The Neighborhood

The Neighborhood

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

The Neighborhood S02E04 Welcome to Co-Habitation WEB x264
A Commentary by Majid.aliatashi
ترجمه و زیرنویس : مجید علی آتشی

Tags

other
Published on: 2020-03-17
Downloads: 36
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 178 lines.

پدر میشه بریم تو خونه این بیرون خیلی گرمه

اوه بی خیال پسر هوا زیاد بد نیست

فقط یکم گرمای پاییزیه

علاوه بر این درجه حرارت اومده پایین و شده ...... 38 درجه سانتی گرات

پس می تونم منم یه دور بازی کنم ؟

از چی صحبت میکنی ؟

اجازه دادم تو جعبش رو باز کنی

سلام کلوین

سلام دیو

چرا تو ماشین نشستی ؟

فقط دارم سعی کنم یکم هوای خنک کولر رو تو سینم حبس کنم ،برای دویدن تا خونه

خیلی خب ، باشه .. بزن بریم

کلوین صبر کن - چیه ؟ -

لعنتی ، کاری کردی که هوای خنک کولر رو بدم بیرون

هی قبل از اینکه بری تو خونه

این پهباد باحال رو یه نگاه بنداز ببین چطوری تونل هوا قرار گرفته

اول گازش رو می گیری بعد برش انگشتت رو برمی داری

واو ، واو ...مواظب سیم برق باش

فکر کنم الان وقتشه بزارمش تو جعبش

ترجمه و زیرنویس : مجید علی آتشی

دیو برق ما رو قطع کرده اما برق خودش وصله

اگه این تبعیض سفید پوست ها نیست نمی دونم چی بگم به شما

هی پدر ، می دونی ، اون چند روزه دیگه درست می شه

مطمعنی نمی خوای با من بیای خونه مارتی ؟

نه ، این اشتباه دیو بوده

من اینجا می مونم ، غذاشو می خورم و از کولرش استفاده میکنم

فکر میکنم یه جایی بین یخچال قصابی و کلبه اسکی مو ها باشه

خدایا اینجا مثل جهنم شده

همه جای بدنم به هم چسبیده

اگه حس می کنی اینجا جهنم شده

باید از این به بعد بیشتر برم کلیسا دعا کنم

حتی در طول فصل بازی های فوتبال

اون اینقدر گرم نیست

خیلی حس بدی دارم که کلوین و تینا می خوان شب رو اینجا بمونن

اون یه اتفاق بود

یه اتفاق بود ، درسته ؟

معلومه که یه اتفاق بود بهت که گفتم

گروور اونو از تو جعبه اشتباه در آورده بود

بزارید بیایم تو هوا این بیرون خیلی گرمه

آره ؛ داره از ابروهام عرق می چکه

اوه سلام بچه ها - برو اونور -

دنبال کولر هستم اوه ، آره ... اینه ... باشه

همه جام رو خنک کن برو اونجا که چسبیده ، همونجا

بازم ممنونم که گذاشتید اینجا بمونیم

شوخی می کنی ؟ ما خوشحالیم که شما اینجا اومدید

