپ هاوگ دسترسی پیدا کنم
.اسامی پوشهها بر اساس ماههای مختلفه
مگنوس؟
مگنوس، آمادهای؟
قراره بهمون خوش بگذره. خیلی خوش میگذره
تو که نمیخوای مامانت رو ناراحت کنی، نه؟
.خیلی خب. بیا تیشرتت رو در بیاریم
.آره. خوبه
.پسر خوب
.خیلی خوبه
.وای! تو خیلی خوشگلی
.من خیلی دوستت دارم
.آدم دلش میخواد بزنه ناپدری رو بکشه
.نه مادره رو
.مادرش میدونسته یه مشکلی هست .برای همین هم قفلها رو عوض کرده بود
اگه همون ناشناسی که لارا کر رو گزارش کرده بود،اون رو کشته باشه
...چون به نظرش لارا مادر بدی بوده
پس...چرا ان سایر لاسن رو کشته؟
.شاید از نظر قاتل اون هم مادر بدی بوده
آخه چرا؟ اون که وسایلش رو جمع .کرده بود و داشت شوهرش رو ترک میکرد
بله؟
...خونی که کف خونهی سایر لاسن بود
مال دخترهست؟ - .آره -
...آره و خون خواهرش رو هم توی دستشویی و
.اتاق رو به باغ پیدا کردیم
ولی همهی اینا که تو گزارش هست. چرا؟
.فکر کنم دخترهاش خیلی دچار حادثه میشدن
...چی؟ فکر میکنی - .ممنون باید برم -
.باید سوابق پزشکی دخترها رو پیدا کنیم
.بیمارستان گنتافته، ترقوه شکسته
.بینی شکسته
.به من نگاه نکن. عکسها رو نگاه کن
اینم مربوط به مرکز ترومای بیمارستان ملیه
.اون موقع کپنهاگ بودی
که از پلهها افتاده، هان؟ - .بله. قبلا هم گفتم. کار من نبود -
.یه حادثه بود - .ما میدونیم چه بلاهایی سر بچههات آوردی -
سوال اینه که دیگه کی میدونه؟
دادستان ناحیهای تصمیم گرفته
.به خاطر خشونت علیه فرزندانت محاکمه بشی
ممکنه دیگه هیچوقت دخترهات رو نبینی. میفهمی؟
من بچههام رو دوست دارم، خب؟
.واقعا دوست دارم
کی میدونست؟
.زنت میدونست
.یا شاید داشت مشکوک میشد
من سعی کردم کمک بگیرم، خب؟ حتی .بعد از گزارش با یه نفر صحبت کردم
کدوم گزارش؟
.گزارش به واحد مددکاری
یه مددکار اومد تایید کنه ولی من سپردمش به وکیلم
.و قضیه حل شد - یه مددکار از گنتافته؟ -
.از کپنهاگ
من صریحا پرسیدم گزارشی در .کار هست یا نه. مددکار گفت نیست
کی گزارش رو ثبت کرد؟
.نمیدونم. ناشناس بود
.آره
.آره. باشه
.واقعا رو اعصابه. خیلی ممنون
چه خبر؟
.سازمان امور کودکان و نوجوانان تا فردا پاسخگو نیست
و فقط وقتی پاسخگو هستن .که حکم دادگاه داشته باشیم
.متوجهام
مطمئنی میتونم ماشین رو ببرم؟ - .حتما. ببرش -
.ممنون که منو از اون سوراخ بیرون آوردی
.سلام
!سلام - .از فرصت استفاده کردم که ببینمت -
.آره - کارت تموم شده؟ -
.آره - .سلام -
.سلام - .سباستین هستم -
...ایشون هس هستند. اون
.همکارمه
میشه سوئیچ رو بهم بدی؟
.آره
الان کجاست؟ - .توی خونهی اکسل خوابه -
.حیف شد. مشتاق بودم دوباره ببینمش
.آره - .ولی مزایایی هم داره -