اوه ، نه ، به هیچ جام دست نزن مثل جهنم شدم

هی بچه ها تا وقتی که اینجا هستید لطفاً اینجـا رو خونــه خودتــون بدونید

خب ، اگه اینجــوریه ، تو هم پسـرم مالکوم هستی ، برو برام یه آبجو بیار

عالی شد ، الان یه آبجو ملایم با طعــم کدو تنبـــل برات میارم

ممنون ، و آبجو یادت نره

باشه ، ما براتون حموم رو آماده می کنیم

حوله تازه و ملافه های تمیز و

یه قوطی پر از شامپو های هتل که خــودم همشـــون رو دزدیــم

اوه ، جما تو از این کارا نمی کردی

می دونم ، اما اینکار خیلی هیجان داشت

خب ، از اوجا که تو با طعم کدو تنبل دوست نداری

یه چیزی برات آوردم که بیشتر سنتیه

احتمالاً آبمیوه نیست ؟

می خوام یه سر برم فروشگاه

نه ، نه ، نه دیو ، نمی خواد داداش

ما فقط می خوایم بریم بالا لباس عوض کینم و برای شام آماده بشیم

اوه خوبه ، خب بعدش شاید ما بتونیم یه فیلمی هم ببینیم ، بازی کنیم

یا نمی دونم یه ضربه ای بزنیم

همگی شب بخیر ، شب بخیر

سلام ، چطوری داداش ؟ - سلام ... بیا تو داداش -

اوه ، وای مارتی خونت عالیه می بینم دکور خونت رو عوض کردی

آره ، می خوام اسم این زیبایی شناسی رو "بزارم " نیم قرن با مارتی

خب این یه تقلید اسم زیبا از " کلوین قرن گذشته" است

خوش حالم که اومدی اینجا پسر بفرما بشین ، راحت باش

ممنون ، مهم نیست ، اگه راحت باشم

شاید لازم نیست انقدر راحت باشی

باشه ، اشتباه کردم

نه ، می دونی ، فقط ... این یه میز قهوه است نه یه زیر پایی ، اینا خیلی با هم فرق دارن

باشه

متوجه شدم ،پسر ، ممنونم این چیه ؟

وای چیه ؟

فکر کردی داری چکار می کنی ؟

مارتی فقط داشتم اسباب بازی جدید رو نگاه می کردم

اسباب بازی ؟ مالکوم این یه مدل کوچیک "از "زحل پنجم

شاتل " آتلانتیس" و اتاقک " آپولو" هست

باشه ؟ اینا یکی از مهمترین نمونه های ساخته شده برای صعود به فضا است

درسته

اینم جاییه که انسانها با "جنگجوی قهرمان سبز" ملاقات کردند

نه پسر

اون اونجاست تا مواظبشون باشه

هی مارتی ؛ ببین ، اینا همش یه مشت خرت و پرته داداش

انقدر خودت رو اذیت نکن

نه پسر ، می دونی ، من ناراحت نیستم ... ناراحت نیستم ، فقط

من این چیز ها رو به طور خاصی دوست دارم

می دونم چه اخلاقی داری

قبلا سوپ الفبای خودت رو به ترتیب حروف الفبا می خوردی

هی ، این اسمش منظم بودنه

و بخاطر همین توجه به جزئیاته که باعث شده شرکت "جی پی ال" شخصی مثل منو استخدام کنه

بله ، خب منم در شرکت "جی پی ال " کار میکنم

... خب ... می دونی

می دونی ، بی احترامی نمی کنم اما ... اما تو نگهبان هستی ... و من مهندسم

این همش بی احترامی بود

نه ، من فقط می گم ، مثلا اگه یه دکمه اشتباهی بزنی یه نفر اشتباهی سقوط میکنه

و اگه من اون دکمه اشتباهی رو بزنم خداحافظ ماه

صبر کن ، تو می تونی ماه رو منفجر کنی؟ - تو چیزی نشنیدی -

گوش کن مالکوم ، اینجا خونه منه ، می دونی ؟ بنابراین تا وقتی تو اینجایی

چرا به چیز هایی که من دوست دارم رو ازشون نگه داری نکنیم ؟

باشه پسر باشه - خیلی خب -

می رم دوش بگیرم مگر اینکه ناراحت بشی

احمق نباش

فقط گوشی موبایلت رو با خودت نبر

دوست ندارم به گوش پاک هام امواج رادیویی بخوره

اوه ، سلام جما من اومدم پایین یه لیوان مشروب بردارم

اوه ؛ خدای من

چیزی نیست . این فقط یه ماسک مرطوبه کاغذیه

خب ، مطمعنی ؟ چون شبیه قاتلی شدی که صورت قربانیش رو گذاشته روی صورتش

اوه ، شبیه هانیبال ؟

من جگرشو با یکم لوبیا چیتی و لپه خوردم

فکر کنم یکم از ماسک خودم رو قورت دادم

خب ، هر شب این کار رو می کنی ؟

اوه ، نه ، فقط هفته ای یه بار

تو برای پوستت چکار میکنی ؟

خب ؛ من یه رژیم پیچیده ای دارم که هفت شب در یه هفته انجام می دم

اوه ، چی هست ؟

بهش می گن سیاه شو

لعنتی ، جما شوخی نمی کرد اون 50 تا شامپو از 50 تا هتل مختلف داره

می دونی ، وقتی دفعه بعد خواست از حموم ما استفاده کنه ، باید حواسم بهش باشه

خب ، می دونم من امشب خواب راحتی ندارم

این ملافه ها مثل چسب به من چسبیدن

اونا به من حس خوبی می ده اونا حس نرمی می ده

به اندازه کافی نرم نیست

چطوری من اینور و اونور بچرخم

انقدر غر غر نکن فقط تلویزیون رو روشن کن

باشه

اما من یه فیلمی رو می خرم که شاید ببینمش و یا نبینمش

کنترل کجاست ؟ - نمی دونم ، کشوی سمت دیو رو نگاه کن

آره

اینجا چیزی نیست جز یک کتابی "از کتاب های" کمک به خود

ایجاد ارتباط با مهربانی

حتی کتابهایش هم آزار دهنده هستن

کلوین دست از فضولی بردار سفید پوست ها معمولا دوربین دارن

اینو ببین تینا دیو هم یه انجیل داره

می دونی ، شاید باید یه دفعه به کلیسای خودمون دعوتش کنیم

می تونی تصور کنی دیو رو در کلیسای سیاه پوست ها

اون دایره زنگی رو دیگه کسی دستش نمی گیره

اوه ، صبر کن ، این انجیل نیست

اوه ، نه ، عزیزم ، اون باید دفتر یادداشت روزانه دیو باشه

بزارش سر جاش ، کار درستی نیست

اوه ، نه ، چیزی نیست ، تینا

اون همیشه همه چیزش رو به من می گه ، می دونی ؟

اووه ، این خوبه ، اینجا رو ببین

خانم کیم امروز دوباره منو ناراحت کرد

چرا اون می خواست آب حمام منو بخوره؟

هی دیو ، اگه داری می بینی من هیچ کارم

اوه ، اینجا یکی دیگه هست

یه نوع دست دادن باحال یاد گرفتم

می خوام فردا روی مالکوم امتحانش کنم

ببین اون حتی عکسش هم کشیده اینو ببین ، مثل اینجوری

کلوین ، کلوین ، ببین کافیه ، باشه ؟

خوندن اون یادداشت ها کافیه - فقط یکی دیگه باشه ؟ -

صبر کن یه دقیقه . این چه کوفتیه ؟

چیه ؟ - بزار با عینک بخونمش -

اوه ، بیا ، بیا

کلوین باتلر فکر میکنه کارش خیلی درسته

اما اون در واقع یه مرد کوچولوی مسخره و ضعیفه

اشتباه گفتی ، دیو ، اون آدم سردیه

اون دیو فکر کرده کیه که به من می گه ضعیف و مسخره ؟

بهت می گم مسخره چیه

اینجور دست دادن ، این مسخرست مثل قول دادن با انگشت کوچیکه است

کلوین دیگه نخونش اون فقط احساست رو خراب می کنه ، عزیزم

احساسم ؟ - آره -

تینا من یه مردم من احساسات ندارم

علاوه بر این اهمیتی نمی دم که دیو در مورد من چه فکری میکنه

باشه ، خب ؛ حالا که اینجوریه بگیر بخوای

آره ، بگیریم بخوابیم

باشه

نمی تونم بخوابم

باید عقده خودمو خالی کنم همین الان

لعنت به این ملافه های چسبی

کلوین ، کلوین صبر کن تو نباید با دیو صحبت کنی

چرا نه ؟

چون اون می فهمه که یادداشت هاشو خوندی

عزیزم این کار اشتباهیه - اهمیتی نمی دم -

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left