.وقت بیشتری داریم با هم باشیم
دفعه پیش که گذاشتی رفتی، یادته؟ - .آره. متاسفم -
...میدونی چیه؟ من خیلی خستهام. آمادهی
.نه، نه، نه. لازم نیست کاری بکنیم
فقط همینجا میشینیم، شراب میخوریم و وقت میگذرونیم. باشه؟
.دلم میخواد یه آخر هفته با هم بریم سفر
.نه، نه، نه. من آخر هفته هیچ سفری نمیرم
اصلا متوجهای من کارم چیه؟
.نه. چون تو نمیتونی بهم بگی
از من چی میخوای؟ هان؟
منظورت چیه؟
تو فکر اینی که مسواکت رو بیاری اینجا یا ...من به همین زودیها با مامانت آشنا بشم یا
فکر کردی من این رو میخوام؟
خب فکر کنم طبیعیه که بخوای به این فکر کنی که بیای پیش من زندگی کنی
.و یه زمانی هم بچه دار بشیم
.آره. آره. حتما. البته
.ولی فکر نکنم بتونم خواستههات رو برآورده کنم
نمیتونی یا نمیخوای؟
جریان چیه؟
به خاطر اون یاروی بیعرضه تو ماشینه یا چی؟
پس چیه؟
میشه لطفا بری؟
این اداها دیگه چیه؟ من که همیشه میذارم کار به اصطلاح خیلی مهمت رو انجام بدی
.و امر کنی کی و کجا و چطور همدیگه رو ببینیم
میدونی چیه؟ تو خیلی بی احساسی
.فقط به خودت اهمیت میدی
.وقتی زنگ زدی گرفتار بودم
فکر میکردم میخوای برگردی - .و برمیگردم -
...پس چرا - .الان یه کم شرایط پیچیدهست -
هرچی بیشتر صبر کنی شرایط اینجا هم پیچیدهتر میشه. نه؟
.فردا به فریمن زنگ میزنم - .هوف! بهتره زنگ بزنی -
.بالاخره اومدی
.زیادی کار میکنی ها
ایشون رضوان هستند. همونی .که گفتم مشاور املاک داره
.سلام - .سلام -
...فقط میخواستم آپارتمان رو بهش نشون بدم
.تا با یه قیمت خوب برات بفروشه
.بله - .بهش فکر کن -
.ده درصد بالاتر از قیمت متوسط بازار میفروشه
.میبینمت
.راستی سنباده رو هم گذاشتم اونجا
.ممنون
با توجه به تحقیقات دربارهی
کشته شدن لارا کر زنی 37 ساله و دستیار دندانپزشک
و کشته شدن ان سایر لاسن زنی 36 ساله از کلامپونبرگ
گمانهزنیهایی راجع به اینکه آیا ارتباطی .بین این دو وجود داره یا نه، مطرح شده
این دو قتل با فاصله چند روز اتفاق افتادند
و منابعی ناشناس میگن
.شباهتهای قطعی وجود داره
...پلیس فاش نمیکنه که - آمادهای؟ -
کار همون مجرمه یا نه - .آره -
قراره کجا بریم؟
بوکی قراره آخرین اصلاحیهها رو .توی اتاق کنفرانس اعلام کنه
.بالاخره داره باهامون راه میاد
عالیه. انگلز و فردریک، شما .برید. من باید با لیو حرف بزنم
لیو، رئیس بخش بررسی قتل باز هم سعی کرده با من تماس بگیره؟
نه. ولی شنیدم کارآگاهان با سازمان .امور کودک و نوجوانان تماس گرفتن
چرا آخه؟
.نمیدونم
امروز صبح زنگ زدم که یه سری آمار از کپنهاگ بگیرم
و فهمیدم کل سازمان به .خاطر یه بازرسی تعطیله
بازرسی؟
.آره
No comments yet. Be the first to leave one.